حضرت مهدی در نهج البلاغه

مباحث مهدوی و ظهور امام زمان علیه السلام در نهج البلاغه مورد توجه است .
مواردی تقدیم میگردد :

الف) بشارت
حضرت علی (علیه و آله السلام) در خطبه ۱۵۰ عبارات زیر را بیان فرموده اند که مترجمین و شارحین نهج البلاغه معتقدند این جملات، جملاتی است که بیانگر بشارت امیرالمؤمنین علیه السلام درباره ی ظهور امام عصر عجل الله تعالی فرجه شریف می باشد.

و لا تستبطئوا ما یجی ءُ به الغد … و ما اقرب الیوم من تباشیر غد یا قوم! هذا ایان ورود کل موعود و دنو من طلعه ما لا تعرفون (آنچه را که در آینده باید بیاید دیر مشمارید … و چه نزدیک است امروز ما به فردایی که سپیده آن خواهد دمید. ای مردم! زمان وقوع آنچه وعده داده شده فرا رسیده است و آنچه از آن بی خبرید به تحقق نزدیک است.
(شیروانی. ۱۳۸۸.ص ۲۴۹)
آنچه با توجه به معانی عبارات فوق مسلم است این است که حضرت امیر علیه السلام ظهور حضرت حجت عجل الله تعالی فرجه الشریف را بشارت می دهند .
این عبارت بیانگرند امام تمام امت در تمام ادوار تاریخی است لذا خطاب ایشان به منزله خطاب به تمام امت اسلامی است و دارای عمومیت و شمولیت زمانی و مکانی است. مانند خطابهای پیامبر خدا صلی الله علیه و آله و سلم با هم عصران خود یا مثل خطابهای قرآن کریم با مردم هم عصر حضرت محمد صلی الله علیه و آله و سلم که در واقع مخاطبِ مصحف شریف، همه امت اسلامی تا روز رستاخیز می باشند.
(میثم البحرانی. ۱۴۰۳ قمری. صص ۲۱۴ ۲۱۳)
ب) توصیف

۱) خطبه شماره ۱۰۰ دارد :
الا ان مثل آل محمد صلی الله علیه و آله کمثل نجوم السماء اذا خوی نجم طلع نجم
آگاه باشید مثل آل محمد علیهم السلام مثل ستارگان آسمان است. اگر ستاره ای غروب کند. ستاره ی دیگری طلوع خواهد کرد.
(تا ظهور حضرت حجت(عج)) ) (نواب لاهیجانی. ۱۳۷۹.ص ۵۰۶)
به نظر مترجمین و شارحین نهج البلاغه، امامان شیعیان از جمله امام عصر عجل الله تعالی فرجه الشریف را به ستاره تشبیه فرموده اند. بکارگیری این تشبیه دو دلیل دارد:
الف) یکی اینکه مردم در راه شناخت و اطاعت خدا، از انوار هدایت امامان معصوم علیهم السلام بهره مند می شوند هم چنانکه مسافر در پیمودن راه، از ستارگان آسمان، روشنی و هدایت می گیرد.
(انصاری قمی. ۱۳۴۵.ص ۲۶۳)
ب) مناسبت دیگر همان است که خود حضرت علی علیه السلام فرموده اند که حجت های خدا مثل ستارگان آسمان هستند که هر گاه یکی غروب کند، دیگری طلوع خواهد کرد پس در نتیجه جهان هیچ گاه از وجود حجت که مردم را بسوی خدا رهنمون باشد خالی نیست.
(فیض الاسلام. ۱۳۵۱.ص ۲۹۶)
۲) خطبه ۱۸۲ می فرمایند:
بقیه من بقایا حجته، خلیفه من خلائف انبیائه (او باقی مانده ای از حجت های خدا و جانشینی از جانشینان پیامبر خداست.)
عبارت فوق عبارتی است که مترجمین و شارحین نهج البلاغه معتقدند در آن، امام علی علیه السلام به توصیف امام مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف پرداخته اند. (شریعتی.ص ۱۲۳)
نکته ای که در جمله مذکور خودنمایی می کند عبارت بقیه من بقایا حجته (او باقی مانده ای از حجت های خداست) می باشد که با آیه شریفه ی «بقیه الله خیرلکم ان کنتم مؤمنین» (باقیمانده ی خدا برای شما بهتر است اگر مومن باشید) که در آیه ی ۸۶ سوره هود می باشد، شباهت ظاهری و معنایی بسیار زیادی دارد، به گونه ای که مفسرین مصحف شریف قرآن معتقدند آیه فوق در وصف امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف نازل شده است .
زمانی. ۱۳۷۴. صص ۴۵۱ ۴۵۰
۳) در همین خطبه نیز دارند :
قد لبس للحکمه جنتها و اخذها بجمیع آدابها من الاقبال علیها و المعرفه بها (زره دانش بر تن دارد و با تمامی آداب و با توجه و معرفت کامل آن را فراگرفته است.)
(دشتی. ۱۳۸۴.ص ۲۴۹)
نکته ایی که در عبارات فوق خودنمایی می کند این است که حضرت از لفظ «زره» استفاده کرده اند. در بیان علت بکارگیری این لفظ برای نشان دادن علم و احاطه امام علیه السلام باید گفت که زره، رزمنده در حال جنگ را از گزند ضربات و زخم ها مصون می دارد پس اگر کسی زره دانش بر تن داشته باشد، قطعاً مراتب حکمت را شناخته و خود را از طریق زهد، از علایق دنیوی وارسته ساخته است. در نتیجه با بکارگیری این کلمه میتوان استنباط نمود دانشی که حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف دارای آن است، به صورتی بسیار زیبا و ظریف، توصیف شده است .
و این توصیف علم و معرفتی که در نزد حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف موجود است را به تصویر می کشند.
(معادیخواه. ۱۳۷۳. صص ۲۱۶ ۲۱۵)
۴) در همان خطبه ۱۸۲ می فرمایند: والتفرغ لها فهی عند نفسه ضالته التی یطلبها و حاجته التی یسأل عنها (حکمت گمشده اوست که همواره در جستجوی آن می باشد و نیاز اوست که در به دست آوردنش می پرسد.) (شیروانی. ۱۳۸۸.ص ۳۱۴)
مترجمین و مفسرین نهج البلاغه بیان عبارات فوق توسط امام علی علیه السلام را توصیف ایشان از آخرین ذخیره الهی عجل الله تعالی فرجه الشریف می دانند.
نکته ی مهم اینکه فرموده اند :
«حکمت گمشده اوست»
با این حدیث از حضرت محمد صلی الله علیه و آله و سلم که می فرمایند الحکمه ضاله المؤمن (حکمت گمشده مؤمن است) دارای قرابت کاملی است . مؤمن به معنای کامل کلمه، حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف می باشند .
می توان نتیجه گرفت :
جستجوگران حکمت را مشاهده نمایند . و به ارزش سخنان امیرالمومنین علیه السلام که در مطابقت کامل با کلام پیامبر خاتم الانبیا صلی الله علیه و آله و سلم بیش از بیش پی ببرند.
(میثم البحراتی. ۱۴۰۳.صص ۳۹۳ ۳۹۲)
ج) اوضاع قبل از ظهور امام دوازدهم (عج)
امام علی (ع) در چند مورد به بیان اوضاع و احوال قبل از ظهور خلیفه ی دوازدهم پیامبر اسلام (عج) می پردازند:
۱) مترجمین و شارحین نهج البلاغه معتقدند که عبارات زیر که مربوط به خطبه ۱۵۰ نهج البلاغه است، به بیان حضرت امیر(ع) از شرایط قبل از ظهور امام مهدی (عج) اختصاص دارد. ایشان در این خطبه می فرمایند:
فی ستره عن الناس لا یبصر القائف اثره و لو تابع نظره (او (یعنی حضرت حجت (عج)) سال های طولانی در پنهانی از مردم به سر می برد آنچنان که اثر شناساندن اثر قدمش را نمی شناسند گرچه در پیدا کردن اثر و نشانه هایش تلاش فراوان کنند.) (نواب لاهیجانی. ۱۳۷۹.ص ۶۵۶)
۲) امام علی (ع) در خطبه ۱۸۲ درباره ی اوضاع و احوال قبل از ظهور حضرت مهدی (عج) می فرمایند: فهو مغترب اذا اغترب الاسلام و ضرب بعیسب ذنبه و الصق الارض بجرانه (او (منظور امام زمان(عج)) پنهان خواهد شد در زمانیکه اسلام غروب می کند و چونان شتری در راه مانده، بر زمین می ماند و سینه به زمین می چسباند.) (انصاری. ۱۳۴۵.ص ۵۰۹)
دو نکته در بیانات فوق حضرت امیر (ع) بیشتر خودنمایی می کند:
الف) شتری که زانو به زمین زده عبارتی است که معنای ناتوانی و کم سود رسانی را بیان می دارد. امام علی(ع) با این استعاره کوشیده اند تا وضعیت اسلام را در زمان غیبت امام عصر (عج) نشان دهند و آن را به شتری که زانو به زمین زده تشبیه نموده اند چون همانگونه که بوضوح قابل مشاهده است، اسلام و تعالیم الهی آن در جهان کنونی در غربت به سر می برد و از سودها و فواید آن در حل امور بشر و بکارگیری آن در متن زندگی جوامع بشری، چیز زیادی مشاهده نمی شود. (زمانی. ۱۳۷۳.ص ۴۵۱)
ب) عبارت حضرت امیر (ع) مبنی بر اینکه قبل از ظهور امام زمان (عج) اسلام غروب می کند، با حدیثی از پیامبر(ص) که در آن ایشان بیان می دارند: «اسلام در آغاز غریب بود و به غربت پیشین خود بازخواهد گشت» دارای قرابت کامل است که این مسئله بار دیگر به تطابق کامل اظهارات امیرالمؤمنین (ع) با معلم و استاد ایشان یعنی پیامبر خاتم (ص) صحه می گذارد. (فیض الاسلام. ۱۳۵۱. ص ۵۹۵)
۳) امیرالمؤمنین(ع) در خطبه ۱۳۸ یکی دیگر از اوصاف زمان قبل از ظهور حضرت حجت (عج) را بیان می دارند:
اذا عطفوا الهدی علی الهوی … اذا عطفوا القرآن علی الرأی (مردم هدایت را تابع هوس های خویش قرار می دهند … به نام تفسیر قرآن، نظرات خود را بر قرآن تحمیل می کنند.) (دشتی. ۱۳۸۴.ص ۱۸۳)
۴) حضرت امیر (ع) در خطبه ۱۵۰ نیز می فرمایند:
و اخذوا یمیناً و شمالاً ظغنا(طغنا) فی مسالک الغی و ترکا لمذاهب الرشد (به راه های چپ و راست رفتند و راه ضلالت و گمراهی پیمودند و راه روشن هدایت را گذاشتند.) (معادیخواه، ۱۳۷۳.ص ۱۶۷)
مترجمین و مفسرین نهج البلاغه عبارات فوق امیرالمؤمنین (ع) را در شرح اوضاع قبل از ظهور امام عصر (عج) می دانند و در آن به توصیف مسلمانان که صراط مستقیم را رها کرده اند و سبب غیبت امام زمان (عج) شده اند می پردازد. این عبارات اشاره ای است به فرقه هایی که در اسلام از راه راست که مبتنی به کتاب و سنت الهی است منحرف و گمراه شده و به سوی افراط و تفریط گراییده اند و در زمان قبل از ظهور امام عصر (عج) در گوشه و کنار عالم در حال جولان دادن هستند. (شریعتی. صص ۱۲۱ ۱۲۰)
۵) مترجمین و شارحین نهج البلاغه عبارات زیر که در خطبه ۱۳۸ آمده است را عباراتی می دانند که در آن حضرت امیر(ع) به توصیف اوضاع و احوالی دیگر از اوضاع و احوال زمان قبل از ظهور امام دوازدهم (عج) پرداخته اند.
ایشان می فرمایند: حتی تقوم الحرب بکم علی ساق بادیاً نواجذها مملوءَه اخلافها حلواً رضاعها علقماً عاقبتها الا و فی غدٍ (و سیأتی غد بما لاتعرفون) (در آینده (منظور آخر الزمان) آتش جنگ میان شما افروخته می گردد و چنگ و دندان نشان می دهد. با پستان های پرشیر که مکیدن آن شیرین اما پایانی تلخ و زهرآگین دارد به سوی شما می آید. آگاه باشید فردایی که شما را از آن هیچ شناختی نیست.) (شیروانی. ۱۳۸۸.ص ۲۳۳)
عبارات فوق توصیف حضرت امیر (ع) از اوضاع قبل از ظهور امام عصر (عج) را بیان می دارد که عنایت به ترجمه فارسی آن، بسیاری از مفاهیم مدنظر امیرالمؤمنین (ع) را آشکار می کند اما برای درک بهتر آن مفاهیم به چهار نکته زیر اشاره می کنیم:
الف) بیان اصطلاح «تقوم علی ساق» به معنای آن است که جنگ به منتهای شدت و اوج خود خواهد رسید. (میثم البحرانی. ۱۴۰۳.ص ۱۶۸)
ب) عبارت «بادیاً نواجذها» (دندان های خود را آشکار می کند) به یکی از اوصاف حیوانی به نام شیر اشاره دارد که آن حیوان هنگام خشم دندان های خود را آشکار می کند که استفاده از این استعاره توسط حضرت امیر (ع) این معنا را می رساند که در جنگ هایی که در آخرالزمان به وقوع می پیوندد، سختی های زیادی رخ خواهد داد. (نواب لاهیجانی ۱۳۷۹.ص ۶۲۶)
ج) عبارت «مملوءَه اخلافها» در توصیف ناقه (شتر ماده) است، که برای بیان آمادگی جنگ استعاره شده است، یعنی همانگونه که پستان های ناقه از شیر پر می گردد و آماده دوشیدن می شود، جنگ نیز افراد و وسایل خود را به حد کمال فراهم می سازد و شرایط درگیری مهیا می گردد. (انصاری قمی. ۱۳۴۵. ص ۳۶۰)
د) وسیاتی غد بما لا تعرفون (فردایی است که خواهد آمد و شما به چگونگی آن آگاهی ندارید) عبارتی است که توسط حضرت امیر(ع) برای توصیف شرایط قبل از ظهور امام زمان (عج) بکار رفته است تا بزرگ و عظیم بودن رویدادهایی که در آن زمان به وقوع خواهد پیوست را به ما یادآوری کند. (شریعتی ص ۱۱۸)
د) لحظه قیام امام دوازدهم در کلام حضرت علی(ع)
امام علی (ع) در کلمات غریب شماره ی (۱) به توصیف لحظه ای که حضرت مهدی (عج) قیام خود را آغاز می کند پرداخته است. ایشان می فرمایند:
فإذا کان ذلک ضرب یعسوب الدین بذنبه (پیشوای دین با طوفندگی قیام می کند.) (انصاری قمی. ۱۳۴۵.ص ۱۱۳۲)
استفاده از عبارت «ضربه بذنبه» از آن جهت مورد استفاده حضرت علی (ع) قرار گرفته تا لحظه قیام حضرت مهدی (عج) را به حمله و خشم شیر درنده تشبیه کند. مترجمین نهج البلاغه علاوه بر معنای فوق، بیان می دارند که عبارت «ضربه بذنبه» کنایه از طوفندگی و خشم حضرت مهدی (عج) هنگام قیام است که این طوفندگی به خاطر احیای دین خدا بوجود آمده است. (نواب لاهیجانی. ۱۳۷۹. ص ۱۲۸۹)
شریعتی در این باره معتقد است این جمله که حضرت مهدی (عج) با طوفندگی حرکت خود را آغاز می کنند، این محتوا را می رساند که ایشان زنده و غایب هستند و زمانی که لازم شد قیام می کنند. این مسئله تأیید ادعای شیعیان درباره حضرت مهدی (عج) است مبنی بر اینکه شیعه معتقد به تولد و زندگی و غیبت امام عصر (عج) است اما اهل تسنن معتقدند مهدی موعود (عج) هنوز به دنیا نیامده است. شریعتی می گوید که اثبات ادعای تشیع درباره ی حیات امام زمان (عج) در ابتدا مورد توجه یکی از مترجمین و شارحین غیر شیعه ی نهج البلاغه یعنی ابن ابی الحدید معتزلی هم قرار گرفته اما او در انتهای مباحثش به خاطر تعصب، حرف خود را انکار و از اعتقاد معتزله جانبداری می کند. (شریعتی . ص ۱۳۵)
هـ) اوصاف یاران امام مهدی(عج)
۱) امام علی (ع) در کلمات غریب شماره (۱) به یکی از اوصاف یاران حضرت مهدی (عج) اشاره می کنند. ایشان می فرمایند:
فیجتمعون الیه کما یجتمع قزع الخریف (پس پیرامون او چونان ابر پاییزی گرد آیند.) (انصاری. ۱۳۴۵.ص ۱۱۲۲)
مفسرین و شارحین نهج البلاغه بیان می دارند که این عبارت، مربوط به لحظه قیام امام مهدی (عج) است و با آن توصیفی که در سایر روایات آمده است مبنی بر اینکه یاران حضرت مهدی (عج) به محض ظهور ایشان به واسطه ی مراتب معنوی زیادی که دارند، با استفاده از طی الارض، خود را به محل خروج ایشان یعنی خانه کعبه می رسانند، دارای قرابت زیادی است به گونه ای که استفاده از استعاره ابر پاییزی توسط امیرالمؤمنین(ع) برای توصیف یاران حضرت حجت (عج) از آن روست که بین جمع شدن یاران امام زمان (عج) و ابر پاییزی، وجه شبهی وجود دارد و آن، سرعت زیاد هر دوی آن ها در اجتماع و جمع شدن در کنار یکدیگر است. (میثم البحرانی. ۱۴۰۳. صص ۲۱۴)
۲) حضرت علی در خطبه ۱۵۰ به توصیف کامل تری از ویژگی های یاران امام غائب (عج) می پردازند. ایشان بیان می دارند:
ثم لیشخدن فیها قوم شخذ القین النصل تجلی بالتنزیل ابصارهم و یرمی بالتفسیر فی مسامعهم و یغبقون کأس الحکمه بعد الصبوح. (پس گروهی برای درهم کوبیدن فتنه ها آماده می گردند و چونان شمشیر صیقل می خورند. دیده هایشان با قرآن روشنایی می گیرد و در گوش هایشان تفسیر قرآن طنین می افکند و در صبحگاهان و شامگاهان جامهای حکمت سر می کشند.) (زمانی. ۱۳۷۴. صص ۳۴۳ ۳۴۲)
عبارات فوق، آنچه مدنظر حضرت علی(ع) بود را تا حد قابل توجهی بیان می دارد اما ذکر دو نکته ضروری به نظر می رسد:
الف) ویژگی یاران امام زمان (عج) از نظر حضرت علی (ع) این است که آنها «برای درهم کوبیدن فتنه ها آماده می گردند».
به نظر می رسد شرط این آماده شدن برای نابود کردن فتنه ها، به دست آوردن بصیرت برای درک خوب اوضاع و اقدام به انجام دادن بهترین عمل در بهترین زمان است پس می توان نتیجه گرفت که کسانیکه می خواهند به یاوری امام زمان (عج) نائل شوند بایست به بصیرت دست یابند تا آن ویژگی که حضرت علی (ع) برای یاران امام زمان (عج) بیان داشتند را بتوانند کسب کنند.
ب) یکی از اوصاف یاران امام زمان (عج) به نظر حضرت علی (ع) این است که آنها «دیده هایشان با قرآن روشنایی می گیرد و در گوش هایشان تفسیر قرآن طنین می افکند».
این عبارات اهمیت این مسئله را گوشزد می کند که عاشقان یاوری حضرت حجت (عج) باید با قرآن مأنوس باشند تا بتوانند به مقام خادمی امام کریم (عج) نائل آیند.
در توضیح باید اضافه کرد، شاهد بودیم مقام معظم رهبری (حفظه الله) در دیدار با قاریان که در رمضان ۱۳۹۰ انجام شد عبارت زیر را بیان داشتند:
«هر بار نشست و برخاست با قرآن، پرده ای از پرده های جهالت را از آدمی می زداید.»
با این جملات، معنای سخن حضرت علی (ع) بیشتر مشخص می شود زیرا می توان از سخنان امام خامنه ای (حفظه الله) اینگونه نتیجه گرفت که هر کس با قرآن مأنوس تر است، دارای جهالت کمتری است، به عبارت بهتر، سخنان حضرت علی (ع) مبنی بر اینکه یاران امام زمان (عج) دیده هایشان به قرآن روشنایی می گیرد را می توان به کمک سخنان مقام معظم رهبری (حفظه الله)، اینگونه فهم کرد که یاران حضرت مهدی (عج) قطعاً دارای جهالت بسیار کمی هستند چون با قرآن مأنوس می باشند و لازمه ی یاری امام زمان (عج) مأنوس بودن با قرآن است چون قرآن جهل زداست و قطعاً یاران امام زمان (عج) از جرگه ی جاهلان خارج اند.
و) اوضاع بعد از ظهور امام زمان (عج) در کلام امیرالمؤمنین (ع)
حضرت امیر (ع) در چند مورد به ایراد مطالبی می پردازند که آن مطالب، توصیف اوضاع زمان بعد از ظهور حضرت حجت (عج) می باشد از جمله:
۱) حضرت علی (ع) در خطبه ۱۳۸ مطالب زیر را بیان می دارند:
یأخذ الوالی من غیرها ( زمامداری حاکمیت پیدا می کند که غیر از خاندان حکومت های امروزی است.) (دشتی. ۱۳۸۴.ص ۱۸۳)
در اینجا منظور آن است که حضرت مهدی (عج) به شیوه ی حکام ظالم که قبل از ایشان بر جهان حکم می رانند، حکمرانی نخواهند کرد.
شریعتی معتقد است از قرائن پیداست که حضرت (ع) در این خطبه از طوائفی هم نام برده اند که در آینده خواهند آمد و دارای پادشاهان و امیرانی ستمگر یا عمال و کارگزارانی تبهکار خواهند بود که متأسفانه نام آنها از خطبه ساقط شده است. وی معتقد است که ابن میثم و ابن ابی الحدید هم این مطلب را بیان داشته اند. (شریعتی. ص ۱۱۹)
ب) عمالها علی مساوی اعمالها (عمال و کارگزاران حکومت ها را بر اعمال بدشان کیفر خواهد داد.) (معادیخواه. ۱۳۷۳.ص ۱۵۶)
ج) فیریکم کیف عدل السیره و یحیی میت الکتاب و السنه (او روش عادلانه در حکومت حق را به شما می نمایاند و کتاب خدا و سنت پیامبر (ص) را که تا آن روز متروک مانده را زنده می کند.) (فیض الاسلام. ۱۳۵۱.ص ۴۲۵)
نکته ای که باید اشاره کرد این است که در اینجا هم ملاحظه می شود که امیرالمؤمنین (ع) برای توصیف آینده برای مخاطبان شان که قطعاً آن مخاطبان، روزهای مدنظر حضرت علی (ع) را درک نخواهد کرد به گونه ای سخن می گویند که گویی مخاطبان ایشان تا آن زمان یعنی دوران بعد از ظهور حضرت حجت (عج) زنده اند. علت اینگونه سخن گفتن را پیش از این و در قسمت الف توضیح دادیم، به همین علت از تکرار مباحث اجتناب می کنیم.
د) یعطف الهوی علی الهدی (او (عج) خواسته ها را تابع هدایت وحی می کند.) (شیروانی. ۱۳۸۸.ص ۲۳۳)
هـ) یعطف الرأی علی القرآن (او نظرها و اندیشه ها را تابع قرآن می سازد.) (میثم البحرانی. ۱۴۰۳.ص ۱۶۸)
و) و تخرج له الارض افالیذ کبدها و تلقی الیه سلما مقالید ها (زمین میوه های دل خود (منظور معادن طلا، نقره و … است) را برای او بیرون می ریزد و کلید هایش را به او می سپارد.) (زمانی. ۱۳۷۴. ص ۳۱۷)
در توضیح باید بیان داشت که جملات فوق از حضرت علی (ع) با حدیثی از پیامبر (ص) که درباره امام مهدی (عج) می فرمایند: وفادت له الارض افلاذ کبدها (زمین پاره های جگرش را برای او می برد) دارای تطابق و قرابت کامل است. (فیض الاسلام. ۱۳۵۱. ص ۴۲۵)
علاوه بر این، شارحین قرآن، آیه ی «و اخرجت الارض اثقالها» (و زمین بارهای سنگین خود را بیرون افکند) (زلزال/۲) را مربوط به حضرت قائم (عج) می دانند به گونه ای که مفسرین معتقدند آیه فوق این معنا را می رساند که زمین، داشته هایش را در اختیار حضرت مهدی (عج) قرار خواهد داد. این مورد، یکبار دیگر تطابق کامل سخنان حضرت امیر (ع) با آیات قرآن مجید را به اثبات می رساند. (شریعتی . ص۱۲۰)
۲) حضرت امیر در خطبه ۱۵۰ نیز با عبارات زیر به توصیف اوضاع بعد از ظهور حضرت مهدی (عج) می پردازند:
الف) الا و ان من ادرکها منا یسری فیها بسراج منیر (آگاه باشید آن کس از ما (حضرت حجت (عج)) که آن فتنه ها را دریابد، با چراغی روشن در آن گام بر می دارد.) (دشتی. ۱۳۸۴.ص ۱۹۵)
توضیح آنکه حضرت علی (ع) با استفاده از کلمات «سراج و منیر» سعی داشته اند عمق روشنگری امام مهدی (عج) را تبیین فرمایند. (معادیخواه ۱۳۷۳ ص ۱۶۸)
ب) و یحذو فیها علی مثال الصالحین لحیل فیها ربقا (بر سیره صالحان رفتار می کند تا بندهایی که بر گردنهاست بگشاید) (شیروانی. ۱۳۸۸.ص ۲۵۰)
ذکر دو نکته در اینجا ضروری است:
۱) حضرت علی (ع) شیوه ی عمل امام مهدی (عج) را منطبق بر شیوه ی صالحان می دانند. (نواب لاهیجانی. ۱۳۷۹ ص ۶۵۷)
۲) میثم البحرانی معتقد است که امام مهدی (عج) بندهای بر گردنها را می گشایند که به نظر می رسد منظور از بند، هر نوع بند از قبیل مادی یا معنوی، کوچک یا بزرگ، ایجاد شده توسط خود یا توسط دیگران و امثالهم می باشد که به قول حضرت علی (ع)، امام زمان (عج) آنها را از بین خواهند برد. (میثم البحرانی. ۱۴۰۳ ص۲۱۵)
ج) و یصدع شعبا (جمعیت گمراهان را متفرق می نماید)
در اینجا منظور از جمعیت گمراهان، دشمنان خدا هستند که برای نابودی مظاهر و مفاهیم الهی همواره در طول تاریخ و تا به امروز با یکدیگر دست اتحاد داده اند که با استناد به سخنان امیرالمومنین علی (ع) می توان فهمید که مهدی موعود (عج) آنها را تار و مار خواهند کرد. (زمانی. ۱۳۷۴.ص ۳۴۵ ۳۴۴)
د) و یشعب صدعا (حق جویان پراکنده را جمع آوری می کند) (معادیخواه. ۱۳۷۳ ص ۱۶۸)
شارحین و مفسرین نهج البلاغه معتقدند منظور حضرت علی (ع) آن است که طرفداران خدا و تعالیم حضرت حق که همواره در طول تاریخ پراکنده و غیرمتحد بوده اند، به واسطه ی امام مهدی (عج) متحد شده و با هماهنگی و وحدت، در راه احیای تعالیم وحیانی عمل می نمایند. (فیض الاسلام. ۱۳۵۱. ص ۴۵۸)
هـ) یعتق فیها رقاً (اسیران (به هر شکل و در هر نقطه) را آزاد می سازد) (دشتی ۱۳۸۴ ص۱۹۵)
۳) حضرت امیر (ع) در ادامه همین مبحث، در خطب ۱۰۰ بیانات گهربار زیر را می فرمایند:
فکانکم قد تکاملت من الله فیکم (اتاکم) الصنائع و اراکم ما کنتم تأملون (گویا می بینیم در پرتوی خاندان پیامبر (ص) نعمات خدا بر شما تمام شد. شما به آنچه آرزو دارید رسیده اید.) (شیروانی ۱۳۸۸ ص۱۶۷)
عبارت حضرت علی(ع) اشاره ای است بر منت و نعمت خدا بر مردم که با ظهور امام زمان (عج) اوضاع و احوال آنان را اصلاح می نماید. (نواب لاهیجانی ۱۳۷۹ ص۵۰۶)

دیدگاهتان را ثبت کنید

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد