خانه » همه » خبر » اقتصاد علم است

اقتصاد علم است

دین در حوزه ارزش ها حرف اول را می زند ولی در جزئیات اقتصاد به جز موارد محدودی اظهار نظر یا سیره روشنی برای آن وجود ندارد که آن موارد هم دیدگاه های مراجع درمواردی با هم سازگاری ندارد. لذا شعار اقتصاد اسلامی اگر از حوزه ارزش عبور کند و وارد تصمیم گیری در همه زمینه ها بشود قطعا موفق نخواهد بود.

برگردیم به مسائل مملکت. وقتی مشکلات اقتصادی معاش مردم را با مشکل مواجه کرده باشد معاد مردم هم درگیر می شود. اول انقلاب بحث تخصص و تعهد مطرح بود یکی دوسالی طرفین بحث و جدل کردند بعد ظاهرا جمع هردو را پذیرفتند ولی در عمل وضعیت پریودیکی ایجاد شد . گاهی دولت ها به جمع تعهد و تخصص پای بند ماندند و چون دولت های سازندگی و اصلاحات و تا حدی دولت روحانی پیش رفتند و گاهی هم به دام تازه فارغ التحصیلانی افتادند که با ایده های شعاری و لمپنی به جان آرامش اقتصادی و رفاه مردم افتادند و بعد برای ترمیم وجهه به پول پاشی و توزیع سیب زمینی و….روی آوردند.نفت صد دلاری فروش رفت ولی زیربنای مناسبی برای اقتصاد بنا نهاده نشد.

واقعیت این است که ارکان تصمیم گیری اقتصادی دولت حاضر هم فوق ضعیف هستند. یا علم اقتصاد را بلد نیستند و با تحصیلات دیگری بر مناصب اقتصادی و بودجه ریزی نشسته اند یا درسشان را درست نخوانده و مسلط نیستند و یا….. به هرحال ازصدر تا ذیل دولت از نظر تامین و رفاه اقتصاد ناموفق هستند. بحث تحریم که می گفتند کاغذ پاره است و تخم مرغ ربطی به تحریم ندارد پدر مردم را در آورده است. کشور های مختلف کالا ها را یا به ما نمی فروشند یا مخفیانه با قیمت بالاتر و بیمه و حمل و نقل سرسام آور می فروشند و با هزینه ای چند برابر بر مردم میهن ما تحمیل می کنند. صادراتمان نسبت به قیمت سال پایه می لنگد و به دروع چون رقم ریالی آن تابع دلار است و دلار را گران تر می بینند در صادرات خود را موفق نشان می دهند.

صادر کنندگان ما گاهی به خاک سیاه نشسته اند. فقط به یک قلم محصول نگاه کنید که نخریدن کیوی و عدم وجود مشتری برای صادرات در امسال کمر بسیاری از باغ داران شمالی را شکسته است.

ما شعار استقلال در تصمیم گیری از آمریکا را می دهیم ولی آمریکا به راحتی برای ما تصمیم می گیرد. میگوید از ایران نفت نخرید کشور ها هم با بررسی منافع ملی شان به سمت او متمایل می شوند و نمی خرند حتی کشوری مثل چین منافعش را در ارتباط با آمریکا و نوکرانش می بیند و آن ها را بر ما ترجیح می دهد. آمریکا در مسیر انتقال پول برایمان مشکل ایجاد می کند و کسی هم به راحتی به ما جنس نمی فروشد .

این مطالب ساده تر از این است که به رشته تحریر در آید ولی دولت فعلی طوری عمل می کند که هر فردی احساس می کند این ها الفبای اطلاعات سیاسی و اقتصادی را بلد نیستند.

ما روزی به دنبال عضویت در سازمان تجارت جهانی بودیم در حالی که فعلا در محدوده تصمیم گیری در موردFATF هم در مانده ایم و هر روز داریم خسارت می دهیم.

کوتاه سخن این که به فرض ساکت شدن جنبش اجتماعی فعلی که ریشه اقتصادی آن بیش از ریشه فرهنگی است ، طبقات فرودست حرکات جدید تری را آغاز خواهند کرد.

وطن ما نیاز به تصمیمات بزرگ دارد و این دولت توان چنین تصمیم گیری را ندارد . دو راه حل بیشتر ندارد یا تحول اساسی در کابینه که با مخالفت پدر خوانده های جبهه پایداری مواجه می شود و یا استعفا.

۶۵۶۵

دیدگاهتان را ثبت کنید

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد