معنای مریم

واژه «مریم» اسم عجمی است «عجمی» به معنای غیر عربی است و اعم از سریانی، عبری، فارسی و هر زبان دیگر است.
معمولا در زبان و ادبیات عرب، برای اسامی عجمی، مشتقاتی وجود ندارد و آن را «عَلَم» می دانند. از آن نیز مشتق سازی نمی کنند.
البته ناگفته نماند برخی از لغویین نیز برای واژه «مریم» اشتقاقاتی هم بیان کرند که بیان تفصیلی آن و وجوه متعددی که برای واژه «مریم» در کتاب های لغت ذکر شده که عبارتند از:
– مَرْیَم: اسم اعجمی، فإن کان له اشتقاق فهو من الرَّیم، و الرَّیم: الزیادة، و إن کان من رام یَریم فهو مثل مَهْیَع من هاع یَهیع فوجهٌ إن شاء اللَّه.(1)
– مَرْیَم اسمى است غیر عربى و نام مادر حضرت عیسى علیه السّلام. (2)
– مَرْیَم : جمع آن «مَرْیَمات» است: به معنای بلند و بالا آمده و نام زن است و این کلمه سریانى است.(_3)
و اگر مریم را مشتق بدانیم:
– رَیْم : [ریم]: باقیمانده و افزایش، کوه کوچک، گور، میان گور، پایان روز و نزدیکى به غروب، ساعت دراز، نردبان
– (ریم) به معنای آهوى سفید رنگ و خالص هم آمده است.
رِیمَ : [ریم] بهِِ: بریده و رها شد. اگر «ریم» با حرف «ب» متعدی شود به معنای بریده و رهاشده است.
رَیَّمَ : تَرْیِیماً [ریم] بالمکانِ: در آن مکان اقامت نمود ( اگر واژه «ریّم» مشدد شود به معنای اسم مکان یا اسم زمان به کار می رود)
بنابر این، قول صحیح تر این است که واژه «مریم» اسم عجمی (سریانی یا عبری) است و نام مادر حضرت عیسی (علیهماالسلام) و اسم نوزدهمین سوره قرآن با 98 آیه است. این واژه مشتق نبوده و عَلم است.
در فارسی نیز واژه «مریم» را علم دانسته و با ذکر مشخصات بالا، گل وگیاهی نیز به همین نام است.
پی نوشت:
(1) جمهرة اللغه، ج2، ص 1173.
(2) الفاظ و مفردات قرآن، ذیل همین واژه.
(3) سایت المعانی، ذیل واژه مریم.

دیدگاهتان را ثبت کنید

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد