اصل تحقیق پذیری

باسلام
به علت ادله ای که خود مستحضرید شدیدا اعتبار ملاک تحقیق پذیری در باب معنادار گزاره ها خدشه دار شد. از این رو تقریری کم رنگ از اصل تحقیق پذیری ارائه شد که گاه از آن به “تاییدپذیری” تعبیر می شود. بدین مضمون که گزاره ای پذیرفتنی است که کمابیش بر تکیه کردن بر بعضی داده های حسی ممکن، محتمل الصدق به نظر آید؛ یعنی شاهد یا شواهدی که بتوانند آن گزاره را تایید کنند. این احتمال از نسبت استنتاج های اثبات شده به کل تعداد استنتاج های ممکن حاصل می شود؛ یعنی براساس حساب احتمالات، می توان میزان احتمال و تایید یک گزاره را سنجید.
اما در پاسخ باید گفت:
قاعده تاییدپذیری تعبیر دیگری است از استقرا ناقص در ادبیات اسلامی، بدین مضمون که گزاره ای پذیرفتنی است که کمابیش بر تکیه کردن بر بعضی داده های حسی ممکن، محتمل الصدق به نظر آید. و پر واضح است که استقراء ناقص علم آور و قطعی نیست. شاید با پذیرش نظریه تاییدپذیری اشکالات نظریه تحقیق پذیری برطرف شود ولی قاعده ای قطعی برای وصول به نتایج حتی تجربی، هم ندارد. البته استقراء کامل یقین آور است اما دست یابی به آن در عالم ماده تقریبا غیر ممکن است. لذا قائلین به تاییدپذیری برخلاف پوزیتویست های صدر، قائل بودند جهان خارج هرگز توان اثبات صدق یا کذب یک گزاره را ندارد؛ بلکه فقط می تواند انگشت تایید بگذارد. اگر گزاره ای یک بار به جهان خارج عرضه شد و از آن تایید گرفت و اگر دو بار و سه بار و صدبار و هزاران بار و در شرایط مختلف و با اوضاع و احوال خارجی روبه رو شد و دائما به تاییدات بیشتری آراست، گزاره ای است تحقیق پذیر و معنادار، اما تراکم تاییدها هرگز به مقام اثبات نمی رسد؛ یعنی امکان نقض را در آینده یا در شرایطی خاص نفی نمی کند. چندی بعد اعتبار اصل تاییدپذیری هم مشکل یافت. حتی برخی آن را نوعی گزافه گویی تلقی کردند. لذا نظریه ابطال گرایی پوپر مطرح شد.
در رابطه با صدق و عدم صدق تحقیق پذیری در رابطه با دیدگاه هیوم، او می گوید علت باور به علیت در پدیده ها قبول پیشینی(پیش فرض) این نظریه(علیت) است . اما اگر پیش فرض ما عدم نیاز پدیده ها به علت باشد در عدم قبول علت برای پدیده ها به دور و تسلسل برنخواهیم خورد که به خاطر بطلان دور و تسلسل به علت پی ببریم. و پست سرآمدن پدیده ها را توالی و تعاقب بدانیم. و علیت اگر یک امر محسوس و تحقیق پذیر بود مورد قبول واقع میشود در حالی که ما در خارج و عالم پدیده ها چیزی به نام علیت وجود ندارد.
اما با توجه به مطلب فوق و اینکه در تعریف علیت ، گفته میشود که تعاریف آن حقیقی نیست بلکه علیت از مفاهیم بدیهیه اولیه است و بدون هیچ گونه واسطه در ذهن ترسیم می شود. و بداهت این اصل به این معنا است که با تصور مفهوم معلول، انسان بداهتا پی به مفهوم علیت میبرد. به این توضیح که در صقع مفهوم معلول(نیازمند و محدود و…) علت و علیت وجود دارد. و داستان تحقیق پذیری و تاییپذیری(تحقیق پذیری خفیف)هم به علتی که قبلا عرض شد (که اصلا استقراء باطل است)، نیز مورد قبول نیست. و همه معانی در مصادیق و حکایت از خارج و عالم محسوس ندارد . بلکه مفاهیمی مثل علیت و عاملیت و دلالت و..،از مفاهیم و معقولات ثانی فلسفی هستند که در ذهن اما منتزع از خارج هستند و مابازاء آن ها طرفین موجود در خارج هستند.

دیدگاهتان را ثبت کنید

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد