خانه » همه » مذهبی » روایتی اعلام می‌دارد که «هیچ مؤمنی در هیچ زمانی وجود نداشته و ندارد مگر آنکه از آزار همسایگان در امان نیست!». مراد از این روایت چیست؟

روایتی اعلام می‌دارد که «هیچ مؤمنی در هیچ زمانی وجود نداشته و ندارد مگر آنکه از آزار همسایگان در امان نیست!». مراد از این روایت چیست؟

اگرچه در برخی روایات آمده است هر مؤمنی دچار همسایه‌ای مردم آزار خواهد بود؛ مانند: «قَالَ رَسُولُ اللَّهِ(ص)‏ مَا کَانَ وَ لَا یَکُونُ إِلَى یَوْمِ الْقِیَامَةِ مُؤْمِنٌ إِلَّا وَ لَهُ جَارٌ یُؤْذِیهِ».[1]
اما اولاً: به نظر می‌رسد این عبارت بخشی گزینش شده از متنی است که در آن آمده است: «انسان مؤمن در زندگی خود دچار مشکلاتی خواهد شد که یکی از آنها (نه به صورت لزومی) همسایه مردم‌آزار خواهد بود». بر این اساس و با توجه به کل روایت، ممکن است مؤمنی وجود داشته باشد که همسایه‌ای او را آزار ندهد، بلکه از راه‌های دیگر مورد آزمایش الهی قرار گیرد.
چنان‌که امام صادق(ع) می‌فرماید: «مَا أَفْلَتَ الْمُؤْمِنُ مِنْ وَاحِدَةٍ مِنْ ثَلَاثٍ‏ وَ لَرُبَّمَا اجْتَمَعَتِ الثَّلَاثُ عَلَیْهِ إِمَّا بُغْضُ مَنْ یَکُونُ مَعَهُ فِی الدَّارِ یُغْلِقُ عَلَیْهِ بَابَهُ‏ یُؤْذِیهِ‏ أَوْ جَارٌ یُؤْذِیهِ أَوْ مَنْ فِی طَرِیقِهِ إِلَى حَوَائِجِهِ یُؤْذِیهِ وَ لَوْ أَنَّ مُؤْمِناً عَلَى قُلَّةِ جَبَلٍ لَبَعَثَ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ إِلَیْهِ شَیْطَاناً یُؤْذِیهِ وَ یَجْعَلُ اللَّهُ لَهُ مِنْ إِیمَانِهِ أُنْساً لَا یَسْتَوْحِشُ مَعَهُ إِلَى أَحَدٍ»؛[2]
«مؤمن همواره گرفتار یکى از سه چیز است، و گاهى هر سه بر وى گرد آیند: یا کینه فردی که با او در خانه‏‌اى به صورت مشترک زندگی می‌کند، که در را به رویش مى‏بندد و اذیّتش مى‌‏کند، یا همسایه‌‏اى که آزارش مى‏‌دهد، یا کسى که در راه محلّ کارش او را اذیّت مى‌‏کند، و اگر مؤمنى بر قلّه کوهى هم باشد خداوند شیطانى را بر مى‌‏انگیزد تا او را اذیّت کند، و خداوند از ایمانش براى او مونسى قرار مى‌‏دهد که از وحشت به کسى پناه نبرد».
ثانیاً: ممکن است منظور از همسایه، همسایه به معنای خاص نباشد، چنان‌که برخی از علما گفته‌اند: منظور از همسایه در این روایت تنها همسایه مورد نظر نیست، بلکه به معنای همسایه، هر فردی است که با انسان همجواری دارد، چه او را ببیند یا نبیند(شیاطین انس و جن). براساس این معنا هیچ کسی نیست که همسایه‌ای نداشته باشد.[3]
 

[1]. شیخ طوسی، الامالی، ص 280، قم، دار الثقافة، چاپ اول، 1414ق.
[2]. کلینی، محمد بن یعقوب، کافی، محقق، مصحح، غفاری، علی اکبر، آخوندی، محمد، ج ‏2، ص 250، تهران، دار الکتب الإسلامیة، چاپ چهارم، 1407ق.
[3]. ‏‏«لیس المراد به الجار المعروف فقط بل کل من یجاوره و یقاربه و رآه أو لم یر، فلیس أحد یخلو من جار»؛ مازندرانى، محمد صالح بن احمد، شرح الکافی(الأصول و الروضة)، محقق، مصحح، شعرانى، ابوالحسن،‏ ج ‏9، ص 19۰، تهران، المکتبة الإسلامیة، چاپ اول، 1382ق.

دیدگاهتان را ثبت کنید

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد