خانه » همه » مذهبی » بحث حرام بودن فلسفه

بحث حرام بودن فلسفه

اگر مراد شما از فلسفه ، فهم مساله مهم و اساسی معنا و ارزش زندگی انسان و امکانات و حدود بشر در این عالم بی‌انتها باشد ، باید گفت بله فراوانی از آیات قرآنی و احادیث معصومین علیهم السلام دعوت به چنین شناختی است.اگر مراد علم فلسفه مرسوم باشد باید گفت مضامین و اهداف آن نیز در متون دینی بی نهایت است. عبارات و اصطلاحهای تاریخ فلسفه مانند دیگر علوم تصریحی در متون دینی ندارد. منابع انتقادی فلسفه را بررسی فرمایید . امکان پژوهش در این مرکز نیست.
در تقسیم بندی فیلسوفان به الهی و الحادی چنین مباحثی طرح شده است . در بین فلاسفه الاهی نیز مواردی که از خود یا بعبارتی در اثر مغالطه منطقی مطالب و ادعاهایی داشته اند نهی صریح داشته و داریم.
فلسفه ای که به کشف و دریافت حقیقت کمک کند، بخشی از تلاش برای دینداری محققانه است. کسانی هم که مخالفت کرده اند برای حمایت از علم نافع است .
برخی برای حرمت فلسفه به روایاتی مانند نکوهش علمای آخر الزمان توسط امام حسن عسکری علیه السلام در مورد برخی از دانشمندان آخر الزمان تمسک نموده اند. در بخشی از روایت می فرماید: « … زیرا به فلسفه و تصوّف گرایش دارند، به خدا سوگند! اینان رویگردان از دین خدا و اهل تحریف ‌اند، در محبت مخالفین ما بزرگ ‌نمایی می‌ کنند و پیروان و دوستان ما را گمراه می‌ کنند…»(1) مطالعه فلسفه به معنای قبول تمامی مسائل آن نیست و هرجایی که با اعتقادات دینی منافات داشت را باید کنار گذاشت، همانطور که ملاصدرا در این زمینه می گوید: «تباً لفلسفة تکون قوانینها غیر مطابقة للکتاب و السنة»؛ نفرین و مرگ بر فلسفه‌ای که بخواهد با مبانی دینی مخالف باشد.(2) لذا فلسفه بسته به موضوعش می تواند مفید و یا رهزن برای حقیقت باشد.
فتاوی در مورد حرمت فلسفه، ناظر به موارد الحادی یا بدعتهای در دین بوده نه کشف حقیقت نمودن است . غالب علما مانند علامه طباطبایی، امام خمینی و بسیاری از علمای گذشته و معاصر، این علم را حرام نمی دانند . کاربر فلسفه، باید توجه نماید که این علم، تفکر انسان در مورد عالم را تشکیل می دهد و بسیاری از مباحث خداشناسی مانند اثبات خدا و دیگر اوصاف را می توان از این طریق محکم کرد. بنابر این هدف کشف حقیقت است . خداوند دانا و نادان را برابر نمی داند.
پی نوشت:
1. محدّث نوری، حسین، (1408)، مستدرک الوسائل و مستنبط المسائل، قم، مؤسسه آل البیت(ع)، چاپ اول، ج 11، ص 380.
2. صدر الدین شیرازی، محمد بن ابراهیم، (1981)، الحکمة المتعالیة فی الاسفار العقلیة الاربعة، سوم، بیروت، دار احیاء التراث العربیة؛ ج8، ص303.

دیدگاهتان را ثبت کنید

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد