بخش خبری راه اندازی شد لینک خبر

برنامه عملی و کاربردی برای خودسازی


برنامه عملی و کاربردی برای خودسازی

۱۳۹۸/۱۰/۱۴


۱۵۱۲ بازدید

سلام . با تشکر از پاسخ شما .
بنده با مطالعه پاسخ شما و بررسی و تفکر در مورد خودم علت بی ارادگی خودم رو پیدا کردم ولی راه درمان ان مشکل رو نمیدونم از شما میخواهم راه درمانش را برای بنده بفرمایید .
بنده متوجه شدم که ادمی تابع لذت هست هر مسیری که از ان لذت ببره دنبال اون مسیر میره و بهش عادت میکنه .
بنده قبلا دنبال مسیر معنویت بودم و از اون لذت میبردم بخاطر همین لذت معنوی دنبال دنیا نبودم و از خوردنی ها و پوشیدنی ها و داشتن پول لذت نمیبردم ..
ولی الان کاملا برعکس شده مدتی هست دنبال پول دراوردنم دنبال این هستم که شغل پیدا کنم و پول در بیارم و شدیدا پر خور شدم و دایم توی یخچالم .سیری برام برام مفهوم نداره .. دارم تز این دو رنج میبرم .. مدتیه لذتم توی این دو هست . به همین دلیل تز لذت معنوی غافل شدم ..
نتونستم میان مادیات و معنویت توازن برقرار کنم .. قبلا وقتی دنبال دین بودم توازن داشتم ولی مدتیه کپه ترازویم به سمت مادیات سنگین شده .. راه حال و درمان لازم دارم برنامه عملی لطف کنید تا با عملی کردنش بتوانم از پرخوری بکاهم و دنبال پول و دنیا نباشم .. و سوق به سمت معنویت پیدا کنم . و کم کم از معنویتم لذت ببرم … خواهشا راهنمایی کنید .

دوست گرامی عوامل فراوانی در ضعف اراده دخالت دارند و درمقابل، عواملی هم هستند که باعث تقویت اراده انسان می شوند. در این پاسخ تنها به عوامل تقویت اراده اشاره می کنیم. راه های تقویت اراده و انگیزه عمل عبارتند از:
1- هدفداری:
این موضوع خیلی مهم است، هدفداری منبع انرژی انسان در زندگی است کما اینکه پوچی و بی هدف بودن در زندگی اراده را تضعیف می کند و آدمی را بی خاصیت می سازد، بهترین انگیزه ای که باعث تقویت اراده انسان می شود رضایت خدا و محبت خدا و کمال و قرب به خدا است.
اگر انسان کارش را برای بدست آوردن رضایت خدا انجام دهد و هدف اش رضایت الهی باشد و این رضایت مندی برایش مهم جلوه کند، اراده ای قوی برای کار و عمل خواهد داشت. البته انگیزه رضایت مندی یک انگیزه حد اقلی است برای مومن و بالاتر از این انگیزه کسب محبت خدا است. بدست آورد محبت خداوند بالاترین انگیزه ای است که انسان را برای عمل و عبودیت آماده و با نشاط می کند.
محبت خداوند باعث می شود که انسان به مقام خلیفه اللهی برسد و اثر گذارترین موجود هستی بعد از خدای متعال شود. این مقام جز با مقام بندگی حاصل نمی شود، بنابراین اگر کسی جایگاه خود در هستی را بشناسد و آنرا هدف گذاری کند، قطعا انگیزه و اراده ای محکم خواهد داشت.
2- مبارزه با عادت ها:
از عوامل دیگر تقویت اراده، مبارزه با عادت ها است. علی (ع) می فرماید: با غلبه کردن بر عادت ها می توان به مقالات والا دست یافت. البته نباید به همه عادت ها به یک چشم نگریست و عادت هایی که ایجاد رکود نمی کنند، جنبه منفی نخواهند داشت. چنانچه بسیاری از صفات و فضایل آدمی از طریق عادت ایجاد می شود. مثلا هرکس به طور طبیعی اندکی شجاعت دارد، اما برای پیدا کردن یک حالت فوق العاده قوت قلب، باید آنقدر با خطرات مواجه شود و تمرین کند تا در موقع لزوم دچار ترس نگردد. ولی عادت هایی که به جای تقویت عقل و اراده باعث اسارت آنها می شوند، از محدوده مالکیت انسان بر خودش می کاهند، مانند عادت به پرخوری و پرخوابی و پرگویی که راهی جز مبارزه با آنها نمی توان یافت. مبارزه کردن با همین عادت های به ظاهر جزیی، تأثیر بسزایی در تقویت اراده دارد.
3- تلقین:
تلقین به نفس از جمله عوامل مهم دیگر در تقویت اراده است. یکی از عوامل ضعف اراده احساس ناتوانی از انجام است که این صورت اگر دائم به خود تلقین نمایید که می توانید، می توانید بر احساس ناتوانی غلبه کنید.
این خطر بزرگی برای انسان است که خودش را قبول نداشته باشد. بلکه به عکس ما باید باورمان بشود که چیزی هستیم، اگر اعتقاد پیدا کردیم که می توانیم هر کاری را انجام دهیم ، توانا می شویم . به تعبیر دیگر وقتی این احساس پیدا شد، در یک ملتی که من خودم باید هر چیز می خواهم تهیه کنم، دیگران به من نمی دهند . این احساس اگر پیدا شد مغزها راه می افتد ، خود باوری ، اراده انسان را توانا می کند .
تا وقتی فکر می کنید که نمی توانید و دارای ظرفیت نیستید ، احتمال موفقیت کم است ، اگر اگر درخشان ترین شایستگی ها را داشته باشید. برعکس یک فردی که از حیث هوش و قابلیت متوسط است ولی به خودش اطمینان کامل دارد ، موفق خواهد شد .
4- مقاومت و پشت کار:
عامل مهم دیگر در تقویت اراده پی گیری در کارها است . اگر با خود قرار می گذارید ، کاری را که تمام مسایل پیرامون آن را سنجیده و به اثرات مثبتش در زندگی واقف شده اید ، انجام دهید به طور مستمر در راه تحققش تلاش کنید . مثلا – اگر با خود عهد کرده اید ، صبح ها نیم ساعت ورزش کنید ، حتما – این کار را انجام دهید . توجه داشته باشید که رسیدن به هدف ها ، محتاج زمان است ، بنابراین یک ساعت و یا چند روز برای دست یابی به آنها کافی نخواهد بود . در این راه تلاش و فعالیت مستمر ، مهم است
5- عبادت و معنویت:
عبادت کردن از موثر ترین راه های تقویت اراده است. زمانی که فرد نماز می خواند، ذکر خدا می گوید، قرآن می خواند، دعا می خواند، در مراسم دعاهای جمعی شرکت می کند، یک گام بزرگ در جهت تقویت اراده بر داشته است. بنابراین هر چه ارتباط معنوی با خدا بیشتر گردد، اراده فرد قوی تر می گردد. دلیل مسأله کاملا روشن است. زیرا عبادت و معنویت هوا و هوس را از بین می برد. هوا و هوس بزرگترین دشمن اراده انسان است. به همین دلیل زمانی که فرد یک نماز با حال می خواند، بعد از نماز هر کار مهمی را که اراده کند، می تواند انجام دهد.
6- انجام کارهای ارادی:
خود اراده کردن از موثرترین راه های تقویت اراده است، لذا مهم ترین عامل در تقویت اراده انجام کارهای ارادی و تمرین دائمی و مستمر است.
داشتن هدف روشن، تعقل، معنویت و تلقین همگی به این معنا است که فرد آدرس مقصد خود را می داند و توشه سفر را نیز به همراه دارد. اما هیچ مسافری تنها با داشتن آدرس و خرج سفر به مقصد نرسیده است. رسیدن به مقصد علاوه بر موارد فوق نیاز به این دارد که فرد دست به عمل بزند، از جای خود حرکت کند، مسیر را شروع و کند و ادامه دهد. و در مسیر راه از خرج سفر که همان معنویت، تفکر و تلقین است استفاده کند. و از اموری که فرد را مقصد دور می کند مثل هوا و هوس، شهوت رانی، و دیگر موانعی که در ابتدا ذکر شد، دوری گزیند.
حضرت امیر (ع)این نکته اساسی را چنین بیان می کند: من یعْمَلْ یزدَدْ قوةً ( غررالحکم، ص 152.)؛ هر کس عمل کند، قوت او زیاد می شود، من یقَصِّر فی العمل یزدد فرَةً ( همان، ص 158.) هر کس در عمل کوتاهی کند، سستی او افزون شود.
7- انجام وظایف الهى:
یکى از عوامل مهم تقویت اراده، انجام وظایف الهى و حاضر دانستن خداوند در همه صحنه هاى زندگى است. نماز را اوّل وقت خواندن، مقررّات الهى را رعایت نمودن، دوری از گناه، هر کدام مهم ترین عامل تقویت اراده به شمار مى آید. کسى که روزه مى گیرد، با تمام هوس ها و رذایل اخلاقى مبارزه مى کند. کسى که به عبادت خداوند مى پردازد، آرامش روانى پیدا مى کند. آرامش روانى مؤثرترین عامل تقویت اراده است.
راه تقویت اراده از این منظر, حاکم ساختن اراده و خواست الهی بر اراده و خواست خود است. انسان در طول زندگی خود با انجام دستورات دینی همواره در مسیر تقویت اراده قدم برداشته و این مساله را تمرین می نماید تا جایی که به فنای اراده در اراده خدا می رسد.
لذا بهترین راهکار عملی تقویت اراده، انجام وظایف دینی اعم از عمل به واجبات و ترک حرام است. به خصوص ترک گناه در این زمینه بسیار موثر است. بعد از انجام واجبات و ترک حرام، انجام مستحبات مانند روزه گرفتن و انجام نوافل و ترک مکروهات تاثیر نهایی بر اراده انسان خواهد داشت.
تقویت اراده از طریق اطاعت و بندگی، همان مقام فنایی است که عارف و سالک در پی آن است و از این منظر حتی می توان گفت: تمام سلوک عرفانی چیزی جز حرکت در مسیر اراده و تقویت اراده نیست. سالک با تقویت اراده به جایی می رسد که اراده او مظهر اراده خدای متعال می شود و به مقام همت و کن فیکون می رسد و قادر می شود که کارهای خارق العاده انجام دهد و کرامت از او ظهور می کند.
8- بهره گیرى از سرگذشت انسان هاى با اراده:
خواندن سرگذشت انسان هاى با اراده، عامل تعیین کننده اى در تقویت اراده است. خواندن زندگینامه انسان هاى با اراده موجب مى شود که آدمی در برابر عواملى که موجب ضعف اراده مى شود، مقاومت نموده و عوامل تقویت اراده را تجربه کند، مثلاً یکى از عوامل موفقیت «پشتکار» است.
علامه امینى (ره) صاحب کتاب ارزشمند الغدیر جهت تدوین این کتاب به کشورهاى مختلف سفر کرد. یکى از سفرهاى وى به هندوستان حدود شش ماه طول کشید. پس از بازگشت از هند پرسیدند: هواى هندوستان چگونه بود؟ وى پس از اندکى تفکر پاسخ داد: به دلیل این که همواره سرگرم مطالعه بودم، نفهمیدم هواى آن جا در این مدّت چگونه بود!
مفسر کبیر قرآن، علامه طباطبایى، نمونه اى از افراد با اراده و مصمم است. او در پنج سالگى مادر و در نه سالگى، پدرشان را از دست مى دهند و راه معاش ایشان و برادرشان از کودکى، منحصر به زمین زراعتى در قریه شادآباد تبریز بوده است.
علامه طباطبایى به علت تنگدستى ناچار مى شود از نجف اشرف به ایران مراجعت نمایند و ده سال در همان قریه به کشاورزى اشتغال ورزند.( علامه حسینى تهرانى، ص تابان، ص 39.) با این وصف ایشان با تلاش پیگیر توانست تفسیرى به رشته تحریر درآورد که به جامعیت آن، تفسیرى یافت نمى شود.
در کتاب رمز پیروزى مردان بزرگ از آیت الله جعفر سبحانى و سیماى فرزانگان از رضا مختارى داستان هاى زیادى از بزرگان نقل شده است.
9- مثبت اندیشی:
یکی از موانع شکل گیری اراده های بزرگ، روحیه یأس و ناامیدی و توجه بیش از حد به مشکلات و کم توجهی به داشته ها و توانایی ها است، خداوند با قدرت بی انتهای خود، فرموده است: هر کس بر من توکل کند، او را کفایت می کنم ( سوره طلاق: 3?) و نیز: ما انسان ها را در رسیدن به مقاصد خود یاری می کنیم ( سوره اسراء: 20)، همچنین فرموده است: من نزد گمان بنده مؤمن به خود هستم، اگر او به من خوش گمان باشد که کمکش می کنم؛ پس یاری اش می کنم و اگر او گمانش این باشد که کمکش نمی کنم، پس من هم او را رها می کنم ( کافی، کلینی، تهران، دارالکتب الاسلامیه، 1365 ش، ج 2، ص 72?)?
با وجود قدرت و لطف بی منتهای خداوند و حقایقی که عرض شد، جا دارد انسان ها عینک سیاه به چشم نزنند و به موفقیت خود امیدوار باشند و خداوند و همه خلقت را پشتیبان خود بدانند.
10- رعایت نظم و انضباط:
نفس آدمی، راحت طلب و قالب گریز و خواهان بی قیدی است. هر چه انسان بتواند نفس را در قالب و محدوده های معقول مورد تأیید عقل و شرع قرار دهد، کم کم نفس قوت می یابد. حضرت نبی اکرم (ص)می فرماید: الشدید من غلب نفسه؛ قوی، کسی است که بر نفس خود غلبه کند، لذا برای هر روز خود برنامه منظم و جامع و کاملی داشته باشید. نیازهای متعدد خود را در نظر بگیرید و در برنامه خود برای پاسخ گویی به آن ها برنامه داشته باشید.
11- تعادل در لذت جویی و تأمین نیازها:
یکی از اموری که اراده انسان را ضعیف کرده و سستی و تنبلی را بر انسان غالب می کند، زیاده روی در تأمین نیازها است. پرخوابی، پرخوری، زیاده روی در شهوات هر چند حلال باشد، نشست و برخاست های طولانی و بی فایده، استفاده زیاد از رسانه ها و همه این ها آدمی را سست و غافل کرده و جدیت را از انسان دور می کند؛ لذا با جلوگیری از این امور، موانع موفقیت خود را برطرف کنید.
حضرت علی (ع) می فرماید: عزم و تصمیم برای رسیدن به کمالات، با سورچرانی و راحت طلبی سازگار نیست، چه بسیار خواب هایی که تصمیمات روز را بر هم می زند و چه بسیار تاریکی هایی که یاد همت های بلند را از خاطره ها زدوده است.
12- رفاقت با انسان های با اراده و مصمم:
انسان، ناخودآگاه از افرادی که با آن ها رفاقت و همنشینی دارد، رنگ می پذیرد؛ لذا هر چه دوستان و همنشینان ما افراد با اراده، منظم، معقول، جدی و مصمم باشند، ما هم به همین حالات نزدیک می شویم. از طرف دیگر، اگر همنشینان و دوستان ما اهل بطالت و اتلاف وقت، سستی و بی برنامگی باشند، ناخودآگاه ما هم به همین خصلت ها دچار می شویم.
حضرت رسول اکرم (ص) می فرماید: المرء علی دین خلیله و قرینه ( کافی، ج 2، ص 375) انسان، بر دین و مرام دوستان و نزدیکانش است.
13- ورزش و فعالیت جسمی مناسب:
همان گونه که قبلاً اشاره کردیم، نفس انسان به دنبال راحتی است. هر چیزی که باعث شود انسان مقداری سختی بکشد و نفس را به تحمل وادارد، باعث قوت نفس و اراده می شود. فعالیت ورزشی مناسبی که موجب عرق ریختن و تحرک شود در این راستا تأثیر بسزایی دارد. پس از کم تحرکی و گوشه نشینی پرهیز کنید و حتماً ساعتی را در روز به ورزش و فعالیت جسمی حتی در حد پیاده روی ساده بپردازید. بهترین نوع ورزش که تأثیر بهتری در تقویت اراده دارد، کوهنوردی است که طی آن، در هر قدمی که انسان برمی دارد و بالاتر می رود، اراده اش تقویت می شود.
14- نماز شب و تهجّد بهترین طریق تقویت اراده است:
پیامبر اکرم (ص) برای انجام مأموریت بسیار مهم خود، نیازمند اراده ای قوی و قاطعیت در گفتار بودند. بنابراین خداوند متعال در آیه ای دیگر می فرماید: إِنَّ ناشِئَةَ اللَّیلِ هِی أَشَدُّ وَطْئاً وَ أَقْوَمُ قیلا – یعنی اگر اراد? قوی و تقویت اراده می خواهی تا در کار خود موفّق باشی، اگر می خواهی این راه پرمشقّت و سختی که در پیش داری، تو را از پا در نیاورد، نماز شب و تهجّد بهترین طریق تقویت اراده است.
15- تحمل ریاضت و سختی:
مقاومت در برابر سختی های زندگی یکی از عوامل مهم تقویت اراده است. به چند مطلب اشاره می کنیم که خیلی مهم است.
اول. سختی دو نوع است، سختی اضطراری و سختی اختیاری. سختی اضطراری سختی هایی است که زندگی به انسان تحمیل می کند، مانند مصیبت ها و بیماری ها و نداری ها و کمبودها و از دست دادن ها و رنج ها و دردها. این سختی ها تا حد زیادی سازنده است و به اقتضای ربوبیت الهی عارض انسان می شود و نوعی امتحان الهی محسوب می گردد. نوع دوم. سختی های اختیاری است، یعنی سختی کشیدن و ریاضت در راه خدا با آگاهی و اختیار. دین داری و خودسازی سختی های زیادی دارد که باید به صورت اختیاری تحمل کرد و قطعا برای انسان سازنده است. ما در بحث خودسازی از این نوع سختی ها سخن می گوییم.
دوم. توجه به یک قانون بسیار مهم در مورد سختی ها است. گفتیم که : به اقتضای ربوبیت الهی کسانی که در مسیر بندگی قرار می گیرند حتما باید سختی بکشند تا ساخته شوند و صبرشان و مقاومتشان سنجیده شود و ایمانشان محک بخورد و امتحان بندگی بدهند. اصل بندگی و حقیقت خودسازی و مراقبه سختی کشیدن در راه خدا است.
منتهی قانون مهمی که اکثر مردم از آن غافل هستند این است که اگر انسانی که به خدا ایمان دارد، خودش برای خودش سختی های بندگی و اختیاری را به جان نخرد، یعنی سختی نماز و روزه و خمس و زکاه و شب زنده داری و انجام نوافل و مستحبات را تحمل نکند و در این زمینه تنبلی و کاهلی نماید، گرفتار سختی های اضطراری زندگی می شود و خدای متعال ناچارا و باز به اقتضای ربوبیت خود، به او سختی های زندگی را می چشاند، او را با درد و رنج زندگی می آزماید، با دشواری ها و شکست های زندگی پرورش اش می دهد، ایمان او را محک می زند و توکل او را می آزماید.
این قانون مهم زندگی است که اکثر ما از آن غافلیم. و چون غافلیم گرفتار سختی ها و رنج های اضطراری زندگی می شویم. سختی های اضطراری زندگی آرامش و آسایش انسان را سلب می کند و او را دچار رنج و تعب فراوان می نماید و تاثیر مثبت آن نیز در قیاس با سختی های اختیاری بسیار کم تر است، در حالی که سختی های اختیاری کاملا به نفع انسان است، به او آرامش می دهد، موجب لذت و سعادت واقعی می گردد و قرب خداوند را در پی دارد. سختی های اختیاری است که انسان را آماده ورود به زندگی جاودان و لقاء الله می کند. خودسازی یعنی سختی کشیدن اختیاری در راه خدا.
سوم. مطلب بعدی این است که اصولا دنیا دار سختی است و خدا انسان را در تعب آفریده است، انسان در زندگی با سختی رشد می کند و فلسفه زندگی و بندگی سختی کشیدن در راه خدا است. نباید به زندگی به عنوان جایی برای راحت طلبی و لذت جویی و کامیابی نگریست. دنیا جای آرامش و عیش و نوش و خوشگذرانی نیست. کافر و سکولار چون به روح و زندگی پس از مرگ و معاد اعتقاد ندارد، زندگی را محل کامیابی و خوشگذرانی می داند و هدف زندگی را رسیدن به لذت برتر معرفی می کند و تمام همت و کوشش خود را برای رسیدن به زندگی مرفه تر و راحت تر صرف می کند و پیوسته در پی آسایش است، ولی آسایش و آرامشی که هرگز به آن نمی رسد.
اما انسان الهی دقیقا بر عکس او فکر می کند و دنیا را محل کار و کوشش سخت و حرکت به سوی خدا و آماده شدن برای حیات پس از مرگ می داند و معتقد است با زحمت زیاد و تحمل ریاضت و صبر در مقام بندگی باید خود را آماده لقای محبوب نماید.
یک برنامه عملی برای خودسازی:
این برنامه شامل برخی مواد مثبت و برخی مواد منفی است . مهمترین مواد و دستورالعمل های مثبت این برنامه به شرح زیر است :1- عبادات، به ویژه نمازهای واجب را به موقع وباحضور قلب و اخلاص کامل انجام دهیم :قد افلح المومنون* الذین هم فی صلاتهم خاشعون (مومنون 23)
به راستی که مومنان رستگار شدند ، آنان که در نمازشان ترسان و فروتنند.
سعی کنیم در طول شبانه روز ، مقداری از وقت خود را به توجه قلبی اختصاص دهیم و برای آن زمان و مکان مناسبی را در نظر بگیریم:
واذکر ربک فی نفسک تضرعا و خیفه ودون الجهر من القول بالغدو والاصال ولا تکن من الغافلین (اعراف7)
پروردگارت را در دل خود ، از روی تضرع و خوف، آهسته و آرام ، صبحگاهان و شامگاهان یاد کن و از غافلان مباش .
شکی نیست که اعتیاد و روز مرگی عامل مؤثری در برانگیختن تمایلات فطری ارادی است ، تا آنجا که چه بسا با انس گرفتن به لذتی ، انسان از لذتهایی برتر چشم میپوشد و لذتی را که بدان خو گرفته مقدم می دارد ، گر چه می پذیرد که لذتهای دیگر بهتر و برترند . خو گرفتن به لذتها همان طور که می تواند برای انسان زیان بار باشد ، می تواند ارزشمند و نجات بخش باشد. پس جه بهتر که ما به کارها و رفتارهای نیک و صالح خو بگیریم ، که در این صورت اگر به دلیلی از انجام آنها باز ماندیم ، احساس ناراحتی و خسارت کنیم . برای مثال ، کسی که به خواندن نماز شب انس گرفته ، اگر شبی نماز شبش قضا شود روحش آزرده میگردد و احساس می کند سرمایه بزرگی را از کف داده است . در این بین ، عالی ترین و برترین لذتها انس دل به خدا و چشیدن لذت مناجات اوست که در سایه استمرار و تکرار توجه قلبی به خداوند حاصل می گردد و تداوم ذکر او ، هم لذت انس به خدا را در دل پدید می آورد و هم باعث بی اعتنا شدن به لذتهای مادی می گردد. هم چنین نباید از انس گرفتن به اموری که با خداوند ارتباط دارد غافل بمانیم؛ نظیر مشرف شدن به حج و زیارت مشاهد مشرفه و علما و آمد و شد با آنها . این امور باعث افزایش انس با حضرت حق می گردند .
2- انفاق و ایثار را فراموش نکنیم . بی تردید انفاق و هم چنین ایثار و بخشش چیزی که محبوب و مورد نیاز انسان است ، بهترین وسیله برای دل کندن از لذایذ مادی و تطهیر و مصفا گشتن دل و مصون ماندن از آلودگی به دنیا است ؛ هم چنان که قرآن کریم می فرماید :
و من یوق شح نفسه فاولئک هم المفلحون (حشر 59)
کسانی که بخل و آز نگاه داشته شوند ، ایشانند رستگاران .
هم چنین می فرماید:
لن تنالو البر حتی تنفقوا مما تحبون (آل عمران 3)
هرگز به نیکی نخواهید رسید تا از آنچه دوست دارید انفاق کنید .
در جایی دیگر با تعبیری قابل توجه می فرماید : خذ من اموالهم صدقه تطهرهم و تزکیهم بها (توبه 19)
از اموالشان صدقه ای (زکات) بگیر تا بدان وسیله ایشان را تطهیر و تزکیه کنی.
خدای متعال نمی فرماید از آنها زکات بگیر تا اموالشان پاک گردد واگر حق فقرا و سایرین و یا مال غصبی در آن است بدین وسیله از آن بیرون رود و تزکیه گردد، بلکه میفرماید از آنها زکات بگیر تا خودشان پاک و تزکیه گردند. شاید نکته این بیان آن باشد که دل بستگی به مال و دنیا دل انسان را آلوده و بیمار میسازد و با پرداخت صدقه و زکات ، از تعلق و دلبستگی انسان به دنیا کاسته می شود و علاوه بر مال ، روح انسان نیز پاک می گردد. البته این توجیه با وجه تسمیه ای که برای زکات ذکر کرده اند وآن را باعث پاک گشتن مال معرفی کرده اند منافاتی ندارد و با آن قابل جمع است .
نباید از نظر دور داشت که نماز و انفاق ، اثر یکدیگر را کامل می کنند و شاید به همین مناسبت است که در قرآن شریف غالبا با هم ذکر شده اند؛از جمله از زبان حضرت عیسی علیه السلام چنین می خوانیم :
و جعلنی مبارکا این ما کنت و اوصانی بالصلاه و الزکاه ما دمت حیا (مریم19)
و[خداوند]مرا هر جا که باشم با برکت ساخته و تا زنده باشم به نماز و زکات سفارشم کرده است .
3- همه روزه بخشی از وقت خود را به فکر کردن اختصاص دهیم و در باره صفات خداوند، آیات الهی ، نعمتها و احسان های خداوند و هدف آفرینش بیندیشیم.هم چنین ، تشخیص راه صحیح ، طولانی بودن مسیر محدود بودن فرصت و نیرو ، کثرت موانع ، بی ارزشی اهداف دنیوی ومشوب بودن لذتهای آن به آلام و رنجها ، از جمله موادی است که باید درباره آن ها تامل کنیم. به طور کلی ، سالک باید در زندگی روزانه خود برای تامل درباره اموری که انسان را در پیمودن راه بندگی تشویق می کند و از خودپرستی و دنیا پرستی باز می دارد ، فرصتی را اختصاص دهد. به لحاظ اهمیت این مسئله ، قرآن کریم در آیات متعدد و با تعابیر مختلف آن را مورد تاکید قرار داده است. آیات پایانی سوره آل عمران یکی از این موارد است که نمونه ای به طور نسبتا جامع از اموری را که باید در باره آن ها تفکر و تامل کرد ارائه می دهد:
ان فی خلق السماوات و الارض واختلاف اللیل والنهار لایات لاولی الاباب*الذین یذکرون الله قیاما و قعودا و علی جنوبهم و یتفکرون فی خلق السماوات و الارض ربنا ما خلقت هذا باطلا سبحانک فقنا عذاب النار*ربنا انک من تدخل النار فقد اخذیته و ما للظالمین من انصار *ربنا اننا سمعنا منادیا ینادی للایمان ان آمنوا بربکم فآمنا ربنا فاغفر لنا ذنوبنا و کفر عنا سیئاتنا و توفنا مع الابرار *ربنا و آتنا ما وعدتنا علی رسلک و لا تخزنا یوم القیامه انک لا تخلف المیعاد (آل عمران3)
مسلما در آفرینش آسمان ها و زمین ، و در پی یکدیگر آمدن شب و روز ،برای خردمندان نشانه هایی است . همانان که خدا را[در همه احوال]ایستاده و نشسته و به پهلو آرمیده یاد میکنند و در آفرینش آسمانها و زمین می اندیشند [که:]پروردگارا، اینها را بیهوده نیافریده ای؛منزهی تو! پس ما را از عذاب آتش دوزخ در امان بدار . پروردگارا ، هر که را تو در آتش در آوری یقینا رسوایش کرده ای و برای ستم کاران یاورانی نیست. پروردگارا، ما شنیدیم که دعوت گری به ایمان فرا می خواند که : (به پروردگار خود ایمان آورید )، پس ایمان آوردیم . پروردگارا ، گناهان ما را بیامرز، بدی های ما را بزدای و ما را در زمره نیکان بمیران. پروردگارا، و آنچه را که به وسیله فرستادگانت به ما وعده داده ای به ما عطا کن، و ما را روز رستاخیز رسوا مگردان، زیرا تو در وعده ات خلاف نمی کنی.
4- استحضار مفاهیم و اندیشه های ذهنی، تاثیری شایان در رفتار و نحوه عمل آدمی دارد. از این رو شایسته است جهت بهینه سازی و سالم سازی کردار و رفتار و نگرش های خود ، برنامه ای روزانه را برای قرآئت و حفظ قرآن همراه با تدبر در آن ، و نیز مطالعه روایات اسلامی و مواعظ و کلمات حکمت آمیز و احکام فقهی و دستورات اخلاقی تنظیم کنیم . چنین برنامه ای می تواند مذکری باشد برای خواست کمال جوی انسان ، و کمک می کند تاهدف و راه صحیح نیل به هدف را که از مطالعه قرآن و روایات و کلمات بزرگان بدست می آید در ذهن ماندگار شود. به ویژه ،تلاوت قرآن و تدبر در آن ،در این راستا تاثیری به سزا دارد واز این رو بسیار مورد تاکید قرار گرفته است. خدای متعال در قرآن کریم در این باره می فرماید:
و لقد یسرنا القرآن للذکر فهل من مذکر (قمر54)
و هر آینه قرآن را برای پند گرفتن آسان ساختیم پس آیا یاد آرنده و پندگیرنده ای هست ؟
و از همین رو است که به ما دستور داده شده هرچه می توانیم قرآن بخوانیم:
فاقروا ما تیسرمن القرآن (مزمل73)
هرچه از قرآن میسر می شود بخوانید.
وقتی انسان سوره ای از قرآن را حفظ کرد و مفاهیم آن را به خاطر سپرد ، پیوسته آن مفاهیم متعالی در ذهنش مرور میشوند و ذهن و فکر او را تحت تاثیر قرار می دهند.هم چنین اگر دائما اذکاری نظیر «الله اکبر » و«لا اله الا الله» – که حاکی از عظمت ، قدرت و احاطه وجودی خداوند و ستایش او است –درگوش انسان طنین اندازد و شمیم جان فزای آن بر دل سایه افکند ، خط بندگی خداوند فراروی انسان ترسیم می گردد و در پرتو آن ، آدمی همواره می کوشد تا در راستای خواست و اراده و رضایت خداوند حرکت کند . در همین زمینه ، هم چنان که قبلا روایت آن را نقل کردیم ، در احوالات امام باقر علیه السلام آمده است که آن حضرت در همه حال ، حتی زمانی که با مردم گفتگو میکردند و به سخنان آنان گوش میدادند ، ذکر «لا اله الا الله» را بر زبان داشتند.
و اما مهمترین مواد منفی این برنامه خودسازی بدین شرح است :
1- دل بستگی به دنیا و مادیات ، انسان را سست اراده و زبون و سر سپرده دنیا میسازد و روحیه آزادگی و آزاد اندیشی را از انسان می گیرد و مجالی برای تفکر در فرجام کار برای انسان باقی نمی گذارد . از این رو باید سعی کنیم که تعلق خاطر و دلبستگی به دنیا و مادیات نداشته باشیم و روحیه زهد و بی اعتنایی به دنیا را در خویش پرورش دهیم . اگر انسان به دنیا و لذتهای آن انس گرفت ،زایل ساختن آن انس و دل بستگی بسیار دشوار است و تنها افراد اندکی ، آن هم با ریاضت ها و تلاش های طاقت فرسا ، موفق به این کار می گردند. بدین لحاظ لازم است که انسان از آغاز سعی کند انس و وابستگی به دنیا و لذت های آن پیدا نکند و از تجملات بپرهیزد و ساده زیست باشد و تعلق خاطری به امکانات پیرامون خویش پیدا نکند ، که اگر خساراتی به آن ها وارد آمد نگران و افسرده شود . در پیش گرفتن و ادامه چنین رویه ای باعث میشود انسان رفته رفته به مقام «زهد» و بی اعتنایی به دنیا – که از خصایص ممتاز اولیای خدا است –دست یابد و به پاس آن ،شایسته نیل به نعمتهای پایدار و جاودان الهی گردد؛ چنان که در طلیعه دعای ندبه میخوانیم:
اللهم لک الحمد علی ما جری به قضائک فی اولیائک الذین استخلصتهم لنفسک و دینک اذا اخترت لهم جزیل ما عندک من النعیم المقیم الذی لا زوال له و لا اضمحلال بعد ان شرطت علیهم الزهد فی درجات هذه الدنیا الدنیه و زخرفها و زبرجها فشرطوا لک ذلک؛
خداوندا، تو را بر آنچه بر دوستانت مقدر ساختی سپاس می گویم؛ کسانی که برای خود و ترویج دینت برگزیدی .آنگاه از نعمت¬های باقی و زوال ناپذیری که نزدت هست برای آنان اختیار کردی ؛ پس از آنکه زهد و بی¬اعتنایی به مقامات و لذت¬ها و زر و زیور دنیای دون را بر آنان شرط کردی و آنان نیز این شرط را پذیرفتند.
در این باره روایتی از امام باقر علیه السلام نقل شده که بسیار قابل توجه است. بر اساس این روایت هرگاه پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم قصد سفر داشتند، آخرین کسی که با او وداع می¬کردند حضرت فاطمه علیها السلام بود و هنگام بازگشت نیز فاطمه علیها السلام اولین کسی بود که پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم به دیدار او می¬شتافتند. در یکی از جنگ¬ها غنیمتی به امیر المؤمنین علیه السلام رسید و آن حضرت آن را در اختیار حضرت فاطمه علیها السلام قرار داد. حضرت زهرا علیها السلام آن غنیمت را فروخت و با پولش دو دستبند و نیز پرده¬ای تهیه کرد و آن را بر سر در خانه آویخت. این در زمانی بود که پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم در سفر بود. هنگامی که رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم از سفر بازگشت،طبق معمول ابتدا به خانۀ فاطمه علیها السلام رفت. آن حضرت با مشاهدۀ آن دست بندها و پرده، زیاد در خانۀ حضرت زهرا علیها السلام توقف نکردند و فورا به مسجد رفتند. فاطمه علیها السلام در یافت که پدرش از دیدن آن دستبندها و پرده آزرده خاطر گردید. از این رو فورا امام حسن و امام حسین علیهما السلام را صدا کرد و دستبندها و پرده را به آنها داد تا به نزد پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم ببرند. حضرت تا نگاهش به دستبندها و پرده افتاد بسیار شادمان گشت و فرزندان دلبندش را روی زانو نشاند و آنها را بوسید. سپس دستور داد تا دستبندها را قطعه قطعه کنند و بین اهل صفه تقسیم کنند. پرده را نیز به یکی از اهل صفه بخشید که لباسی برای پوشاندن خود نداشت.
ملاحظه می¬کنیم که پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم و اهل بیت علیهم السلام چگونه سعی می کردند خود را از هر گونه تعلق خاطر مادی و دنیوی دور نگاه دارند. البته ساحت آن بزرگواران از اینگونه تعلقات و دلبستگی ها به دور است و این روایت و نظایر آن در واقع درسی است برای ما پیروان و دوستاران آن بزرگواران که با تجملات و زخارف مادی و دنیوی چگونه برخورد کنیم.
2- نکتۀ دوم این است که در استفاده از لذایذ مادی زیاده روی نکنیم تا موجب انس و توجه نفس به لذت های حیوانی نشود. باید بکوشیم که تمامی اعضاء و جوارح و به خصوص شکم خود را در کنترل داشته باشیم؛ چرا که اگر انسان برنامۀ منظمی در کمیت و کیفیت بهره برداری از لذایذ حیوانی و خوردنی ها و آشامیدنی ها نداشته باشد، نمی¬تواند بر نفس و ارادۀ خود کنترل لازم را اعمال نماید. برای مثال، اگر انسان در مورد استفاده از خوردنی ها خود دار نباشد، این بی ارادگی در امر خوردن می تواند به عنوان عادت و شیوه ای مذموم به سایر کارها و برنامه های او سرایت کند و نهایتا منجر به این شود که انسان نتواند در برابر جاذبه های مادی و شهوانی تصمیم مناسب را اتخاذ و ارادۀ لازم را نشان دهد.
البته برنامه ریزی ما در این زمینه باید مبتنی بر اعتدال و میانه روی باشد. همانطور که زیاده روی و افراط، به چموش گشتن نفس و سلطۀ هواهای نفسانی و شهوات می انجامد، تفریط در استفاده از نعمت ها نیز موجب ضعف و کسالت در انجام وظایف می گردد. بنابر این در همه امور ، از عبادت و مطالعه و خوابیدن گرفته تا استفاده از سایر لذائذ حیوانی ، باید میانه روی و اعتدال را پیشه کرد و از افراط و تفریط دوری گزید . در این میان مهم آن است که سعی کنیم داعی ما از استفاده از نعمتها ولذایذ دنیوی ، تهیه مقدمات سیر ،یعنی سلامت و قوت و نشاط بدن برای عبادت و شکر گزاری باشد . در زمینه زیاده روی نکردن در لذایذ مادی و در مقایسه با افعال دیگر از این سنخ ،روزه گرفتن ، سیر نخوردن ،کم گفتن و کم خوردن ،- با حفظ شرط اعتدال و سلامت – برای توفیق در سیر الی الله و کاستن از انس به لذتهای حیوانی نقش مهمی دارند.
3- باید قوای حسی و خیالی را که می توانند با تداعی ، منشا انگیزش امیال حیوانی شوند کنترل کنیم ؛به ویژه چشم و گوش را از دیدن مناظر شهوت انگیز و شنیدن سخنان و صداهای باطل و سرگرم کننده حفظ کنیم و به طور کلی از آنچه توجه ما را به چیزهایی جلب می کند که مرضی خداوند نیست خودداری نمائیم . قرآن کریم در این زمینه آیات متعددی دارد و ما را به این کنترل توجه می دهد ؛از جمله در سوره اسراء چنین می فرماید :
ان السمع والبصر و الفئواد کل اولئک کان عنه مسئولا (اسرا17)
گوش و چشم و قلب ، همه مورد پرسش واقع خواهند شد .
4-یکی از خطراتی که پیوسته انسان را تهدید می کند انحرافات فکری و عقیدتی است . از این رو باید مراقب این مسئله باشیم و خود را از لغزشگاه های فکری و نظری حفظ کنیم . در این زمینه بخصوص باید از مطالعه وبحث در باره شبهاتی که قدرت پاسخ گویی به آنها را نداریم خودداری کنیم . باید مراقب باشیم اگر احیانا این گونه شبهات به ذهنمان راه یافت و یا به گوشمان خورد ، فورا در صدد یافتن پاسخ قانع کننده برای آنها برآییم . قرآن کریم در این باره میفرماید:
و قد نزل علیکم فی کتاب ان اذا سمعتم آیات الله یکفر بها و یستهزا بها فلا تقعدوا معهم حتی یخوضوا فی حدیث غیره انکم اذا مثلهم ان الله جامع المنافقین والکافرین فی جهنم جمیعا(نسا4)
و خداوند[این حکم را ]در قرآن بر شما نازل کرده که هرگاه شنیدید آیات الهی انکار و استهزاء می شوند با ایشان منشینید تا به سخنی دیگر بپردازند [و گرنه]شما هم مثل آنان خواهید بود . همانا خداوند ، منافقان و کافران را همگی در دوزخ گرد خواهد آورد .
در همین باره در احادیث نیز چنین می خوانیم :
من اصغی الی ناطق فقد عبده فان کان الناطق یؤدی عن الله فقد عبد الله و ان کان الناطق یؤدی عن ابلیس فقد عبد ابلیس (بح ج 26ص239باب4ح 1)
کسی که به گوینده ای گوش فرا دهد او را پرستش کرده است . پس اگر گوینده از طرف خدا باشد خدا را پرستش کرده و اگر از طرف شیطان باشد شیطان را پرستش کرده است.
در پایان تاکید میکنیم که در تنظیم و اجرای برنامه عملی خودسازی نباید رعایت اصل تدریج و اعتدال را از نظر دور داریم .هیچ گاه نباید فشارهای طاقت فرسا و خارج از حد توان بر خود تحمیل کنیم ؛ زیرا این کار علاوه بر این که موجب عصیان و سرکشی نفس می شود ، ممکن است زیانهای بدنی یا روحی ، روانی جبران نا پذیری را به بار آورد . از این رو بسیار به جا است که در طرح این برنامه با شخصی آگاه و قابل اعتماد مشورت کنیم . البته از سوی دیگر نیز نباید در اجرای برنامه های حساب شده سستی روا داریم و برای ترک و انجام ندادن آنها بهانه جویی کنیم ؛ چرا که تاثیر قابل توجه این برنامه ها در ادامه و استمرار آن ها است . در هر حال فراموش نکنیم که باید اعتمادمان به خدای متعال باشد و توفیق خود را از او مسئلت داریم.
برگرفته از کتاب در جستجوی عرفان
تدوین و نگارش:محمد مهدی نادری قمی

ممکن است این مطالب هم برای شما مفید باشد:

دیدگاهتان را ثبت کنید

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد