شاخه‌های ملعونه شجره بنی امیه

جواب اجمالی : بلی آل زیاد و آل مروان ادامه بنی امیه هستند . پس از معاویه و یزید ، امارت به آل زیاد و آل مروان ( بیشتر آل مروان ) رسید .
توضیح بیشتر :
یکی از خاندان‌هایی که در استمرار حکومت بنی‌امیه نقش بسیار مهمی ایفا کرد، خاندان آل‌زیاد و خاندان آل مروان هستند .
سر‌سلسله‌ی آل زیاد «زیاد بن ابیه» بود. ‌وی گرچه با حضرت علی (علیه‌السّلام) بیعت نمود و از طرف ایشان به استانداری فارس در ایران منصوب شد؛ ولی پس از شهادت آن حضرت، به معاویه پیوست و برای امام حسن (علیه‌السّلام) مشکلاتی را ایجاد کرد. ‌زیاد و پسرش جنایات فراوان دیگری را در مقابله با اهل بیت رسول‌الله (علیه‌السّلام) و شیعیان بخصوص امام حسن ع و امام حسین ع مرتکب شدند. ‌
سر سلسله آل مروان مروان بن حکم است . آل مروان در مقابله با امام سجاد و سایر ائمه نقش داشتند .
آل زیاد و آل مروان اموی و ادامه بنی امیه هستند .
آل زیاد
آل زیاد فرزندان “زیاد ابن ابیه” یا “زیاد ابن سمیه ” یا ” زیاد ابن ابی سفیان “هستند .
زیاد در خلافت خلفا و علی ع امارت و سلطنت داشت ( مخالف خلفا و موافق علی ع بود ) بعد از شهادت علی ع به معاویه پیوست
زیاد بن ابیه، از سرداران و حکمرانان اموی بود؛ که در سرکوب شورش‌ها در مناطق اسلامی، به قساوت و بی‌رحمی شهرت داشته‌است. در نسب زیاد بن ابیه نیز اختلاف است و مشخص نیست پدر او کیست. از این رو، وی را ابن ابیه (یعنی پسرِ پدرش) خوانده‌اند. گفته شده ابوسفیان، زیاد را حاصل زنای خود با سمیه، مادر زیاد می‌دانست و بدین رو، معاویه، زیاد را برادر خویش می‌خواند.
ابن مرجانه کیست؟
ابن مرجانه همان عبیداللّه بن زیاد است که در زمان حادثه عاشورا والى کوفه بود و شهادت امام حسین علیه السلام و یاران او به دستور وى انجام گرفت. ابن زیاد را «ابن مرجانه» مى گویند؛ زیرا نام مادر او کنیزى زناکار و مجوسى به نام «مرجانه» بود. پس از عاشورا که اسراى اهل بیت علیهم السلام را در کوفه وارد دارالاماره کردند، حضرت زینب علیهاالسلام خطاب به ابن زیاد، او را «ابن مرجانه» خواند که این، اشاره به نسب ناپاک او بود و رسواگر حاکم مغرور کوفه.
عبیداللّه از سرداران مشهور اموى بود که در سال ۵۴ هجرى از طرف معاویه به حکومت خراسان گمارده شد و در سال ۵۶ از آنجا عزل و به حکمرانى بصره منصوب گردید. پس از مرگ معاویه و روى کار آمدن یزید و با حرکت مسلم بن عقیل به سمت کوفه، با حفظ سمت، والى کوفه نیز شد و اوضاع را تحت کنترل در آورد و مسلم بن عقیل را به شهادت رساند و پس از آن، فرمان قتل سید الشهدا علیه السلام و یاران او و اسارت اهل بیت علیهم السلام را به عمر بن سعد ـ که فرمانده سپاه کوفه در کربلا بود ـ داد.( سفینة البحار، ج ۱، ص ۵۸۰؛ معارف و معاریف، ج ۴، ص ۱۵۳۰؛ دایرة المعارف بزرگ اسلامى، ج ۳، ص ۶۴۰ و فرهنگ عاشورا، ص ۳۰۵).
عبیداللّه، فرزند زیاد بن ابیه است؛ زیاد کسى بود که به خاطر ارتباط فراوان مردان با مادرش، کسى نتوانست نسب او را مشخص کند و نام پدر وى را ذکر کند. از این رو، او را زیاد پسر پدرش (زیاد بن ابیه) مى نامیدند. معاویه مى کوشید این حلقه مفقوده را مشخص کند و زیاد را از این ننگ دور سازد. بدین خاطر، او را زیاد بن ابى سفیان خطاب کرد!!. اما اقبال و استقبال از سوى عموم آشنایان با تاریخ خانوادگى زیاد، صورت نگرفت و باز هم او را زیاد بن ابیه مى نامیدند.
ابن زیاد پس از مرگ یزید، ادعاى خلافت کرد و اهل بصره و کوفه را به بیعت فراخواند ولى کوفیان او و یارانش را از شهر بیرون کردند و در صدد انتقام گرفتن از خون شهداى کربلا برآمدند. وى که به شام گریخته بود، براى خاموش ساختن انقلاب توابین به جنگ آن ها شتافت.
سرانجام او در یکى از درگیرى ها با سپاه مختار، در سال ۶۷ به هلاکت رسید.ابن مرجانه همان عبیداللّه است و تکرار دوباره آن با واو عطف تفسیرى معمول است. عبیداللّه بن زیاد فرد شناخته شده اى بود و ظلم و ستم بى حد او نسبت به شیعیان على بن ابى طالب او را مشهور ساخته بود ولى در این زیارت و در خطابه هاى اهل بیت و اسراى کربلا، ابن زیاد به مردم بیشتر معرفى شده و با معرفى مادر وى، اوج خباثت، ناپاکى و رذالت او به شنوندگان منتقل شده است. مرجانه مادر عبیداللّه بن زیاد از زنان بدکار مشهور و معروف بود و معرفى ابن زیاد در این زیارت و در خطابه هاى دیگر به ابن مرجانه یادآورى خباثت اصل و طینت و ریشه اوست.
فرزندان زیاد در بین آنان شخصیت مثبتی نبوده و تمامی آنان به کارهای پدرشان و برادرشان عبیدالله زیاد راضی بوده اند.
(لوح فشرده پرسمان، اداره مشاوره نهاد نمایندگی مقام معظم رهبری در دانشگاه ها، کد: ۱۱/۱۰۰۱۱۶۵۵۶)
مروان بن حکم کیست؟
وی در سال یکم هجری در مکه به دنیا آمد و در سوم رمضان سال ۶۵ هجری در شام در ۶۳ یا ۶۴ سالگی مرد. همسر مروان – مادر خالد بن ولید – در بستر خواب، وی را خفه کرد و روانه دوزخ ساخت، زیرا وی وعده داده بود که پس از مروان، خالد خلیفه باشد لیکن مروان آن را نادیده گرفت و دیگری را بر آن سمت منصوب کرد.
حضرت علی علیه السلام در مورد مروان فرمود: … او عاشق امارت و قدرت است و دارای چهار فرزند خواهد بود که روزگار مردم را سیاه خواهند کرد.(نهج البلاغه خطبه ۷۳).
پیش بینی امیر المؤمنین علی علیه السلام به حقیقت پیوست و هر چهار فرزند مروان افرادی پست و خونخوار و عیاش بودند و دودمان دیگر وی هم که بر مسند خلافت نشستند روزگار مردم را سیاه کردند.
در حدیث دیگری از امام حسن مجتبی علیه السلام نقل شده است که ایشان خطاب به مروان فرمودند:… خداوند بزرگ افراد دودمان شما را تا روز قیامت از زبان پیامبرش لعنت کرده است.( الاحتجاج طبرسی، ج ۲، ص ۴۴).از اینگونه احادیث بسیار است که برای مطالعه بیشتر می توانید به کتاب منشور نینوا مراجعه فرمایید.
پدر مروان فردی بود که به جاسوسی از احوال پیامبر صلی الله علیه و آله می پرداخت و پشت سر حضرت حرکت می کرد و ایشان را مسخره می نمود لذا پیامبر او را نفرین کرد و بدین جهت تا آخر عمر به اختلال فکری و سفاهت مبتلا بود. مادر مروان هم زنی به نام زرقاء بود که از زنان معروف بد کاره و دارای پرچم و علامت بود.( زنان دارای پرچم در جاهلیت زنانی بودند که در کوچه و بازار می ایستادند و مردان را به زنا دعوت و ترغیب می کردند و خانه آنان دارای علامتی خاص برای این امر بود. رجوع کنید به الکامل، ج ۴، ص ۱۹۳؛ تتمه المنتهی، ص ۷۸).
مروان و پدرش به زبان رسول خدا مورد لعنت قرار گرفته اند. مروان و پدرش به حکم و دستور رسول خدا از مدینه تبعید شدند و حق ورود به مدینه را نداشتند. با آن که عثمان برای رفع تبعید، چند بار نزد پیامبر اکرم از آنان شفاعت کرد، ولی مورد قبول حضرتش واقع نشد.
در زمان خلافت ابوبکر نیز عثمان به شفاعت آنان پرداخت ولی ابوبکر گفت: من تبعیدی و رانده‌ شده رسول خدا را به مدینه راه نمی‌دهم.
در زمان خلافت عمر باز هم عثمان برای بازگشت آنان به مدینه اقدام کرد ولی عمر هم گفت: من تبعیدی و رانده‌شده رسول خدا را به مدینه راه نمی‌دهم. تا اینکه عثمان خود به خلافت رسید و وسیله بازگشت مروان و پدرش حکم بن ابی العاص را به مدینه مهیا کرد.
مروان از خاصان و دبیران عثمان شد و به دامادی عثمان نائل آمد. وقتی عثمان به قتل رسید، همراه طلحه و زبیر و عایشه رهسپار بصره گردید و در جنگ جمل، مغلوب و دستگیر شد. امیرالمؤمنین با شفاعت امام حسن علیه السلام او را عفو فرمود ولی بیعت او را نپذیرفت و فرمود دست او دست خیانت است؛ اگر صد بار هم بیعت کند باز هم نقض می‌کند و بعد جمله معروف خود را -که از آینده خبر می‌داد و نقل کردیم را – بیان فرمود و سپس فرمود: او را رها کنید. او سپس در جنگ صفین در کنار معاویه جنگید.
معاویه در سال ۴۲ هجری او را حاکم مدینه قرار داد. مروان در بسیاری از فتنه های مدینه و شام شرکت داشت و در سال ۶۴ پس از کناره‌گیری معاویه بن یزید از خلافت، ادعای خلافت کرد. مردم هم با او بیعت نمودند.
مروان دارای قامتی دراز و خلقتی آشفته بود؛ به طوری که او را خیط باطل (دراز قد منحرف) لقب داده بودند. (لغت‌نامه دهخدا به نقل از منتهی الارب)
چهار فرزند مروان که به فرمانروایی رسیدند عبارتند از: عبدالملک مروان که حاکم مطلق العنان امت اسلامی بود، عبدالعزیز که حاکم مصر شد، بشر بن مروان که حاکم عراق شد و محمد بن مروان که حاکم الجزیره شد که همگی خونخوار و ظالم بودند.
او و فرزندانش از عاملین اصلی شهادت امیر المؤمنین و امام حسن و امام حسین و امام زین العابدین و امام محمد باقر علیهم السلام بودند.( مروج الذهب، ج ۳، ص ۸۹؛ اسد الغابه، ج ۴ ، ص ۳۴۸؛ شرح نهج البلاغه، ج۶، ص ۱۶۵)
فرزندان مروان نیز معروف آنان چهار نفر بوده اند که از بین آنان، عبدالملک مروان خلیفه به ناحق و ظالم بوده و سه نفر دیگر از طرف او بر بخش هایی حکومت می کرده اند. همچنین فرزندان عبدالملک هم چهار نفر بوده اند که همگی خلیفه شدند و از خلفای ظالم و جایر بوده اند.
و اما منظور از بنی امیه که مورد لعن قرار گرفته اند تنها افرادی از آنها که در غصب خلافت و خاموش کردن نور ولایت هم دست بوده اند مراد است. و اغلب آنان که از جمله اولاد ابی سفیان و اولاد مروان باشند دشمن اهل بیت بوده اند. و اگر احیانا در بین این گروه کسی مؤمن واقعی باشد این لعن شامل حال او نمی شود.
منابع جهت مطالعه :
مدخل آل زیاد و آل مروان در دائره المعارف ها و دانشنامه ها
شفاء الصدور در شرح زیارت عاشورا تألیف میرزا ابوالفصل طهرانی.
سیرت جاودانه، جعفر مرتضی عاملی
سیره پیشوایان، مهدی پیشوایی

دیدگاهتان را ثبت کنید

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد