گروه های سه گانه در قیامت


گروه های سه گانه در قیامت

۱۳۹۷/۰۵/۱۳


۳۳۰۰ بازدید

با سلام و خسته نباشید. در سوره واقعه منظور از سه گروه که در آیه های۷ تا۱۱ آمده هرگروه چه فرقی با هم دارند؟

لطفا به تفسیر زیر توجه کنید:قرآن می فرماید:” و شما در آن روز (قیامت) سه دسته خواهید بود” (وَ کُنْتُمْ أَزْواجاً ثَلاثَةً).در مورد دسته اول مى فرماید:” نخست اصحاب میمنه هستند، چه اصحاب میمنه اى”؟! (فَأَصْحابُ الْمَیْمَنَةِ ما أَصْحابُ الْمَیْمَنَةِ) «1».
منظور از” اصحاب المیمنه” کسانى هستند که نامه اعمالشان را به دست راستشان مى دهند و این امر در قیامت رمزى و نشانه اى براى مؤمنان نیکوکار و اهل نجات است، چنان که بارها در آیات قرآن به آن اشاره شده. یا اینکه” میمنه” از ماده” یمن” به معنى سعادت و خوشبختى گرفته شده، و به این ترتیب گروه اول گروه سعادتمندان و خوشبختانند.
و با توجه به اینکه در آیه بعد گروه دوم را به عنوان” اصحاب المشئمة” (از ماده” شوم” معرفى مى کند مناسب همین تفسیر اخیر است) «2».
تعبیر به” ما اصحاب المیمنة” (چه گروه خوشبختى؟) براى بیان این حقیقت است که حد و نهایتى براى خوشبختى و سعادت آنها متصور نیست، و این بالاترین توصیفى است که در اینگونه موارد امکان دارد، مثل این است که مى گوئیم:” فلان کس انسان است، چه انسانى”؟! سپس به ذکر گروه دوم پرداخته، مى افزاید:” گروه دیگرى اصحاب شوم هستند چه اصحاب شومى”؟! (وَ أَصْحابُ الْمَشْئَمَةِ ما أَصْحابُ الْمَشْئَمَةِ).
گروهى بدبخت و تیره روز و بیچاره و بینوا که نامه هاى اعمالشان را به دست چپشان مى دهند که خود نشانه و رمزى است براى تیره بختى و جرم و جنایت آنها. تعبیر به” ما اصحاب المشئمة” نیز در اینجا نهایت بدبختى و شقاوت آنها را منعکس مى سازد.
سرانجام گروه سوم را چنین توصیف مى کند:” و پیشگامان پیشگام” (وَ السَّابِقُونَ السَّابِقُونَ) «3».” آنها مقربانند”! (أُولئِکَ الْمُقَرَّبُونَ).” سابقون” کسانى هستند که نه تنها در ایمان پیشگامند، که در اعمال خیر و صفات و اخلاق انسانى نیز پیشقدمند، آنها” اسوه” و” قدوه” مردمند، و امام و پیشواى خلقند، و به همین دلیل مقربان درگاه خداوند بزرگند.
بنا بر این اگر بعضى از مفسران پیشگام بودن آنها را تنها به سبقت در طاعة اللَّه (اطاعت خدا) یا نمازهاى پنجگانه، یا جهاد، یا هجرت، یا توبه، و امثال آن تفسیر کرده اند، هر کدام گوشه اى از این مفهوم وسیع را مورد توجه قرار داده اند، و گرنه این کلمه اینها و غیر اینها از خیرات و برکات را شامل مى شود، و نیز اگر در روایات اسلامى گاه” سابقون” به چهار نفر” هابیل” و” مؤمن آل فرعون” و” حبیب نجار” که هر کدام در امت خود پیشگام بودند، و همچنین امیر مؤمنان على بن ابى طالب(ع) که نخستین مسلمان از مردان بود تفسیر شده، در حقیقت بیان مصداق هاى روشن آن است، و به معنى محدود ساختن مفهوم آیه نیست «4».
در حدیث دیگرى آمده است که رسول خدا فرمود:
ا تدرون من السابقون الى ظل اللَّه یوم القیامة؟:” آیا مى دانید چه کسانى پیشگامان به سوى سایه لطف پروردگار در قیامتند”؟! اصحاب عرض کردند: خدا و رسولش آگاهتر است، فرمود: الذین اذ اعطوا الحق قبلوه، و اذا سالوه بذلوه، و حکموا للناس کحکمهم لانفسهم: ” آنها کسانى هستند که وقتى حق به آنها داده شود پذیرا مى گردند، و هنگامى که از حق سؤال شوند آن را در اختیار مى گذارند، و در باره مردم آن گونه حکم مى کنند که در باره خودشان”! «5».
در بعضى از روایات نیز به پیامبران مرسل و غیر مرسل تفسیر شده است «6».
در حدیثى نیز مى خوانیم که ابن عباس مى گوید: از رسول خدا (ص) در باره این آیه سؤال کردم، فرمود: جبرئیل به من چنین گفته است: ذلک على (ع) و شیعته هم السابقون الى الجنة، المقربون من اللَّه بکرامته لهم:” آنها على (ع) و پیروان او هستند که پیشگامان به سوى بهشت و مقربان درگاه خدایند به خاطر احترامى که خدا براى آنها قائل شده است” «7».
ولى اینها نیز در حقیقت بیان مصداق هاى روشنى از مفهوم گسترده فوق است، مفهومى که همه پیشگامان را در هر امت و ملتى شامل مى شود. سپس در یک جمله کوتاه مقام والاى مقربان را روشن ساخته، مى گوید:
” مقربان در باغهاى پر نعمت بهشتند” (فِی جَنَّاتِ النَّعِیمِ) «8». تعبیر به” جنات النعیم” انواع نعمتهاى مادى و معنوى بهشت را شامل مى شود.
ضمنا این تعبیر مى تواند اشاره به این باشد که باغهاى بهشت تنها کانون نعمت است بر خلاف باغهاى دنیا که گاه وسیله زندگى و زحمت است، همانگونه که حال مقربان در آخرت با حالشان در دنیا متفاوت است، زیرا مقام والایشان در این دنیا توأم با مسئولیتهایى است در حالى که در سراى دیگر تنها مایه نعمت است.
بدیهى است منظور از” قرب” در اینجا” قرب مقامى” است نه” قرب مکانى” چرا که خداوند مکان ندارد و از ما به ما نزدیکتر است.
آیه بعد به چگونگى تقسیم نفرات آنها در امم گذشته و این امت اشاره کرده، مى گوید:” گروه کثیرى از امتهاى نخستینند” (ثُلَّةٌ مِنَ الْأَوَّلِینَ).
” و گروه اندکى از امت آخرین” (وَ قَلِیلٌ مِنَ الْآخِرِینَ).
” ثلة” چنان که” راغب” در” مفردات مى گوید” در اصل به معنى قطعه مجتمع از پشم است، سپس به معنى جماعت و گروه به کار رفته است .
بعضى نیز آن را از” ثل عرشه” (تختش فرو ریخت و حکومتش قطع شد) گرفته و آن را به معنى” قطعه” مى دانند، و در اینجا به قرینه مقابله با” قلیل من الآخرین” به معنى قطعه عظیم است .
طبق این دو آیه گروه زیادى از مقربان از امتهاى پیشینند، و تنها کمى از آنها از امت محمد (ص) مى باشند.
ممکن است در اینجا این سؤال پیش بیاید که چگونه این مساله با اهمیت فوق العاده امت اسلامى سازگار است، با اینکه خدا آنها را بهترین امت خطاب کرده و فرموده:” کُنْتُمْ خَیْرَ أُمَّةٍ” … (آل عمران 110).
پاسخ این سؤال با توجه به دو نکته روشن مى شود: نخست اینکه منظور از مقربان همان سابقون و پیشگامان در ایمانند، مسلم است که در امت اسلامى پیشگامان در پذیرش اسلام در صدر اول گروه اندکى بودند که نخستین آنها از مردان على(ع) و از زنان خدیجه بود در حالى که کثرت پیامبران پیشین و تعداد امتهاى آنها و وجود پیشگامان در هر امت، سبب مى شود که آنها از نظر تعداد فزونى یابند.
دیگر اینکه کثرت عددى دلیل بر کثرت کیفى نیست، و به تعبیر دیگر ممکن است تعداد سابقون این امت کمتر باشند ولى از نظر مقام بسیار برتر، همانگونه که در میان خود پیامبران نیز تفاوت است: تِلْکَ الرُّسُلُ فَضَّلْنا بَعْضَهُمْ عَلى بَعْضٍ” ما بعضى از رسولان را بر بعض دیگرى برترى دادیم” (بقره- 253).
ذکر این نکته نیز لازم به نظر مى رسد که ممکن است بعضى از مؤمنان در زمره پیشگامان در ایمان نباشند، اما داراى صفات و ویژگی هاى دیگرى باشند که آنها را هم ردیف سابقون قرار مى دهد و از نظر پاداش و اجر هم ردیف آنها هستند، لذا در بعضى از روایات از امام باقر(ع) چنین نقل شده که فرمود: نحن السابقون السابقون و نحن الآخرون:” ما پیشگامان پیشگام، و ما آخرون هستیم” «9».
و در روایتى از امام صادق (ع) آمده است که به جمعى از پیروان خود خطاب کرد و فرمود: انتم السابقون الاولون، و السابقون الآخرون، و السابقون فى الدنیا الى ولایتنا، و فى الآخرة الى الجنة:” شما سابقون نخستین و سابقون آخرین هستید، در دنیا پیشگام در ولایت ما بودید و در آخرت پیشگام در بهشتید” «10».
این نکته نیز لازم به یادآورى است که بعضى تعبیر به” اولین” و” آخرین” را به” اولین امت اسلام” و” آخرین امت اسلام” تفسیر کرده اند، طبق این تفسیر همه مقربان از امت اسلامند.
اما این تفسیر نه با ظاهر آیات سازگار است، و نه با روایاتى که در ذیل این آیات وارد شده که افرادى از امم پیشین را بالخصوص به عنوان” سابقون اولین” معرفى کرده است«11 ».
پی نویسها:
(1) در ترکیب این جمله احتمالات متعددى داده اند که از همه مناسبتر این است که گفته شود” اصحاب المیمنة” مبتدا است و” ما” استفهامیه مبتداى دوم، و” اصحاب المیمنه” خبر آن است، و مجموعا خبر مبتداى اول مى باشد و” فاء” در آغاز جمله به عنوان تفریع و تفسیر است.
(2) هر چند در آیات بعد بجاى اصحاب المشئمة، اصحاب الشمال آمده است.
(3) در ترکیب این آیه و آیه بعد احتمالات فراوانى داده شده: نخست اینکه” السابقون” اول مبتدا است، و دومى توصیف یا تاکید آن است، و” اولئک المقربون” مبتدا و خبر مى باشد که مجموعا خبر است براى” السابقون”، بعضى نیز احتمال داده اند که” السابقون السابقون” مبتدا و خبر است، و شبیه شعر معروف ابو النجم است که مى گوید:” انا ابو النجم، و شعرى شعرى” که در واقع یک نوع توصیف عالى است، این احتمال نیز داده شده که” السابقون” اول به معنى سابقون در ایمان، و سابقون دوم به معنى سابقون به سوى بهشت بوده باشد که باز هم مبتدا و خبر خواهد بود.
(4) این معنى در حدیثى از امام باقر (ع) نقل شده است (مجمع البیان جلد 9 صفحه 215).
(5)” تفسیر مراغى” جلد 27 صفحه 134. […..] (6) تفسیر نور الثقلین جلد 5 صفحه 206.
(7) همان مدرک صفحه 209.
(8)” فِی جَنَّاتِ النَّعِیمِ” (جار و مجرور) ممکن است متعلق به” مقربین” باشد، و یا متعلق به محذوفى که” حال” است براى” مقربین” و در تقدیر چنین است” کائنین فى جنات النعیم” و یا خبر بعد از خبر.
(9) تفسیر صافى ذیل آیات مورد بحث.
(10) تفسیر صافى ذیل آیات مورد بحث.
(11) ر. ک: تفسیر نمونه، ج 23، ص 203 .

دیدگاهتان را ثبت کنید

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد