خانه » همه » مذهبی » جناب ام البنین – جناب خدیجه

جناب ام البنین – جناب خدیجه

جواب اجمالی :
رمز انتخاب مردان بزرگ و زنان بزرگ در بزرگی شخصیت، روح و تا حدودی شاید با اغماض گفت هم کفو بودن آنها است .
هم جناب خدیجه و هم جناب ام البنین زنان بزرگ و از مفاخر اسلام هستند. پیامبر(ص) و علی(ع) به کمالات خدیجه و ام البنین یقین و اعتماد داشتند وچون می دیدند از وجود آنها چه گوهرهای گرانبهایی بوجود می آید لذا با آنها ازدواج کردند .
توضیحات بیشتر :
1- حضرت خدیجه
خدیجه دختر خویلد از قبیله بنى اسد است که یکى از قبایل قریش بود. نام مادرش فاطمه بود. الاصابة، ج 8، ص 99. از دوران کودکى و نوجوانى ایشان اطلاع زیادى در دست نیست.
از مسائل مهم در دوران جوانى حضرت خدیجه، مسئله ازدواج هاى او است. مشهور آن است که او پیش از رسول خداصلى الله علیه وآله دو شوهر دیگر به نام هاى ابوهاله تمیمى و عتیق بن عائذ مخزونى داشت اسدالغابة، ج 5، ص 434؛ الاصابة، ج 8، ص 99. و عمده مال و ثروت خود را از آن دو به ارث برده بود.
برخى از محققان معاصر – با تکیه بر شواهد و قرائن مختلف سعى بر آن دارند که اثبات کنند خدیجه علیها السلام در هنگام ازدواج با پیامبراکرم صلى الله علیه وآله باکره و سن او حدود 28 سال بوده است. فرزندانى هم که به آن بزرگوار نسبت داده شده (مانند رقیه، هند و ام کلثوم) از او نبوده؛ بلکه فرزندان خواهرش بوده اند و آنان که به نام شوهر او معروف شده اند، در حقیقت شوهران خواهرش بوده اند و حضرت خدیجه علیها السلام پس از وفات خواهرش، سرپرستى آن فرزندان را به عهده گرفته بود. ر.ک: الصحیح من سیرة النبى صلى الله علیه وآله، ج 2، صص 121 – 134 ؛ بنات النبى صلى الله علیه وآله ام ربائبه.
آن حضرت علیها السلام در جاهلیت، با لقب «طاهره» معروف بود الاصابة، ج 8، ص 99. و این نشانگر پاکدامنى او در آن محیط فاسد و آلوده است. گفته مى شود که پدر آن بزرگوار در دوران جاهلیت، در جنگ هاى «فجّار» کشته شد. اسد الغابة، ج 5، ص 434.
خدیجه س ، نخستین ازدواج پیامبر در سن 25 سالگی، پانزده سال قبل از بعثت، با جناب خدیجه ازدواج کرد آیا جناب خدیجه قبل از پیامیبر ازدواج کرده بود یا خیرو سن خدیجه در ازدواج با پیامبر چند سال بود ، در منابع و صاحب نظران اختلاف است
خدیجه، در سال دهم بعثت ارتحال یافت پیامبر(ص) تا خدیجه زنده بود، پیامبر با دیگری ازدواج نکرد و پیامبر جز از خدیجه و ماریة قِبطیه، صاحب فرزند نشد . در زمان جاهلیت، خدیجه را « طاهره » می گفتند و پیامبر به او لقب « کبری » داد و تا پایان عمر شریفشان، پیوسته او را به نیکی یاد می کرد.
ازدواج پیامبر (ص) با خدیجه شباهتی با سایر ازدواجهای شناخته شده ندارد. بلکه در نوع خود بی مانند است. چرا که این پیوند مبارک نه ثمره عشق زودگذر است و نه دوستی بی پایه و اساس و نه برخاسته از انگیزه های مادی یا سایر اغراض دنیوی.
خدیجه از خانواده ای اهل فرهنگ و خرد بود. پدرش خویلد در روزگار جاهلیت عرب چهره ای برجسته از شعور و خردمندی و شهامت و شجاعت و استبداد ستیزی و آزادگی بود. تاریخ جهان عرب بویژه مکه، شهامت و ایستادگی دلیرانة خویلد را در برابر دشمنان و شاهان متجاوز یمن هرگز فراموش نمی کند.
خویلد شرست مذهبی داشت و هم او بود که از حجرالاسود محافظت نمود و مردم را به قیام در مقابل شاه یمن دعوت کرد. نام مادر خدیجه، فاطمه بود و در آن عصر جاهلیت، بانوی موحد و آگاه و بر آئین ابراهیم (ع) بود.
خدیجه برادرزاده ای به نام حکیم داشت که از یکسو دارای ثروتی هنگفت بود و از سویی بر عکس ثروتمندان اهل ستم و فساد، حکیم مردی دانا و بخششگر بود و از محرومان دستگیری بسیاری می کرد.
و اما عموی خدیجه، ورقه بن نوفل خدا جویی دانش طلب بود. ورقه کانون بت پرستی و خشونت و فخر فروشی جاهلیت عرب را ترک کرد و رفت و آئین مسیحیت واقعی را که بر توحید استوار بود، پیدا نمود و از قدیسان شد و از ظهور پیامبر اسلام (ص) نیز آگاه گردید. ورقه همچون مشاوری برای خدیجه بود و او را بسوی کمال و فضایل رهنمون می ساخت.
دربارة خانواده خدیجه توضیح مختصری داده شد تا معلوم شود در آن روزگار جاهلیت خانوده خدیجه (س) چه امتیازی بر دیگران داشت. حکیم و ورقه نقش بسزایی در کرامات اخلاقی خدیجه داشتند و همواره وی را بسوی پاکی و درستی و مدیریت در کارها کمک می نمودند. خدیجه بانویی ثروتمند و متمکن بود.
ولی هرگز همچون جاهلان فریفته ثروت خود نشد و در پاسخ خواستگاران دیگر که اهل ثروت بودند، همواره جواب نه می گفت؛ زیرا آنان را شایسته شأن انسانی خویش نمی دید ،خدیجه در اوج شیفتگی و دلدادگی به منش و رفتار پر جاذبة «محمد امین» نزد عموی خویش «ورقه» رفت و گفت:«من چگونه می توانم با سعادت پیوند با او نایل شوم؟ شما در این مورد چاره ای شرافتمندانه و خداجویانه بیاندیشید.» عمویش به او امیدواری داد و از او خواست تا با خدای ابراهیم (ع) مناجات کند.(1)
و بالاخره توسط خویشان نزدیک، مجلس گفتگویی ترتیب داده شد و محمد و خدیجه با هم به گفتگو درباره پیوندشان پرداختند. این خدیجه بود که تقاضای ازدواج با محمد (ص) را داشت و البته پیامبر نیز از فضایل او و خانواده اش مطلع بود. محمد (ص) درباره دعوت به ازدواج خدیجه (بر عکس دیگر ازدواجها) اندیشید و گفت: اما ازنظر اقتصادی با من همگون نیستی. ترجیح می دهم با کسی پیوند زندگی مشترک ببندم که از این نظر با من همسان باشد و بتواند با ساده زیستی و پارسایی و قناعت زندگی کند. خدیجه با دقت شنید و گفت که حاضر است تمام ثروت و امکانات و اعتبار و موقعیت خویش را در راه اهداف والای محمد(ص)قرار دهد.
هنگایکه صفیه دختر عبدالمطلب و عمه پیامبر خبر شیفتگی خدیجه نسبت به محمد(ص) را شنید به سراغ او رفت . خدیجه اظهار علاقه شدید نمود و به صفیه گفت: « تورا سوگند به خدا که مرا در وصال محمد(ص) یاری کنی.»(2) هنگامیکه در مجلس خواستگاری، ابوطالب لب به سخن گشود، خانواده خویلد نتوانستند مناسب آن مقام بزرگوار سخنی بگویند از این رو خدیجه (س) سکوت را شکست و گفت: اگر چه شما در این مجلس و در حضور بزرگان بنی هاشم برای پاسخ گویی از من شایسته تر هستید، اما در مورد سرنوشت من و امضای پیمان زندگی مشترک، من بر همگان مقدم هستم. پس اجازه دهید تا من پاسخ خواستگاری محمد(ص) را بدهم. به این ترتیب قدر و مرتبه خردمندی خویش را آشکار ساخت و گفت: هان ای محمد خویشتن را به خواست خدای این خانه پر شکوه (کعبه) به عقد تو در می آورم و با سپاس از بزرگواری و بخشندگی عموی گرانقدرت، مهریه ام را نیز خودم به شما هدیه می دهم.
این رویداد مبارک تاثیر شگرفی از خود بجای گذاشت و اولین ثمره اش پیوند ازدواج رو شخصیت پاک و خداجو و نمونه بود و دیگر این که از همان زمان مطابق تورات و انجیل و شناخت قدیسان و کشیشان حقیقی می دانستند، محمد(ص) به پیامبری خواهد رسید. حتی در این باره نیز شعر سروده اند.(3)
از طرفی مردم هم شگفت زده بودند و می گفتند: عجبا نشنیده بودی که زنی مهریه خویش را برای مردی بپردازد و هدیه دهد! خوبست بدانیم در عصر جاهلیت گروهی عدالت خواه در پیمان و سوگندی جوانمردانه و عدالت خواهانه بنام «حلف الفضول» شرکت کردند تا همواره از حق و عدالت دفاع کنند. خدیجه و محمد(ص) نیز عضو این پیمان بودند. خدیجه (س) یه این وسیله از برترین عالم متنعم شد و به قلب با شرافت و کرامت و سعادت راه یافت. پیامبر (ص) نیز همسری یافت که نظیر او نبود؛ زنی که هم ردیف مریم مقدس (ع) است. امام صادق(ع) درباره انگیزه ازدواج آن بانوی مکرمه فرموده اند:« او همان بانوی بزرگواری است که سالار بانوان قریش است. وی به خواستگاری زمامداران و ثروتمندان روزگار خویش پاسخ منفی داد امام بخاطر کمال جویی و آینده نگریش خود را به همسری پیامبر آزادی درآورد. چرا که پرتویی از نویدها و بشارتهای کتب آسمانی قبل را از زبان دانایان و پارسایان در وصف محمد (ص) شنیده بود.(4)
آری هنگامیکه پیامبر(ص) به رسالت مبعوث شد، پس از در میان نهادن موضوع فرشته وحی و ابلاغ رسالت، بلافاصله خدیجه ایمان آورد و گفت: در این مورد از قبل بسیار فکرکرده و مطالعه داشته است و گفت:« آمنت و صدقت و رضیت و سلمت»(5)
ناگفته نماند علاقه خدیجه به محمد(ص) از قبل سفر آنحضرت به شام بود و در واقع آن سفر امتحانی بود برای ارزیابی های خدیجه، چنان که یک نفر از غلامان امانتدار و صادق خود را (میسره) گماشته بود تا بطور دقیق رفتار محمد(ص) را در این سفر در نظر بگیرد و بعداً گزارش دهد. گزارش میسره در واقع دلالت بر رفتار فوق العاده محمد(ص) در میان سایرین داشت و مبین آثار نبوت در آن بزرگوار بود.(6)
1 – بحار ،ج16،ص23و24
2 – بحار ،ج16،ص57و58.
3- فروع کافی ،ج5،ص374.
4- قرب الاسناد ،ص325.
5- بحار ،ج18،ص196-223.
6- بحار ،ج16،ص188.
منابع جهت مطالعه بیشتر:
– فروغ آسمان حجاز خدیجه(س)، علی کرمی قریانی. به نقل از اداره پاسخگویی آستان قدس رضوی
– الصحیح من سیرة النبى صلى الله علیه وآله، جعفر مرتضی عاملی ، ج 2، صص 121 – 134 ؛
– بنات النبى صلى الله علیه وآله ام ربائبه.جعفر مرتضی عاملی ،
– فروغ ابدیت – جعفر سبحانی
– الصحیح من سیره النبی – جعفر مرتضی عاملی
2- حضرت ام البنین
نامش فاطمه، دختر حزام بن خالد بن ربیعة کلابی، مادرش شمامه از دخترسهل بن عامرکلابی می باشد. چنانکه گفته مى شود خود اوپس از چندى به مولا پیشنهاد داد که به جاى فاطمه، که اسم اصلیش بود،اورا ام البنین صدا زند، تا حسنین(ع) از ذکر نامش توسط مولا(ع) به یاد مادر خویش، فاطمه زهرا سلام الله علیها، نیفتاده و در نتیجه خاطرات تلخ گذشته در ذهنشان تداعى نگردد و رنج بى مادرى آنها را آزار ندهد
فاطمه بنت حِزام مشهور به اُمّ‌الْبَنین (درگذشته ۶۴ق) از همسران امام علی(ع) و مادر عباس(ع)، عبدالله، جعفر و عثمان بود که هر چهار تن در روز عاشورا به شهادت رسیدند. پس از واقعه کربلا، ام البنین به همراه نوه‌اش عبیدالله بن عباس بن علی و جمعی از مردم مدینه روزهای زیادی را در قبرستان بقیع برای امام حسین(ع) و فرزندانش سوگواری می‌کردند. مدفن ام البنین در قبرستان بقیع است.
عالمان شیعه شجاعت، فصاحت و علاقه‌ ام‌البنین به اهل بیت(ع) به‌ویژه امام حسین(ع) را ستوده و از او به نیکی و بزرگی یاد کرده‌اند. به گفته شهید ثانی و مقرم، ام‌البنین نسبت به خاندان پیامبر، محبت شدیدی داشت و خود را وقف خدمت به آنان کرده بود؛ به همین دلیل اهل بیت نیز برای او احترام ویژه قائل بودند و در روزهای عید، نزد او می‌رفتند.
ام‌البنین فرزند حِزام بن خالد یا حرام بن خالد از قبیله بنی کلاب و لیلی یا ثمامه دختر سهل بن عامر بن مالک است.
از تاریخ وفات ام‌البنین اطلاع دقیقی در دست نیست. گفته شده او در ۱۳ جمادی‌الثانی ۶۴ق از دنیا رفته و در بقیع دفن شده است. برخی نیز وفات او را در ۱۸ جمادی‌الثانی ۶۴ق دانسته‌اند. برخی مدعی شده‌اند که برای زنده بودن ام‌البنین پس از واقعه کربلا دلیل مستندی وجود ندارد.
ازدواج با حضرت علی(ع)
پس از شهادت حضرت فاطمه(س)، امام علی(ع) با برادرش عقیل که در نسب‌شناسی عرب خبره بود، درباره انتخاب همسری که اصیل باشد و فرزندانی دلیر و جنگاور بیاورد، مشورت کرد. عقیل، فاطمه بنت حزام را پیشنهاد کرد و علی(ع) با او ازدواج کرد. درباره اینکه او بعد از حضرت فاطمه(س) همسر دوم یا سوم امام علی بوده است اختلاف وجود دارد.گفته شده، ام‌البنین پیش از ازدواج با حضرت علی(ع)، با شخص دیگری ازدواج نکرده بود.
بر اساس برخی نقل‌های تاریخی امام علی(ع) بعد از شهادت حضرت فاطمه(س) با امامه نوه پیامبر(ص) و دختر زینب ازدواج کرد. و برخی نیز بر اساس روایتی از امام صادق(ع) معتقدند که‌ ام‌البنین اولین همسر امام بعد از حضرت فاطمه(س) بوده است. برخی معتقدند بر اساس اینکه اولین فرزند ام‌البنین در سال ۲۶ ق به دنیا آمده است ازدواج امام علی(ع) با ام‌البنین قبل از سال ۲۳ هجری بوده است، اما برخی دیگر سال ازدواج آنها را ۱۳ یا ۱۶ قمری می‌دانند چرا که بین ازدواج آنها و تولد حضرت عباس(ع) بزرگترین فرزندشان ۱۰ سال فاصله بوده است.
گفته شده پس از گذشت مدتی از ازدواجشان، ام‌البنین به امام علی(ع) پیشنهاد کرد او را به نام اصلی‌اش که فاطمه بود، صدا نزند، تا حسنین(ع) با شنیدن نام فاطمه به یاد مادرشان نیفتند. از این رو امام علی(ع) او را ام‌البنین [مادر پسران] نامید.
ام‌البنین چهار پسر به نام‌های عباس(ع)، عبدالله، جعفر و عثمان به دنیا آورد. هر چهار فرزند او در واقعه کربلا به شهادت رسیدند.
ام البنین بعد از واقعه کربلا
ام‌البنین در واقعه کربلا حضور نداشت. هنگامی که کاروان اسیران کربلا وارد مدینه شد و او از شهادت فرزندانش باخبر شد؛ از سرنوشت امام حسین(ع) پرسید و وقتی که خبر شهادت امام حسین(ع) را هم شنید. گفت:‌ «ای کاش فرزندانم و تمامی آنچه در زمین است فدای حسین می‌شد و او زنده می‌ماند.» این سخنِ او را برخی دلیل دلدادگی عمیق او به اهل بیت و امام حسین(ع) دانسته‌اند.
سوگواری ام البنین برای فرزندان
ام البنین پس از باخبر شدن از شهادت فرزندانش، هر روز با نوه‌اش عبیدالله (فرزند عباس) به قبرستان بقیع می‌رفت و در آنجا اشعاری که خود سروده بود، می‌خواند و می‌گریست. اهل مدینه گرد او جمع می‌شدند و همراه او گریه می‌کردند، گفته شده که مروان بن حکم یکی از حاکمان مدینه، نیز با آنان همراه می‌شد.
ام البنین را ادیب و شاعری فصیح و اهل فضل و دانش دانسته‌اند که در رثای حضرت عباس این اشعار را سروده بود و می‌خواند:
«ای کسی که عباس را دیدی که بر دشمن حمله می‌کرد و فرزندان حضرت علی(ع) پشت سر او بودند. می‌گویند دست فرزندم قطع شده و بر سرش عمود فرود آمده. اگر شمشیرت را در دست داشتی کسی به تو نزدیک نمی‌شد».
جایگاه‌ ام البنین نزد شیعیان
عالمان شیعه شجاعت، فصاحت و علاقه‌ ام البنین به اهل بیت به‌ویژه امام حسین(ع) را ستوده و از او به نیکی و بزرگی یاد کرده‌اند. به گفته شهید ثانی و مقرم ام البنین نسبت به خاندان پیامبر، محبت شدیدی داشت و خود را وقف خدمت به آنان کرده بود. اهل بیت نیز برای او احترام ویژه قائل بودند و در روزهای عید، نزد او می‌رفتند. باقر شریف قرشی نیز گفته است در تاریخ زنی همچون ام البنین دیده نشده که نسبت به فرزندان هووی خود محبتی خالصانه ورزد و آنان را بر فرزندان خویش مقدم بدارد.
برخی گزارش‌ کرده‌اند که‌ ام البنین در میان زنان شیعه جایگاه ویژه‌ای دارد، زنان ایرانی برای برآورده شدن حاجات خود و همچنین برای بالا بردن نیروی شکیبایی و تحمل مصائب به او متوسل شده و سفره‌های نذری به نام او برگزار می‌کنند. همچنین در برخی از مناطق شیعی سفره‌هایی با نام «سفره مادر حضرت ابوالفضل» یا «سفره‌ ام البنین» مرسوم است.
تک‌نگاری
ستاره درخشان مدینه درباره ام البنین توسط علی ربانی خلخالی نوشته شده است. این کتاب در سال ۱۳۷۸ش توسط انتشارات مکتب الحسین در قم منتشر شده است. این اثر با عنوان «ام البنین النجم الساطع فی مدینه النبی الامین»، توسط سید علی جمال اشرف به زبان عربی ترجمه شده و در انتشارات دارالکتب اسلامی در ۲۰۰۳م در قم چاپ شده است.
منابع جهت مطالعه بیشتر:
– دایرة المعارف بزرگ اسلامی مدخل ام البنین
– چهره درخشان قمر بنى هاشم ابوالفضل العباس علیه السلام على ربانى خلخالى

دیدگاهتان را ثبت کنید

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد