اعتراض عایشه به پیامبر(ص)

در باره همسران پیامبر چند نکته ضروری است :
1- در منابع تاریخی و روایی و تفسیری در باره همسران پیامبر و شیوه زندگی و خلق و خوی آنها با یکدیگر و با پیامبر اختلاف وجود دارد .
2- اگر پیامبر از مقام عصمت برخوردار است اما همسران او انسانهای عادی با ویژگی های انسانهای عادی در رفتار ها و برخوردها بودند .
3- همسران پیامبر همانند هم نبودند هیچ یک از همسران در مقام فضیلت حضرت خدیجه س نبودند .
4- گاهی بین همسران پیامبر رقابت ها و حسادت های زنانه اتفاق می افتاد که در منابع تاریخی به آن اشاره شده است .
5- در قرآن آیات متعددی در باره زنان پیامبر وجود دارد که با خطاب یَا نِسَاءَ النَّبِیِّ لَسْتُنَّ کَأَحَدٍ مِنَ النِّسَاءِ ۚ إِنِ اتَّقَیْتُنَّ فَلَا تَخْضَعْنَ بِالْقَوْلِ فَیَطْمَعَ الَّذِی فِی قَلْبِهِ مَرَضٌ وَقُلْنَ قَوْلًا مَعْرُوفًا احزاب 32 آمده است .
6- اعتراض زنان پیامبر به پیامبر بیشتر مربوط به مسایل زنان بوده است .
گاهی از شبها که پیامبر(ص) برای عبادت از بستر برمی‌خواست و یا به زیارت اهل‌قبور به بقیع می‌رفتند، عایشه را غیرت زنانگی می‌گرفت و خود شخصا به تعقیب آن حضرت می‌رفت و یا کنیزش را به تعقیب می‌فرستاد.[1] آن حضرت نیز به وی خطاب می‌کرد که آیا گمان داری که خداوند و پیامبرش بر تو ستم روا می‌دارند. باز هم گرفتار شیطانت شده‌ای. وای بر تو (عایشه) اگر می‌توانستی چه‌ها که نمی‌کردی.[2] روزی پیامبر(ص) شکایت او را به پدرش ابوبکر نمود، درحالی که او بی‌شرمانه در حضور پدرش به پیامبر(ص) گفت: عدالت داشته باش (در موقعیتی دیگر عایشه نسبت به پیامبر(ص) خشمگین بود و گفت: توئی که گمان می‌کنی فرستاده خدائی؟) که سیلی محکمی از پدرش دریافت نمود بطوریکه از دهانش خون جاری شد.[3] وی احترام پیامبر(ص) را حتی در نماز نگاه نمی‌داشت و پای خود را در محل سجده آن حضرت قرار می‌داد[4] خداوند مهربان در قرآن کریم در سوره تحریم می فرماید:
یَأَیهَُّا النَّبیِ ُّ لِمَ تحَُرِّمُ مَا أَحَلَّ اللَّهُ لَکَ تَبْتَغِی مَرْضَاتَ أَزْوَاجِکَ وَاللَّهُ غَفُورٌ رَّحِیمٌ . قَدْ فَرَضَ اللَّهُ لَکمُ ْ تحَِلَّةَ أَیْمَانِکُمْ وَاللَّهُ مَوْلَئکمُ ْ وَهُوَ الْعَلِیمُ الحَْکِیمُ . وَإِذْ أَسَرَّ النَّبیِ ُّ إِلیَ بَعْضِ أَزْوَاجِهِ حَدِیثًا فَلَمَّا نَبَّأَتْ بِهِ وَأَظْهَرَهُ اللَّهُ عَلَیْهِ عَرَّفَ بَعْضَهُ وَأَعْرَضَ عَن بَعْضٍ فَلَمَّا نَبَّأَهَا بِهِ قَالَتْ مَنْ أَنبَأَکَ هَاذَا قَالَ نَبَّأَنیِ َ الْعَلِیمُ الْخَبِیرُ. إِن تَتُوبَا إِلیَ اللَّهِ فَقَدْ صَغَتْ قُلُوبُکُمَا وَإِن تَظَاهَرَا عَلَیْهِ فَإِنَّ اللَّهَ هُوَ مَوْلَئهُ وَجِبرِْیلُ وَصَالِحُ الْمُؤْمِنِینَ وَالْمَلَئکَةُ بَعْدَ ذَالِکَ ظَهِیرٌ. عَسیَ رَبُّهُ إِن طَلَّقَکُنَّ أَن یُبْدِلَهُ أَزْوَاجًا خَیرًْا مِّنکُنَّ مُسْلِمَاتٍ مُّؤْمِنَاتٍ قَانِتَاتٍ تَئبَاتٍ عَابِدَاتٍ سَئحَاتٍ ثَیِّبَاتٍ وَأَبْکاَرًا.
ای پیامبر! چرا چیزی را که خدا بر تو حلال کرده بخاطر جلب رضایت همسرانت بر خود حرام می کنی؟! و خداوند آمرزنده و رحیم است. خداوند راه گشودن سوگندهایتان را (در این گونه موارد) روشن ساخته و خداوند مولای شماست و او دانا و حکیم است.
(به خاطر بیاورید) هنگامی را که پیامبر یکی از رازهای خود را به بعضی از همسرانش گفت، ولی هنگامی که وی آن را افشا کرد و خداوند پیامبرش را از آن آگاه ساخت، قسمتی از آن را برای او بازگو کرد و از قسمت دیگر خودداری نمود هنگامی که پیامبر همسرش را از آن خبر داد، گفت: «چه کسی تو را از این راز آگاه ساخت؟» فرمود: «خداوند عالم و آگاه مرا با خبر ساخت!».
اگر شما (همسران پیامبر) از کار خود توبه کنید (به نفع شماست، زیرا) دلهایتان از حق منحرف گشته و اگر بر ضدّ او دست به دست هم دهید، (کاری از پیش نخواهید برد) زیرا خداوند یاور اوست و همچنین جبرئیل و مؤمنان صالح، و فرشتگان بعد از آنان پشتیبان اویند.
امید است که اگر او شما را طلاق دهد، پروردگارش به جای شما همسرانی بهتر برای او قرار دهد، همسرانی مسلمان، مؤمن، متواضع، توبه کار، عابد، هجرت کننده، زنانی غیر باکره و باکره!
7- در باره تند خویی جناب عایشه و اعتراضات او به پیامبر در منابع شیعه و اهل سنت روایات و احادیث و گزارش های تفسیری و تاریخی وجود دارد .
8- در سیره حلبى , جلد 3, صفحه 293 آمده است کـه پس از فتح مکه رو به پیامبر(ص ) کرد و گفت : »تو که گمان دارى فرستاده خدا هستى ,چرا عـدالـت نـمى ورزى » مسایلی از این قبیل – که بر آگاهان به تاریخ اسلام پوشیده نیست -دیگران آن را قبول ندارند و مربوط به فتح مکه نمی دانند . بلکه در باره مسایل شخصی عایشه است .
پی‌نوشت:
[1] – نویری، شهاب الدین؛ نهایة الأرب فی فنون الأدب، قاهره، دارالکتب و الوثاق القومیه، 1323هـ ق، اول، ج 18، ص 361
[2] – واقدی، محمد بن سعد؛ الطبقات الکبری، بیروت، دارالکتب العلمیة، دوم، 1418، ج2، ص 157
[3] – صالحی دمشقی، محمد بن یوسف؛ سبل الهدی و الرشاد فی سیره خیر العباد، بیروت ، دار الکتب العلمیه، اول، 1414، ج 9 ، ص 70
[4] – کلینى، محمد بن یعقوب؛ الکافی، تهران، دار الکتب الإسلامیة ، 1365ش، ج3،ص299

دیدگاهتان را ثبت کنید

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد