حل مسأله فلسطین-


حل مسأله فلسطین-

۱۳۹۷/۰۵/۰۸


۷۵۴ بازدید

عاش فلسطین. عاش اسلام. ما نظرکم لتحریر فلسطین المقدس؟

همانطور که اشاره نموده اید به کوری چشم نظام سلطه و سران مرتجع عرب و با وجود همه توطئه ها و دشمنیها و تجاوزگریها، فلسطین زنده است و مقاومت درآن جریان دارد و ایستادگی و مقاومت مردم فلسطین موجب شده تا رژیم صهیونیستی که روزی شعار از نیل تا فرات را در سر می پروراند در مرزهای خود محصور شده و موجودیت خود را در خطر ببیند . شکست های مفتضحانه این رژیم در جنگ سه وسه روزه با حزب الله و جنگ بیست و دو روزه غزه پوشالی بودن قدرت این رژیم را به نمایش گذارد و اگر کشورهای اسلامی در برابر این رژیم ایستادگی می کردند و به جای دامن زدن به اختلافات درونی و به راه انداختن جنگ و توطئه علیه سایر کشورهای اسلامی، دشمنی خود را متوجه این رژیم غاصب می کردند ، امروز شاهد پیروزی مردم فلسطین بر دشمن خود بودیم اما متأسفانه برخی کشورهای اسلامی نه تنها دشمنی با رژیم صهیونیستی را به فراموشی سپرده اند ، که در نقطه مقابل به دنبال برقراری رابطه با این رژیم جعلی بوده و به آرمان مردم فلسطین و اسلام خیانت نموده اند . اما جمهوری اسلامی همواره در کنار مردم مظلوم فلسطین و محور مقاومت بوده و خواهد بود و از حمایت از آنان دست نخواهد کشید تا شیرینی پیروزی را بچشند . هر چند در شرایط کنونی امکان اقدام مستقیم علیه رژیم صهیونیستی فراهم نیست ، اما جمهوری اسلامی تا حد امکان مردم فلسطین را در برابر رژیم غاصب و جعلی صهیونیسم حمایت خواهد کرد. در این راستا جمهوری اسلامی به منظور حل مسأله فلسطین طرحی را ارائه داده است که بر اساس منطق پذیرفته شده نظام بین الملل استوار است و آن مراجعه به آرای عمومی همه فلسطینیان است .مقام معظم رهبری در این باره فرمودند: «طرح جمهوری اسلامی برای حل قضیه‌ی فلسطین و التیام این زخم کهنه، طرحی روشن، منطقی و منطبق بر معارف سیاسیِ پذیرفته شده‌ افکار عمومیِ جهانی است .ما نه جنگ کلاسیکِ ارتشهای کشورهای اسلامی را پیشنهاد میکنیم، و نه به دریا ریختن یهودیان مهاجر را، و نه البته حکمیت سازمان ملل و دیگر سازمانهای بین‌المللی را؛ ما همه‌پرسی از ملت فلسطین را پیشنهاد میکنیم. ملت فلسطین نیز مانند هر ملت دیگر حق دارد سرنوشت خود را تعیین کند و نظام حاکم بر کشورش را برگزیند. همه‌ مردم اصلی فلسطین، از مسلمان و مسیحی و یهودی – نه مهاجران بیگانه – در هر جا هستند؛ در داخل فلسطین، در اردوگاه‌ها و در هر نقطه‌ دیگر، در یک همه‌پرسیِ عمومی و منضبط شرکت کنند و نظام آینده‌ فلسطین را تعیین کنند. آن نظام و دولتِ برآمده‌ از آن، پس از استقرار، تکلیف مهاجران غیر فلسطینی را که در سالیان گذشته به این کشور کوچ کرده‌اند، معین خواهد کرد. این یک طرح عادلانه و منطقی است که افکار عمومی جهانی آن را بدرستی درک می کند و می تواند از حمایت ملتها و دولتهای مستقل برخوردار شود. البته انتظار نداریم که صهیونیستهای غاصب به‌آسانی به آن تن در دهند، و اینجاست که نقش دولتها و ملتها و سازمانهای مقاومت شکل میگیرد و معنی می‌یابد. مهمترین رکن حمایت از ملت فلسطین، قطع پشتیبانی از دشمن غاصب است؛ و این وظیفه‌ بزرگ دولتهای اسلامی است.»(بیانات در کنفرانس حمایت از انتفاضه فلسطین‌؛۱۳۹۰/۰۷/۰۹)
«سخن ما آن است که فلسطین متعلق به فلسطینی‌ها است و ادامه‌ اشغال آن، ظلمی بزرگ، تحمل‌ناپذیر و خطری عمده برای صلح و امنیت جهانی است. همه‌ راههائی که غربیها و وابستگان آنها برای «حل مسئله‌ فلسطین» پیشنهاد کرده و پیموده‌اند، غلط و ناموفق بوده است و در آینده نیز چنین خواهد بود. ما راه‌حلی عادلانه و کاملاً دموکراتیک را پیشنهاد کرده‌ایم: همه‌ فلسطینی‌ها، چه ساکنان کنونی آن، و چه کسانی که به کشورهای دیگر رانده شده و هویت فلسطینی خود را حفظ کرده‌اند، اعم از مسلمان و مسیحی و یهودی، در یک همه‌پرسیِ عمومی، با نظارتی دقیق و اطمینان‌بخش شرکت کنند و ساختار نظام سیاسی این کشور را انتخاب نمایند و همه‌ فلسطینیانی که سالها رنج آوارگی را تحمل کرده‌اند، به کشور خود باز گردند و در این همه‌پرسی و سپس تدوین قانون اساسی و انتخابات، شرکت نمایند. آنگاه صلح برقرار خواهد شد.»
(بیانات در شانزدهمین اجلاس سران جنبش عدم تعهد، ۱۳۹۱/۰۶/۰۹)
« منطق حمایت جمهوری اسلامی از فلسطین»
حمایت جمهوری اسلامی از مردم مظلوم فلسطین در سه سطح مسئولیت ووظیفه انسانی و مسئولیت اسلامی و ضرورت ملی قابل بررسی است .
« مسئولیت انسانی»
وجدان انسانی حکم می کند که هر انسان آزاده ای در برابر ظلم و جنایت رژیم غاصب صهیونیستی بر علیه مردمی که تنها به جرم دفاع از سرزمین و حقوق خود با چنین
بی تفاوت نبود و از مظلوم در برابر ظالم دفاع و حمایت کرد .
« مسئولیت اسلامی »
علاوه بر مسئولیت انسانی ، مسئولیت دینی نیز ایجاب می کند که از مسلمانان در سایر کشورها در برابر دشمنان حمایت شود .
بر اساس آیات ، روایات ، جامعه اسلامی پیکره واحدی است و مسلمین نمی توانند در قبال تهاجم بیگانگان به سایر مسلمانان بی تفاوت باشند. چنانکه خداوند متعال در قرآن کریم با صراحت به حمایت و دفاع از ستمدیدگانی که مورد ظلم قرار گرفته و از وطن و کاشانه خویش اخراج و آواره شده اند ، فرمان می دهد: «قاتلوا فی سبیل الله الذین یقاتلونکم و لا تعتدوا ان الله لا یحب المعتدین واقتلوهم حیث ثقفتموهم و اخرجوهم من حیث اخرجوکم و الفتنة اشدّ من القتل ولاتقاتلوهم عند المسجد الحرام حتی یقاتلوکم فیه فان قاتلوکم فاقتلوهم کذلک جزاءالکافرین» (سوره بقره، آیات 190 -191) و «أُذِنَ لِلَّذِینَ یُقاتَلُونَ بِأَنَّهُمْ ظُلِمُوا وَ إِنَّ اللَّهَ عَلی نَصْرِهِمْ لَقَدِیرٌ الَّذِینَ أُخْرِجُوا مِنْ دِیارِهِمْ بِغَیْرِ حَقٍّ إِلاَّ أَنْ یَقُولُوا رَبُّنَا اللَّهُ وَ لَوْلا دَفْعُ اللَّهِ النَّاسَ بَعْضَهُمْ بِبَعْضٍ لَهُدِّمَتْ صَوامِعُ وَ بِیَعٌ وَ صَلَواتٌ وَ مَساجِدُ یُذْکَرُ فِیهَا اسْمُ اللَّهِ کَثِیراً وَ لَیَنْصُرَنَّ اللَّهُ مَنْ یَنْصُرُهُ إِنَّ اللَّهَ لَقَوِیٌّ عَزِیزٌ»( سوره حج ،آیه 40) و همچنین « وَ ما لَکُمْ لا تُقاتِلُونَ فِی سَبِیلِ اللَّهِ وَ الْمُسْتَضْعَفِینَ مِنَ الرِّجالِ وَ النِّساءِ وَ الْوِلْدانِ الَّذِینَ یَقُولُونَ رَبَّنا أَخْرِجْنا مِنْ هذِهِ الْقَرْیَةِ الظّالِمِ أَهْلُها وَ اجْعَلْ لَنا مِنْ لَدُنْکَ وَلِیًّا وَ اجْعَلْ لَنا مِنْ لَدُنْکَ نَصِیراً»(سوره نساء ، آیه 75) «چرا در راه خدا و برای رهایی مردان و زنان و کودکانی که [به دست ستمگران تضعیف شده اند ]پیکار نمی کنید؟! همان افراد [ستمدیده ای ]که می گویند: پروردگار ما را از این شهر (مکّه) که اهلش ستمگرند، بیرون ببر، و از طرف خود برای ما سرپرستی قرار ده واز جانب خود، یار و یاوری برای ما تعیین فرما».
پیامبر گرامی اسلام(ص) نیز می فرماید: «من اصبح و لم یهتم بامور المسلمین فلیس بمسلم»( کلینی، اصول کافی، ج 2، ص 163) و «من سمع رجلاً ینادی یا للمسلمین فلم یجبه فلیس بمسلم؛ هر کس فریاد استغاثه هر مظلومی (اعم از مسلمان یا غیر مسلمان) را بشنود که مسلمین را به یاری می طلبد، اما فریاد او را اجابت نکند مسلمان نیست.»( کلینی، اصول کافی، کتاب الایمان و الکفر، باب الاهتمام بامور المسلمین، ح 5) در صحیح بخاری نیز از آن حضرت روایت شده است که فرمودند: «همه مسلمانان برادر یکدیگرند، به همدیگر ظلم نمی کنند و در مقابل دشمنان یکدیگر را رها نمی کنند و به خود وا نمی گذارند». (فتح الباری، ج 12، ص 323 به نقل از محمد حسنین هیکل، الجهاد و القتال فی السیاسة الشرعیه، ج 1، بیروت: دارالبیارق، الطبعة الثانیة، 1417 هـ. ق، ص 83 ) در مسند احمد بن حنبل نیز از آن حضرت روایت شده است که: «که هر کس نزد او مؤمنی خوار شود ولی او را یاری نکند، در حالی که قادر بر نصرت او باشد، خداوند عزو جل، روز قیامت نزد تمام خلایق او را خوار خواهد نمود». (مسند احمدبن حنبل، ج 3، ص 487 به نقل از: هیکل، همان، ص 84)
دستور نورانی امیرالمؤمنین علی بن ابی طالب(علیه السلام)مبنی بر این که ««کونا للظالم خصماً و للمظلوم عوناً؛ همواره خصم ظالم و یار و یاور مظلوم باشید» ( نهج البلاغه ، نامه 47) نیز بر این نکته مهم دلالت دارد که در اسلام، مسؤولیت مقابله با تهدید و ارعاب وظیفه ای همگانی است؛همه باید یکپارچه، در برابر عوامل تهدید و ارعاب بایستند و از مظلوم دفاع کنند و خصم ظالم باشند.
بر این اساس دفاع تنها بر کسانی واجب نیست که از سوی دشمن مورد هجوم قرار گرفته اند، بلکه همه مسلمانان وظیفه دارند در مقام دفاع از مسلمانانی که در بخشی از سرزمین های اسلامی مورد تجاوز قرار گرفته اند، دفاع کنند و با جان و مال خود در راه خدا جهاد نموده و در زمینه های مختلف سیاسی، اقتصادی و نظامی حمایت های لازم را به عمل آورند.
« منافع و امنیت ملی »
هرچند نگاه جمهوری اسلامی در سیاست خارجی خویش در قبال مقاومت اسلامی و نهضت های آزادیبخش نگاهی کاملا انسان دوستانه و در راستای انجام وظایف ایدئولوژیکی و مکتبی است ؛ اما این موضوع هیچ گونه امتناعی از تامین امنیت و منافع ملی کشورمان و همچنین سایر کشورهای اسلامی و منطقه در قبال این حمایت ها توسط مقاوت اسلامی ندارد . به عبارت دیگر نه تنها میان وظایف ایدئولوژیکی دولت اسلامی با منافع ملی کشورمان تعارضی نیست ؛ بلکه این دو می توانند در تعامل و هماهنگی با یکدیگر عمل نمایند. ایران، از سال‌ها پیش با یک نگاه استراتژیک، در حین جنگ عراق، به این حقیقت دست پیدا کرد که حرکت به سمت جنگ میدانی از اهمیت فوق العاده ای برخوردار است. پس در حمایت غیرقابل انکار معنوی ایران از مبارزان حزب‌الله جنوب لبنان و مقاومت اسلامی ، تامین منافع ملی نیز می تواند ملحوظ باشد؛ اگر ایالاتِ متحده نسبت به ایران کوچکترین تعرضی بنماید ، میدان‌های دیگری در عالم، به آتش کشیده خواهند شد.( لبنان و فلسطین به ما چه دخلی دارد؟ ، رضا امیرخانی ، بازتاب ، ۸ مرداد ) و این دقیقا یکی از جنبه های مهم بازدارندگی ایالات متحده آمریکا از حمله نظامی به ایران است ؛ موضوعی که بارها به صراحت توسط سیاستمداران و کارشناسان مسائل نظامی آمریکا و اسرائیل مطرح و آن را به عنوان مانع بزرگ در حمله به تاسیسات هسته ای ایران برشمرده اند. پس حمایت از مقاومت اسلامی در لبنان و فلسطین حتا با دیدِ منفعت‌گرایانه نیز قابل توجیه است.
بر این اساس منافع ملی و امنیت ملی یک کشور و تامین آنها، فقط در مرزهای جغرافیایی آن محدود نمی شود. لذا دولت ها به میزان هزینه هایی که در کشورهای دیگر مبذول می دارند، از توان و قدرت تصمیم گیری و تأثیرگذاری بیشتری نیز در آینده آن کشور و معادلات منطقه ای برخوردار می باشند. در واقع حفظ موجودیت، استقلال و تمامیت ارضی و امنیت ملی کشور – که از عناصر کلیدی و حیاتی تشکیل دهنده منافع ملی است – نیازمند صرف چنین هزینه ها و کمک به ملت هایی است که در خط اول مبارزه با دشمنان ما قرار دارند. واقعیت آن است که مردم مظلوم و مبارز فلسطین و مقاومت اسلامی لبنان، از منافع و امنیت ملی ما نیز دفاع می کنند و ما کمترین وظیفه خود (تدارکات و پشتیبانی) را انجام می دهیم.
حمایت مادی و معنوی از هسته های مقاومت و نهضت های آزادی بخش در سراسر جهان اسلام، علاوه بر آنکه به عنوان وظیفه ایدئولوژیکی دولت اسلامی است ؛ نقش بسیار زیادی در تامین منافع و امنیت ملی و گسترش حوزه های نفوذ کشورمان در ابعاد مختلف دارد و به عنوان یکی از مهم ترین اهرم های قدرت برای جمهوری اسلامی است که موجب بازدارندگی ابر قدرت ها از عملی کردن نیات امپریالیستی آنان در قبال منطقه و کشورمان می گردد و کمک به این مردم مبارز، به معنای استحکام بخشیدن به سنگرهای دفاعی خود است. آینده نگری و تأمین منافع بلندمدت، خود بهترین دلیل بر انجام چنین اقداماتی است؛ زیرا آرمان ها و اهداف توسعه طلبانه رژیم صهیونیستی، هرگز به فلسطین و لبنان محدود نیست؛ بلکه آنان آرزوی سیطره بر جهان اسلام و خصوص ام القرای آن (جمهوری اسلامی ایران) را در سر می پروراند. (مقاومت اسلامی ، وظایف ایدئولوژیک و منافع ملی ، علیرضا محمدی ، مجله پرسمان)
با بررسی دلایل حمایت جمهوری اسلامی از جریان مقاومت و مردم مظلوم فلسطین و لبنان ، روشن می شود که این حمایت ها وابسته به حمایت این کشورها از جمهوری اسلامی نبوده و حتی اگر این جریان ها از جمهوری اسلامی حمایت هم نکنند ، جمهوری اسلامی با توجه تهدیدی که رژیم غاصب صهیونیستی برای منطقه و جهان دارد و با توجه به ماهیت تجاوز کارانه و سلطه جویانه و غیر انسانی آن ، خود را به مقابله با این رژیم غاصب و حمایت از خط مقاومت در برابر تجاوز طلبی آن متعهد می داند گرچه جریان ها و گروههای مقاومت در فلسطین و لبنان درک مناسبی از مواضع جمهوری اسلامی نداشته باشند و از آن حمایت نکنند به عبارت دیگر خط مشی و سیاست جمهوری اسلامی در حمایت از جریان مقاومت در برابر رژیم صهیویستی بر اساس ، مبانی روشنی استوار شده است که حمایت و عدم حمایت گروههای سیاسی فلسطین و لبنان از جمهوری اسلامی ، هیچ تأثیری در آن ندارد و حتی اگر جریان ها و گروههای سیاسی از جمهوری اسلامی حمایت نکنند ، ضرورت مقابله با سلطه جویی رژیم صهیونیستی به جای خود باقی است گرچه حمایت این گروهها از جمهوری اسلامی نشانه قدر شناسی و درک صحیح آنهاست . همانند حمایت پدر و مادر از فرزند خود که فراتر از قدردانی و حمایت متقابل از سوی فرزند است و پدر و مادر صرف نظر از قدردانی و حمایت فرزندشان از آنان ، خود را به انجام وظایف و مسئولیت های خود در قبال او متعهد می دانند گرچه قدردانی و حمایت فرزند از آنان ، مقتضای عقل و انصاف است.
مسأله فلسطین ، صرفاً مسأله یک سرزمین خاص و مقاومت آنها نبوده ، بلکه موضوع سلطه جویی امریکا و تجاوز گری رژیم صهیونیستی در منطقه بسیار مهم خاور میانه با هدف تسلط بر منطقه و ایجاد نقشه ای جدید در راستای اهداف استعماری آنهاست از این رو مسأله فلسطین نسبت به سایر مناطق از اهمیت بیشتری برخوردار است .
مقام معظم رهبری در تبیین این موضوع می فرمایند :
«امروز مسئله فلسطین هم همین جور است. مسئله غزه که شما مشاهده می کنید، این بخشی از ظاهر قضیه است، باطن قضیه عبارت است از این که دستگاه استکبارِ بی اعتقاد به همه اصول انسانی، مایل است این منطقه خاورمیانه، این منطقه حساس را که پر از ثروت و حساسیت گوناگون جغرافیائی و اقتصادی است، در اختیار بگیرد؛ در مشت بگیرد. وسیله اش هم اسرائیل غاصب است؛ صهیونیستهای مسلط بر فلسطین اشغالی. مسئله این است. همه این حرکاتی که این چند سال در این منطقه انجام گرفته است – از قضایای لبنان تا قضایای عراق تا قضایای فلسطین – با این نگاه قابل تفسیر و قابل فهم است. مسئله این است که این منطقه باید در مشت آمریکا و استکبار – استکبار اعم از آمریکاست. البته مظهر عمده اش، شیطان بزرگ، دولت آمریکاست – قرار داشته باشد. استکبار میخواهد این منطقه را در اختیار داشته باشد؛ در مشت داشته باشد. استکبار این منطقه را لازم دارد و عاملش هم اسرائیل است. همه این داستانها و قضایای این چند سال با این نگاه، تحلیل میشود. دیدید در جنگ سی و سه روزه، وزیر خارجه آمریکا گفت: این درد زایمان منطقه خاورمیانه جدید است! یعنی از این حادثه یک موجود تازه ای متولد خواهد شد که همان خاورمیانه ای است که آمریکا دنبالش است. البته این خواب آشفته تعبیرش همانی بود که بر سرشان آمد. شجاعت و بیداری و فداکاری و ایثار و جهاد جوانان مؤمن در لبنان، تو دهن نه فقط اسرائیل، بلکه تو دهن آمریکا و همه پشتیبانانشان و دنباله روانشان زد. قضیه غزه هم از همین قبیل است.
اینها میخواهند هیچ عنصر مقاومتی در این منطقه وجود نداشته باشد. اصل عنصر مقاومت را جمهوری اسلامی میدانند. البته این را درست فهمیده اند. اینجا مرکز مقاومت است. اینجا جائی است که ما اگر هیچ اقدامی هم نکنیم، هیچ حرفی هم نزنیم، خود وجود جمهوری اسلامی به ملتهای منطقه الهام میدهد. یک موجودیتی، یک هویتی که علی رغم همه قدرتهای استکباری و به کوری چشم آنها اینجور در این منطقه قد کشیده و روز به روز ریشه دارتر میشود؛ روز به روز قویتر میشود. خود وجود این پیکره عظیم و پرشکوه، خار چشم استکبار است و امیددهنده ی به ملتها. بله، اینجا مرکز مقاومت است؛ در این شکی نیست. دیگران هم از اینجا الهام گرفتند، منتها برای اینکه این مقاومت را در هم بکوبند، حلقه ضعیف را اول هدف قرار دادند؛ دولت مردمی منتخب حماس در غزه. او را مظلوم گیر آوردند؛ او را دارند میکوبند. هر کس در دنیای اسلام، امروز قضیه غزه را یک قضیه منطقه ای و شخصی و محلی بداند، دچار همان خواب خرگوشی ای است که پدر ملتها را تا حالا درآورده است. نه، این قضیه ی غزه، فقط قضیه ی غزه نیست؛ قضیه ی منطقه است. فعلاً آنجا نقطه ی ضعیفتر است، تهاجم را از آنجا شروع کردند و اگر موفق شدند، دست از سر منطقه بر نمی دارند. دولتهای کشورهای مسلمانی که حول و حوش آن منطقه هستند و کمکی که باید بکنند و میتوانند بکنند، نمیکنند، دارند اشتباه میکنند؛ اشتباه میکنند. هر چه در این منطقه میخ اسرائیل بیشتر فرو برود، تسلط استکبار بیشتر بشود، بدبختی این دولتها و ضعف و ذلت این دولتها بیشتر خواهد شد. چرا ملتفت نیستند؟ و دولتها، ملتها را هم دنبال خودشان به ذلت میکشانند. یک دولت ذلیل و مطیع و وابسته، یک ملت را مطیع و ذلیل و وابسته میکند. این است که ملتها باید به خود بیایند.» (بیانات رهبر معظم انقلاب اسلامی در دیدار جمعی از مردم قم به مناسبت قیام نوزدهم دی 19/10/1387)

ممکن است این مطالب هم برای شما مفید باشد:

دیدگاهتان را ثبت کنید

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد