امام حسن(ع) و صلح با معاویه

جواب اجمالی :
– سوالات شما که حاوی چندین سوال دیگر است ای کاش هر سوال بطور مستقل و جداگانه ارسال می‌شدتا حجم پاسخ خواننده را خسته نکند.
– تمام موارد نقل شده در باره رابطه امام حسن(ع) و امام حسین(ع) و مفاد صلح نامه امام حسن(ع) با معاویه از تاریخ طبری نقل شده است که یک کتاب تاریخ عمومی و عمدتا غیرقابل اعتماداست.
– تاریخ طبری در بیان تاریخ اسلام و تاریخ اهل بیت(ع) و تاریخ ائمه(ع) جاهایی بسیارضعیف است اگر نگوییم غلط .
– آنچه ذکر شده است در تاریخ طبری و اخبار الطوال دینوری آمده است که مورد توافق سایر منابع و مورخان نیست .
– در باره رابطه امام حسن(ع) و امام حسین(ع) با معاویه ، نه تنها رابطه دوستی بر قرار نبود بلکه رابطه دشمنی بود و معاویه در فرصت های مختلف به دنبال قتل این دو امام بود .
– در باره مسایل مالی قرارداد نامه صلح بین امام حسن(ع) و معاویه ، در منابع تاریخی ،محل اختلاف است .در اکثر منابع تاریخی مسایل مالی در قرارداد نامه صلح وجود ندارد .
– متاسفانه معاویه و بنی امیه و تاریخ نگاری اموی تهمت‌هایی بسیاری به ائمه(ع) بخصوص امام حسن(ع) وارد کردند که با مبانی کلامی و تاریخ شیعه سازگاری ندارد .
توضیح بیشتر :
1- اعتبار تاریخ طبری
– متاسفانه تاریخ طبری مثل اخبارالطوال دینوری و برخی از کتب دیگر نویسندگان اهل سنت که به وثاقت راوی خیلی اعتقاد ندارند و هر خبر ضعیفی را نقل می‌کنند، بیشتر دنبال داستان‌سرایی و قصه گویی‌اند تا منبع و سند تاریخی و بیان واقعیت، لذا مطالب ضعیف و غیرمستند در آن فراوان است.
– گزارش های طبری در باره تاریخ اهل بیت(ع) صحیح نیست و با سایر منابع و گزارش های تاریخی هم خوانی ندارد.
مقالات و کتب و پایان نامه های ارشد و دکتری بسیاری در باره نقد تاریخ طبری و اعتبار یا عدم اعتبار آن وجود دارد .
قسمت اعظم تاریخ طبری مجموعه ای از روایات گوناگون از راویان مختلف است که به شکلِ معمولِ روایتِ خبر، نقل شده است، بدین صورت که ابتدا سلسله راویان و سپس خبر گزارش می‌شود؛ بنابراین، تاریخ طبری صرفاً نقلی است و مؤلف دخل و تصرفی در منابع خود نکرده و مطالب را بدون درنظر گرفتن صحت و سقم آن‌ها ضبط نموده است.
وی از یکسو با امانتداری کامل و در نوع خود بی نظیر، روایات متعدد و متنوع راجع به هر واقعه را آورده و از این طریق به حفظ منابع اسلامی از خطر نابودی خدمتی شایان کرده است، اما از سوی دیگر، مطالب غیرواقعی و افسانه های حماسی و نیز خلط و سهوهایی در کتابش دیده می‌شود؛ ازینرو باید محتوای هر روایت بررسی و با روایات دیگر مقایسه شود و مختصات و مسائل آن معلوم گردد.
انتقادهای بسیاری از راویان طبری، مخصوصاً سیف بن عمر ــ که علمای رجال او را تضعیف کرده و بر روایات وی نقد جدّی نوشته‌اند و گاه از خود طبری، شده است.
ارزیابی و میزان اعتبار تاریخ طبری در باره تاریخ اسلام
کتاب تاریخ طبری از نظر میزان اعتبار در مسایل تاریخ اسلام ،جایگاه خوبی ندارد ، مخصوصاً نویسنده در مورد مطالبی مربوط به جریان غدیر و مسایل مربوط به فاطمه زهرا (س) یا آن دست مطالبی که به نفع اهل سنت نیست، دچار مشکل شده و این گونه مطالب را آن گونه که هستند تدوین نشده است، زیرا طبری بر اساس تعصباتی که داشت، این دست مطالب را درست بیان نکرده و حتی برخی از آنها را تحریف یا حذف نموده است.
به هر حال روایات کتاب وی اگر این شرائط را داشته باشد مورد قبول واقع می شود: مخالف قرآن نباشد ، مخالف روایات صحیحه نباشد ، با اعتقادات مسلم اسلامی متضاد نباشد ، کتابهایی که ماخذ طبری و امثال او قرار گرفته معتبر باشند ، روایات متضادی در بین نباشد ، روایات در شرایط عادی صادر شده باشد ، با واقع مطابق باشد ، اگر به دین اسلام مربوط است باید از پیامبر اکرم(ص) و یا یکی از امامان معصوم علیهم السلام باشد و از نظر ادبیات عربی هم مشکل نداشته باشد.
با این ‌که تاریخ طبرى دوره نوینى را در تاریخ‌نگارى اسلامى آغاز کرد و اثر فراوانى بر مورّخان پس از خود گذاشت و از کتاب‌ها و منابعی استفاده کرده که بیشتر آنها به مرور زمان از بین رفته‌اند و امروزه وجود ندارد، اما امروزه بنابر نظر بیشتر محققان شیعه، دارای اشکالات مهمی است. در این‌جا به برخی از این اشکالات اشاره می‌شود:
1. طبری بدون تحقیق درباره سند؛ همه روایات و نقل قول اشخاص را در کتاب خود درج کرده و بسیاری از این ناقِلان حدیث نسبت به اهل بیت پیامبر اکرم(ص) بُغض و کینه داشتند.
2. طبری بیشتر رخدادها بویژه اتفاقات صدر اسلام را با تفصیل نقل می‌کند، اما از برخی وقایع مهم؛ مانند جریان حجةالوداع و واقعه غدیر خُم به سادگی می‌گذرد و تا حد بسیاری آن‌را مختصر می‌سازد.
3. طبری در تاریخ خود در موارد متعددی حقایق تاریخی و فضائل اهل بیت عصمت و طهارت(ع) را کتمان نموده است؛ مانند: بازگو نکردن فجایع واقعه حرّه. همچنین در مسائل مهم تاریخ امامان(ع) از جمله شرح حال امام صادق(ع)، امام جواد(ع) و امام ‌هادی(ع) و امام حسن عسکری(ع) و حضرت مهدی(عج).
4. اعتماد به راویان غیر معتمد، مجهول و دروغ‌گو؛ مانند: «سیف بن عمر»، و محمد بن حمید رازی.
5. طبری گاهی روایات اسطوره‌ای و افسانه‌ای را نقل می‌کند؛ برای نمونه می‌گوید: در زمان ابوبکر جنگی اتفاق افتاد به نام «فتح دارین»، لشگر اسلام در سر راهش دریا بود تا دارین کشتی‌ها 42 ساعت مسافت را طی می‌کردند، دستور داده شد لشکر به آب بزنند، همه به‌ آب زدند، شتر سوار و اسب سوار و بر سطح آب حرکت کردند، در زیر سم اسب‌ها و پای شترها ماسه بالا آمد که آب فقط روی، پشت پای شترها را می‌گرفت.
به هر حال؛ درباره جایگاه و اعتبار تاریخ طبری باید گفت: دست‌یابی به حقیقت و واقعیت امکان‌پذیر است، به شرطی که ضوابطی که در این زمینه وجود دارد رعایت شود. توجه به همه شواهد و دلائل، عرضه داده‌های تاریخی بر قرآن و سنت معتبر، بررسی سند روایات، بهره‌گیری از عقل و سایر منابع، حدس و گمان هوشیارانه (در جایی که داده تاریخی نداریم) و نهایتاً نقد درونی و بیرونی مطالب تاریخی و راویان آنها از جمله راه‌کارهایی است که می‌تواند موجب کشف حقیقت شود که از حوصله این نوشتار خارج است.
در خلاصه کلام در باره تاریخ طبری ؛ کتاب تاریخ طبری منبعی است سُنّی و نه شیعی و فی نفسه بر شیعه حجت نیست. علاوه بر این طبری شخصی است متعصب که بسیاری از حقائق تاریخی را پنهان کرده و یا آن ها را وارونه جلوه داده است. و لذا کتاب تاریخ طبری پر است از دروغ ها و جعلیاتی که مخالف با امور قطعی و سیره ی پیامبر می باشد و بهانه ی خوبی به دست دشمنان دین داده است.
نقد برخی از علمای شیعه بر تاریخ طبری
علامه محمد تقی شوشتری (رض) در کتاب ، التستری، الشیخ محمد تقی (المتوفى 1415 هـ)، قاموس الرجال، ج 9، ص 153 و 154، تحقیق : مؤسسة النشر الإسلامی، ناشر : مؤسسة النشر الإسلامی التابعة لجماعة المدرسین بقم المشرفة، 1410 هـ .
و آیت الله شیخ محمد صادق نجمی (رض) ، النجمی،محمد صادق (المتوفى 1390 ش)،أضواء على الصحیحین،ص 24 و 25.
و عسکری،مرتضی (متوفای 1428 هـ)، یکصد و پنجاه صحابی ساختگی، ج1، ص 22، ناشر: ئانشکده اصول دن، نوبت چاپ :چهارم، 1378 ش. و علامه امینی ، الأمینی،عبد الحسین (المتوفى 1390 هـ)، الغدیر فی الکتاب والسنة والأدب، ج 8، ص 459 – 461،الناشر : مرکز الغدیر للدراسات الإسلامیة، الطبعة : الأولى، 1416 هـ .و فرجپور، مرتضی، نقـدی بر رویکرد طبـری در کتمان و تحریف فضائل اهل بیت(ع) در دو اثر تاریخی و تفسیری خویش، مجله امامت پژوهی، شماره 9، سال سوم، بهار 1392ش. و… به نقد گزارش های طبری پرداختند .
منابع جهت مطالعه بیشتر در باره تاریخ طبری :
– مدخل دائره المعارف ها و دانشنامه ها در باره تاریخ طبری
– دانشنامه جهان اسلام، بنیاد دائرة المعارف اسلامی، برگرفته از مقاله «تاریخ طبری»، شماره۳۱۱۴.
– نقد متد طبری در تاریخنگاری نویسندگان: سید مرتضی عسکری منبع: کیهان اندیشه 1368 شماره 25
– الصحیح من سیره النبی الاعظم تالیف جعفر مرتضی العاملی
– سیره رسول خدا و منابع تاریخ اسلام، هر دو تالیف رسول جعفریان
– «وقعه الطف » (بازسازی مقتل الحسین (ع) ابومخنف / کهن‌ترین روایت از واقعه کربلا) نویسنده: محمدهادی یوسفی غروی ترجمه: محمد صادق روحانی ناشر: کتاب طاها، چاپ اول 1397
2- پاسخ به سوالات :
1- تهمت ها به امام حسن ع
پاسخ : متاسفانه این از تحریف ها و تهمتهای معاویه و بنی امیه و تاریخ نگاری اموی بر علیه امام حسن(ع) است که طبری آن را نقل می کند .
چنین گزارشهایی در دیگر منابع تاریخی وجود ندارد .
چنین گزارش هایی با مبانی کلامی شیعه و مقام عصمت امامت و ولایت سازگاری ندارد .
((2) رابطه امام حسن با معاویه چگونه بود؟
پاسخ : نه تنها رابطه ایی دوستانه ایی بین امام حسن و معاویه نبود. رابطه معاویه با امام حسن(ع) رابطه دشمنی بود.
پس از ماجرای جنگ سپاه کوفه و امام حسن(ع) با سپاه شام و معاویه و شکست سپاه کوفه و امام حسن(ع) و صلح تحمیلی امام به مدینه بازگشت . دشمنی ها و مخالفت های معاویه ادامه یافت و معاویه منتظر شهادت و قتل امام حسن(ع) بود و در نهایت موفق به قتل امام شد.
امام نه تنها علاقه به حاکمیت و حکومت داشت که وظیفه او بود حاکمیت و حکوکت و ولایت و سر پرستی جامعه را به عهده گیرد و ولی به علت عدم همراهی کوفیان و خیانت خواص مجبور به صلح شد . منابع تاریخی در باره نزاع و درگیری کلامی امام حسن(ع) و معاویه سخن گفته اند .
3) ماجرای صلح امام حسن(ع) و معاویه چه بود؟
ماجرای صلح امام حسن ع و معاویه به تفصیل در منابع تاریخی آمده است .
در این باره به کتاب صلح الحسن شیخ راضی آل یاسین با ترجمه سید علی خامنه ایی آمده است . صلح امام حسن(علیه السلام) ( صلح امام حسن ، نرمش قهرمانانه تاریخ ) نوشته شیخ راضی آل یاسین، ترجمه آیت الله خامنه ای، ناشر: انتشارات انقلاب اسلامی ، مراجعه نمایید .
4) شرایط صلح امام حسن با معاویه چه بود؟
در باره مفاد صلح نامه بخصوص بحث مالی اختلاف بسیار است و در برخی از منابع مسایل مالی وجود ندارد بر فرض وجود پیشنهاد مالی این مبلغ سهم کوفیان و بازماندگان در جنگ کوفیان است که معاویه آن را نپرداخت.
اگرمباحث مالی را امام در صلح نامه قید کرده باشند، برای این که می خواستند نیاز شیعیان را از دستگاه حکومت معاویه رفع کنند که اینها مجبور نباشند و بدانند اگر نیازی داشته باشند می شود خود امام حسن و امام حسین مرتفع کنند. «و بنی هاشم را از بخششها و هدیه ها بر بنی امیه امتیاز دهد و یک ملیون درهم در میان بازماندگان شهدایی که در کنار امیر المؤمنین در جنگهای جمل و صفّین کشته شده اند تقسیم کند و اینها همه باید از محل خراج «دارابجرد» تأدیه شود.»
5) رابطه معاویه با امام حسین و امام حسن پس از صلح با امام حسن چگونه بود؟
منابع تاریخ اسلام در این زمینه اطلاعات جسته و گریخته‌ای به دست می‌‌دهند و اطلاعات آنان صرفاً به ملاقاتهای امام (ع) با معاویه که معمولاً در سفر حج در مکه و مدینه صورت می‌گرفته محدود می‌شود و در این ملاقات‌ها یک سری گفتگوهای معمولی میان آنان رد و بدل می‌شده و معاویه امام (ع) را تعظیم و تکریم می‌کرده است.
معاویه سفر های زیارتی به مکه و مدینه داشت که در برخی از سفرها در حرمین شریفین در ایام حج معاویه با امام حسن و امام حسین ملاقات کرد(بلاذری، 1/96)
اما ملاقات امام حسن و امام حسین و یا به پیشواز رفتن معاویه سخن درستی نیست زیرا چنین اقداماتی حتی اگر در برخی منابع مثل طبری و اخبار الطوال و… وجود داشته باشد با عقاید تشیع و مبانی فکری و معرفتی ائمه ع سازگاری ندارد . و علاوه بر آن برخی مستندات تاریخی و روایی نیز که بر جعلی و ساختگی بودن این روایات تاریخی صحه گذاشته و بی اساس و موهوم بودن آن را آشکار می‌سازد.
به شهادت تاریخ، معاویه که به هیچ یک از اصول اخلاقی و انسانی معاهده صلح پایبند نبود، گستاخانه و بدون در نظر گرفتن عواقب سوء آن، در مقابل چشم مردم کوفه، عملاً و علناً مفاد عهدنامه را زیر پا نهاد و گفت: «به هیچ یک از آنها عمل نخواهم کرد.» (مفید، 2/11؛ ابن اعثم، 769؛ مقدسی، 4/893؛ بلاذری، 3/44).
و لذا در ایام خلافت معاویه عرصه چنان بر امام‌حسن (ع) و امام حسین یارانش تنگ گردید که به شیعیان خود چنین توصیه می‌فرموند: «تا معاویه زنده است، هر یک از شما پناهگاه خود را از دست ندهد. اگر معاویه مُرد و ما و شما زنده بودیم، از خدا مسألت می‌کنیم که ما را راهنمایی کند و در کارها ما را یاری دهد و به خودمان وانگذارد. به یقین خدا با مردمی است که تقوا پیشه کنند و نیکوکار باشند. (ابن قتیبة، 1/152؛ بلاذری، 3/49 ـ 48؛ آل یاسین، 409).
بزرگان کوفه که از امام حسن (ع) برای از سرگیری جنگ با معاویه ناامید شدند، کوشیدند که امام حسین (ع) را همراه خویش سازند و به رهبری وی با معاویه نبرد کنند. دینوری در این باره چنین نقل می‌کند: «حُجر از حضور امام حسین (ع) بیرون آمد و با عبیدة بن عمرو نزد امام حسین (ع) رفتند و گفتند: ای ابا عبدالله، خواری را در برابر عزت خریدید و چیز اندک را پذیرفتند و چیز فراوان را رها کردید، فقط امروز پیشنهاد ما را بپذیر و سپس تمام روزگار را با ما مخالفت کن، حسن (ع) و عقید‌ه‌اش را درباره صلح رها کن، شیعیان خود را از مردم کوفه و دیگر نواحی جمع کن و من و این دوستم را به سرپرستی مقدمه لشکر بگمار تا بدون اینکه پسر هند متوجه باشد، ناگاه او را با شمشیرها فرو کوبیم». (دینوری، 268 و 267). بنابر نقل دینوری، امام حسین (ع) دو پاسخ به مردم کوفه داد که تا حدی با هم متفاوت است. او اظهار می‌دارد که امام حسین (ع) فرمود: «ما بیعت کرده و پیمان بسته‌ایم و راهی برای شکستن بیعت ما نیست». (همانجا، 268).
آنچه مشخص است امام حسین ع درصلح با معاویه باقی ماند اما هرگز با معاویه بیعت نکرد ،علت عدم جنگ امام حسین با معاویه حفظ صلح و حفظ شیعیان و مقابله با سیاستهای معاویه بود .
علاوه بر این بین امام حسین و معاویه نامه های مختلفی در منابع تاریخی ذکر شده است که حضرت در این نامه ها ماهیت معاویه را بر ملا می سازد
6) مقرری سالیانه امام حسن و امام حسین در زمان خلیفه‌گری عمر و معاویه چقدر بود؟
در سوال مقرری سالیانه امام حسن و امام حسین در زمان خلیفه‌گری عمرآمده است ! در حالی که در زمان عمر با وجود علی ع امام حسن و امام حسین نقشی ندارند این دو امام تازه در سنین نوجوانی و جوانی هستند ! بعد ار پیامبر ص ابتدا ابوبکر و بعد از او عمرو سپس عثمان و بعد از عثمان علی ع (30 حدود سال ) حسنین نقش مستقیمی در تحولات جامعه ندارند.
در برخی از منابع تاریخی در باره صلح امام حسن ع با معاویه آمده است :
یکی از مسائلی که مورخ مشهور، طبری آن را نقل کرده است به مسائل مالی برمی گردد؛ بر اساس آن امام حسن(علیه السلام) از معاویه تعهد گرفته بود که بیت‌المال کوفه را که در آن وقت، 5 میلیون درهم بود به همراه خراج دارابگرد( بخشی از فارس) متعلق به امام مجتبی باشد.
-بیت‌المال کوفه که موجودی آن پنج میلیون درهم است مستثنی است و تسلیم حکومت نمی‌شود و معاویه باید دو میلیون درهم برای حسن بفرستد و بنی هاشم را از بخشش‌ها و هدیه‌ها بر بنی امیه امتیاز دهد و یک میلیون درهم در میان بازماندگان شهدای که در کنار امیرالمؤمنین در جنگ‌های جمل و صفین کشته شده‌اند تقسیم کند و این‌ها همه باید از محل خراج دارابگرد تادیه شود.
در باره پذیرش منابع مالی و هدایا و یا دریافت مقرری امام حسن و امام حسین ع از معاویه به چند نکته باید توجه کرد :
1. متن معاهده و پیمان نامه صلح امام حسن با معاویه در منابع تاریخی متفاوت است و شرایط مالی در برخی از منابع وجود ندارد .
2. بر فرض وجود چنین مفاد مالی در صلح نامه بین امام حسن و معاویه ، این مبلغ متعلق به بیت المال و سهم کوفیان از بیت المال بود که باید در بین کوفیان بخصوص کشته شدکان جنگ و بازماندگان جنگ و فقرای کوفه تقسیم می شد .
3. به علت رقابت شام و شامیان با کوفیان و جنگ شامیان با کوفیان گنجاندن چنین بندی برای تامین مال کوفیان عاقلانه و پیش بینی خوبی بود که معاویه نتواند سهم کوفیان از بیت المال را قطع کند .
مفاد مالی صلح نامه هم از جمله مفادی بودند که تدبیر آنها را اقتضا می کرد؛ حضرت امام حسن(علیه السلام) می داند که معاویه فردا برای هواداران امیرالمومنین(علیه السلام) هیچ حقی از بیت المال، قائل نخواهد بود و امام که دیگر حکومتی در دست ندارد تا خراج ها و مالیات‌ ها دستش بیاید؛ لذا جا دارد که از معاویه این تعهدات را بگیرد تا بتواند متکفل خانواده شهدا و رزمندگانی باشد که با امیرالمومنین(ع) همراه بودند و اینک از هرگونه حقی محرومند. این تدبیر خوبی است.
4. ما هیچ سندی نداریم که نشان دهد معاویه به تعهدات خویش از جمله تعهد مالی عمل کرده باشد بلکه اسناد فراوانی وجود دارد که نشان می دهد معاویه به هیچ یک از شروطی را که زیر آنها را امضا کرده بود عمل نکرد.
6. پذیرفتن مقرری اگر اثبات شود از بیت المال و سهم هر مسلمان از بیت المال حکومت اسلامی بوده است .
7. پذیرفتن هدایای معاویه از سوی امام حسین علیه السلام ، هنگامی تأیید حکومت معاویه به شمار می آمد که امام در مقابل جنایات او سکوت کند ؛ ولی از آن جا که امام علیه السلام با صراحت ، از معاویه انتقاد می کرد ، پذیرش هدیه او ، باعث تأیید حکومتش نبود ،
چنان که در حدیثی از امام باقر علیه السلام می خوانیم :
إنَّ الحَسَنَ وَ الحُسَینَ علیهماالسلام کانا یغمِزانِ مُعاوِیةَ وَ یقولانِ فیهِ وَ یقبَلانِ جَوائِزَهُ .
حسن و حسین علیهماالسلام از معاویه عیب می گرفتند و از او انتقاد می کردند ؛ ولی عطایایش را می پذیرفتند .
پذیرفتن هدایای معاویه اگر تأیید حکومت وی محسوب شود عیب است اما امام حسن و امام حسین گاهی
هدایای معاویه را نمی پذیرفتند ، چنان که در جریان آمدن معاویه به مکّه و ارسال اموال و هدایای فراوان برای امام حسین علیه السلام ، ایشان از پذیرفتن آنها خودداری کرد .
8. بر فرض پذیرفتن هدایا ،مصلحت و حکمتی در پذیرفتن هدایای معاویه بود . و آن مصلحت تأمین نیاز جمعی از مستمندان کوفه دلیل پذیرش هدایا بود زیرا امام حسن و امام حسین علیهماالسلام آن هدایا را به مصرف زندگی شخصی خود نمی رساندند و همه را صرف نیازمندان می کردند .
7- کسانی که با یزید بیعت نکردند
در باره ماجرای بیعت ستاندن معاویه از مردم شام ، مکه ، مدینه و عراق از مردم برای خلافت یزید سخن بسیار است .
معاویه در ابتدا از مردم شام و سپس عراق و سپس مردم مدینه و مکه برای یزید بیعت گرفت .
بیعت همراه با وعده و تطمیع و تهدید بود.
گفته شد تمام بزرگان و مردم شام و مکه و مدینه و عراق در زمان معاویه با یزید بیعت کردند الا چها نفر 1. حسین بن علی 2.عبدالله بن عمر 3. عبدالله بن زبیر 4.عبدالرحمان بن ابوبکر
در منابع تاریخی آمده است :
معاویه به مروان ابن حکم (حاکم وقت مدینه) دستور داد تا اهالی مدینه را از تصمیم معاویه آگاه سازد. مروان با مقاومت افراد از جمله حسین بن علی، عبدلله بن زبیر، عبدالله بن عمر و عبدالرحمن بن ابوبکر، روبرو شد. معاویه شخصاً راهی مدینه شد تا آن چهار مخالف را به تسلیم وادارد، اما آن‌ها از مدینه خارج و به مکه رفتند
معاویه آنان را دنبال کرد و آنان را به مرگ تهدید کرد، اما آنان زیر بار حمایت از او نرفتند. با وجود این، توانست مکیان را قانع کند که آن چهار تن بیعت خود را شکسته‌اند، و از مردم شهر برای یزید بیعت گرفت. در راه بازگشت به دمشق، به مدینه رفت و بیعت مردمان آنجا را نیز گرفت. پس از آن، مخالفان یزید سکوت اختیار کردند.
معاویه، پیش از مرگش، وصیت‌نامه‌ای برای یزید نوشت و در آن توصیه‌هایی در رابطه با خلافت کرد. او برای یزید نوشت که از حرکات حسین و ابن زبیر آگاه باشد و پیش‌بینی کرد عراقیان حسین را به شورش اغوا کنند ولی یاری‌اش نکنند. او همچنین به یزید توصیه کرد که با حسین با احتیاط رفتار کند و خونش را نریزد، چون او نوهٔ پیامبر است. در عوض با ابن زبیر با خشونت رفتار کند مگر آنکه با او کنار بیاید.تاریخ طبرى، ج 4،
مخالفان بیعت با یزید
یزیدبن معاویه و والیان او ، پس از مرگ معاویه از مردم و شخصیتها بیعت می گرفتند . اما کسانی هم زیر بار بیعت نرفتند . از جمله کسانی که علنا بیعت با یزید را رد کردند و زیر بار حکومت او نرفتند و از او انتقاد کردند ، اینان بودند : حسین بن علی علیهما السلام ، عبدالرحمن بن ابی بکر ، عبدالله بن زبیر ، منذربن زبیر ، عبدالرحمن بن سعید ، عابس بن سعید و عبدالله بن حنظله .
سیدالشهداء (ع) دعوت ولید ، والی مدینه را برای بیعت رد کرد و ضمن سخنی که فضایل دودمان رسالت را بر شمرد و به ننگهای یزید اشاره داشت ، فرمود : « … وَ مِثْلی لایبایعُ لِمِثْلِهِ »
و به مروان نیز که آن حضرت را می خواست به بیعت وا دارد ، فرمود : « وَیحَک ! اَتَأمُرُنی بِبِیعَةِ یزید وَ هُوَ رَجُلٌ فاسِقٌ ؟ »
( آیا مرا به بیعت مردی فاسق چون یزید فرا می خوانی ؟ ) سیدالشهداء (ع) بیعت با یزید را به معنای قبول سلطه جور و رضا دادن به هدم اسلام می دید . از این رو و برای نجات اسلام و امت از حکومت فاسقان ، بیعت نکرد و سفر مکه ، سپس راه کربلا را در پیش گرفت . و پس از آن راهی عراق و کوفه شد و در نهایت در کربلا به شهادت رسید .،موسوعة کلمات الامام الحسین ، ص 284 .بحارالأنوار، ج44، علامه مجلسی ، باب 37 ما جری علیه بعد بیعة الناس…
منابع جهت مطالعه بیشتر در باره امام حسن ع :
برای آگاهی در زمینه صلح امام حسن(ع) به کتاب های زیر رجوع کنید:
– زندگانی امام حسن(علیه السلام)، نوشته باقر شریف قریشی، ترجمه فخرالدین رازی، چاپ اول، سال ۱۳۷۶، مؤسسه بعثت، تهران؛
– صلح امام حسن(علیه السلام) نوشته شیخ راضی آل یاسین، ترجمه آیت الله خامنه ای، چاپ ۱۲؛
– تاریخ زندگی امام حسن و امام حسین(علیهما السلام)، از انتشارات مرکز تحقیقات سپاه.
– مجموعه آثار شهید مطهری ج۱۴ (صلح امام حسن(ع)) صفحه۶۴۸ الی ۶۴۹.
– سیری در سیره ائمه اطهار، شهید مرتضی مطهری
– حقایق پنهان از زندگانی امام حسن (علیه السلام)، احمد زمانی.
– زندگانی امام حسن مجتبی (علیه السلام)، سید هاشم رسولی محلاتی.
-حیات فکری و سیاسی امامان شیعه، رسول جعفریان
– حیاة الامام الحسین بن علی، شریف قرشی، ج2،
-سیره پیشوایان، استاد مهدی پیشوایی
منابع جهت مطالعه بیشتر در باره امام حسین ع :
اللهوف، سید ابن طاووس
الارشاد، شیخ مفید قم، مکتبة بصیرتی، ص 200
امالى شیخ صدوق
مناقب ابن شهر آشوب، ج 4، ص 96.
سید جعفر شهیدی، تاریخ تحلیلی اسلام (چاپ بیست و یکم: تهران، مرکز نشر دانشگاهی، 1376) ص 174.
عاشورا ریشه ها، انگیزه ها، رویدادها، پیامدها، سعید داودی و مهدی رستم نژاد،(زیر نظر آیت الله العظمى ناصر مکارم شیرازى)، امام على بن ابى طالب علیه السلام ، قم ، 1388 ه. ش ، ص 317.

دیدگاهتان را ثبت کنید

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد