جنگ خیبر

جلگه وسیع و حاصل خیزى که در شمال مدینه، به فاصله 32 فرسنگى آن قرار داشت، «وادى خیبر» نامیده مى شد. پیش از بعثت پیامبر صلى الله علیه وآله وسلم،
یهودیان براى سکونت و حفاظت خویش در آن منقطه، دژهاى هفتگانه محکمى ساخته بودند. جمعیت آنها بالغ بر بیست هزار تن بود و در میان آنان، مردان جنگاور و دلیر، فراوان به چشم مى خورد.تاریخ یعقوبى، ج 2، ص 42. جرم بزرگ یهودیان خیبر این بود که کمک مالى آنان، سبب جنگ خندق شد و این خطر وجود داشت که آنها با تحریک امپراتور روم یا ایران، به پایگاه اسلام حمله کنند؛ به خصوص در آن زمان، که یهودیان در جنگ هاى ایران و روم، با یکى از آنها همکارى داشتند. از این رو، پیامبر (صلى الله علیه وآله وسلم) تصمیم گرفت، که آتش این خطر را خاموش سازد. هنگامى که آن حضرت از حدیبیه بازگشت، ماه ذى الحجه و مقدارى از محرم سال هفتم هجرى را در مدینه ماند؛ سپس به سوى خیبر حرکت کرد. وقتى پیامبراکرم (صلى الله علیه وآله وسلم) نزدیک قلعه هاى خیبر رسید، سر به سوى آسمان بلند کرد و فرمود: «بارالها! تویى خداى آسمان ها و آن چه زیر آنها قرار گرفته و خداى زمین وآن چه برآن سنگینى افکنده، من از تو خوبى این آبادى و خوبى اهل آن و آن چه را که در آن هست، مى خواهم و از بدى هاى آن و بدى آن چه را در آن قرار گرفته، به تو پناه مى برم».السیرة النبویة، ج 3، ص 211؛ تاریخ پیامبر اسلام، ص 501. پیامبر (صلى الله علیه وآله وسلم) و یارانش، از توطئه هاى یهودیان آگاه بودند. از این رو، شبانه و مخفیانه حرکت کردند و آنان را به محاصره درآوردند. یهودیان در بالاى قلعه ها، دیدبان ها و تیراندازانى قرار داده و در جلوى راه هاى ورودى قلعه، خندقى کنده بودند.ایام محاصره را بین 10 و 15 و 21 روز نوشته اند. سپاه اسلام، قلعه ها را یکى پس از دیگرى فتح کردند تا به آخرین قلعه – که از همه محکم تر بود و فرمانده معروف یهود، «مرحب» در آن قرار داشت – رسیدند. حضرت دستور حمله عمومى را به فرماندهى ابوبکر صادر کرد؛ امّا او فرار کرد. روز دوم، پرچم فرماندهى را به عمر داد و او نیز نتوانست کارى از پیش ببرد و فرار کرد. روز بعد پیامبر (صلى الله علیه وآله وسلم) فرمود:
«لاعطین الرایة غداً رجلاً یفتح اللَّه على یدیه یحبّ اللَّه و رسوله و یحبه اللَّه و رسوله کراراً غیر فرّار؛ فردا پرچم را به دست مردى مى دهم که خداوند به دست او فتح مى کند و او خدا و رسولش را دوست دارد و خدا و رسول نیز او را دوست دارند. او حمله کننده اى است که فرار نمى کند».صحیح بخارى، ج 5، ص 177.
فردا که همگى آماده بودند تا بار دیگر فرمان حمله بگیرند، پیامبر (صلى الله علیه وآله وسلم)، حضرت على (علیه السلام) را صدا زد؛ لشگر به فرماندهى حضرت على، سحرگاه حمله کرد. آن حضرت با حرکتى نیرومند و پرقدرت، درب قلعه را کَند و آن را سپر خود قرار داد و مرحب یهودى را به قتل رساند.پیامبر (صلى الله علیه وآله وسلم) به على (علیه السلام) بشارت دادند که خدا و رسولش از تو راضى هستند؛ تاریخ یعقوبى، ج 1، ص 415. و بقیه یهودیان نیز متوارى شدند. به این ترتیب، قلعه هاى خیبر فتح شد.نام این دژها، ناعم، قموص، کتیبه، نطاط، شق، طیح و سلالم بود . پیامبر (صلى الله علیه وآله وسلم) پس از فتح، با آنان خوش رفتارى کرد و اراضى و باغ هاى آن جا را به دست یهود سپرد؛ به شرط این که نیمى از درآمد آن را به مسلمین بپردازند. فتح خیبر، براى مسلمانان، حائز اهمیت بود و زمینه فتح بدون خون ریزى مکه را فراهم ساخت. خداوند درباره جنگ خیبر، چنین مى فرماید:
«و خدا به شما غنیمت هاى فراوان [ دیگرى ] وعده داده که به زودى آنها راخواهید گرفت و این [ پیروزى ] را براى شما پیش انداخت و دست هاى مردم را از شما کوتاه ساخت و تا براى مؤمنان، نشانه اى باشد و شما را به راه راست هدایت کند و غنیمت هاى دیگر[ ى نیز هست ] که شما برآنها دست نیافته اید [ و] خدا بر آنها نیک احاطه دارد و همواره خداوند، بر هر چیزى تواناست».فتح (48)، آیات 20 21.
پس پیامبر اکرم(ص) به دلیل خیانت یهودیان خیبر و دفع خیانتهای دیگر آنان به خیبر لشکر کشی فرمود.

دیدگاهتان را ثبت کنید

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد