تحدیر خوانی قرآن

یکی از روش های مرسوم در میان علمای علم قرائت، «تحدیر» است. «تحدیر« از «حَدَر»، به معنای اسرع و حدور، بمعنای هبوط است؛ چون هبوط با سرعت همراه است. شیخ طوسی در تفسیر خویش می نویسد:
«ترتیل: ترتیب حروف با توجه به ادای حق آن ها (بطور کامل) و تأمل و تثبیت در آن ها هنگام تلاوت است. و حدر، اسراع در تلاوت است.»(1)
این جرزی در تفسیر تحدیر می گوید:
«تحدیر در نزد عالمان علم قرائت عبارت است از: درهم پیچیدن و سرعت بخشیدن و کوتاه کردن قرائت بواسطه قصر، تسکین، اختلاس، بدل، ادغام کبیر و تخفیف همزه و مانند آن. البته از اموری که بر جواز انجام آن، روایت صحیح آمده باشد و قرائت معتبر در آن وجود داشته باشد، همراه با انتخاب وصل (بجای فصل) و رعایت اعراب و توجه به جایگاه و استحکام لفظ و تمکن حروف».(2)
خلاصه تعریف ابن جرزی آن است که «حدر» عبارت است از صحیح خوانی با حداکثر سرعت ممکن. روشن است که در این نوع قرائت رعایت تلحین و تغنی و ترجیع، کمتر امکان پذیر است؛ چرا که هر یک از این امور نیازمند کندی در قرائت است.
از این نوع قرائت در قرآن کریم یادی نشده است. و در روایات نیز قرائت تحدیر به این لفظ معنون نگردیده است. و این عنوان، به عالمان علم قرائت و مفسرین استناد دارد؛ اما با این همه امکان تأیید ضمنی این نوع قرائت از لابلای مضامین روایات ممکن است.
یکی از سنت های مطلوب دینی ختم قرآن است. ختم قرآن در مدت محدود، لزوما نیازمند سرعت در قرائت است. ائمه اطهار علیه السلام گرچه از ختم قرآن در کمتر از سه روز در ماه مبارک رمضان، و کمتر از شش روز در ماه های دیگر منع کرده اند (3) اما قرائت مردم عادی در این روزها نیازمند تحدیر در قرائت است.
بنا بر این، قرائت به روش تحدیر، به دلیل مراعات همه نکات، قواعد و ضوابط تجویدی و قرائتی، فی نفسه اشکالی ندارد ولی در بهتر است هر تلاوت و قرائتی از قرآن، همراه با تدبر، تفکر و تأمل در آیات الهی باشد و این نوع قرائت است که در روایات از جمله خطبه متقین نهج البلاغه، مورد توصیه مؤکد(4)، قرار گرفته است.
پی نوشت:
(1) شیخ طوسی، التبیان فی تفسیر القرآن، ج 10، ص 162.
(2) (محمد بن محمد الدمشقی الشهیر بابن الجرزی، النشر فی القرائات العشر (تهران، مکتبة الجعفری) ج 1، ص 207.
(3) محمد بن حسن حر العاملی، وسائل الشیعه، ج 4، ص 862.
(4) «… تالینَ لاَِجْزاءِ الْقُرْآنِ یُرَتِّلُونَهُ تَرْتیلاً، یُحَزِّنُونَ بِهِ اَنْفُسَهُمْ، وَ یَسْتَثیرُونَ بِهِ دَواءَ دائِهِمْ. فَاِذا مَرُّوا بِآیَة فیها تَشْویقٌ رَکَنُوا اِلَیْها طَمَعاً، وَ تَطَلَّعَتْ نُفُوسُهُمْ اِلَیْها شَوْقاً، وَ ظَنُّوا، اَنَّها نُصْبَ اَعْیُنِهِمْ. وَ اِذا مَرُّوا بِآیَة فیها تَخْویفٌ اَصْغَوْا اِلَیْها، مَسامِعَ قُلُوبِهِمْ، وَ ظَنُّوا اَنَّ زَفیرَ جَهَنَّمَ وَ شَهیقَها فى اُصُولِ آذانِهِمْ…» (آیات قرآن را با تأمّل و اندیشه مى خوانند، و با خواندن و تدبّر در آن خود را اندوهگین مى سازند، و بوسیله آن به درمان درد خویش کوشش دارند (از خواندن و عمل بقرآن چاره رهائى از عذاب و سختى رستخیز را مى جویند) پس هرگاه به آیه اى برخورند که بشوق آورده و امیدوارى در آن است (پاداش نیکوکارى را بیان میکند) بآن طمع مى نمایند و با شوق بآن نظر میکنند مانند آنکه پاداشى که آیه از آن خبر مى دهد در برابر چشم ایشان است و آنرا مى بینند، و هرگاه به آیه اى برخورند که در آن ترس و بیم است (از کیفر بد کارى سخن مى گوید) گوش دلشان را بآن مى گشایند چنانکه گویا شیون و فریاد (اهل) دوزخ در بیخ گوش هایشان است…) نهج البلاغه، خطبه 193، (خطبه همام یا متقین)

دیدگاهتان را ثبت کنید

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد