سریه عبدالله بن حجش و برخورد مشرکان

1- ماه های حرام در قبل از اسلام وجود داشت و اسلام آن را پذیرفت که در چهار ماه حرام جنگ و خونریزی متوقف شود .
2- سریه عبد الله بن حجش در روز مشکوک بین آخر ماه جمادی الثانی و اول ماه رجب بود.علت سریه ها متفاوت بود و عبارت “غارت و تاراج کاروان‌های تجاری” “و موجب حیرت و خشم مردم مدینه شد ” هم غلط است .
دلیل سریه عبد الله بن حجش مشخص نبود و این سریه سبب ناراحتی مشرکان شد نه مردم مدینه .
3- سَریَّه یا بعث ( اعزام ، بر انگیختن ) ، به جنگ‌هایی در دوره پیامبر اکرم(ص) اطلاق می‌شود که بدون حضور مستقیم پیامبر (ص) و به فرماندهی یکى از اصحاب بوده است.
درباره وجه تسیمه سریه دو احتمال مطرح ساخته‌اند:
«سریه» به سپاهی اطلاق می‌شود که شمار افراد آن، نهایت تا چهارصد نفر می‌رسد و به عبارتی این سپاه، گزیده یک سپاه است.
احتمال دیگر آن‌که این گروه یا سپاه به‌طور مخفیانه و سرّی اعزام می‌شود.
البته گفته‌اند که احتمال دوم صحیح نیست، زیرا «سرّ» از لحاظ لغوی غیر از «سَرِی» است.
ابن اسحاق می‌گوید: بعث‌ها و سریه‌های رسول خدا سی و هشت بعث یا سریه بود. مسعودی از جمعی، سی و پنج بعث و سریه و از طبری چهل و هشت سریه و از بعضی شصت و شش سریه و بعث نقل می‌کند. طبرسی در اعلام الوری سی و شش سریه می‌نویسد.و برخی آمار های بیشتری داده اند .
4- سریه عبدالله بن حجش یکی از سریه ها است که در منابع به آن اشاره شده است . و آیه 217 سوره بقره به آن اشاره دارد .
یَسْأَلُونَکَ عَنِ الشَّهْرِ الْحَرَامِ قِتَالٍ فِیهِ ۖ قُلْ قِتَالٌ فِیهِ کَبِیرٌ ۖ وَصَدٌّ عَنْ سَبِیلِ اللَّهِ وَکُفْرٌ بِهِ وَالْمَسْجِدِ الْحَرَامِ وَإِخْرَاجُ أَهْلِهِ مِنْهُ أَکْبَرُ عِنْدَ اللَّهِ ۚ وَالْفِتْنَةُ أَکْبَرُ مِنَ الْقَتْلِ ۗ وَلَا یَزَالُونَ یُقَاتِلُونَکُمْ حَتَّىٰ یَرُدُّوکُمْ عَنْ دِینِکُمْ إِنِ اسْتَطَاعُوا ۚ وَمَنْ یَرْتَدِدْ مِنْکُمْ عَنْ دِینِهِ فَیَمُتْ وَهُوَ کَافِرٌ فَأُولَٰئِکَ حَبِطَتْ أَعْمَالُهُمْ فِی الدُّنْیَا وَالْآخِرَةِ ۖ وَأُولَٰئِکَ أَصْحَابُ النَّارِ ۖ هُمْ فِیهَا خَالِدُونَ بقره 217
(ای پیغمبر) از تو راجع به جنگ در ماه حرام سؤال کنند، بگو: گناهی است بزرگ، ولی بازداشتن خلق از راه خدا و کفر به خدا و پایمال کردن حرمت حرم خدا و بیرون کردن اهل حرم از آن (که مشرکان مرتکب شدند) نزد خدا بسیار گناه بزرگتری است و فتنه‌گری، فساد انگیزتر از قتل است. و کافران پیوسته با شما مسلمین کارزار کنند تا آنکه اگر بتوانند شما را از دین خود برگردانند، و هر کس از شما از دین خود برگردد و به حال کفر باشد تا بمیرد چنین اشخاص اعمالشان در دنیا و آخرت ضایع و باطل گردیده، و آنان اهل جهنّمند و در آن همیشه (معذّب) خواهند بود.
5- مفسرین شأن و نزول این آیه را به عبارات مختلف و معنى واحدی ذکر نموده اند.
رسول خدا صلى الله علیه و آله پسرعمه خود عبدالله بن حجش را دو ماه قبل از جنگ بدر و هفده ماه بعد از هجرت در ماه جمادی الثانی مأمور به سریه اى فرمود و هشت مرد مهاجر را با وى همراه نمود.
(صاحب مجمع البیان گوید: که هفده نفر را همراه وى نمود) و نامه اى به عبدالله داد و فرمود: نامه را باز نکند تا این که در منزل از مدینه بیرون برود و نیز فرمود: به نام خدا بیرون رود و مأموریت را انجام دهد. عبدالله بعد از طى دو منزل نامه را باز کرد و به یاران خود نشان داد و خواند پیامبر در آن نامه دستور داد تا به بطن نخله فرود آید و راه کاروان قریش را بگیرد و سپس گفت: هر که مایل است می‌تواند در این سریه شرکت کند و نیز ممکن است شهادت نصیب وى بشود و هر که مایل نیست راه خود را پیش گیرد و برود.
در این میان کاروان قریش که از طائف می‌آمدند، پدیدار شد. در میان کاروان عده اى از سران قریش که از جمله آن‌ها عمرو بن الحضرمى بود، وجود داشت. کاروان وقتى مسلمین را از دور دیدند ترسیدند و خواستند برگردند تا گرفتار مسلمین نشوند در این میان عبدالله بن حجش دستور داد سر یک نفر از اصحاب را بتراشند تا قریش گمان برند که اینان به قصد انجام عمره به مکه می‌روند.
لذا یک نفر از اصحاب را بنام عکاشة بن محض اسدى بنشاندند و مشغول تراشیدن سر او شدند مشرکین قریش که از دور تراشیدن سر را مشاهده کردند با ایمنى خاطر به حرکت خود ادامه دادند و پنداشتند که اینان زائر بوده و به قصد عمرة عازم مکه هستند و روزى که این دو گروه با هم برخوردند روز مشکوک بین آخر ماه جمادی الثانی و اول ماه رجب بود.
لذا اصحاب گفتند: اگر امشب صبر کنیم فردا حتما روز اول ماه رجب است و قتال و کارزار در آن حرام خواهد بود. لذا در همان روز جنگ را آغاز کردند. در مرحله نخست از صحابه واقد بن عبدالله السهمى تیرى به طرف کاروان رها کرد. این تیر به عمرو بن الحضرمى اصابت کرد و او را کشت با انداختن تیر جنگ شروع شد. جریان فتح مسلمین به پیامبر رسید و مشرکین در میان مسلمین موضوع را به طرز دیگرى وانمود و جلوه داده و گفتند: محمد و یارانش مراعات حرمت ماه‌هاى حرام را نکردند. رسول خدا صلى الله علیه و آله از این موضوع نگران گردید و عبدالله را خواست، فرمود: من که به شما گفته بودم در ماه رجب قتال و جنگ نکنید عبدالله و اصحاب گفتند: یا رسول الله، ابن الحضرمى را کشتیم پس از آن شب، هلال ماه رجب را مشاهده کردیم. اکنون نمی‌دانیم آیا واقعا در ماه رجب بوده یا آخر جمادی الثانی، مردم در همین گفتگو بودند که این آیه نازل گردید.
6- برخی نیز گفته اند : در تفاسیر شیعه وسنى آمده است: رسول اکرم صلى الله علیه و آله شخصى را به نام عبداللّه بن جحش به همراه هشت نفر با نامه‌اى براى کسب اطلاعات از کفّار و مشرکان فرستاد، امّا بعد از ملاقات، درگیرى پیش آمد و در این بین رئیس گروه مقابل کشته شد و دو نفر از آنان به اسارت درآمده و اموالشان مصادره گردید.
این حادثه در اوّل ماه رجب که از ماه‌هاى حرام است‌ واقع شده بود، در حالى که این گروه گمان کرده بودند که آخر جمادى‌الثانى است، نه اوّل رجب. به هر حال این قتال اشتباهاً در اوّل رجب صورت گرفت و کفّار این موضوع را دستاویز قرار داده و شایع کردند که مسلمانان احترام ماه‌هاى حرام را نگه نمى‌دارند. در برابر این تبلیغات دشمنان، قرآن جواب مى‌دهد:
(ای پیغمبر) از تو راجع به جنگ در ماه حرام سؤال کنند، بگو: گناهی است بزرگ، ولی بازداشتن خلق از راه خدا و کفر به خدا و پایمال کردن حرمت حرم خدا و بیرون کردن اهل حرم از آن (که مشرکان مرتکب شدند) نزد خدا بسیار گناه بزرگتری است و فتنه‌گری، فساد انگیزتر از قتل است. و کافران پیوسته با شما مسلمین کارزار کنند تا آنکه اگر بتوانند شما را از دین خود برگردانند، و هر کس از شما از دین خود برگردد و به حال کفر باشد تا بمیرد چنین اشخاص اعمالشان در دنیا و آخرت ضایع و باطل گردیده، و آنان اهل جهنّمند و در آن همیشه (معذّب) خواهند بود.
منابع جهت مطالعه بیشتر:
تفسیر نور، محسن قرائتی، تهران:مرکز فرهنگى درسهایى از قرآن، 1383 ش، چاپ یازدهم
اطیب البیان فی تفسیر القرآن‌، سید عبدالحسین طیب، تهران:انتشارات اسلام‌، 1378 ش‌، چاپ دوم‌
تفسیر اثنی عشری، حسین حسینی شاه عبدالعظیمی، تهران:انتشارات میقات، 1363 ش، چاپ اول
تفسیر روان جاوید، محمد ثقفی تهرانی، تهران:انتشارات برهان، 1398 ق، چاپ سوم
برگزیده تفسیر نمونه، ناصر مکارم شیرازی و جمعی از فضلا، تنظیم احمد علی بابایی، تهران: دارالکتب اسلامیه، ۱۳۸۶ش
کتاب تاریخ پیامبر اسلام (ص) اثر محمد ابراهیم آیتی
کتاب سیرت رسول خدا (ص) اثر رسول جعفریان
الصحیح من سیره النبی الاعظم – جعفر مرتضی عاملی
فروغ ابدیت – جعفر سبحانی

دیدگاهتان را ثبت کنید

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد