آرشیو برچسب: داستان مذاکره امام حسین(ع) با عمربن سعد

با سلام مبعد از ایام سوگواری امام حسین چنین مطلبی را با توجه در حجمه ای که در فضای مجازی بود خودم به شخصه در کتاب طبری خواندم به چنین روایتی :((عمر بن سعد با حدود بیست سوار بیامد، حسین نیز با همانند ان بیامد و چون به هم رسیدند حسین به یاران خویش گفت دور شوند. عمر بن سعد نیز با یاران خویش چنین گفت. گوید: از انها دور شدیم چندان که صدا و سخنشان را نمی‌شنیدیم. سخن کردند و طول دادند تا پاسی از شب برفت. پس از ان هر کدام با یارانشان سوی اردوگاه خویش بازگشتند و کسان درباره انچه میانشان رفته بود به پندار سخن تاریخ طبری/ ترجمه، ج‌۷، ص: ۳۰۰۸ کردند پنداشتند که حسین به عمر بن سعد گفته بود: «با من پیش یزید بن معاویه بیا و دو اردو را به جای می‌گذاریم.» عمر گفته بود: «در این صورت خانه‌ام را ویران می‌کنند.» گفته بود: «من انرا برایت می‌سازم.» گفته بود: «املاکم را می‌گیرند.» گفته بود: «از اموال خودم در حجاز بهتر از ان به تو می‌دهم.» گوید: و عمر این را خوش نداشته یود. ابو مخنف گوید: اما انچه مجالد بن سعید و صقعب بن زهیر و دیگر اهل روایت گفته‌اند و جمع راویان بر ان رفته‌اند این است که چنین گفت: «یکی از سه چیز را از من بپذیرید: یا به همانجا که از ان امده‌ام بازمی‌گردم، یا دست در دست یزید ابن معاویه می‌نهم که در کار فیما بین، رای خویش را بگوید یا مرا به هر یک از- مرزهای مسلمانان که می‌خواهید بفرستید که یکی از مردم مرز باشم و حقوق و تکالیفی همانند انها داشته تاریخ طبری /ترجمه ، ج۷ ،ص:۳۰۰۹)) البته امده که سخن اول ضعیف تر است و دومی قوی تر خواستم بدانم واقعا امام حسین چنین درخواستی از عمر کرده ؟؟؟ یا اینها جعلیات تاریخ است کمی توضیح دهید

= در باره مذاکره و گفت وگوی امام حسین ع با عمر سعد سخن طبری در باره ملاقات و متن گفت گوی امام حسین ع با عمربن سعد دقیق و صحیح نیستمنابع تاریخی گفتگوی امام را چنین ثبت کردند : امام حسین علیه السلام شخصی به نام عمرو بن قرظه انصاری را نزد عمر بن سعد فرستاد و از او ...

ادامه مطلب »