قیام مختار-مختار و مثله کردن

بقول مولوی : کار پاکان را قیاس از خود مگیر گر که باشد در نوشتن شیر شیر – به نظر شما آیا امام علی(ع) با مختار قابل مقایسه است؟؟ بهرحال عظمت ظلم و سبعویت دشمنان اهل‌بیت(ع) روز عاشورا از حد گفتن و نوشتن خارج است و انتقام مختار یک انتقام ساده و حداقلی بوده است نه انتقام در حد و اندازه جسارت و جنایت آنها .
اشاره به چند نکته در این باره شایان توجه است: 1. آنچه ملاک ارزش گذاری و الگوگیری است، جنگ هایی که توسط خود پیامبر(ص) و امامان(ع) اداره می شده است لذا جنگ هایی که توسط
دیگران انجام می گرفت معیار درستی نیست. اگر چه از برخی جهات مورد تأیید بوده اما اگر خطایی انجام گرفته بدیهی است که مورد تأیید نیست. 2. مقوله حرکت انتقامی و قصاص از مقوله جنگ و دفاع جداست.با توجه به آنچه که گفته شد تأیید مختار دلیل بر آن نیست که تمام رفتارهای او مورد تأیید بوده و لازم الاجرا بوده زیرا اگر چنان حرکتی لازم الاجرا بود خود امام قیام را انجام می داد و یا حداقل خود و یا اطرافیانش را در آن قیام شرکت می داد. علاوه بر اینکه قیام مختار جنبه انتقام و قصاص داشت. چنان که اگر کسی چشم کسی را کور کند او می تواند به دستور دادگاه چشم جنایتکار را کور کند. و این رفتار یا مثله کردن که طرف مقابل سابقه جنایت ندارد، متفاوت است. برای توضیح بیشتر توجه شما را به مطلب زیر جلب می کنیم:
قیام مختار بن ابی عبید ثقفی مورد تأیید امامان شیعه و علمای شیعه است(برای آگاهی بیشتر در این باب به الغدیر، ج دوم، ص343 چاپ اسلامیه، مراجعه کنید.) و از دیدگاه برخی از علما شیعه، مختار مورد نکوهش شده است و این نکوهش نه به خاطر قیام و قتل قاتلان امام حسین(ع) است بلکه علت دیگری موجب این نکوهش شده است ولی روی هم رفته، مختار و قیامش مورد تأیید امامان شیعه است و علمای شیعه هم بر اساس راهنماییهای امامان او را تمجید کرده اند.
اسحاق بن حوبه، اخنس بن مرشد، حکیم بن طفیل، عمرو بن صبیح، رجاءبن منقذ، سالم بن خیمه، واخط بن ناعم، صالح بن وهب، هانی بن ثبیت، و اسید بن مالک پس از آنکه امام حسین(ع) را کشتند، آنقدر با اسبهای خود بر بدن امام حسین(ع) تاختند که بدن امام حسین(ع) تکه تکه شد و بدن شهدای دیگر را هم چنین کردند. اولین گروهی که مختار آنها را به کیفر رساند، این ده نفر بودند. این ده نفر را به پشت خواباندند و زمین کوب کردند و پس از آن با اسب آنقدر بر آنها تاختند تا به هلاکت رسیدند و پس از آن بدنهایشان را با آتش سوزاندند.(ماهیت قیام مختار، نوشته سید ابوفاضل رضوی اردکانی ص471) این کیفر درست مطابق مقررات است. تو بر بدن امام اسب دواندی مختار هم بر بدن تو اسب دواند. کجای این خلاف مقررات است. حتی اسب دواندن بر بدن این ده نفر کم است و باید مجازاتی سخت تر از این در نظر می گرفتند.
بجدل بن سلیم روز عاشورا برای غارت انگشتر اما حسین(ع) دست آن حضرت را برید و مختار دستور داد دست و پای او را بریدند و به این شکل مرد. آیا این کیفر،‌ نامناسب است؟! یا صد درصد برابر مقررات است. دست بریدی، دستت را می برند.(در مورد بریدن دست و انگشت بجدل بن سلیم مراجعه کنید به ماهیت قیام مختار ص472) کسی که انگشت امام را می برد، آیا باید دست نوازش به سر او بکشند یا باید انگشت او را ببرند؟! اگر کسی انگشت تو را ببرد، در برابر بریدن انگشت او دلسوزی می کنی؟! ترحم بر پلنگ تیز دندان نادرست است. قاتلان امام حسین(ع) زشتکارترین و پلیدترین موجودات روی زمین بودند و هر گونه کیفری برای آنان کم است و اگر آنان هزاران جان داشتند و هزار با کشته می شدند، باز هم کم است. تو چون زشتی و پلیدی آنها را ندیدی نمی توانی تصور کنی که آنان تا چه حد پست بودند. روز عاشورا پس از کشتن امام حسین(ع) خیمه ها را آتش زدند و در داخل خیمه ها افرادی از این آتش صدمه دیده اند و چنین نیست که به هیچ کس آسیبی نرسیده باشد. حالا اگر آتش زننده های خیمه ها را آتش بزنند، صد درصد کیفر مناسب و کار قانونی است و ربطی به مثله ندارد. آنان امام حسین(ع) را کشتند و همه فامیل ها و خویشان این اسیران را کشتند و خود این اسیران را آتش زدند و حالا مختار چطور می تواند به آنها رحم کند بلکه باید آنها را آتش بزند و چاره ای جز این نیست. ما که از دور نگاه می کنیم نمی توانیم بفهمیم که آنان چه کردند.
یکی از قاتلان امام حسین(ع) سنان بن انس است. روز عاشورا سنان با چند نفر دیگر در آن حال که امام حسین(ع) هنوز زنده بود و زخم زیادی برداشته بود و دیگر توان جنگ نداشت، به طرف خیمه های امام حسین(ع) هجوم بردند. امام حسین(ع) با انگشت خود به آنها فهمانید که تا من زنده ام به خیمه ها کار نداشته باشید و عمر بن سعد مانع حمله به خیمه ها شد. پس از آن سنان به نزد امام حسین(ع) آمد و چند ضربت نیزه و شمشیر به سینه امام حسین(ع) زد و امام روی زمین افتاد. سنان به خولی گفت: سر حسین را از بدن جدا کن! خولی نتوانست سر امام را از بدن جدا کند و سنان خود سر امام حسین(ع) را از بدن جدا کرد و به خولی داد. سنان نزد عمربن سعد رفت و ماجرا را به او گفت. عمر بن سعد گفت: اگر عبیدالله بفهمد تو چنین کردی گردنت را می زند.(همان، 475) حالا با این سنان چه باید کرد؟ او قاتل اصلی امام حسین(ع) است و سر امام را از بدن جدا کرده، و قصد حمله به خیمه ها را داشته، حالا با این باید چه کرد؟ سنان از کوفه فرار کرد ولی در قادسیه دستگیر شد. سنان را دست بسته نزد مختار آوردند. مختار دستور داد اول انگشتان او را قلم کردند، سپس دو دستش را بریدند، دو پایش را هم قطع کردند، و پس از آن در دیگ روغن زیتون جوشانده شده، انداختند و به این صورت مرد.(همان، ص476) توجه داشته باشیم که اگر انگشتان و دستان و پاهای او را بریده اند این به این خاطر است که این فرد در عاشورا مرتکب این جنایت شده است گر چه در کتاب های تاریخی همه این موارد نیامده باشد. جنایات کامل این افراد در کتابهای تاریخی به صورت کامل ثبت نشده است و گرنه جنایات این افراد بیش از اینها بود. اینها کیفرهای قانونی این افراد است و در دوزخ، خداوند متعال آخرین عذابها را در حق ایشان اعمال خواهد کرد.
یکی از قاتلان کربلا حرمله است. حرمله، علی اصغر-بچه شش ماهه امام حسین(ع)- را در بغل امام حسین(ع) با تیر مسموم کشت و امام حسین حرمله را نفرین کرد و امام سجاد(ع)درباره حرمله نفرین کرد و به خدا عرضه داشت: «اللهم اذقه حر الحدید؛ اللهم اذقه حر النار»؛ خدا سوزش تیغ و آتش را به او بچشان. حرمله را دستگیر کردندو نزد مختار آوردند. اول دو دست او را زدند. با این دو دست تیراندازی کرده بود و با این دو دست کشته بود بچه شیرخوار را، آن هم در بغل پدر و در کنار مادر. با همین دستها قلب امام حسین(ع) را با تیر زد و نیز با همین دستها چشم ابوالفضل را با تیر زده بود. این دستها مرتکب چنین جنایاتی شده بود. سپس مختار دستور داد دو پایش را هم بریدند و پس از آن جسد بدون دست و پا را در آتش اندختند. و به این ترتیب نفرین امام سجاد درباره حرمله قبول شد و خداوند عذاب آتش این دنیا را به او چشاند.
برای آگاهی کامل درباره قیام مختار و کیفیت انتقام به کتاب ماهیت قیام مختار مراجعه کنید.

دیدگاهتان را ثبت کنید

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد