خانه » همه » مذهبی » چنین نطلب را خواندم: ((به هر حال در بسیاری از منابع مانند مسعودی، طبری، بلعمی، ابن بلخی، ابن اثیر و ابن خلدون چنین امده که پس از نامه پیامبر به خسرو پرویز، خسرو به باذان دستور داد دو نفر نماینده به مدینه بفرستد (یا خود از مداین فرستاد) همانطور که اشاره شد، در منابعی که رویداد پاره کردن نامه پیامبر توسط خسرو پرویز را اوردند؛ نقل می شود که این دو شخص برای دستگیر کردن پیامبر و یا بیم دادن ایشان روانه عربستان شدند. اما باید توجه داشت که فرستادن تنها دو شخص برای دستگیری شخصی مانند پیامبر ان هم در شبه جزیره عربستان کاری بسیار غیر منطقی و غیر معقول به نظر می رسد و باید بررسی کرد که دستگیری پیامبر چه سودی برای خسرو می توانسته داشته باشد؟! از طرفی در تاریخ ساسانیان به کرات به فرستادن سفیرانی برای گفتگو به سوی کشور های دیگر بر می خوریم و با توجه به روایت یعقوبی فرستادن این اشخاص بیش تر به فرستادن اشخاصی برای گفتگو می ماند. برخی از مواردی که درباره رفتار دو فرستاده و واکنش پیامبر در برابر انها نوشته اند به هیچ وجه با قضیه دستگیری پیامبر همخوانی ندارد، به طوری که صحبت های جالبی درباره چگونگی پیرایش صورت به میان می اید: هنگامی که ان دو تن به نزد پیمبر امدند، ریش خود را تراشیده بودند و سبیل گذاشته بودند. و پیمبر دیدن انها را خوش نداشت و سوی انها نگریست و گفت: «کی گفته که چنین کنید؟» گفتند: «پروردگار ما چنین گفته» مقصودشان خسرو بود. پیغمبر گفت: ولی پروردگار من گفته است که ریش بگذارم و سبیل بتراشم – تاریخ طبری، جلد سوم، ص ۱۱۴۳)) ۱. ایا براستی چرا فقط دو نفر را برای دستگیری پیامبر با ان همه یار فرستادند ایا این با عقل جور در میاید توضیح دهید. ۲. دستگیری پیامبر واقعا چه سودی برای خسرو پرویز داشته توضیح دهید ۳. ایا واقعا خدا بر پیامبر و مسلمانان امر کرده سبیل بتراشند و ریش بگذارند ایا این کمی عجیب نیست اگر میشود دربار متن و درباره سوالات برایم توضیح داده تا یک سری ابهامات رفع شود

چنین نطلب را خواندم: ((به هر حال در بسیاری از منابع مانند مسعودی، طبری، بلعمی، ابن بلخی، ابن اثیر و ابن خلدون چنین امده که پس از نامه پیامبر به خسرو پرویز، خسرو به باذان دستور داد دو نفر نماینده به مدینه بفرستد (یا خود از مداین فرستاد) همانطور که اشاره شد، در منابعی که رویداد پاره کردن نامه پیامبر توسط خسرو پرویز را اوردند؛ نقل می شود که این دو شخص برای دستگیر کردن پیامبر و یا بیم دادن ایشان روانه عربستان شدند. اما باید توجه داشت که فرستادن تنها دو شخص برای دستگیری شخصی مانند پیامبر ان هم در شبه جزیره عربستان کاری بسیار غیر منطقی و غیر معقول به نظر می رسد و باید بررسی کرد که دستگیری پیامبر چه سودی برای خسرو می توانسته داشته باشد؟! از طرفی در تاریخ ساسانیان به کرات به فرستادن سفیرانی برای گفتگو به سوی کشور های دیگر بر می خوریم و با توجه به روایت یعقوبی فرستادن این اشخاص بیش تر به فرستادن اشخاصی برای گفتگو می ماند. برخی از مواردی که درباره رفتار دو فرستاده و واکنش پیامبر در برابر انها نوشته اند به هیچ وجه با قضیه دستگیری پیامبر همخوانی ندارد، به طوری که صحبت های جالبی درباره چگونگی پیرایش صورت به میان می اید: هنگامی که ان دو تن به نزد پیمبر امدند، ریش خود را تراشیده بودند و سبیل گذاشته بودند. و پیمبر دیدن انها را خوش نداشت و سوی انها نگریست و گفت: «کی گفته که چنین کنید؟» گفتند: «پروردگار ما چنین گفته» مقصودشان خسرو بود. پیغمبر گفت: ولی پروردگار من گفته است که ریش بگذارم و سبیل بتراشم – تاریخ طبری، جلد سوم، ص ۱۱۴۳)) ۱. ایا براستی چرا فقط دو نفر را برای دستگیری پیامبر با ان همه یار فرستادند ایا این با عقل جور در میاید توضیح دهید. ۲. دستگیری پیامبر واقعا چه سودی برای خسرو پرویز داشته توضیح دهید ۳. ایا واقعا خدا بر پیامبر و مسلمانان امر کرده سبیل بتراشند و ریش بگذارند ایا این کمی عجیب نیست اگر میشود دربار متن و درباره سوالات برایم توضیح داده تا یک سری ابهامات رفع شود

1. اینکه چرا فقط دو نفر از طرف پادشاه ایران به مدینه رفتند باحتمال قوی برای کسب خبر و رایزنی وصحبت و نیز شناخت پیامبر(ص) بوده وبررسی موقعیت مدینه برای حمله احتمالی بعدی!
2. شاید به زعم خود(خسروپرویز) یک طغیانگر را از همسایگی امپراتوری خود حذف نماید که بعدا برای ایران دردسر نشود.
3.رسول خدا (صلی الله علیه و آله) نامه هایی برای پادشاهان کشورها از جمله ((خسرو پرویز )) شاه ایران برای پذیرش اسلام فرستاد. شاه مغرور و فاسد نامه پیامبر (صلی الله علیه و آله) را پاره کرد و دستور دستگیری آن حضرت را صادر کرد . ماموارن شاه ایران در حالی به محضر مبارک آن حضرت مشرف شدند که ریش خود را تراشیده و از سبیل های بلند برخوردار بودند .
رسول گرامی اسلام (صلی الله علیه و آله) تا نگاه به آنها نمود ناراحت شدند و فرمودند : وای بر شما !
چه کسی به شما گفته ریش خود را بتراشید و سبیل خود را بلند نگه دارید . آنها گفتند :
پادشاه ایران دستور داده است .
رسول خدا (صلی الله علیه و آله) فرمود :
(( وَ لکن رَبّی اَ مَرَنی باعفاء لـِحیَتی وَ قَصِّ شارِبی ))
اما پروردگار من دستور به گذاشتن ریش و کوتاه کردن سبیل ها داده است .
((بحار الانوار ، ج20 ،ص 389 )
*تشبیه به مجوسیان و یهودیان
از روایات استفاده می شود که یهودیان و مجوسیان بر خلاف دستور خداوند و پیامبران (صلی الله علیه و آله)
ریش خود را می تراشیدند . اسلام برای حفظ هویت فرهنگی ، به مسلمانان دستور داد ضمن
عمل به احکام اسلام ، ظاهر خود را شبیه بیگانگان نکنند. زیرا اگر ملتی مانند مسلمانان که
دارای فرهنگ غنی و کاملی هستند ، در فرهنگ از دیگران تقلید کردند ، به تدریج اصالت و هویت و فرهنگ دینی و ملی خود را از دست خواهند داد. همانطوری که در طول این چند قرن بالاخص در این عصر از دست دادن هویت فرهنگی در عده ای مشهود است.
بر همین اساس رسول گرامی اسلام (صلی الله علیه و آله) فرمود:
((حَفو الشََّوارِبَ وَ اعفُوا الُحی و لا تَشَبَّهوا بِاِلیَهُودِ ))
سبیل هایتان را کوتاه نمایید و محاسن (ریش ها ) خودتان را بلند نگه دارید و خود را شبیه یهودیان مگردانید : (البته محاسن ، نباید از یک قبضه دست بلندتر باشد )
(وسائل الشیعه: ج 1 ص 423 ، مکارم الاخلاق ص 67 )
و همچنین آن حضرت فرمودند :
اِنَّ المَجَوسَ جَزَّوُا لُحاهُم وَ وَفَّرُوا شَوارِبَهُم وَ اِنَّا نَحنُ نَجِزُّ الشَّوارِبَ وُ نَعفی اللُحی وَ هِیَ
الفطرةُ))
مجوسیان ریش های خود را میتراشیدند و سبییل های را بلند نگه می دارند . ولی ما مسلمین
(عکس آنها ) سبیل های خود را کوتاه و محاسن را بلند نگه می داریم ، و ریش داشتن و کوتاه
کردن سبیل مطابقت فطرت انسانی است
(وسائل الشیعه ، ج 1، ص 423 – مکارم الخلاق ص 67 )
و نیز رسول خدا (صلی الله علیه و آله) فرمودند :
((لَیسَ مِنا مَن تَشَیبَّهَ بِغَیرِنا ))
کسی که خود را شبیه غیر مسلمانان در آورد از ما نیست
و همچنین فرموده ملمان واقعی نیست کسی که به دستور و رسوم و آداب بیگانه عمل کند .
(کنز العمال : ج 1 ، ص 219)
امام صادق (علیه السلام) فرمودند :
خداوند به یکی از پیامبران وحی کرد که به مومنان بگو که در لباس ، خوراک و آداب و رسوم
دشمنان خدا را سرمشق قرار ندهید که اگر چنین کنید شما هم مثل آنان دشمنان خدا محسوب
می گردید .
( بهشت جوانان ، ص 477 .وسائل : ج 3 ص 279 و ج 11 ، ص 111 )
*عظمت و نشانگی مردانگی
ریش از نشانه های مرد بودن است و عظمت و ابهت او را نشان می دهد و ریش در آوردن در مرد علامت آن است که دیگر او جزء بچه ها و زنان نیست ، کسی که ریش خود را می تراشد ، این نشانه و ابهت مردی را از بین می برد و خود را شبیه زنان می گرداند مفضل یکی از یاران امام صادق (علیه السلام) درباره علت ریش سوال کرد .
آن حضرت (علیه السلام) در جواب فرمود:
هنگامی که انسان مو و ریش در صورتش می روید، این کار علامت و نشان مرد بودن و عظمت و ابهت او را می رساند و او را از حد و مرز بچه ها و شبیه زنان بودن خارج میسازد بعد آن حضرت (علیه السلام) فرمود : اگر فرزندی که متولد می شود ، مونث و دختر باشد، صورت او به خاطر نروئیدن یش صاف و پاکیزه می ماند تا این پاکیزگی و شادابی و طراوت در صورت زن سبب تحریک و جلب مردان و زمینه را برای ازدواج با یکدیگر فراهم سازد که ازدواج هم برای باقی ماندن نسل بشر می باشد (بحار . ج 3 ، ص 62 و 75 )
* زینت مردان
از امام رضا (علیه السلام) سوال شد : چه امتیاز و ارزشی در ریش است که مردان دارند ولای زنان
ندارند ؟
امام (علیه السلام) فرمودند : خداوند مردان را به وسیله محاسن زینت داده است و فضیلتی برای مردان
است و به وسیله ریش مردان از زنان شناخته می شوند .
(سفینة البحار ، ج 2 ، ص 508 )

دیدگاهتان را ثبت کنید

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد