جنگ خیبر و فتح قلعه‌های یهودیان

جواب اجمالی
بهترین معرف یهود در تاریخ ،قرآن است .
قرآن بخوبی یهود و عداوت یهود نسبت به اسلام و مسلمانان و پیامبر را مطرح کرد .
یهود به دلیل نژاد پرستی و حسادت و نفاق به کینه جویی و پیمان شکنی معروف بود .
یکی از شبهات معروف یهود و یهودیان علیه اسلام ماجرای جنگ پیامبر(ص) با بنی قریظه و بنی المصطلق و بنی قینقاع و یهودیان خیبر است که چرا “پیامبر(ص) و مسلمانان یهود را کشته و زنان و فرزندان آنان را اسیر و مزارع و باغات و انبارهای آنان را آتش زدند “؟ در حالی که این گزارش ها واقعیت تاریخی ندارد .
پیامبر(ص) پس ازجنگ خندق و احزاب ، به علت خیانت یهودیان و هم پیمانانی یهودیان مدینه با مشرکان قریش ،قصد نبرد با یهودیان را کرد و توانست بساط فتنه یهودیان را در مدینه جمع کند .
یهودیان در قلعه‌هایی در خیبر مستقر بودند و با محاصره قلعه ها یهودیان کشته و یا اسیر و یا صلح کردند .
تاریخ در باره این جنگ و تعداد کشته شدگان و اسرا و قلعه ها و امکانات یهود و مسلمانان اختلاف دارند .
قلعه خیبر آخرین قلعه و پناهگاه یهودیان بود که توسط علی ع با کندن در قلعه فتح گردید . محاصره قلعه ها و قلعه خیبر طول کشید اما بستن آب و امکانات و آتش زدن آذوقه و کشتنن زنان و کودکان و ظلم به آنان دروغ است . یهودیان با کشته شدن مرحب توسط علی ع تسلیم و به صلح و پذیرش جزیه تسلیم شدند و مردان و زنان و فرزندان یهود قلاع خیبر در پناه حکومت اسلامی قرار گرفتند .
جواب سه سوال :
1. اولا این قلعه ایا جزو اخرین قلعه ها بوده؟ بلی ،قلعه خیبر آخرین قلعه از قلاع ( هفت قلعه ) و ظاهرا آخرین دژ و پناهگاه و انبار ذخیره های یهودیان بوده است .
2.آن قلعه که حضرت علی در را ازجا کند جزو چندم قلعه ها بوده و نامش چه بوده؟؟؟ آخرین قلعه و آن هم قلعه خیبر بود.
3. من یک سوال کلی هم می خواهم بپرسم اگر پیامبر چنین کاری کردند و خب در آن قلعه زن و بچه بوده آیا آنها هم مجبور بودند تشنگی بکشند یا اتفاق دیگری افتاده بوده و ظلمی به زن بچه ها نشده؟ توضیح دهید.
اصل محاصره درست است و پس از حمله علی(ع) به خیبر و کندن درب خیبر و کشته شدن مرحب یهودی ، یهودیان تسلیم شدند اما بستن آب و تشنگی و ظلم به زنان و بچه ها صحت ندارد ولو اینکه در برخی از منابع تاریخی آمده باشد چون با اصل اسلام و رحمت الهی و اخلاق پیامبر و مبانی دینی و کلامی ما سازگاری ندارد .
توضیح بیشتر :
1- در باره یهودیان مدینه
در مدینه در قبل ظهور اسلام و پس از ظهور اسلام یهودیان زندگی می کردند . علت اینکه چرا یهودیان به سرزمین حجاز آمده بودند و آیا منتظر ظهور پیامبری جدید ( پیامبر اسلام ) بودند بحث دیگری است .
پیامبر اکرم(ص) که براساس دعوت اهل یثرب به این شهر رفته بودند، در بدو ورود به یثرب نام این شهر به خاطر حضور حضرت به مدینه‌النبی تغییر یافت و به مدینه مشهور شد. در این شهر یهود در کنار اعراب غیر یهود و دو قبیله اوس و خزرج سکونت داشته و اکثریت ساکنان این شهر با آنان بود.
پیامبر پس از برقراری پیمان برادری بین مسلمانان انصار و مهاجر پیمان همزیستی مسالمت‌آمیز با یهود برقرار کرد. قبایلی از یهود که پیامبر با آنان پیمان بست عبارت بودند از بنی قینقاع، بنی نضیر و بنی قریظه، این سه قبیله در مدینه و حومه مدینه زندگی می‌کردند و کار کشاورزی و باغداری داشتند، مفاد این پیمان عبارت بود از:
. یهودیان با دشمنان پیامبر همکاری نکنند و به آنان ابزار و اسب و… و اسلحه و ابزار نظامی ندهند.
. هیچ اقدامی علیه پیامبر و مسلمانان انجام ندهند و به طور پنهان و آشکار حتی با اشاره و با زبان به آنان زیان نرسانند.
. اگر بر خلاف این پیمان عمل کردند پیامبر حق دارد با آنان هر گونه برخوردی را که صلاح دیدند بنمایند، مجازات پیمان شکنان عبارت بود از توقیف اموال، اسارت و حتی کشته شدن که در متن قرارداد بین آن‌ها و حضرت مقرر شده بود. طرف قرارداد پیمان و امضاکنندگان آن رئیس سه قبیله بنام مخیریق، حییّ بن اخطب و کعب بن اسد بودند که آن را تایید و امضاء کردند.
یهودیان مدینه دشمنی خود با مسلمانان را پنهان نکردند و پس از اندکی بر خلاف مفاد این پیمان چندین بار با مسلمانان مدینه درگیر شده و به آنان آزار می رساندند. آنان قبل از بعثت پیامبر از آمدن پیامبری از عرب بر اساس کتاب خود خبر می‌دادند و پیشگویی می‌کردند.
اما پس از آمدن پیامبر(ص) به مدینه به انکار آن حضرت پرداخته و گفتند: وی پیامبر موعود تورات نیست، چنانکه در قرآن به این مسأله اشاره شده است.
بدین ترتیب آشکارا و از طرق مختلف کارشکنی و پیمان‌شکنی یهود و ناسازگاری آنان با پیامبر شروع شد، آنان از هر راهی برای اختلاف افکنی میان پیامبر و مسلمانان و قبایل اوس و خزرج استفاده می‌کردند.
با وجودی که تعهد داده بودند از آزار مسلمانان به هر نحو خودداری کنند، نه تنها به تعهدشان عمل نکردند، بلکه شخص پیامبر را نیز مورد اذیت و آزار قرار می دادند. در قرآن نیز به این مسائل پرداخته شده است. با مراجعه به تفاسیر آیات مزبور می توان به عمق کینه یهود با پیامبر پی برد. نظیر آیه «تحریف یهود».
2- در باره منطقه خیبر و جنگ خیبر، در باره قلعه های خیبر ،نقش علی(ع) در جنگ خیبر
«خیبر» سرزمین حاصلخیز در ۳۲ فرسخی ( هر فرسخ در حدود 6 کیلومتر امروزی در حدود 180 تا 200 کیلومتری ) شمال مدینه، دارای هفت قلعه و بالغ بر بیست هزار سکنه یهود بود.
جلگه وسیع و حاصل خیزى که در شمال مدینه، به فاصله 32 فرسنگى آن قرار داشت، «وادى خیبر» نامیده مى‌ شد. پیش از بعثت پیامبر صلى الله علیه وآله وسلم، یهودیان براى سکونت و حفاظت خویش در آن منقطه، دژهاى هفتگانه محکمى ساخته بودند. جمعیت آنها بالغ بر بیست‌ هزار تن بود و در میان آنان، مردان جنگاور و دلیر، فراوان به چشم مى‌ خورد. (تاریخ یعقوبى، ج 2، ص 42).
پیامبر(ص) تصمیم گرفت این آخرین کانون ضدّ اسلامی دشمن را نیز نابود کند. پیامبر(ص) با هزار و ششصد نفر که دویست نفرشان سواره‌ نظام بودند با روش غافلگیرانه‌ی خاصّی خود را به سرزمین خیبر رساندند، یهودیان که جنگجویانشان حدود دوهزار نفر بودند به قلعه‌های خود پناه برده و قلعه‌ها را به روی خود بستند.
مسلمانان قلعه‌ها را یکی پس از دیگری گشودند و تحت تسخیر خود درآوردند، سپس برای قلعه‌های «وطیح» و «سلالم» بین مسلمانان و یهود درگیری شد که ده روز طول کشید. سرانجام على(ع) پرچم را به دست گرفت، همراه سربازان و افسران شجاع اسلام به یهودیان حمله کردند، «مَرْحَب» یکی از دلاوران یهود به دست على(ع) کشته شد، على(ع) درِ بزرگ خیبر را با دست خود کند و آن را سپر خود قرار داد. سرانجام همه‌ی قلعه‌ها به فرماندهی علی(ع) به دست مسلمانان افتاد.
یهود خیبر پس از کشته شدن مرحب و سه قهرمان بزرگ دیگر تسلیم شدند و پیامبر(ص) طبق شرائط جزیه و… با آنها رفتار کرد و به این ترتیب این پایگاه مهم دشمن در تحت حکومت اسلامی در‌آمد.
جرم بزرگ یهودیان خیبر این بود که کمک مالى آنان، سبب جنگ خندق شد و این خطر وجود داشت که آنها با تحریک امپراتور روم یا ایران، به پایگاه اسلام حمله کنند؛ به خصوص در آن زمان، که یهودیان در جنگ هاى ایران و روم، با یکى از آنها همکارى داشتند. از این رو، پیامبر (صلى الله علیه وآله وسلم) تصمیم گرفت، که آتش این خطر را خاموش سازد. هنگامى که آن حضرت از حدیبیه بازگشت، ماه ذىی الحجه و مقدارى از محرم سال هفتم هجرى را در مدینه ماند؛ سپس به سوى خیبر حرکت کرد. وقتى پیامبراکرم (صلى الله علیه وآله وسلم) نزدیک قلعه هاى خیبر رسید، سر به سوى آسمان بلند کرد و فرمود:
«بارالها! تویى خداى آسمان ها و آن چه زیر آنها قرار گرفته و خداى زمین وآن چه برآن سنگینى افکنده، من از تو خوبى این آبادى و خوبى اهل آن و آن چه را که در آن هست، مى‌ خواهم و از بدى ‌هاى آن و بدى آن چه را در آن قرار گرفته، به تو پناه مى ‌برم».(السیرة النبویة، ج 3، ص 211؛ تاریخ پیامبر اسلام، ص 501).
پیامبر (صلى الله علیه وآله وسلم) و یارانش، از توطئه هاى یهودیان آگاه بودند. از این رو، شبانه و مخفیانه حرکت کردند و آنان را به محاصره درآوردند. یهودیان در بالاى قلعه‌ ها، دیدبان ها و تیراندازانى قرار داده و در جلوى راه هاى ورودى قلعه، خندقى کنده بودند.ایام محاصره را بین 10 و 15 و 21 روز نوشته اند .سپاه اسلام، قلعه ‌ها را یکى پس از دیگرى فتح کردند تا به آخرین قلعه – که از همه محکم تر بود و فرمانده معروف یهود، «مرحب» در آن قرار داشت – رسیدند. حضرت دستور حمله عمومى را به فرماندهى ابوبکر صادر کرد؛ امّا او فرار کرد. روز دوم، پرچم فرماندهى را به عمر داد و او نیز نتوانست کارى از پیش ببرد و فرار کرد. روز بعد پیامبر (صلى الله علیه وآله وسلم) فرمود:
«لاعطین الرایة غداً رجلاً یفتح اللَّه على یدیه یحبّ اللَّه و رسوله و یحبه اللَّه و رسوله کراراً غیر فرّار؛ فردا پرچم را به دست مردى مى دهم که خداوند به دست او فتح مى کند و او خدا و رسولش را دوست دارد و خدا و رسول نیز او را دوست دارند. او حمله کننده اى است که فرار نمى کند». صحیح بخارى، ج 5، ص 177.
فردا که همگى آماده بودند تا بار دیگر فرمان حمله بگیرند، پیامبر (صلى الله علیه وآله وسلم)، حضرت على (علیه السلام) را صدا زد؛ لشگر به فرماندهى حضرت على، سحرگاه حمله کرد. آن حضرت با حرکتى نیرومند و پرقدرت، درب قلعه را کَند و آن را سپر خود قرار داد و مرحب یهودى را به قتل رساند. پیامبر (صلى الله علیه وآله وسلم) به على (علیه السلام) بشارت دادند که خدا و رسولش از تو راضى هستند؛ (تاریخ یعقوبى، ج 1، ص 415). و بقیه یهودیان نیز متوارى شدند. به این ترتیب، قلعه‌ هاى خیبر فتح شد. نام این دژها، ناعم، قموص، کتیبه، نطاط، شق، طیح و سلالم بود ..پیامبر (صلى الله علیه وآله وسلم) پس از فتح، با آنان خوش رفتارى کرد و اراضى و باغ هاى آن جا را به دست یهود سپرد؛ به شرط این که نیمى از درآمد آن را به مسلمین بپردازند. فتح خیبر، براى مسلمانان، حائز اهمیت بود و زمینه فتح بدون خون ریزى مکه را فراهم ساخت. خداوند درباره جنگ خیبر، چنین مى فرماید:
«و خدا به شما غنیمت هاى فراوان [ دیگرى ] وعده داده که به زودى آنها راخواهید گرفت و این [ پیروزى ] را براى شما پیش انداخت و دست هاى مردم را از شما کوتاه ساخت و تا براى مؤمنان، نشانه اى باشد و شما را به راه راست هدایت کند و غنیمت هاى دیگر[ ى نیز هست ] که شما برآنها دست نیافته اید [ و] خدا بر آنها نیک احاطه دارد و همواره خداوند، بر هر چیزى تواناست». فتح (48)، آیات 20 21.
جنگ احزاب از جمله این اقدامات بود که یهود بر خلاف پیمان خود با مشرکین همکاری نمودند تا کار پیامبر و مسلمانان را یکسره کنند، آنان در تجهیز مشرکان همکاری جسته و به آنان در کارهای اطلاعاتی و جاسوسی علیه مسلمانان کمک می‌کردند. پیامبر از طریق وحی و از طریق اطلاعات کسب شده توسط افراد خود از این اقدامات کاملاً آگاه بود و منتظر فرصتی بود تا با آنان بر اساس پیمانشان برخورد کند، آنان علاوه بر جنگ احزاب در جنگ احد نیز اظهار داشتند که محمد در پی پادشاهی است، هیچ پیامبری این گونه شکست نخورده است.
قبیله بنی‌نضیر نیز توطئه ای برای کشتن و ترور پیامبر طراحی کردند. پیامبر برای حل مشکلی به اصرار خود آنان در میان آنان حاضر شده بود. در این هنگام شخصی را فرستادند که از پشت بام سنگی را بر سر پیامبر انداخته و حضرت را به قتل برساند که پیامبر از طریق وحی از این خبر آگاه شده و تصمیم گرفتند که با آنان برخورد کنند.
یهودیان در جنگ احزاب نیز مشرکان را علیه مسلمانان تحریک می‌کردند و عامل اصلی این جنگ آنان بودند. خودشان نیز در این جنگ با حضوری جدی آشکارا در مقابل پیامبر و مسلمانان صف‌آرایی کردند و هیچگاه دشمنی خود را نتوانستند مخفی نگهدارند و همواره از هر فرصتی برای ضربه زدن به اسلام و مسلمین استفاده کردند.
بنابراین پیامبر هرگز در ابتدا با یهود جنگ نکرد و قصد جنگ با آنان را نداشت. همواره آنان آغازگر توطئه علیه پیامبر بودند و حضرت نیز همیشه منتظر وحی و دستور الهی بود تا کار را با آنان یکسره کند و به توطئه های آنان پایان بخشد. آخرین اقدام مهم پیامبر در مقابل یهود جنگ خیبر و فتح قلعه های آن توسط امیرمؤمنان(ع) بود که به قلع و قمع آنان انجامید و پس از آن دیگر یهود کاملاً شکست خورده و از آسیب رساندن به اسلام مایوس گردیدند. پیامبر اکرم در هر برخوردی با دیگران، در مرحله اول تابع وحی و خداوند بود و در مرحله دوم عملکرد و رفتار آنان برای پیامبر مهم بود. آیاتی که با خطاب «یا اهل الکتاب» آمده مخاطب آن بیشتر یهود و در برخی موارد مسیحیان هستند. قرآن یهودیان را برادران منافقین نامیده و دستور داده که پیامبر اکرم(ص) آنان را از سرزمین اسلام اخراج کنند.
منابع جهت مطالعه بیشتر :
– عاملی، سید جعفرمرتضی، الصحیح من سیره النبی الاعظم
– سبحانی، جعفر؛ فروغ ابدیت
– سبحانی، جعفر، فرازهایی از تاریخ اسلام
– شهیدی، سید جعفر؛ تاریخ تحلیلی پیامبر اسلام
– شهیدی، سید جعفر؛ تاریخ تحلیلی اسلام
– صادقی، مصطفی؛ پیامبر و یهود حجاز
– پیشوائی، مهدی، تاریخ اسلام

دیدگاهتان را ثبت کنید

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد