انگیزه و حرکت ابرهه برای تخریب مکه

ابرهه یکی از مشهورترین فرمانروایان مسیحی یمن و از مردم حبشه بود و در حدود سال 530 م به فرمانروایی رسید. ماجرای حمله ابرهه به مکه به منظور تخریب خانه کعبه و نابود شدن سپاهش به دست پرندگانی به نام ابابیل در قرآن در سوره فیل ذکر شده است.
نام و نسب
ابرهه یکی از مشهورترین فرمانروایان مسیحی یمن و از مردم حبشه بود در حدود سال 530 م به فرمانروایی رسید. “ابرهه” نامی است غیرعربی و در واقع همان “ابراهیم” یا “آبراهام” است که در زبان مردم حبشه “ابرهه” گفته می شود. نام او در منابع عربی به صورت های “ابرهة الاشرم” (اشرم؛ شکافته لب و بینی) و “ابرهة بن صباح” و گاهی نیز با کنیه اش “ابویکسوم” آمده است.در تاریخ آمده که او از غلامان و مردی بی اصل و نسب بوده، در عین حال برخی نیز معتقدند که او یک روحانی مسیحی بوده است.
حمله ابرهه به مکه
ابرهه در حدود سال 530 م به فرمانروایی یمن رسید. او پس از تثبیت حاکمیت خودش به فکر ساختن کلیساى بزرگ و باشکوهى افتاد. ابرهه این کلیساى بى نظیر را به نام «قلیّس» در شهر صنعا ساخت و قصد داشت آن را زیارتگاه عرب کند.[۱] اما اعراب از این اقدام ابرهه خشمگین شدند و به کلیسای او اهانت کردند و آن را آلوده کردند. ابرهه نیز به قصد انتقامجویى و ویران کردن کعبه، سپاهى را که فیل به همراه آن بود، به مکه روانه نمود و در میان راه، تمام قبایلى را که در مقابل او مقاومت کردند، شکست داد. زمانى که به مکّه رسید، گویا رؤساى قبایل «بکر» و «هذیل» یک سوم دارایى تهامه را به شرط چشم پوشى از ویران کردن کعبه، به وى پیشنهاد دادند، ولى ابرهه نپذیرفت.
ملاقات ابرهه با عبدالمطلب
لشگر ابرهه در راه مکه به شترانی از قریش برخورده و آنها را به غنیمت گرفتند که در میان آنها دویست شتر عبدالمطلب نیز بود. وقتی این خبر به عبدالمطلب رسید از شهر خارج شد و به اقامتگاه لشگر ابرهه رفت و از دربان ابرهه، اجازه ملاقات با او را خواست. عبدالمطلب مردی تنومند و زیبا بود، همین که چشم ابرهه به او افتاد، وی را مورد احترام قرار داد و با او روی زمین نشست و پرسید: چه حاجتی داری؟ عبدالمطلب گفت: من دویست شترم را می خواهم که لشگریان تو به غنیمت برده اند. ابرهه گفت: با دیدن تو شیفته ات شدم، اما سخنت تو را از نظرم انداخت. چون من آمده ام تا خانه عزت و شرف و معبد دینی شما را ویران کنم. تو درباره خانه دینیت هیچ سخن نمی گویی و از آن هیچ دفاعی نمی کنی و درباره شترانت سخن می گویی و از مال شخصی ات دفاع می کنی. عبدالمطلب در پاسخ گفت: من با تو درباره مال خودم سخن می گویم که اختیار آن را دارم و موظف بر حفظ آن هستم. این خانه هم برای خود صاحبی دارد که از آن دفاع خواهد کرد و حفظ آن به عهده من نیست. این سخن آنچنان ابرهه را مرعوب کرد که بلافاصله دستور داد شتران را به او پس دهند.
نابودی سپاه ابرهه
ابرهه در تصمیم خود برای تخریب کعبه مصمم بود اما به اذن خداوند موفق به این کار نشد. ماجرای نابودی سپاه ابرهه به دست پرندگانی که از سوی خداوند آنان را سنگ باران کردند علاوه بر کتب تاریخی در قرآن کریم نیز بیان شده است. قرآن یک سوره به آن اختصاص داده و هدف از بیان این واقعه را عبرت گرفتن مردم تصریح نموده و پیامبر خویش را مورد خطاب قرار داده و ‌فرموده: «أَلَمْ تَرَ کَیْفَ فَعَلَ رَبُّکَ بِأَصحَابِ الْفِیل»‌؛[۲] آیا ندیدی پروردگارت با فیل سواران [لشکر ابرهه که برای نابودی کعبه آمده بودند] چه کرد؟! این معجزه‌ای مشهود و محسوس، جهت تنبه و عبرت گیری است؛ تا مردم به طاعت و عبادت خدا روی آورند.[۳] قرآن کریم چگونگى عذاب آنان را این‌گونه بیان مى‌کند که خداوند دسته‌هایى از پرندگان را با سنگ‌هایى از گِل، به سوى آنان فرستاد تا با آن‌ها اصحاب فیل را هدف قرار داده، نابود کنند: «وَأَرْسَلَ عَلَیْهِمْ طَیْرًا أَبَابِیلَ × تَرْمِیهِم بِحِجَارَةٍ مِّن سِجِّیلٍ». [۴] سپس مى‌فرماید: آن‌ها بر اثر عذاب الهى مانند عَصْف مَأکول (زراعتى که چهارپایان خورده و بر آن سرگین انداخته و لگدمال کرده باشند، برگ پوسیده درختان، خورده‌کاه)[۵] شدند: «فَجَعَلَهُمْ کَعَصْفٍ مَّأْکُولٍ». [۶]برگرفته از پایگاه دانشنامه اسلامی
پی‌‌‌‌نوشت:
1. اخبار مکة، ج 1، ص 137 ـ 139
2. سوره فیل/1.
3. شیخ طوسی، محمد بن حسن؛ التبیان فی تفسیرالقرآن، بیروت، داراحیاء التراث العربی، ج10، ص410.
4. (سوره فیل/105، 3‌ـ‌4)
5. جامع البیان، مج‌ 15، ج‌ 30، ص‌ 392؛ مجمع‌البیان، ج‌ 10، ص‌ 825.
6. (سوره فیل/105، 5)

دیدگاهتان را ثبت کنید

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد