انواع و مراتب نفس -مراتب نفس


انواع و مراتب نفس -مراتب نفس

۱۳۹۸/۱۰/۱۱


۴۳۸۱ بازدید

این که میگویند ۳ نفس داریم: اماره، لوامه، مطمینه پس چرا در تقسیم بندی دیگری ۴ نفس داریم؟ تفاوت این دو تقسیم بندی را به طور کامل و قابل فهم توضیح فرمایید.

نفس دارای تقسیمات متعددی است که آنها را برای شما نقل می‌کنم. ابتدا ترجمه روایتی را که ازحضرت علی نقل شده می آوریم سپس اقوال را نقل می کنیم . الف) (العلامة المجلسی فی البحار 61/ 84- 85 )
نفس از نظر على بن أبی طالب علیه السّلام
کمیل بن زیاد میگوید: بحضرت على بن أبی طالب علیه السّلام گفتم: نفس مرا به من معرفى کن. فرمود: اى کمیل! منظور تو کدام نفس است؟ گفتم: اى آقاى من مگر بیشتر از یکى است؟ فرمود: اى کمیل! نفس به چهار قسم تقسیم میشود:
1- نفس نامیه نباتیه 2- نفس حسیه حیوانیه 3- نفس ناطقه قدسیه 4- نفس کلیه الهیه. و هر یک از این چهار نفس داراى پنج قوه و دو خاصیت میباشد.
پنج قوه نفس نامیه نباتیه عبارتند از: 1- ماسکه 2- جاذبه 3- هاضمه 4- دافعه 5- مربیه. و دو خاصیت آن عبارتند از: 1- زیاده 2- نقصان- سر چشمه این نوع نفس، کبد است. و این نفس شبیه ترین چیزها است به نفس حیوان
پنج قوه نفس حسیه حیوانیه عبارتند از: 1- سمع 2- بصر 3- شمّ (بوئیدن) 4- ذوق (چشیدن) 5- لمس. این نوع نفس داراى دو خاصیت است که عبارتند از: 1- خشنودى 2- خشم. سر چشمه این نفس قلب میباشد. و این نفس شبیه ترین چیزها است به نفس درندگان.
پنج قوه نفس ناطقه قدسیه عبارتند از: 1- فکر 2- ذکر 3- علم 4- حلم 5- بزرگوارى. این نوع نفس از جائى سر چشمه نمیگیرد. این نفس شبیه- ترین چیزى است به نفس فرشتگان. این نفس داراى دو خاصیت است که عبارتند از: 1- پرهیزکارى 2- حکمت.
پنج قوه نفس کلیه الهیه عبارتند از: 1- بقاء در مقابل فنا 2- نعمت در مقابل شقاوت 3- عزت در مقابل ذلت 4- فقر در مقابل غناء 5- صبر در مقابل بلاء. این نفس داراى دو خاصیت است که عبارتند از: 1- حلم 2- کرم. مبدء این نوع نفس از طرف خدا و بازگشتش به سوى خدا خواهد بود
ب) ترجمه مجمع البیان فی تفسیر القرآن، ج 26، ص: 92
علماء اخلاق فرموده اند که انسان داراى هفت نفس است (1) نفس امّاره (2) نفس ملهمه که خبر از خوبى و بدى اعمال میدهد (3) نفس لوّامه همین نفسى که خدا باو سوگند فرموده انسانى را در کارهاى زشت توبیخ و ملامت میکند (4) نفس مسوّله و شاهد این قول آیه سَوَّلَتْ لَکُمْ أَنْفُسُکُمْ است (5) نفس مطمئنّه (6) نفس راضیه (7) نفس مرضیّه
ج) ترجمه مفردات، ج 1، ص: 216
مراحل پنجگانه نفس آنطوریکه از آیات قرآنى مستفاد مى شود عبارتند از 1- «بشریّت» با نفس امّاره- (إِنَّ النَّفْسَ لَأَمَّارَةٌ بِالسُّوءِ- 53/ یوسف). 2- «انسانیّت »با نفس ملهمه (وَ نَفْسٍ وَ ما سَوَّاها فَأَلْهَمَها فُجُورَها وَ تَقْواها 7/ الشّمس) که خداوند در این مرحله از نفس ملهمه به چنین نفس و عوامل تربیتى و ایجاد کننده آن سوگند مى خورد. 3- «بنى آدم بودن» با نفس لوّامه- (لا أُقْسِمُ بِیَوْمِ الْقِیامَةِ وَ لا أُقْسِمُ بِالنَّفْسِ اللَّوَّامَةِ- 1 و 2/ قیامه). 4- «اولى الالباب» با نفس مطمئنّه که در آیه (یا أَیَّتُهَا النَّفْسُ الْمُطْمَئِنَّةُ- 27/ فجر) خداوند باین نفس اشاره به پاداش و لطفش مى کند. 5- «عباد الرّحمن »با نفس راضیة و مرضیّة (ارْجِعِی إِلى رَبِّکِ راضِیَةً مَرْضِیَّةً فَادْخُلِی فِی عِبادِی وَ ادْخُلِی جَنَّتِی 29/ فجر) اینها بود دوران رشد حیات نفسانى از صفر تا بى نهایت که همان پیشگاه با عظمت و لطف بى کران خداى است. جلال الدّین مولوى صاحب مثنوى که هدف افکارش و کتابش معرّفى انسان کامل در جلوه على علیه السّلام است این مراحل فوق را با زیبائى تفصیل داده است
د) ترجمه مفردات، ج 4، ص: 174 و173
انگیزه هاى نفسانى از آغاز تا انجام زندگى رو به رشد چهار مرحله دارد که درهرمرحله نامى بر روى انسان اطلاق میشود.
– اول: نفس اماره که حوزه فعالیتش از کودکى آغاز میشود و نام ما در آن مرحله- بشر- است که از مجموع آیات قرآن فهمیده میشود، بشر تابع این حالت است و خبر به بدى و نفس پرستى، افزون طلبى، تعدى به کودکان دیگر، بى تابى و صفات حیوانى، به چیز دیگر توجه کافى ندارد. به پیامبران مى گفتند:- ان انتم الّا بشر مثلنا- ما لهذا الرّسول یأکل الطّعام و یمشى فى الاسواق، و دهها آیه دیگر که نامگزارى خداوند بر روى ما در آغاز خلقت است.
– دوم: دوران انسان شدن و رشد عقلى، الهام پذیرى، تحقیق علمى و انگیزه هاى دیگر: که در این مرحله همان نفس اماره با تربیت صحیح- نفس ملهمه- یعنى الهام پذیر نامیده میشود، که با قابلیت فکرى و عملى، خداوند به وجودش الهام میکند که در کار خیر برانگیخته شود و از کار بد دورى کند.
– سوم- نفس لوامه- یا حالت ملامتگرى و بیدارى وجدان آگاه انسان که راغب رحمه اللّه آنرا در متن بخوبى توضیح داد که بعد از کسب خوبیها اگر باز هم انسانى که به بنى آدمى رسیده است کار زشتى انجام دهد در دادگاه درونى و از سوى قاضى نفس ملامتگر تنبیه و مؤاخذه میشود تا مشمول- الم عهد الیکم یا بنى آدم ان لا تعبدوا الشیطان … پیمان فطرتش به یادش مى آید و از همان زشتى- کم هم دورى میکند. گفته اند این نفس همان انگیزه اى است که در انسانها باعث میشود فضیلت ها و خوبیهائى بدست آورند و در موقع انجام زشتى ها انسان را علامت و سرزنش میکند. و این نفس پائین تر از نفس مطمئنه است.و باز گفته اند- نفس لوامه- نفسى است که با اعتماد و اطمینان به خویش آن انسان شایسته و در خور تأدیب دیگرى است که بالاتر از نفس مطمئنه است.- لومه- کسى است مردم را سرزنش میکند- اما- لومه- کسى است که مردم او را ملامت مینمایند مثل- سخره و سخره- لائمه الامر- کارى که انسان بر آن ملامت میشود.
– چهارم: مرحله دوم آدم شدن که در پرتو- نفس مطمئنه- نمیتواند به خود امیدوار باشد و براى بازگشت نفس کمال یافته خویش در پرتو انوار فطرت و روح الهى به دایره- ارجعى الى ربک- برسد و در جنة المأوى یا رضوان الهى قرار گیرد.
ملاصدرا حکیم الهى کم نظیر ما تعبیر جالبى براى این چهار مرحله نفس در پناه رو الهى دارد میگوید: النفس جسمانیة الحدوث روحانیة البقاء.آغاز بروز و ظهور نفس با تسویه جسم مشمول- اذا سویته و نفخت فیه من روحى میشود و بعد از گذران مراحل فوق، دیگر جسمانیتى یا اماره بودن و به بدى واداشتن و الهام و ملامت گرى بکلى به آرامش جان تبدیل شده و میگوید: چنین قفس نه سزاى چو من خوش الحانى است — روم به روضه اى رضوان که مرغ آن چمنم . پس جهان با تمام ابعادش کارگاه کمال آفرینى و رشد دهندگى موجودات است
ه) تفسیر نمونه، ج 9، ص: 437
– علماى اخلاق براى نفس (احساسات و غرائز و عواطف آدمى) سه مرحله قائلند که در قرآن مجید به آنها اشاره شده است.
– نخست نفس اماره نفس سر کش است که انسان را به گناه فرمان مى دهد و به هر سو مى کشاند و لذا اماره اش گفته اند در این مرحله هنوز عقل و ایمان آن قدرت را نیافته که نفس سرکش را مهار زند و آن را رام کند بلکه در بسیارى از موارد در برابر او تسلیم مى گردد و یا اگر بخواهد گلاویز شود نفس سرکش او را بر زمین مى کوبد و شکست مى دهد.این مرحله همان است که در آیه فوق در گفتار همسر عزیز مصر به آن اشاره شده است و همه بدبختیهاى انسان از آن است.
– مرحله دوم نفس لوامه است که پس از تعلیم و تربیت و مجاهدت، انسان به آن ارتقاء مى یابد، در این مرحله ممکن است بر اثر طغیان غرائز گهگاه مرتکب خلافهایى بشود اما فورا پشیمان مى گردد و به ملامت و سرزنش خویش مى پردازد، و تصمیم بر جبران گناه مى گیرد، و دل و جان را با آب توبه مى شوید، و به تعبیر دیگر در مبارزه عقل و نفس گاهى عقل پیروز مى شود و گاهى نفس، ولى به هر حال کفه سنگین از آن عقل و ایمان است.
البته براى رسیدن به این مرحله جهاد اکبر لازم است و تمرین کافى و تربیت در مکتب استاد و الهام گرفتن از سخن خدا و سنت پیشوایان.
این مرحله همان است که قرآن مجید در سوره قیامت به آن سوگند یاد کرده است، سوگندى که نشانه عظمت آن است لا أُقْسِمُ بِیَوْمِ الْقِیامَةِ وَ لا أُقْسِمُ بِالنَّفْسِ اللَّوَّامَةِ: سوگند به روز رستاخیز و سوگند به نفس سرزنشگر!.
– مرحله سوم نفس مطمئنه است و آن مرحله اى است که پس از تصفیه و تهذیب و تربیت کامل، انسان به مرحله اى مى رسد که غرائز سرکش در برابر او رام مى شوند و سپر مى اندازند، و توانایى پیکار با عقل و ایمان در خود نمى بینند چرا که عقل و ایمان آن قدر نیرومند شده اند که غرائز نفسانى در برابر آن توانایى چندانى ندارد.
این همان مرحله آرامش و سکینه است، آرامش که بر اقیانوسهاى بزرگ حکومت مى کند، اقیانوسهایى که حتى در برابر سخت ترین طوفانها چین و شکن بر صورت خودنمایان نمى سازند.
این مقام انبیاء و اولیا و پیروان راستین آنها است، آنهایى که در مکتب مردان خدا درس ایمان و تقوا آموختند و سالها به تهذیب نفس پرداخته و جهاد اکبر را به مرحله نهایى رسانده اند.
این همان است که قرآن در سوره فجر به آن اشاره مى کند آنجا که مى گوید: یا أَیَّتُهَا النَّفْسُ الْمُطْمَئِنَّةُ ارْجِعِی إِلى رَبِّکِ راضِیَةً مَرْضِیَّةً فَادْخُلِی فِی عِبادِی وَ ادْخُلِی جَنَّتِی: اى نفس مطمئن و آرام باز گرد به سوى پروردگارت که هم تو از او خشنود هستى، و هم او از تو، و داخل در زمره بندگان خاص من شو، و در بهشتم گام نه!.
پروردگارا! به ما کمک کن که در پرتو آیات نورانى قرآنت نفس اماره را به لوامه و از آن به مرحله نفس مطمئنه ارتقاء بخشیم، روحى مطمئن و آرام پیدا کنیم که طوفان حوادث متزلزل و مضطربش نسازد، در برابر دشمنان قوى و نیرومند و در مقابل زرق و برق دنیا بى اعتنا و در سختیها شکیبا و بردبار باشیم
تذکر پایانی: اینگونه نیست که انسان دارای سه یا چند نفس باشد بلکه این عناوین مربوط به مراتب نفس انسان هستند. یعنی انسان یک نفس بیشتر ندارد و این نفس انسان گاهی اماره است، گاهی همان نفس، لوامه است و گاهی به درجه ای می رسد که به آن نفس مطمئنه می گویند. شهید مطهری می فرمایند: « این جور نیست که انسان چند «خود» جدا داشته باشد، یک کار را نفس امّاره مى کند، یک کار دیگر را نفس لوّامه و یک کار دیگر را نفس مطمئنّه. نه، نفس انسان گاهى در یک حدّ پایین است؛ در آن حدّ پایین که کار مى کند، آنجا که تحت فرمان عقل نیست، اسمش مى شود «نفس امّاره». همین نفس در یک درجه بالاتر چشمهایش را باز مى کند و هشیارتر مى گردد، مى شود «نفس لوّامه» که خودش خودش را ملامت مى کند. اگر دو تا بود که دیگر ملامت [خود] معنى نداشت. خودش کار بدى کرده، بعد خودش خودش [را محاکمه مى کند] ، در آن واحد خودش مى شود قاضى، خودش مى شود مدّعى، خودش مى شود مدّعى علیه، و علیه خودش حکم صادر مى کند. محاسبة النفس معنایش همین است. »

ممکن است این مطالب هم برای شما مفید باشد:

دیدگاهتان را ثبت کنید

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد