خانه » همه » مذهبی » سلام مراد از این عبارت 《 قتیل العبره 》بودن ابا عبدالله الحسین دقیقا چیست؟

سلام مراد از این عبارت 《 قتیل العبره 》بودن ابا عبدالله الحسین دقیقا چیست؟

عبارت هاى : اَنَا قتیل العَبَرة و السّلام على قتیل العبرات مربوط به اهمیت و نقش اشک ریختن بر امام حسین(ع) است و در جاهاى مختلفى ذکر گشته که از آن جمله مى توان به زیارت اربعین امام حسین(ع) اشاره کرد.
یکی از معانی عبارتی مثل «انا قتیل العبره»این است که من کشته رحمت هستم یعنی به شهادت رسیدم تا جامعه اسلامی با اشک ریختن بر من لبریز از رحمت گردد و دل ها نرم و با یکدیگر مهربان گردد. (ر.ک: فروغ شهادت، استاد علی سعادت پرور، ص ۳۰۰، منابع در انجا بیان شده است)
مرحوم مجلسى در معناى این جمله مى فرماید: منظور این است که «هیچ مؤمنى به یاد من نمى افتد مگر این که گریه مى کند یا بغض، گلوى وى را مى گیرد»، (بحارالانوار، ج ۱۱۰، ص ۳۵۶)
۲- توضیح تفصیلی این مطلب چنین است :
در برخى روایات از امام حسین – علیه السلام – با عنوان «کشته اشک» یاد شده است. خود حضرت – علیه السلام – در روایتى مى فرماید: «انا قتیل العبرة؛ من کشته اشکم». در حدیث دیگرى، امیر مؤمنان، على – علیه السلام – چنین مى فرماید:«یا عبرة کل مؤمن؛ اى جارى کننده اشک هر مومن»! در روایتى دیگر سید الشهداء – علیه السلام – مى فرماید: «انا قتیل العبرة لایذکر فى مومن الا استعبر؛ من کشته اشکم. هیچ مؤمنى مرا یاد نمى کند، مگر این که اشکش جارى مى شود.» در زیارتى از امام حسین – علیه السلام – مى خوانیم: «السلام على أسیر الکربات و قتیل العبرات؛ درود بر گرفتار اندوه هاى بزرگ و کشته اشک ها». به راستى این جمله ها چه پیامى دارند و کشته اشک بودن، چه مدح، ثنا و کمالى براى سیدالشهداء – علیه السلام – است؟
هستى با صفت رحمت حق آفریده شده و این رحمت، شالوده و بنیان خلقت است و همه ذرات دستگاه آفرینش را فرا گرفته است؛ «و رحمتى وسعت کل شى ء»۱. همه زیبایى ها و کمالات و فضیلت ها، پرتوى از صفت رحمت است که از صفات جمال خداوند متعال است. هر کس از این صفت بهره بیشترى داشته باشد، خدا گونه تر و به بارگاه ربوبى نزدیک تر است. پیامبر خدا – صلى الله علیه و آله – که در میدان قرب و بندگى، گوى سبقت را از همگان ربوده، از همه بیشتر به این خصلت آراسته است و هیچ کس مانند او آیینه دار این کمال الهى نمى باشد و تنها او این شایستگى را دارد.
که خداوند درباره اش مى فرماید:«و ما ارسلناک الا رحمة للعالمین؛ ماتو را جز رحمت براى عالمیان نفرستادیم».۲ خاندان پاک پیامبر – صلى الله علیه و آله – نیز نمونه هاى بارز و کامل و جلوه گاه رحمت حق مى باشند. حضرت صادق – علیه السلام – در این باره مى فرماید:«الحمدلله الذى فضلنا على خلقه بالرحمة و خصنا اهل البیت بالرحمة؛۳ ستایش از آن خداوندى است که با صفت رحمت، ما را بر مخلوقاتش برترى بخشید و رحمت خاص خود را ویژه خاندان ما گردانید».
بندگان برگزیده خداوند، مردم را به بهره مندى و آشکار ساختن این صفت دعوت نموده، فرموده اند: «من لا یرحم لا یرحم؛۴ هر کس رحمت نورزد، مورد رحمت قرار نمى گیرد». بهترین نشانه وجود رحمت و دقت در درون انسان، اشک است. اشک، مسافرى است که از دیار قلب برخاسته، به خانه چشم سفر مى کند و از مجراى دیده، فرو مى چکد. گوهر تابنده گنج دل است که از زحمت قفل و کلید رها وفارغ است. چشم اشک بار، ترجمان دلى بهارى است و ریزش الماس اشک، نمایان گر جوشش چشمه رأفت و رحمت در صحراى دل است. اگر چشمه چشم بخشکد، خار قساوت و سنگدلى در زمین دل مى روید. هیچ کیفرى براى انسان، سخت تر از قساوت قلب نیست. حضرت باقر – علیه السلام – مى فرماید:«ما ضرب عبد بعقوبة اعظم من قسوة القلب؛۵ هیچ بنده اى به کیفرى بزرگتر از سنگدلى، گرفتار نشده است».
همه گناهان، زشتى ها و بدى ها، در مزرعه قلب سخت مى روید. در حدیثى آمده است:«سخت دلى، از خشکى چشم و خشکى چشم، از زیادى گناهان و زیادى گناهان از علاقه به دنیاست و علاقه و محبت به دنیا، ریشه همه خطاهاست.۶ ریزش اشک، دریاى عاطفه و احساس را به جوش مى آورد و مروارید رحمت و رأفت را از دل خود به ساحل مى ریزد و عطر دلاویز مهربانى و لطف را در میان جامعه پراکنده مى سازد.
بررسى شرایط و اوضاع حاکم بر دوران امام حسین – علیه السلام – این حقیقت را بر انسان آشکار مى سازد که ظلم و ستم و سنگدلى و بى رحمى در آن زمان به اوج خود رسیده بود و رحمت و رأفت و مهربانى به دست فراموشى سپرده شده بود. نگاهى اجمالى به جنایت هاى بنى امیه در سرزمین کربلا و رفتار ددمنشانه و بى رحمانه آنها با خاندان پیامبر – صلى الله علیه و آله – کافى است تا تصویر روشنى از مرگ انسانیت و عاطفه و احساس در مقابل دیدگان ما ترسیم شود. مردمى که منظره جان دادن طفلى شیرخوارى بر اثر تشنگى در قلب سنگ آنها اثرى ندارد و گلوى نازک تر از گل او را آماج تیر کینه و بغض خود قرار مى دهند، از فطرت پاک انسانى فرسنگ ها دور شده اند و رحم، مهربانى و عواطف پاک انسانى در قاموس آنها معناو مفهومى ندارد. ام کلثوم – سلام الله علیها خواهر شیر دل امام حسین – علیه السلام – در فرازى از خطبه پر شور خود مى فرماید:«و نزعت الرحمة من قلوبکم ۷؛ رحمت و نرمى از قلب هاى شما گرفته شده است». در آن شرایط سخت و دشوار و در آن روزگار قحطى مهر و رحمت، هیچ چیز جز شهادت مظلومانه پاک ترین بنده برگزیده خدا، یعنى امام حسین – علیه السلام – و خانواده و یاران باوفایش، نمى توانست زنگار قساوت و سنگ دلى را از دل ها بزداید و چشمه هاى خشکیده اشک را که نشانه رحمت و نرم دلى است، دوباره بر گونه ها جارى سازد. امام حسین – علیه السلام – با جمله: «انا قتیل العبرة» مى خواهد بگوید: من کشته شدم تا با گریستن در مظلومیت و مصائب من، صفت رحمت شکوفا گردد و رحمت الهى شامل حال امت گردد. زلال اشک بر مظلوم، گرد و غبار گناهان و آلودگى ها و سنگ دلى ها را از صحن و سراى دل مى شوید و نسیم رحمت و صفا و همدلى را در کوى و برزن به ارمغان مى آورد. اکنون معناى این حدیث به خوبى روشن مى گردد که مى فرماید: «و ما بکى احد رحمه لنا و لما لقینا الا رحمة الله قبل ان تخرج الدمعة من عینه، فاذا سالت دموعه على خدّه، فلو ان قطرة من دموعه سقطت فى جهنم، لأطفئت حرها حتى لایوجد لها حر۸؛ هر کس از روى رحمت بر ما و براى آن چه به ما رسیده، بگرید، پیش از روان شدن اشکش، مورد رحمت الهى قرار مى گیرد و اگر قطره اى از اشکش در جهنم بیفتد، چنان آتش آن را خاموش مى کند که گرمایى براى آن باقى نمى ماند». تا دریاى رحمت الهى کسى را در بر نگیرد، گوهر گران بهاى اشک روزى اش نمى شود و افشاندن درّ یتیم اشک، بر خاندان پیامبر – صلى الله علیه و آله – که بهترین خلق خدایند، چنان سیل رحمت حق را جارى مى سازد که از آتش جهنم که ظهور قهر و غضب خداوند است، نشان و اثرى باقى نمى ماند.
پى نوشت
۱. اعراف(۷)، ۱۵۶.
۲. انبیا(۲۱)، ۱۰۷.
۳. کامل الزیارات، ص ۱۰۱.
۴. مجلسى، بحار الانوار، ج ۸۲،ص ۷۶.
۵. مستدرک الوسائل، ج ۲، ص ۳۴۱.
۶. حسین نورى، مستدرک الوسائل، ج ۲، ص ۳۴۲.
۷. بحار الانوار، ج ۴۵،ص ۱۱۲.
۸. کامل الزیارات، باب ۳۲،ص ۱۰۱.

دیدگاهتان را ثبت کنید

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد