دنیا دوستی و فرقان


دنیا دوستی و فرقان

۱۳۹۸/۱۰/۰۷


۸۱۱ بازدید

به نام خدا، اگر انسان خود اشتباه کرده باشد و به زندگی اش لطمه زده باشد و پشیمان باشد و هیچ طور امید و راه برای جبران وجود نداشته باشد ایا ممکن است خدا در این شرایط راهی باز کند حتی با وجود مقصر بودن انسان؟ چون نظام هستی دارای قانون است ایا این راه متفاوت و دور از انتظار خلاف قانون خدا در هستی نیست؟

هدف اصلی انسان رسیدن به عبودیت وبندگی خدا وتسلیم محض خداست . وآموزه های تربیتی و معنوی اسلام ، اموری مانند نمازوروزه وحج وجهاد و ولایت اهلبیت علیهم السلام است که انسان را به همان هدف اصلی یعنی بندگی خدا می رساند. چنین اموری وسیله بندگی وتقرب عبد، به خدا هستند واگردرست وصحیح انجام شوند هدف اصلی دین را محقق می کنند.راجع به دنیا نیز باید فهمید که چگونه اعتقادی خوب وصحیح است: « دنیا » چند تا اطلاق دارد:
1-    دنیا به معنای زمین ، آسمان ، دریا ، صحرا ، فضا ، آب ، درخت ، دام ؛ اینها نعمت ها و آیات الهی اند ؛ نقصی در آنها نیست . قرآن کریم اینها را مذمت نکرده ! اینها آیات الهی اند ؛ هر جا خدای سبحان از خلقت زمین و آسمان و آب و دریا و حیوان و گیاه نام می برد ، با عظمت نام می برد .
2-    دنیای به معنای زیاده خواهی و خود بینی ، مورد مذمت و نکوهش دنیا همین اعتبارات من و ماست که می بینید این احزاب به جان هم می افتند ؛ که من باید این میز را بگیرم ، من باید آن مقام را بگیرم، من باید این رأی را بیاورم ، من باید آن س مت را داشته باشم ؛ این دنیاست که لهو و لعب است ، و عاقبت هم این مردار می ماند . این لهو است و لعب است و تکاثر است و تفاخر است و امثال ذلک ؛ که من باید داشته باشم ، تو نباید داشته باشی ؛ این باید داشته باشد ، تو نباید داشته باشی !! «انّما الحیاه الدّنیا لعبا و لهوا و ز ینة و تفاخرا بینکم و تکاثرا فی الأموال و الاولاد»(1) (چنین دنیائی) می شود لهو و لعب .امّا آن دنیا ؛ یعنی زمین ، آسمان ، دریا و این حیات ؛ متجر اولیاست(2). این آیت الهی است ، این مخلوق خداست ، این نعمت خداست ؛ زمین که جای بدی نیست ، آب که چیز بدی نیست ، درخت که چیز بدی نیست ! انسان در اینجا زندگی می کند ، متجر اولیاست.
«فرقان»، صیغه مبالغه از ماده «فرق» است و در اینجا به معنای قدرت تشخیص حق از باطل جدا می باشد. انسان در مسیر راهی که به سوی پیروزی ها می رود همواره با پرتگاه ها و بی راهه های زیادی مواجه است که اگر آنها را به خوبی نبینید و نشناسد و پرهیز نکند چنان سقوط می کند که اثری از او باقی نمی ماند. در این راه، مهم ترین مسئله، شناخت حق و باطل، شناخت نیک و بد، شناخت دوست و دشمن، شناخت سود و زیان، شناخت عوامل سعادت و یا بدبختی است. اگر به راستی انسان این حقایق را به خوبی بشناسد، رسیدن به مقصد برای او آسان است. مشکل این است که در بسیاری از این گونه موارد، انسان گرفتار اشتباه می شود و باطل را به جای حق و دشمن را به جای دوست انتخاب می کند و بیراهه را شاهراه. در این جا درک و دید نیرومندی لازم است که بتوان با آن از اشتباه های فاحش جلوگیری کرد. قرآن کریم در این رابطه می فرماید: « من یتق الله یجعل له مخرجا و یرزقه من حیث لا یحتسب»(کسی که تقوای الهی پیشه کند خداوند برای او گشایش از مشکلات را فراهم کرده و وی را از جایی که به فکر او نمی رسد روزی می دهد.)اگر به این آیه شریفه خوب دقت شود این نکته مهم به دست می آید که تنها راه یافتن قدرت تشخیص حق از باطل، تقوای الهی می باشد. نیروی عقل انسان به قدر کافی برای درک حقایق آماده است ولی پرده هایی از حرص و شهوت و خودبینی و حسد و عشق افراطی به زن و فرزند و جاه و مقام همچون دود سیاهی در مقابل دیده عقل آشکار می گردد به گونه ای که تشخیص حق از باطل برای انسان دشوار می گردد. اگر با آب تقوا این غبار زدوده گردد، دیدن چهره حق آسان است و این همان فرقان و نیروی جداکننده حق از باطل است.
(رک: تفسیر نمونه، ج 7،‌آیه 29 سوره انفال).تقوا کارهای دنیا و آخرت را آسان می کند: «یِا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُواْ إَن تَتَّقُواْ اللّهَ یَجْعَل لَّکُمْ فُرْقَاناً وَیُکَفِّرْ عَنکُمْ سَیِّئَاتِکُمْ وَیَغْفِرْ لَکُمْ وَاللّهُ ذُو الْفَضْلِ الْعَظِیمِ؛ ای اهل ایمان، اگر تقوای الهی داشته باشید، خداوند برایتان فرقان قرار می دهد و گناهانتان را می پوشاند و شما را می آمرزد; خداوند صاحب فضل و بخششی بزرگ است».(انفال، 29)فرقان: یعنی حکمت و بصیرت و بینشی که زاییده تقوای الهی است و به انسان قدرت تشخیص حق از باطل را می دهد . قرآن فرموده تقوا عامل شناخت صحیح و کسب آبرو و حیثیت اجتماعی و مغفرت اخروی است. تقوا آثار اجتماعی و روانی گناه را در دنیا می زداید و موجب مغفرت و بخشش و نجات از دوزخ است. از طرفی در گفتار علمایی چون حضرت آیت الله بهجت و دیگر بزرگان حدیثی به چشم می خورد که در پاسخ مشتاقان به سیرو سلوک معنوی می دادند و می فرمودند که «من عمل بما علم علمه الله ما لم یعلم»( اگر کسی به انچه می داند عمل کند خداوند نادانسته ها را به او یاد می دهد)
قدم اول در به دست آوردن فرقان تقوا می باشد و تنها راه کسب تقوا انجام واجبات و ترک معاصی می باشد و بر طبق آموزه های عرفانی تا مرحله انجام واجبات و ترک محرمات طی نشود و چنین مساله ای برای انسان ملکه نشود، نوبت به مسائل دیگر نمی رسد گرچه مسائلی چون انجام مستحبات و دوری از مکروهات نیز مهم است اما در قدم اول واجبات و محرمات از اهمیت بیشتری برخوردار است.
با توجه به عدم احاطه انسان به تمام امور و قواعد حاکم بر هستی و مقدمات یاد شده ضرورت دارد فراموش ننماییم خدای متعال تدبیر کننده هستی است. به اصطلاح دعاها خدای متعال سبب ساز است . اگر قدم اول یعنی رعایت حدود شرعی را انسان بردارد؛ نتیجه را خدای متعال وعده قطعی داده و حاصل میفرمایند. بسیاری از شکستها تبدیل به فرصت و امتیاز شده و یا عکس آن یعنی فرصتهای طلایی برای اهل دنیا بیفایده و غیر منتجب بوده است . در طبیعت هم گونه های ناهمخوان با شرایط و معلومات بشری شناخته شده و مایه بهت و اعجاب خردمندان شده است.

ممکن است این مطالب هم برای شما مفید باشد:

دیدگاهتان را ثبت کنید

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد