خانه » همه » مذهبی » استنکاف اولیه و پذیرش نهایی خلافت از سوی امام علی(ع)

استنکاف اولیه و پذیرش نهایی خلافت از سوی امام علی(ع)


استنکاف اولیه و پذیرش نهایی خلافت از سوی امام علی(ع)

۱۳۹۸/۰۴/۱۹


۱۰۶۱ بازدید

طبق روایت متعدد از جمله در نهج البلاغه هنگامی که مردم و اصحاب دور حضرت امیر المومنین جمع میشوند برای بیعت با ایشون حضرت در ابتدا نمیپذیرن و پیشنهاد میدن که من وزیر باشم بهتره در چند جا در نهج البلاغه هم اشاره میکنن که تعیین خلیفه بر عهده انصار و مجاهدین هست
بنده سوالم اینه که اگر که اونطور که به اعتقاد ما جانشینی حضرت علی به عنوان خلیفه امر خدا بوده چرا ایشون در حالی که شرایط فراهم بوده خلافت رو نمیپذیرفتن؟
ایا نعوذ بالله تعارف میکردن یا همچین چیزی؟
مسلما اینطور نیست در حالی که میدونیم و حضرت شهرت دارن به اینکه در امر خدا با هیچ کس تعارف و شوخی نداشتن چرا خلافت رو نمیپذیرفتن با اینکه به اعتقاد ما فرمان خدا بوده؟

افرادی که قسمتی از آیه یا حدیث یا خطبه‌ای را مطرح کرده و بر اساس آن اشکالی را طرح می‌نمایند، باید متن کامل آن آیه، حدیث یا خطبه را مورد بررسی قرار داده تا پاسخ مناسب را بیابند. حضرت در خطبه 92 نهج‌البلاغه پس از کشته شدن عثمان و بیعت با او می‌فرمایند:
مرا واگذارید و دیگری را به دست آرید، زیرا ما به استقبال حوادث و اموری می‌رویم که رنگارنگ و فتنه آمیز است و چهره‌های گوناگون دارد و دل‌ها بر این بیعت ثابت و عقل‌ها بر این پیمان استوار نمی‌ماند، چرا که چهره‌ی افق حقیقت را ابرهای تیره‌ی فساد فرا گرفته و راه مستقیم حق ناشناخته مانده است. آگاه باشید، اگر دعوت شما را بپذیرم، بر اساس آنچه که می‌دانم با شما رفتار می‌کنم و به گفتار این و آن و سرزنش سرزنش کنندگان گوش فرا نمی‌دهم. اگر مرا رها کنید چون یکی از شما هستم شاید شنواتر و مطیع‌تر از شما نسبت به رییس حکومت باشم، در حالی که من وزیر و مشاورتان باشم بهتر است که امیر و رهبر شما گردم.
حضرت امیرالمؤمنین علی (ع) در این خطبه با بیان شرح وضعیت جامعه و آینده‌ای که در انتظار افراد آن است و همچنین بیان چهره واقعی افراد و انحرافاتی که توسط سه خلیفه قبل انجام گرفته، می‌فرمایند اگر می‌خواهید به روشی که خودتان می‌پسندید بر شما حکومت کنم مرا واگذارید و به دیگری روی آورید. اگر من بخواهم بر شما حکومت کنم براساس آنچه که می‌دانم بر شما حکومت می‌کنم و از هیچ سرزنشی نگران نبوده و به آن گوش نخواهم کرد. در واقع حضرت روش حکومت خود را روش سه خلیفه قبل ندانسته و روش عادلانه و الهی رسول خدا(ص)را پیشه خود قرار داده‌اند و از مخالفت‌هایی که با ایشان خواهد شد، از آینده خبر می‌دهند.
از طرفی امامت و ولایت که یک مقام از سوی خداوند متعال است و به امیرالمؤمنین(ع) اعطا شده و حضرت وظایفی را براساس آن بر عهده دارند، مسئولیتی نیست که ایشان بخواهند آن را واگذار کرده و رها کنند. مسئله خلافت و جانشینی پیامبر اسلام(ص) جدای مسئله حکومت داری است. حکومت و حکومت‌داری در اصل بر پایه نظر و اعتقاد مردم است و هر چه اکثریت جامعه بگویند آن حکومت تشکیل یا منقضی می‌گردد. به عنوان مثال حضرت امام خمینی(ره) حکومت جمهوری اسلامی را بر پایه آراء 98 درصدی مردم تشکیل دادند.اگر مردم چنین نظری نداشتند مسلماً این حکومت شکل نمی‌گرفت در نتیجه می‌توان گفت که گفتار حضرت بر محور این موضوع است که روش حکومت داری ایشان روشی الهی است و اگر مردم چنین روشی را نخواهند و هر کس هر طور که خود لازم می‌داند به ایشان دستور دهد، ایشان این حکومت را قبول نخواهند کرد اما به وظایف و مسئولیت‌های خود به عنوان امام عمل خواهند کرد و آن را ترک نخواهند گفت.
با توجه به فهرستی از آیات و روایات و مآخذ آن‌ها که دلالت بر جانشینی امیرمؤمنان علی(ع) دارد می‌توان نتیجه گرفت که امامت و جانشینی آن حضرت منصوص من عندالله بوده و با پذیرش یا رد مردم خللی در آن وارد نمی‌شود.(آیات و روایاتی که دلالت بر جانشینی حضرت امیرالمؤمنین(ع) می‌کند بیشتر از فهرست پایین بوده و موارد پایین به عنوان چند نمونه ذکر می شود)
1- آیه 55 سوره مائده (آیه ولایت)
(تفسیر طبری، اسباب النزول، تفسیر فخر رازی و تفسیر ابن کثیر ذیل آیه شریفه)
2- آیه 67 سوره مائده (آیه تبلیغ)
(الدرالمنثور، ابوالحسن واحدی نیشابوری در اسباب النزول، المنار و تفسیر کبیر ذیل آیه شریفه)
3- حدیث غدیر
(برای اطلاع از راویان این حدیث به طور مفصّل، به کتاب ارزشمند الغدیر علامه امینی ج1 مراجعه فرمایید)
4- حدیث منزلت
(الغدیر، امینی، ج3)
5- حدیث «الدّار یوم الانذار»
(اولین روزی که پیامبر اسلام نبوت خود را ظاهر ساخت و به خلافت حضرت علی(ع) هم صراحت فرمود)
(الکامل فی التاریخ، ج2، ص63 و 62)

جهت اطلاع بیشتر شما را دعوت می‌کنم به مطالعه مقاله پژوهشی :
استنکاف ابتدایی و پذیرش نهایی خلافت از سوی امام علی (ع)
مقاله 9 مجله شیعه شناسی دوره 12، شماره 46، تابستان 1393، صفحه 205-238
نویسنده : یدالله حاجی زاده

ممکن است این مطالب هم برای شما مفید باشد:

دیدگاهتان را ثبت کنید

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد