راهکار امیدواری به رحمت خدا


راهکار امیدواری به رحمت خدا

۱۳۹۷/۰۵/۱۲


۲۵۹۷۶ بازدید

بنام حقبا سلام و ادب خدمت شما.ضمن آرزوی توفیق برای شما سؤالی داشتم که ممنون میشدم اگه پاسخ بفرمایید.ببینید ما در قرآن داریم که همانا پس از هر سختی آسانی است, حتی خداوند متعال ۲بار هم روی همین مسأله تأکید میکنند, اگه اشتباه نکنم حتی بار اول هم با حرف قسم این مسأله رو متذکر میشن. بغیر از آیات سوره انشراح, در جاهای دیگر از آیات قرآنی و نصوص دینی خودمان هم این مسأله رو که همواره باید به رحمت خداوند امیدوار بود, رویش تأکید شده, به طوری که حتی ما داریم که ناامیدی از رحمت خدا از معاصی کبیره هست.از اون طرف علما و بزرگان دینی ما رو این مسأله خیلی تأکید دارند که همواره باید به خداوند و رحمتش امیدوار بود, و در سختیهای زندگی امید خود رو از دست نداد و با یاد خدا و امید گشایش باید خودمان رو امیدواری دهیم.حالا سؤال من اینجاست: ما از اون طرف داریم که افرادی هستند که امید بیهوده دارند, در سختیها و ناملایمات زندگی به حدی امیدوارانه به سر میبرند که اگه فرد دومی به آنها دقیق شود به آنها میگوید بدین مضمون که: زهی خیال باطل, یا حتی بعضاً ممکن است به فرد بگوید: در توهم و خیالات به سر میبرد و بیهوده و عبث خود را خوش کرده.اما از آن طرف, عقل به ما میگوید, صرف نظر از دین اسلام و وجود خداوند یگانه, امید داشتن به گشایش در کارها فی نفسه, باعث دلگرمی فرد امیدوار میشود و باعث این میشود که حداقل فرد بتواند سختیها رو به امید گشایش راحتتر تحمل کند.حالا با توجه به این توضیحات خواستم بپرسم: فرق میان امیدوار بودن واهی با امیدوار بودن واقعی چیست؟ به عبارت دیگر, از چه راههایی باید بفهمیم آیا امیدوار بودن ما حقیقیست و انشاالله محقق خواهد شد یا اینکه بیهوده هست و بقولی ما الکی دل خود رو خوش کردیم؟امیدوارم خوب تونسته باشم مقصودم رو بیان کرده باشم.با تشکر و سپاس فراوان از شما.

باسلام واحترام حضورپرسشگر گرامی؛
در دعاى ابى حمزه ثمالى چنین مى خوانیم: بارلها! مى دانم که توبراى کسى که به توامیدوار است در مقام و موضع اجابت هستى . و در اعمال بیست و هفتم رجب چنین آمده است : پروردگارا! با دعا و خواندنى از تو تقاضا و طلب مى کنم که یک فرد امیدوار تو را آنگونه دعا کرد و تو هم او را به آرزویش رساندى .
*لزوم خوف و رجا:
آنچه موجب سعادت انسان مى‌گردد این است که بفهمد در مقابل خدا و عظمت او بنده اى ذلیل است که از خود چیزى ندارد.تمام خوبیها متعلق به خداست. و هر چه گرفتارى و بدبختى است در اثر سوء اختیار خودش گرفتار آن شده است. باید بداند که اگر با سوء اختیار خود راه غلطى را در پیش گیرد، عملا به جنگ خدا رفته است و خدا او را به سختى گوشمالى خواهد داد. انسان باید همواره بین خوف و رجا باشد و چنین بیندیشد که ممکن است با اینکه عبادتهاى بسیارى انجام داده، در اثر یک لغزش به بزرگترین مکرهاى الهى دچار گردد و با عاقبت بد از دنیا برود و یا با اینکه بسیار گنهکار و پست است، خدا او را از این حالت نجات دهد و از حسن عاقبت برخوردار گردد.
احساس امنیت نسبت به مکرالهى، خود از گناهان کبیره است. انسان اگر تمام عمر خود را به عبادت پرداخته باشد نباید بدان خرسند باشد و به خود مغرور شود و از عاقبت کار خود مطمئن گردد. مغرورشدن و به خود بالیدن در پیشگاه خداى متعال، گناه بسیار بزرگى است، بلکه باید همواره خائف باشد که اگر خدا یک لحظه او را به حال خود واگذارد به پایین ترین درجات سقوط مى‌کند.
از اینرو کسانى که نزد خدا مقرّبترند، مانند انبیا و اولیا، ترسشان از خدا بیشتر است؛ آنان عظمت خدا را بیش از دیگران درک مى‌کنند و با وجود مقامى که خداوند به آنها عنایت کرده است از اینکه حتى یک لحظه در برابر او مغرور شوند در هراسند.
از سوى دیگر، خداوند یأس از رحمت خود را از گناهان بزرگ به حساب آورده است. انسان هر قدر گنهکار باشد نباید از رحمت خدا مأیوس گردد. رحمت الهى آن قدر وسیع است که اگر انسان واقعاً توبه نماید و به سوى او باز گردد مورد بخشش خدا قرار مى‌گیرد. آنگاه که بنده نهایتِ ذلت خود را در برابر خداوند ابراز دارد و حالت خوف و رجاى او به کمال رسد، در مسیر تکامل قدم گذاشته است:
اِنَّهُ لَیْسَ مِنْ عَبْد مُؤمِن اِلاّ فی قَلْبِهِ نُوران؛ نُورُ خیفَة و نُورُ رَجاء؛ لَو وُزِنَ هذا لَمْ یَزِدْ عَلى هذا وَ لَو وُزِنَ هذا لَمْ یَزِدْ عَلى هذا.( بحارالانوار، ج 70، ص 352، روایت 1.) هیچ بنده مومنى نیست مگر آنکه در قلبش دو نور وجود دارد: نور خوف و نور رجاء؛ اگر سنجیده شوند هیچ یک بر دیگرى برترى ندارد.
*حکایاتی از امام رضا علیه السلام:
با وسوسه های شیطان، تردید در دلم لانه کرده بود. با خود می گفتم:« مگر چقدر باید برای برآورده شدن حاجتی دعا کرد؟ دیگر ناامید شده بودم. گفتم پیش علی بن موسی الرضا علیه السلام، بروم، شاید مشکلم را بر طرف سازد. نزد امام رفتم و گفتم: چند سال است حاجتی دارم و بسیار هم دعا کرده ام، ولی دعایم مستجاب نمی شود. در دلم شک راه یافته است، چه کنم؟ امام، نگاه تندی به من کرد و فرمود:« ای احمد بن محمد! مراقب باش که شیطان بر تو پیروز نشود و تو را از رحمت پروردگارت نا امید نسازد. مگر نمی دانی گاه پرودگار، برآوردن نیاز مؤمن را به تأخیر می اندازد تا او بیشتر به راز و نیاز بپردازد؛ چرا که خداوند بزرگ، گفت و گوی بندگان را با خود دوست دارد. به خدا سوگند! دیر برآورده شدن نیازهای بندگان که از خدای خود چیزی خواسته اند، برای آنان بهتر از زود بر آورده شدن نیازهایشان است. دنیا چه ارزش دارد که مؤمن، برای آن از خدای خود ناامید شود؟! نیکوست که نیایش او در حال آسایش و دوری از مشکلات، همانند نیایش او در سختی ها باشد و اگر (حاجتش) نیز برآورده نشد، سبب ناامیدی او نشود، پس افسرده نشو که دعا در پیشگاه پروردگار بزرگ و بلند مرتبه، بسیار ارزشمند است.
بردبار باش و برای به دست آوردن روزی حلال بکوش! به پیوند با بستگانت پایبند باش و به کسی ستم مکن؛ زیرا ما خاندانی هستیم که حتی بریدن از بستگان را به کسی که از او بریده اند، سفارش نمی کنیم. هر که به ما بد کند به نیکی پاسخش را می دهیم، به خدا سوگند! از این روش، جز خوبی و نیکی نمی بینم. بدان کسی که در این دنیا از نعمت های بی شمار بهره مند است، اگر درخواستی از خدا کند و دعایش برآورده شود، بر اثر آزمندی و فزون خواهی، بیشتر در خواست می کند و این سبب می شود که دیگر از نعمتی سیر نشود و بیشتر بخواهد، پس آنگاه که به نعمت های او افزوده شد، حقوقی که باید ادا کند، افزایش می یابد.
بنابراین، از شکر این همه نعمت، ناتوان می ماند و به آزمایش و بلا مبتلا می شود و به خطر می افتد. بنابراین، دل بستگی ات را به پروردگار استوارتر ساز و در دل خود نسبت به او شک و تردید راه مده و درازه دلت را به روی چیزی به جز خیرو نیکی مگشا! بدان که این، تنها راه آمرزیده شدن و برآورده شدن دعاهاست».
*مرحوم حاج آقای مجتهدی میگفتند:
«هر وقت نا امید از هر جا شدی بدان که خدا ، کارت را حل میکند» تا وقتی که به دیگران امید داریم ،خدا حل کارمون را به دست دیگران میسپاره و اینو هم باید در نظر داشته باشیم که هر وقت به یاد خدا افتادیم، قبل از اینکه ما بخوایم به یاد خدا باشیم خدا به یاد ما بوده.
دوستی می گفت :مگر ممکنه که شما فکری از دلتون بگذره و خداوند به اون آگاه نباشه؟ قبل از اینکه به دلتون برسه خدا بهش آگاه هست. خدا انقدر بزرگه که هیچ پوشیده و مجهولی براش در دنیا وجود نداره چه برسه به قلب و دل شما که جایگاه و حرم خودش هست. دل شما هم انقدر بزرگه که خدا رو به خوبی میشناسه, یعنی خدا انقدر بزرگ هست که نمیتونه برای دل هیچ کس مجهول باشه. این وسط که خدا از دل شما آگاه هست و دل شما هم خدا شناس, خود شما ایستادید! کافیه برید کنار تا بتونید ببینیدش… هر وقت از همه چیز،غیر خدا نا امید شدید, خدا کمکتون میکنه!
دوست دیگری می گفت : قبل از اینکه برویم سراغ خداو صدایش کنیم، او صدایمان کرده که ما هم آمده ایم و داریم صدایش میکنیم، خودش لبیک خداست وگرنه میتوانست تو نا امیدی غرقمون کنه سراغش نریم،همینکه ادم سراغ خدامیره شکر داره و نشانه اجابته، حالا به اون صورت که خودش میپسنده و صلاحه اجابت میکنه!
باز آی باز آی هر آنچه هستی باز آی ————– گر کافر و گبر و بت پرستی باز آی
این درگه ما, درگه نومیدی نیست ———— صد بار اگر توبه شکستی باز آی
به جز خیر ،از خداوند به ما نمیرسد، ولی نا امیدی باعث میشود که همه چیز را، در نا امیدی و دوری ببینیم! فقط سعی کنید که امیدوار باشید و خودتان به این یقین برسید که مطمئنید کرامت خداوند هر کاری را میتواند بکند و بزرگی خدا را باور کنید.رمز دیدن! فقط همینه که نا امید نباشید و همیشه به خداوند امیدوار باشید و همه چی را زیبا ببینید! نا امیدی مانند یک مرض واگیر دار، همه وجود ادم را می گیرد و پرده وحشتناکی میشود که هیچ زیبایی دیگر از ضخامت آن نمیتواند عبور کند! واقعا بدترین بلا درعالم ،نا امیدی است، نا امیدی یعنی نداشتن خدا..پوچی و بد بختی محض!
*ارتباط دعا وامید به زندگی!
نفس دعا کردن، عبادت است و دعا کننده چه حاجت بگیرد و چه نگیرد عبادت کرده و به خداوند نزدیک شده است. امام باقر(علیه السلام) می فرمایند: «افضل العبادة الدعا؛ دعا برترین عبادت است.» (میزان الحکمه/ج4/ص1644)در روایتی از امام صادق (علیه السلام) آمده که: «دعا کن و مگو کار، گذشته است (و آنچه مقرر شده همان می شود) همانا نزد خداوند عزوجل مقام و منزلتی است که جز با درخواست به دست نمی آید. (میزان الحکمه/ج4/ص164)
همانطور که می بینی، در این روایات تنها بحث از فضیلت و عبادت بودن دعا و ارزش خود دعاست و هیچ بحثی از گرفتن حاجت و نگرفتن آن به میان نیامده است، تا ما ارزش حقیقی دعا را درک کرده و با شوق و رغبت به سوی آن بشتابیم.لذا توجه به این نکته از اهمیت زیادی برخوردار است که بنده در هر شرایطی دعا را رها نکند. البته در هر حال باید روح تسلیم در برابر خواست خداوند متعال داشته باشد و با سپردن مصلحت امور خود به خداوند، از دعا و خواهش دست برندارد؛ زیرا با دعا کردن برکات زیادی نصیب او خواهد شد.
زندگی انسان در گرو داشتن امید در زندگی است. امید، به زندگی انسان معنا، جهت، صفا، شور و حرارت می‌بخشد.خدایی که خالق و صانع بندگان است و قبل از اینکه از او چیزی بخواهند تمام آنچه که سعادت آنها را تأمین می کند و انواع نعمت ها را در اختیار بندگانش قرار داده، چگونه ممکن است وقتی او را صدا می زنند به آنها اعتنایی نکند؟
با براهین قاطع عقلی اثبات شده که خدا رحمان و رحیم می باشد و محال است بی اعتنا به بنده ی خویش باشد. او که قبل از خلقت انسان، غذای او را در سینه ی مادرش قرار می دهد و مهر او را در دل والدینش می کارد تا مراقب و مواظب او باشند، چگونه ممکن است بدخواه انسان باشد؟!
آن خدایی که بهترین بندگان خویش را برای راهنمایی بشر فرستاد و فرشتگان را وا داشت که بر مقام والای انسان سجده کنند چگونه ممکن است نسبت به او بی اهمیت باشد؟
امام سجاد (علیه السلام) فرمودند: دعای مؤمن از سه حال خارج نیست؛ یا برایش ذخیره می گردد یا در دنیا برآورده می شود یا بلایی را که می خواهد به او برسد دفع می کند
اگر انسان خواسته ای دارد که دلش همواره مشغول اوست و او را از یاد حق باز داشته است از خداوند بخواهد که اگر خیر است برآورده سازد و اگر به صلاح نیست او را از این دل مشغولی رها سازد. لذا ترک دعا تا زمانی که دلش مشغول آن حاجت است جایز نیست؛ چرا که اگر به درگاه خدا نرود به دام شیطان گرفتار خواهد شد. اما اگر به این باور رسید که خدای مهربان قادر و علیم، بر اساس حکمتش خواسته وی را اجابت نکرده، شاکر خدای سبحان باشد.
ای عزیز؛ به وسوسه های شیطان گوش نده و در تمامی احوال به خالق مهربانت توکل کن «من یتوکل علی الله فهو حسبه». خدای رحمان دانا و شنواست و دعای بندگانش را می شنود و به بهترین شکل پاسخ می فرماید، لذا جای هیچ نگرانی و ناامیدی وجود ندارد. همانطور که ملاحظه می فرمایید ممکن است خداوند حاجت بنده اش را ذخیره آخرت او کند چرا که او می داند بنده فقیرش در آخرت نیاز بیشتری به ثواب ندادن حاجتش در دنیا دارد و یا اینکه حاجت او به صلاحش نمی باشد لذا در ازای دعا کردن بلایی را از او دفع کرده و چه بسا دعا کننده هیچگاه متوجه این لطف پروردگارش نشود.
ما باید به هنگام دعا یقین داشته باشیم که حق تعالى قادر است – اگر این دعا و خواسته به مصلحت ما باشد و منافات با حکمت الهى و نظام آفرینش و ربوبیت نداشته باشد – حاجت ما را برآورده نماید و اگر مصلحت نباشد به بهترین شکلى آنچه که خیر و صلاح ما را در آن مى بیند عنایت فرماید و تشخیص اینکه دعای ما به چه علتی در حال حاضر اجابت نشده است، به عهده ی ما نیست. بلکه آن چیزى که بر عهده ما و کار و وظیفه ما است دعا نمودن و میل و نیت و قصد و یقین به اجابت آن است؛ مصلحت سنجى و محاسبه خیر و شر آن بر عهده «رب العالمین» است و دعا خود، عبادت مستقلى است و تنها براى خواستن و برآوردن حوائج نیست. دعا گفت وگو با خدا و خواندن حق تعالى است. اگر یقین داری خواسته ات از امور شرعی است، برای اینکه از برکات دعا محروم نشوی، دعایت را ادامه بده و همچنان مصلحت خویش را به خدای حکیم و مهربان، واگذار کن.
*معنای توکل : توکل از ماده وکالت به معنای سپردن کارها به خداوند و اعتماد بر لطف او است. مرحوم راغب اصفهانی در مفردات می گوید: «توکل» اگر با حرف «علی» بیاید به معنای اعتماد کردن می باشد (راغب اصفهانی، مفردات، ماده وکل) توکل مفهوم ظریف و دقیقی دارد که در عین توجه داشتن به عالم اسباب، انسان را از غرق شدن در آن و دل بستن به غیر خدا و آلودگی به شرک باز می دارد. انسان باید با کمال قدرت و قوت از هر گونه وسیله شروع برای پیروز شدن بر مشکلات بهره گیرد و موانع را از سر راه خود بردارد و با این حال متکی به لطف پروردگار و قدرت بی پایان او باشد و پیروزی را از او بداند نه از غیر او. در حدیثی رسول گرامی اسلام(ص) از جبرئیل(ع) می پرسد: توکل بر خداوند متعال چیست؟ جبرئیل(ع) در پاسخ می گوید: «العلم بان المخلوق لایضر و لا ینفع ولا یعطی و لا یمنع و استعمال الیأس من الخلق؛ حقیقت توکل علم و آگاهی به این است که مخلوق نمی تواند زیانی برساند و نه سودی و نه چیزی ببخشد و نه از آن باز دارد، و نیز توکل مأیوس شدن از خلق است (یعنی همه چیز را از خدا و به فرمان او بداند) (بحار، ج 68، ص 138، ح 23). اصولا مشیت خداوند بر این قرار گرفته که مردم در این عالم برای رسیدن به مقصود از اسباب وسایل موجود کمک بگیرند. در حدیث معروف از امام صادق(ع) آمده است: «ابی الله ان یجری الاشیاء الا بأسباب فجعل لکل شیء سببا؛ اراده الهی بر این قرار گرفته که همه چیز مطابق اسباب جریان یابد، به همین جهت برای هر چیزی سببی قرار داده است. (اصول کافی، ج 1، ص 183، ح 7). بنابراین بی اعتنایی به عالم اسباب نه تنها توکل نیست، بلکه به معنای بی توجهی به سنت های الهی است و این با روح توکل ناسازگار است. پس به طور خلاصه، توکل بر خداوند یعنی اعتماد کردن به او و واگذار کردن کار به او و تسلیم اراده او بودن و استقلال ندادن به اسباب و توجه کامل به مسبب الاسباب یعنی خداوند متعال. یعنی در عین استفاده از اسباب توجه داشته باشیم که اسباب از خود چیزی ندارند و در تأثیر مستقل نمی باشند بلکه تکیه گاه آنها نیز خداوند متعال است. (با استفاده از المیزان، ج 5، ص 239).
* توکل و خواسته ها آرزو ها و خواسته ها در زندگی انسان دو گونه است:
الف . آرزو های دنیوی و مادی.
ب . آرزوهای معنوی.
طبق روایات آرزو های دنیوی نباید طولانی باشد، و در امور دنیوی نباید زیاده خواه بود . ولی آرزوها و خواسته ها ی معنوی هر اندازه بزرگ باشد مطلوب تر است. چنانکه پیامبر گرامی می فرماید:«از خداوند بخواهیدو زیاد بخواهید، زیرا هیچ چیز برای او زیاد و یزرگ نیست »(بحار الانوار ،ج93،ص 314) داشتن آرزوی طولانی و دراز دنیوی، یعنی آرزوهایی که متناسب با میزان توانایی و استعداد و در محدوده قدرت ما و حتی عمر کوتاه ما نمی باشد. «طول امل» یعنی آرزوهایی که نکوهش شده غیر معقول و غیرمنطقی و دور از دسترس است که معمولا جز غم و غصه و حسرت و غلطیدن به ورطه گمراهی و دور شدن از حدود شرع و چارچوب دین ثمری ندارد. امام صادق (علیه السلام ) می فرمایند:«هر که به دنیا دل بندد به سه چیز دل بسته است اندوه بی پایان و آرزوی دست نیافتنی و امید نا رسیدنی .»( اصول کافی ، ج 2،ص 320) «طول امل » داشتن آرزوهای دور و دراز دنیوی است البته لزوما به این معنا نیست که یک آرزوی خیلی بزرگ در کار باشد بلکه هر روز به آرزویی دل سپردن و زندگی را در چاله آمال و هوس ها و آرزوها سپری کردن و هر روز در پی چیزی از متاع دنیا بودن همان طول امل است . و برای مبارزه با آن باید: 1- حقیقت فانی بودن و گذرای این جهان و جاودانگی و ابدیت آخرت را شناخت . 2- لوح دل را ازمحبت و وابستگی به دنیا پالایید و بخش مهمی از برنامه های خود را برای ساختن جهان آخرت ترتیب داد. 3- معرفت و خداشناسی خود را بالا برد و دل را خواستگاه عشق به معبود حقیقی قرار داد. امیر مؤمنان(ع) می فرماید: «من اطال الامل اساء العمل؛ هر کس آرزویش را طولانی کند عملش را زشت و ناپسند می گرداند» (نهج البلاغه، فیض الاسلام، حکمت 35). چون اگر انسان در زندگی بلند پرواز بود و خواسته ای بالاتر از حد امکانات و توانایی خود داشت و اصرار بر رسیدن به آن به هر قیمت و از هر راهی داشت، مجبور است همه حریم ها را بشکند و به هر وسیله روا یا ناروایی متوسل گردد تا به خواسته خود برسد و طبیعی است که چنین انسانی نمی تواند درچارچوب شرع و دین و عقل حرکت کند و اعمالش از حکم دین و عقل پیروی نمی کند، در نتیجه اعمالش زشت و ناپسند و ناگوار می گردد و تازه این به معنای وصول قطعی و صد در صد به خواسته مورد نظر نمی باشد چون ممکن است علیرغم دست زدن به هر کار و وارد شدن از هر در و خود را به آب و آتش زدن همه سرمایه انسان بر باد رود و انسان به مقصد خود نرسد اما برای رسیدن به خواسته های معقول در چارچوب تعالیم شرع و دین، باید از نیروی فکر و اندیشه و اراده قوی کمک گرفت و با استعانت از عنایات و امدادهای الهی و توسل به اولیای برگزیده او، راه رسیدن به خواسته را هموار کرد. ولی باید توجه داشت که اراده انسان تنها جزیی از علت تحقق خواسته و آرزوست و گاه می شود که انسان مؤمن با وجود سعی فراوان در رسیدن به هدفی، موانعی شناخته یا ناشناخته میان انسان و خواستهاش فاصله می اندازد و گاه انسان خواسته ای را به خیر و صلاح خود می داند ولی چون واقعا چنین نمی باشد و به زیان و ضرر اوست، خداوند از لطف و کرمش این خواسته را تأمین نمی نماید. پس هر چند سعی و کوشش در رسیدن به مقصد و هدف نقش تعیین کننده دارد و اراده انسانی دارای نقشی محوری و کلیدی است ولی باز اراده انسان مقهور اراده خداوند است و اراده خداوند هرگز مغلوب و مقهور اراده انسان نمی گردد. پس باید با سعی و تلاش منطقی و معقول و با نعمت تفکر و اندیشه و ارزیابی در راه رسیدن به خواسته به راه افتاد ولی در هر حال مطیع و پیرو خواست الهی و راضی از آن بود و امور خود را باید به او واگذار کرد تا نتیجه آن سعادت و کامیابی واقعی باشد. در نتیجه؛ اگر خواسته های دنیوی در حد معقول و مشروع باشد با توکل به خداوند می توان به آن دست یافت. و خواسته های معنوی نیز اگر مخالف مشیت الهی نباشد،هر چندبزرگ و طولانی باشد با توکل به خداوند و همت بالا می توان به آن دست یافت .
موفق ومؤید باشید.

ممکن است این مطالب هم برای شما مفید باشد:

دیدگاهتان را ثبت کنید

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد