امتحان الهی با اعتقاد به ولایت فقیه و حکومت دینی

1. امتحانات الهی به منظور روشن شدن عیار دینداری و ایمان افراد در فراز وفرود ها و بزنگاههاست و اینکه انسان در دینداری خود چقدر ثابت قدم بوده و در اطاعت از فرامین و دستورات امام و ولّی که خداوند اطاعت و پیروی ایشان را واجب نموده است، چقدر صداقت دارد.روشن است که امتحان الهی برای علم خداوند نیست، زیرا خداوند به همه اسرار و آشکار انسان آگاه است، بلکه برای روشن شدن حقیقت برای خود افراد است. امتحان الهی اختصاص به زمان خاصی نداشته و همه زمانها را شامل می شود. این گونه نیست که کسانی که در عصر معصومین علیهم السلام بودند، تنها مورد امتحان الهی قرار بگیرند. در عصر غیبت نیز متناسب با وظیفه ای که داریم، مشمول امتحان الهی خواهیم شد. اگر در عصر حضور مسلمانان وظیفه اطاعت از امام را بر عهده داشتند، در عصر غیبت وظیفه اطاعت از ولی فقیه که نائب عام آن حضرت است را بر عهده دارند. مگر نه اینکه بر اساس ادله عقلی و نقلی معتبر فقیه جامع شرایط در عصر غیبت،از سوی امام معصوم برای اداره جامعه اسلامی معین شده است .در روایت مقبوله عمر بن حنظله امام صادق(ع) می فرماید: «… من کان منکم ممن قد روی حدیثنا و نظر فی حلالنا و حرامنا و عرف احکامنا فلیرضوا به حکماً فانی قد جعلته علیکم حاکماً فاذا حکم بحکمنا فلم یقبل منه فانما استخف بحکمنا و علینا رد و الرادعلینا کالراد علی الله » (وسائل الشیعه، ج 18، ص 98) در توقیع شریف حضرت ولى عصر امام زمان(عجل الله فرجه الشریف) در جواب نامه اسحاق بن یعقوب مرقوم فرمودند:«وَ اَمَّا الْحَوَادِثُ الْوَاقِعَةِ فَارْجِعُوا فِیهَا اِلَى رُوَاةِ حَدِیثِنَا فَاِنَّهُمْ حُجَّتِى عَلَیکُمْ وَ اَنَا حُجَّةُ اللَّهِ عَلَیهِمْ»(اکمال الدین، ج ۱، ص ۴۸۳)
مصداق دینداری در عصر غیبت چیست؟ آیا رها کردن مسائل سیاسی و اجتماعی اسلام و پرداختن به مسائل عبادی و اخلاقی و بی تفاوتی نسبت به تنها نظام شیعی و حکومت دینی، می تواند ملاک دینداری باشد.؟ در صورت بی اعتنایی ما نسبت به ابعاد سیاسی، اجتماعی اسلام چه تضمینی برای حفظ احکام و معارف دینی وجود دارد.؟ بنابر این، بی تردید یکی از عرصه های امتحان الهی در عصر غیبت مواجهه ما با حکومت دینی و ولی فقیه است. کسی که در برابر حکومت دینی در محدوده خاص و نائب عام امام، به وظیفه و رسالت خود عمل نکند، چگونه می توان انتظار داشت که در اطاعت از معصوم و حاکمیت جهانی اسلام، پیرو و فرمانبردار حضرت باشد. انقلاب اسلامی و تشکیل حکومت دینی و ولایت فقیه در عصر غیبت یک تمرین و آموزش برای اطاعت پذیری و ولایت مداری و تحمل مشکلات و سختیها در مسیر دینداری است.
البته در مورد ولی فقیه، کسی قائل به اطاعت و تبعیت محض همچون امام معصوم نیست،اما نفی اطاعت و تبعیت محض از ولی فقیه به معنای نفی اصل لزوم تبعیت و اطاعت از ایشان و دفاع از اصل ولایت ایشان نبوده و اصل لزوم اطاعت و تبعیت از ولی فقیه، مستند به ادله عقلی و نقلی است و تدابیری اندیشیده شده است تا ضریب خطا و اشتباه در تصمیمات ایشان تا حد قابل ملاحظه ای کاهش پیدا کند و به این منظور از یکسو ویژگیها و صفاتی همچون فقاهت،عدالت و تقوا به عنوان ابزار نظارت درونی برای ولی فقیه در نظر گرفته شده است تا در سایه بهره مندی از این ویژگی ها تحت تأثیر خواهشهای نفسانی و تهدید ها و تطمیع ها قرار نگیرد و از سوی دیگر در کنار این نظارت درونی , نظارت بیرونی نیز در قالب نظارت مجلس خبرگان مورد توجه قرار گرفته است . علاوه بر اینکه رهبری درزمینه های مختلف با متخصصان و کارشناسان مورد اطمینان آن حوزه مشاوره می کنند. مجموع این ابزارها موجب می شود تا ضریب خطا و اشتباه در تصمیمات رهبری نظام تا حد بسیار زیادی کاهش پیدا نماید و این روش و شیوه، قابل اطمینان ترین روش و معقول ترین شیوه ممکن برای اداره جامعه در صورت دسترسی نداشتن به امام معصوم علیه السلام می باشد.
همچنین کسی مدعی نیست که تمامی آنچه در نظام جمهوری اسلامی انجام شده و عملکرد مسئولان نظام همه به طور کامل اسلامی است و هیچ اشتباه و خطا و خلافی صورت نگرفته است و باید از همه عملکردها و اقدامات نظام درست یا نادرست به طور مطلق دفاع کرد ، اما سخن این است که نظام جمهوری اسلامی در مسیر تحقق اهداف اسلامی گام برداشته و تلاش می کند و از این جهت شایسته دفاع و حمایت است .
حضرت امام فرمودند: « اینجانب هیچگاه نگفته و نمی گویم که امروز در این جمهوری به اسلام بزرگ با همه ابعادش عمل می شود و اشخاصی از روی جهالت و عقده و بی انضباطی بر خلاف مقررات اسلام عمل نمی کنند ، لکن عرض می کنیم که قوه مقننه و قضائیه و اجرائیه با زحمات جان فرسا کوشش در اسلامی کرد این کشور می کنند و ملت ده ها میلیونی نیز طرفدار و مددکار آنان هستند.»( وصیت نامه الهی سیاسی امام خمینی (ره) ، قم:دفتر تبلیغات اسلامی حوزه علمیه ،1380،ص22)
مقام معظم رهبری نیز فرمودند: « من ادعا نمی کنم که این حکومت دینى یک حکومت قرآنى کامل است؛ ابدا. اولْ منتقد دستگاه خود بنده هستم. ما در اجراى شریعت اسلامى در حداقل ها داریم حرکت می کنیم. منتها جهت، جهت درستى است؛ به سمت حداکثر می خواهیم حرکت کنیم و پیش برویم. حکومت، حکومت دینى است؛ رسماً، قانوناً، بر طبق قانون اساسى. هر حرکتى، هر قانونى که برخلاف شریعت اسلامى باشد، منسوخ است؛ حکومت، حکومتى است بر اساس دین. این پدیده فوق العاده مهمى است. یعنى دستگاه سیاسى در کشور به اهل دین اجازه می دهد و بلکه از آنها می خواهد که در راه ترویج شریعت حرکت کنند. مسئولین نظام اگر با معیارهاى دینى تطبیق نکنند، طبق قانون مشروعیت خودشان را از دست می دهند.»( بیانات در دیدار روحانیون وطلاب تشیع و تسنن کردستان ، 23/2/88)
همچنین فرمودند:« ما همیشه می گوییم، بارها گفتیم که ما نتوانستیم خواسته‌هاى اسلام را به‌طور کامل تحقّق ببخشیم، این قطعى است؛ امّا ما راه زیادى در این زمینه طى کردیم. ما نتوانستیم عدالت اجتماعى را به‌طور کامل در این کشور به‌وجود بیاوریم امّا خیلى از راه را جلو آمدیم. نباید اینها ندیده گرفته بشود. یک‌روزى همه‌ ثروت این کشور صرف تعدادى خانواده‌هاى اشرافى [مى‌شد] و احیاناً سرریز آن به چند شهر بزرگ می رسید؛ امروز اقصى‌ نقاط کشور برخوردار از خیرات این کشورند. این حرکت عظیم، حرکت به سمت عدالت اجتماعى، حرکت به سمت اخلاق اسلامى ‌[وجود دارد]. حالا می شنویم گاهى اوقات راجع به اخلاق حرف زده می شود، انتقاد می کنند؛ بله؛ با آن اخلاق اسلامى مطلوب، امروز ما فاصله داریم، در این شکّى نیست؛ امّا ما خیلى پیش رفتیم، راه زیادى را ملّت ایران طى کردند، اینها را ندیده نگیرند… بله، البتّه راه طولانى‌اى در پیش داریم؛ ما به آرمانهایمان هنوز نرسیده‌ایم؛ آرمانهاى اسلامى خیلى بالاتر از این حرفها است.» (بیانات در دیدار مردم قم به مناسبت سالروز قیام نوزدهم دی ، 17/10/93)
2. امتحان و غربال شدن انسانها می تواند مصادیق مختلفی داشته باشد که یکی از آنها در عصر غیبت، برخورد افراد با حکومت اسلامی و ولی فقیه است زیرا افراد مسلمان در کنار مسئولیت و وظایف فردی و عبادی، دارای مسئولیت های اجتماعی و سیاسی نیز هستند و نمی توانند نسبت به این ابعاد بی تفاوت باشند. همراهی یا عدم همراهی نکردن با حکومت اسلامی در عصرغیبت و اطاعت و عدم اطاعت از ولی فقیه همچون سایر افعال و گفتار انسان، باید بر اساس حجت شرعی باشد. سردار سپهبد شهید حاج قاسم سلیمانی در یکی از سخنرانی‌های خود که در یادواره شهدای مدافع حرم ایراد می‌کرد، در خصوص موضوع «عاقبت به خیری» به این نکته اشاره کردند: «برادران، رزمندگان، یادگاران جنگ؛ یکی از شئون عاقبت به خیری «نسبت شما با جمهوری اسلامی و انقلاب» است. والله والله والله از مهمترین شئون عاقبت به خیری همین است. والله والله والله از مهمترین شئون عاقبت به خیری، رابطه قلبی و دلی و حقیقی ما با این حکیمی است که امروز سکان انقلاب را به دست دارد. در قیامت خواهیم دید، مهمترین محور محاسبه این است.»(mizanonline.com/fa/news/594853)
ما با حضرت سلمان تفاوتی در اصل امتحان الهی نداریم و اینکه ایشان در صدر اسلام و زمان پیامبر گرامی اکرم(ص) و امیر المؤمنین علیه السلام زندگی می کرده اند و ما در عصر غیبت بدین معنا نیست که امتحان مخصوص ایشان است. هر کدام متناسب با شرایط مکلف به انجام وظایف و مسئولیت هایی هستیم و در قبال آن امتحان خواهیم شد. البته دینداری در عصر غیبت و آخر الزمان بسیار سخت است، اما فضیلت و ارزش بسیار بالایی نیز داراست. امام باقر علیه السلام از رسول گرامی اسلامی صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم نقل فرمودند:« ذَاتَ یَوْمٍ وَ عِنْدَهُ جَمَاعَةٌ مِنْ اَصْحَابِهِ اللَّهُمَّ لَقِّنِی اِخْوَانِی مَرَّتَیْنِ فَقَالَ مَنْ حَوْلَهُ مِنْ اَصْحَابِهِ امَا نَحْنُ اِخْوَانُکَ یَا رَسُولَ اللَّهِ فَقَالَ لَا اِنَّکُمْ اَصْحَابِی وَ اِخْوَانِی قَوْمٌ فِی آخِرِ الزَّمَانِ آمَنُوا وَ لَمْ یَرَوْنِی لَقَدْ عَرَّفَنِیهِمُ اللَّهُ بِاَسْمَائِهِمْ وَ اَسْمَاءِ آبَائِهِمْ مِنْ قَبْلِ اَنْ یُخْرِجَهُمْ مِنْ اَصْلَابِ آبَائِهِمْ وَ اَرْحَامِ اُمَّهَاتِهِمْ لَاَحَدُهُمْ اَشَدُّ بَقِیَّةً عَلَی دِینِهِ مِنْ خَرْطِ الْقَتَادِ فِی اللَّیْلَةِ الظَّلْمَاءِ اَوْ کَالْقَابِضِ عَلَی جَمْرِ الْغَضَا اُولَئِکَ مَصَابِیحُ الدُّجَی یُنْجِیهِمُ اللَّهُ مِنْ کُلِّ فِتْنَةٍ غَبْرَاءَ مُظْلِمَة؛پیغمبر اکرم (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم) روزی در جمعی از اصحاب خود دو بار فرمود: خداوندا! برادران مرا به من بنمایان. اصحاب عرض کردند: یا رسول اللَّه! مگر ما برادران شما نیستیم؟ فرمود: نه! شما اصحاب من می‌باشید، برادران من مردمی در آخرالزمان هستند که به من ایمان می‌آورند، با این که مرا ندیده‌اند. خداوند آنها را با نام و نام پدرانشان، پیش از آن که از صلب پدران و رحم مادرانشان بیرون بیایند، به من شناسانده است. ثابت ماندن یکی از آنها بر دین خود، از صاف کردن درخت خاردار (قتاد) با دست در شب ظلمانی، دشوارتر است. و یا مانند کسی است که پاره‌ای از آتش چوب درخت «غضا» را در دست نگاه دارد. آنها چراغ‌های شب تار می‌باشند، پروردگار آنان را از هر فتنه تیره و تاری نجات می‌دهد.» (بحار الانوار، ج52، ص 124)

دیدگاهتان را ثبت کنید

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد