مشروب در زمان کدام پیامبر به وجود آمد و آیا در آن زمان پیامبران هم استفاده می کردن و از زمان کدام پیامبر حرام شد و چرا حرام شد؟ لطفا بیشتر توضیح دهید.

پاسخ اجمالی: امام صادق علیه السلام فرمود: «خداوند هیچ پیغمبری را نفرستاد جز این که حرمت شراب جزء برنامه رسالت بود و شراب از اوّل حرام بود.»
پاسخ: بنام خدا
در حدیثی از امام صادق علیه السلام نقل شده است که فرمودند:« ما بعث الله نبیا قط الا بتحریم الخمر و أن یقر لله بالبداء. خداوند هیچ پیغمبری را نفرستاد جز این که حرمت شراب جزء برنامه رسالت بود و شراب از اوّل حرام بود. »(1) و به همین مضمون از پیامبر اسلام صل الله علیه و آله و امام رضا علیه السلام نقل شده و بیان گر این نکته است که خوردن مشروبات الکلی از زمان حضرت آدم علیه السلام تحریم شده و در هیچ عصری و از سوی هیچ پیامبری مجاز شمرده نشده است .
لذا تاریخچه شراب خوری به زمان های بسیار دور باز می گردد، یکی از قدیمی ترین شرابها که در بسیاری از ادیان رواج داشته شرابی است در آیین میترائیسم، نام این شراب در بسیارى از ادیان و مذاهب دیده مى شود. این شراب نخستین بار در آئین ودائى و سپس در برخى ادیان ایرانى مطرح شده است . این شراب از گیاه مخصوصى تهیه مى شد. در آئین مهرپرستى این شراب به «هوم» یا «هائوما» معروف است که از گیاه مقدسى گرفته مى شد. مهرپرستان معتقد بودند که با نوشیدن این شراب ، حالت روحانى یافته و بر اسرار غیبى دست مى یابند. این شراب به مذهب «زرتشت» نیز راه یافت ، آن گونه که به «مسیحیت» هم سرایت کرد و نان فطیر و شراب را پدید آورد. ریشه تاریخى عقیدتى این شراب به مذهب ودائى مى رسد.(2)
و موارد دیگری که جهت اصلاع بیشتر به مبحث پیشینه شراب خواری در کتاب « از شراب چه میدانیم» نوشته، علی موبدی مراجعه کنید.
و با توجه به حدیث فوق مشخص می گردد که پیامبران از شراب استفاده نمی کردند و از اول استفاده از این ماده از طرف خدای متعال و در تمام ادیان حرام بود و اگر هم در دینی مشاهده می شود که خوردن شراب جزء آیین و مناسک مذهبی آنان است به دلیل تحریفاتی است که به مرور زمان وارد این آیین شده است. بنابراین تصور این که حرمت شراب فقط مربوط به دین اسلام است، تصوری نادرست می‌باشد .
و اما در مورد چرایی حرمت شراب باید گفت:
مشروبات الکلى بر خلاف بسیارى از منکرات، به پنج دلیل از محرّمات و خبائث شمرده مى شود:
دلیل اول – قرآن
در قرآن کریم آیات فراوانى وجود دارد که حرمت مشروبات الکلى را به زبان کنایه و یا موردى بیان مى کند، ولى ما به صریح ترین آنها مى پردازیم:
1 – «انّما الخمر و المیسر و الانصاب و الازلام رجس من عمل الشیطان فاجتنبوه لعلکم تفلحون؛ تحقیقاً شراب و انواع قمار و بت پرستى و یا سنگ هایى که براى قربانى نصب شده و چوبه هاى قرعه (براى کشف امور غیبى)، پلیدى از کارهاى شیطان است، از آن دورى گزینید، شاید رستگار شوید.» (3)
2 – «انما یرید الشّیطان ان یوقع بینکم العداوة و البغضاء فى الخمر و المیسر…؛ شیطان مى خواهد کینه توزى و دشمنى را از طریق شراب و قمار در میان شما بیفکند و تضادهاى داخلى را تشدید نماید و شما را از یاد خدا و نماز باز دارد، آیا باز هم دست از آن بر نمى دارید.» (4)
3 – «یسئلونک عن الخمر و المیسر قل فیهما اثم کبیر و منافع للناس و اثمهما اکبر من نفعهما؛ تو را از شراب و قمار مى پرسند، بگو: در آن دو گناهى بزرگ است و سودهایى براى مردم و گناهشان از سودشان بیشتر است.» (5)
دلیل دوم – احادیث پیامبر صل الله علیه و آله و ائمه اطهار سلام الله علیهم
در مجامع شیعه و سنّى، این حدیث معروف است که پیامبر اکرم صل الله علیه و اله، ده گروه را لعنت کرده است که به گونه مستقیم یا غیر مستقیم در شراب سازى دخالت دارند: 1 – کسى که درخت انگور را به نیت شراب غرس کند؛ 2 – آن که بدین قصد از درخت تاک پاسدارى نماید؛ 3 – خریدار مشروبات؛ 4 – فروشنده آن؛ 5 – کسى که مى نوشد؛ 6 – کاسبى که از شراب فروشى پولى به دست مى آورد؛ 7 – فشار دهنده انگور به انگیزه ساختن شراب؛ 8 – افرادى که مشروبات را حمل و نقل مى کنند؛ 9 – تحویل گیرنده آن؛ 10 – ساقى یا کسى که شراب براى دیگرى مى برد.(6)
در اسلام هیچ گناهى تا این حد نکوهیده نشده است. پیامبر صل الله علیه و آله به حضرت على علیه السلام فرمود: «اگر همه گناهان را در خانه اى جمع کنند، کلید آن شراب است.»(7)
امام على علیه السلام مى فرماید: «خداوند شراب و مى گسارى را براى سلامت عقل حرام کرده است.»(8)
دلیل سوم – عقل
برخى از عقلاى جهان به خصوص پزشکان متعهد بر اساس موازین عقلى و علمى و بلکه مشاهدات حسى معتقدند الکلِ مسکِر انسان را از حالت عادى خارج مى سازد و براى مدت زمانى او را در مستى و بى خبرى نگه مى دارد و در این حالت هرگونه عمل خطرناک و یا شرم آورى از وى امکان صدور مى یابد.
دلیل چهارم – اجماع
به اجماع فقهاى شیعه و سنّى، شراب، نجس و حرمت آن محرز است. اکثر عالمان دینى مشروبات را حتى به نام دارو نیز تجویز نمى کنند، چرا که خداوند متعال شفایى در حرام قرار نداده است. تمام فقیهان اسلامى براى شراب خوار اجراى حد شرعى (هشتاد ضربه شلاق) را واجب نموده اند.
دلیل پنجم – علم پزشکى
از نظر علم پزشکى نیز حرمت شراب، محرز است، زیرا کتاب هاى متعددى درباره زیان هاى آن از سوى پزشکان دل سوز نوشته شده است. در این جا یکى از جامع ترین و به روزترین کتاب هایى را که جمعى از پزشکان در تدوین و یا تصدیق بر آن کوشیده اند، منبع قرار مى دهیم و نکاتى را از آن استخراج مى کنیم.
هر چند اصطلاح الکلیسم به طور گسترده در محاورات روزمره استعمال مى شود، اما مفهوم آن براى استفاده بالینى بیش از حد وسیع است. مى توان به مصرف بیش از حد الکل، وابستگى (اعتیاد) به الکل یا آسیب ناشى از مصرف بیش از حد الکلیسم اطلاق کرد. در بعضى منابع علمى دیگر گفته شده است: الکلیسم به مفهوم اعتیاد به الکل، توصیف و مشخص مى گردد.(9)
آمار و ارقام تکان دهنده
طبق یک آمار رسمى که آمریکایى ها در کتاب درسى دانشگاهى خود اعلام کرده اند، دو سوم مردم آمریکا در سنین بالاى چهارده سال مشروبات الکلى مى نوشند که همین امر منجر به یک سرى بیمارى ها و مسائل دیگر گردیده است، به طورى که هزینه مشکلات ناشى از الکل، یک صد بیلیون دلار مى گردد.(10)
گفته مى شود که بیش از بیست درصد بیماران بسترى شده در بیمارستان هاى آمریکا، افراد الکلى هستند.(11)
در کشور ما پس از گذشت 27 سال از انقلاب اسلامى هنوز آمار رسمى و دقیقى از افراد الکلى نداریم، زیرا بسیارى از آنها به صورت مخفیانه مصرف مى کنند. کارشناسان معتقدند بیشتر مردم درباره اثرات الکل بر بدن یا هیچ گونه اطلاعى ندارند و یا اطلاعاتشان بسیار محدود است و بعضى حتى آن را مفید مى دانند.
پزشکان متخصص نوشته اند یک سرى اطلاعات غلط و غیر علمى و در واقع دقیقاً مخالف با دانش پزشکى به طور تقریبى در ذهن تمام مصرف کنندگان مشروبات الکلى وجود دارد؛ به عنوان مثال بسیارى تصور مى کنند که مشروبات الکلى به ویژه آب جو، براى درمان شن کلیه مفید است.(12)
روزى جمعیتى با نام «مبارزه جهانى با مشروبات الکلى» به محضر مرحوم آیة الله بروجردى رسیدند و از علت حرمت شراب در اسلام پرسیدند. ایشان فرمودند: چون اسلام جاى گاه رفیعى براى عقل انسان قرار داده، بنابراین هر چیزى را که به عقل او ضربه وارد کند حرام مى داند و از آن جا که مشروبات، جسم و جان و عقل و هوش آدمى را تباه مى کند، حرام شده است. سپس پرسیدند: پس چرا یک جرعه از آن نیز حرام شده است؟ فرمودند: طبیعت بشر چنان حریص است که اگر مجوّز یک قطره از شراب داده شود، جرعه جرعه خواهد نوشید تا به حد نصاب برساند. آن گاه آیة الله بروجردى در همان جلسه از مرحوم علامه طباطبائى درخواست کردند تا مقاله اى درباره فلسفه حرمت شراب بنویسند. مرحوم علامه نیز مقاله جامعى نوشتند که در سال نامه مکتب تشیّع چاپ شد.
شهید دکتر پاک نژاد در کتاب اولین دانشگاه و آخرین پیامبر، ج 7، ص 134 مى نویسد: تعیین مقدار حداقل براى چیزى که نه غذا باشد و نه دوا، یک کار غیر علمى است. اگر اندکى از شراب براى دارو باشد هیچ دارویى براى مدت زیادى تجویز نمى شود. اگر مقدار کمى باشد سوخت و ساز غذایى ندارد، ولى هورمون آنتى دیورتیک را مهار کرده و ادرار را زیاد مى کند. قطره شراب خورده شده وارد خون مى شود و در انعقاد نطفه اثر منفى مى گذارد. بیضه ها و پروستات از تمام بافت هاى بدن بیشتر الکل جذب مى کند (حدود هفتاد درصد) و این امر در فساد اسپرماتوزویید بسیار مهم است. این فساد معمولاً پس از یک ساعت از ورود الکل به بدن، در نطفه مرد صورت مى گیرد. اگر زن هم شراب مصرف کند در تخم دان او نیز دیده مى شود. هر گاه طفلى در حال مستى تکوین یابد الکل موجود در نطفه، جنین را فاسد مى سازد و او را از رشد طبیعى باز مى دارد و در معرض بیمارى هاى گوناگون قرار مى دهد.
اسلام براى ایجاد نفرت ذهنى و اجتماعى به الکل و مشروبات، نخست به یک رشته مبارزات منفى روى آورده است تا باده خواران، خود را در جامعه حقیر و بى مقدار ببینند و از آن پرهیز کنند. احکام الهی براساس مصالح و مفاسد است یعنی حلالیت نشانه مصلحت و فایده داشتن آن برای انسان است و حرمت نشانه مفسده و ضرری است که آن برای انسان دارد. شراب به خاطر زیان های گوناگون و عواقب شوم تحریم گردیده است و آثار شوم شراب از نظر روحی و روانی و جسمی و … اصلاً قابل مقایسه با منافع ناچیز اقتصادی و احیاناً جسمی (در معالجه برخی امراض) نمی باشد. ملاک امتیاز آدمی بر سایر جانداران عقل او است و به خاطر عقل است که انسان علم و دانش می اندوزد. همه ترقیات و پیشرفت های جوامع بشری ثمرة دانش بشری است و شراب، عقل را زایل می کند.
جهت مطالعه بیشتر رجوع کنید به:
1- ذبیح الله محلاتی، ساحل نجات در مضرات شراب، تریاک، قمار، موسیقی.
2- موبدی علی، از شراب چه میدانیم.
پاورقی ها:
1- مرحوم کلینی، کافی(8 جلدی)، تحقیق: علی اکبر غفاری، چاپ حیدری، انتشارات دارالکتب الاسلامیة، ج1، ص148. / حر عاملی، وسائل الشیعه، ج 17، تحقیق: شیخ محمد رازی، انتشارات دار إحیاء العربی، بیروت، ص 237.
2- عبد الله مبلغی آبادانی، تاریخ ادیان و مذاهب جهان از 35 هزار سال قبل تا کنون، انتشارات منطق( سینا)، چاپ اول 1373، ج1، ص 314.
3- سوره مائده، آیه 90.
4- سوره مائده، آیه 91.
5- سوره بقره، آیه 219.
6- فروع کافى، چاپ جدید، ج 6، ص 430 – 429.
7- وسائل الشیعه، ج 17، ص 271.
8- نهج البلاغه، حکمت 252.
9- على اصغر اکبرى، اثرات مشروبات الکلى از دیدگاه دانش پزشکى و دانشمندان غرب، ص 20 – 19.
10- همان، ص 21.
11- همان، ص 22.
12- همان، ص 27.

دیدگاهتان را ثبت کنید

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد