خانه » همه » مذهبی » دین و قدرت

دین و قدرت

از ويکی شيعه
پرش به: ناوبری، جستجو

دین و قدرت نظریه عبدالکریم سروش درباره نسبت دین و قدرت در اسلام است. این نظریه، رشد دین را در سایه قدرت و دیگر معارف بشری امکان‌پذیر می‌داند. سروش قرآن را کتاب بیم و ترس نام نهاده که حاصل تجربه پیامبر اسلام(ص) بوده و جنبه‌های ترسناک آن بیشتر از جنبه‌های رحمانی است. به باور او دین یک قدرت است که با تعامل با دیگر قدرت‌ها به تثبیت خود می‌پردازد.

به باور سروش قدرت دینی بر دو پایه ایمان حاصل از عشق‌ورزی و ترس از انحراف شکل گرفته است و در دین اسلام جنبه ترس بر جنبه عشق غلبه دارد. او معتقد است پیامبر اسلام(ص) آگاهانه از قدرت و اقتدار برای حفظ اسلام و سرزمین‌های اسلامی استفاده می‌کرد و این ویژگی اقتدارگرایی پیامبر مورد تأیید قرآن است. به گفته سروش روحیه اقتدارگرایی در پیامبر از همان ابتدای اسلام و حضور در مکه وجود داشت و مشرکان را تهدید به مرگ می‌کرد. بر اساس نظریه دین و قدرت، محمد(ص) عارف مسلح و موسس جنبش دینی مسلحانه بود؛ البته استفاده از قدرت و خشونت مؤسسانه فقط منحصر در پیامبر اسلام است و دیگران حق تبعیت از این روش را ندارند.

نظریه دین و قدرت با انتقادات بسیاری از سوی جریان‌های مختلف فکری مواجه شد. استفاده از واژه‌های مدرن برای توصیف پدیده‌های قدیم، یک بُعدی دیدن دین، تفسیر نادرست آیات و عدم جامع‌نگری به مباحث قرآنی، استناد به سست‌ترین روایات و برخورد دوگانه با روایات، ضعف پژوهش‌های تاریخی و عدم توجه به سیره پیامبر اسلام(ص) از نقدهایی است که به نظریه دین و قدرت وارد شده است.

تئوریزه کردن اسلام داعشی، ایجاد تخصمات مذهبی میان جوانان و ایجاد چالش برای دموکراسی در کشور، ایجاد زمینه‌های دین‌گریزی، اسلامی دانستن تمام تکفیرها و جدایی کامل نواندیشی دینی(اصلاح معرفت دینی) از روشنفکری دینی(اصلاح اصل دین) نیز از پیامدهای سیاسی، دینی و اجتماعی نظریه دین و قدرت سروش دانسته شده است.

عبدالکریم سروش

نوشتار اصلی: عبدالکریم سروش

عبدالکریم سروش نظریه‌پرداز نظریه دین و قدرت در سال ۱۳۲۴ش در شهر تهران متولد شد.[۱] سروش دارای مدرک داروسازی از دانشگاه تهران است. او سپس به انگلستان رفته و در رشته شیمی مشغول به تحصیل شد؛ اما آن‌را رها کرده و به رشته فلسفه ذهن روی آورد. او دوره دکتری فلسفه علم در انگلستان را می‌گذراند که با وقوع انقلاب اسلامی ایران پیش از اتمام رساله دکتری، به ایران بازگشت.[۲]

سروش دغدغه ذهنی خود را چنین نقل می‌کند که از یک سو دل در گروی معنویت و دین دارد و از سوی دیگر دل در گروی دانش و خِرَد نوین.[۳] او معتقد است خواستن این دو با هم، کاملاً ممکن است و به دنبال این است که «دیالوگ و داد وستدی میان دو سرمایهٔ بزرگ بشریت یعنی دین و خرد نوین» برقرار کند؛ «نه خرد نوین را تابع دیانت کند و نه دیانت را تابع خرد نوین».[۴]

تبیین نظریه

عبدالکریم سروش:

«پیغمبرِ[اسلام] آدمی اهل جنگ بود و این اهل جنگ و قدرت و سلطه بودن از اول با ایشان بود و این روح را در دین خودش خوب دمید. یعنی متوجه بود که دارد یک قدرت می‌آفریند و ننشست کنار که بگوید هر بلایی سر این قدرت و دین آوردید من ساکت می‌نشینم. خیلی چالاک و آماده و در صحنه برای مواجهه با کسانی که این بذری که کاشته و آبیاری کرده را برکنند و خیلی هم با شدت با آنها برخورد می‌کرد.»

عبدالکریم سروش در نشست سرای گفتگو در حلقه دیدگاه نو طی چند سخنرانی، خلاصه‌ای از درس‌گفتارهایش که از اسفند ۱۳۹۷ش به بعد ارائه شده بود را با عنوان «دین و قدرت» برای حاضران تبیین کرد. به گفته او آنچه با عنوان دین و قدرت آغاز کرده «پاک مسیر دیگری است». سروش در ابتدای این سخنرانی بر این نکته تاکید می‌کند که نظریه جدید او درباره ارتباط میان دین و قدرت یک تفطن نوآورانه است که قبلا از آن غفلت کرده بود و اینکه هم دین و هم معرفت دینی نه تنها در کنار دیگر معارف بشری، بلکه در کنار قدرت هم رشد می‌کند و به سخنی دیگر سایه قدرت و سایر معارف بشری همواره بر سر دین و معارف دین می‌افتد و به آن شکل می‌دهد.[۵]

نظریه دین و قدرت سروش در چند محور زیر قابل تبیین است:

قرآن کتاب خوف و خشیت

سروش قرآن را کتاب خوف و خشیت نام نهاده که حاصل تجربه خوفی پیامبر اسلام(ص) بوده و جنبه‌های خوفی آن بیشتر از جنبه‌های رحمانی آن است. به باور او تاکید بیشتر قرآن بر تعذیب، شکنجه، ترساندن و تهدید کردن نسبت به سایر کتب آسمانی، تصویری خشن از خدا ارائه می‌دهد و او را اربابی عبوس معرفی می‌کند که باید بر او سجده کرد و از خشم و غضب او ترسید. سروش این تصویر از خدا را حاصل قرآن تالیف شده از سوی پیامبر و محصول روان او می‌داند.[۶]

به عقیده سروش نقصان محبت و عشق در اسلام توسط تصوف و افزودن تجربه‌های پیامبرانه عرفا و صوفیان بر تجربه پیامبر اسلام در کتاب‌هایی مانند مثنوی معنوی، دیوان شمس و فصوص الحکم که عشق‌نامه هستند، جبران شد؛ بنابراین آنچه ما امروز در عالم اسلام داریم منحصر در تجربه پیامبر اسلام نیست بلکه حاصل تجربه پیامبر و تجربه‌های صوفیانه است.[۷]

دین یک قدرت است

سروش با استناد به آیاتی از قرآن معتقد است تهدید و رعب‌افکنی در اسلام بسیار پررنگ است، در حالی که در تورات و انجیل چنان ادبیاتی وجود ندارد و در کتاب زرتشت اگرچه از عذاب سخن گفته می‌شود؛ ولی سخن از بهشت بسیار بیشتر است. او پس از طرح مقدمات فوق به موضوع اصلی سخن خود می‌پردازد و آن را از منظر جامعه‌شناسی و سیاست قابل طرح می‌داند. به گفته سروش دین یک قدرت است و با تعامل با دیگر قدرت‌ها به تثبت خود می‌پردازد.[۸]

نظریه دین و قدرت دو پایه برای قدرت دینی تصور می‌کند؛ یک ایمانی که حاصل عشق‌ورزی به پیامبر است و پایه دیگر که مومنان هم به آن احتیاج دارند، ترس از خطا، انحراف و شک در ایمان است. پایه دوم دین یعنی ترس بیشتر برای مخالفان و کسانی است که هنوز وارد عرصه ایمان نشده‌اند و پیامبر و ائمه (ع) بیشتر از این پایه دین استفاده می‌کردند.[۹]

به باور سروش، پیامبر اسلام(ص) آگاهانه از قدرت و اقتدار که جنبه نیکو و مثبتی دارد، برای حفظ اسلام و سرزمین‌های اسلامی استفاده می‌کرد و این ویژگی اقتدارگرایی پیامبر مورد تایید قرآن است. وی با خواندن این شعر «مصلحت در دین ما جنگ و شکوه / مصلحت در دین عیسی غار و کوه» پیامبر اسلام را مامور به جهاد و استفاده از شمشیر می‌داند و معتقد است روحیه جنگی و استفاده از خشونت برای حفظ قدرت را او در جامعه اسلامی دمید؛ درحالی که عیسی(ع) روحیه جنگ‌طلبانه نداشت و روحیه ترسایی را در مسیحیت دمید.[۱۰]

بر اساس نظریه دین و قدرت سروش، برخورد شدید با مرتدین و کسانی که پیامبر را هجو می‌کنند، از صدر اسلام تاکنون، نمونه‌ای از رویکرد پیامبر اسلام و مسلمانان برای حفظ قدرت دین اسلام است. به گفته سروش این روحیه اقتدارگرایی در پیامبر از همان ابتدای اسلام و حضور در مکه وجود داشت و مشرکان را تهدید به مرگ می‌کرد، باوجود اینکه هنوز حکومت اسلامی شکل نگرفته بود.[۱۱]

تفکیک میان اسلام (ایمان ظاهری) و ایمان(ایمان قلبی) نکته دیگری است که سروش برای تقویت نظریه دین و قدرت خود به آن اشاره کرده است. بر این اساس کسانی که در کشور اسلامی زندگی می‌کنند، اگرچه ایمان واقعی هم ندارند باید به زبان اقرار به اسلام کنند و خود را تسلیم حکومت اسلامی بدانند.[۱۲]

محمد(ص) سیاست‌مدار مقتدر و عارف مسلح

عبدالکریم سروش:

«نیچه شخصیت پیامبر اسلام را خیلی تمجید می‌کند. در کنار شخصیت عیسی و اخلاق بردگان که اخلاق ضعف است و تبعیت از فلان؛ این نکته را در پیامبر اسلام تشخیص می‌دهد که خیلی هم از قدرت بدش نمی‌آمد و خوشش می‌آمد و این را فهمیده بود که حرف اول را در عالم، «قدرت» می‌زند. قدرت نرم به‌علاوه قدرت سخت. هر دو را این مرد به کار گرفت و اسلام را جا انداخت.»

سروش با استشهاد به رویکرد نیچه به پیامبر اسلام، محمد(ص) را سیاستمداری هدفدار، هوشمند، چالاک، کاردان و مقتدر معرفی می‌کند که هم‌زمان از قدرت نرم و قدرت سخت توأمان برای حفظ دین اسلام و حکومت اسلامی استفاده می‌کرد. به گفته او، محمد عارف مسلح و موسس جنبش دینی مسلحانه بود؛ ولی استفاده از قدرت و خشونت مؤسسانه فقط منحصر در پیامبر اسلام است و دیگران حق تبعیت از این روش را ندارند.[۱۳]

تعدیل نظریه دین و قدرت

دکتر سروش پس از ارائه نظریه دین و قدرت در سخنرانی‌های ابتدایی خود با موجی از انتقادات مواجه شد و همین مسئله باعث شد تا او در سخنرانی آخر خود درباره این نظریه بیشتر به تعدیل مواضع خود و پاسخ به انتقادات بپردازد. وی در این سخنرانی محمد را فردی مقتدر نه خشونت گرا و زورگو معرفی کرد و معتقد بود قدرت برای ابجاد جهان بر اساس الگوی اندیشه پیامبر سازنده و مثبت است. به گفته سروش پیامبر در مقابل مشکلات عقب‌نشینی نمی‌کرد و آنها را در کمال اقتدار حل می‌کرد.[۱۴]

سروش پیامبر را فردی اهل مدارا، مذاکره، مشاوره و معاهده می‌دانست که در عین حال به جنگ و مقاومت هم می‌پرداخت و به سخنی دیگر رحمت، شفقت و جدال احسن را در کنار مقاومت و جنگ به کار می‌برد. به باور سروش پیامبراسلام به دنبال اسلام و ایمان به صورت همزمان بود و به عبارتی ذوالعینین بود؛ از طرفی راهب و عارف بود و در عین حال مدیر، مدبر و مرد جنگی بود. در نهایت به این نکته می‌پردازد که خشونت معنایی سیال دارد یعنی رفتار پیامبر در آن زمان خشونت ما لایطاق نبود؛ اگرچه امروزه معنایی خشونت‌آمیز از آن رفتارها بر می‌آید.[۱۵]

نقدها

بعد از ارائه سخنرانی دکتر سروش تحت عنوان «نظریه دین و قدرت»، انتقادات متعددی از سوی اساتید حوزه و دانشگاه و همچنین روشنفکران چه در داخل و چه در خارج کشور به این نظریه وارد شد. انتقادات ایراد شده به نظریه دین و قدرت سروش، ذیل چند موضوعِ نقدهای روشی، قرآنی و دین‌شناختی، سیره‌نگاری، حدیثی و تاریخی دسته‌بندی می‌شود. افرادی چون عبدالعلی بازرگان، ابوالقاسم علیدوست، حسن یوسفی اشکوری، مصطفی حسینی، محسن کدیور، یاسر میردامادی، محمد سروش محلاتی، حسن انصاری، اکبر ثبوت و حمیدرضا جلائی‌پور در جلسات نقد و بررسی و همچنین به صورت مکتوب نظریه دین و قدرت سروش را مورد نقد قرار دادند.

افتادن در تله قدیم‌گرایی و تک ساحتی دیدن دین

استفاده از روش تحلیل به جای برهان و استدلال،[۱۶] عدم استفاده از موازین علمی و پژوهشی و استفاده از فن خطابه در بیان نظریه دین و قدرت،[۱۷] افتادن در تله قدیم‌گرایی (بررسی پدیده‌های مدرن در جهان قدیم و استفاده از واژه‌های مدرن برای اشاره به اتفاقات جهان قدیم)،[۱۸] تاویل لغات به معانی ناسازگار مثلا تاویل عذاب به شکنجه،[۱۹] تحمیل قضاوت‌های پنهان در ورای جملات [۲۰] و تک ساحتی و تک بعدی دیدن واقعیت دین و فروکاستن کتاب وحی به یک بخش آن،[۲۱] از جمله مهم‌ترین نکات مورد نظر ناقدین درباره خلط‌های روشی دکتر سروش در نظریه دین و قدرت است.

تفسیر نادرست آیات و عدم جامع‌نگری به مباحث قرآنی

عدم توجه به آیات سرشار از عشق، محبت و رحمت،[۲۲] لزوم فهم قدرت در پرتو حکمت الهی (استفاده از واژه عذاب درباره افراد خاص،[۲۳] دفاعی بودن و تابع مصلحت بودن پدیده جهاد در سیر ه پیامبر گرامی اسلام،[۲۴] حصول ایمان در پرتو اراده و انتخاب آگاهانه و آزادانه و نفی پیروی جاهلانه و تحمیلی از پیامبر در قرآن،[۲۵] انحصار دعوت پیامبر به ابلاغ رسالت و مسئول ایمان مردم نبودن پیامبر بر اساس آیات قرآن[۲۶] اشاره قرآن به مجازات اخروی مرتد نه دنیوی[۲۷] عدم جامع‌نگری درباره مباحث قرآنی،[۲۸] تقطیع آیات،[۲۹] و عدم تفاوت بین اسلام و ادیان گذشته در به کارگیری قدرت جهت مقاومت و پیروزی،[۳۰] جواز استفاد از قدرت جهت برداشتن موانع ابلاغ دعوت انبیا مانند حاکمیت کفر و عدم جواز استفاده از قدرت جهت مسلمان کردم مردم[۳۱] غلط بودن مبنای سروش درباره وحی (رویا انگاری وحی یا کلام محمد خواندن آن)،[۳۲] پی‌ریزی مقوله عشق و حب در اندیشه صوفیه بر اساس آیات قرآن و روایات،[۳۳] تجلی عشق دوسویه میان خدا و بندگانش در آیات قرآن (سجده در برابر خدا به خاطر عشق به محبوب نه ترس از عذاب)[۳۴] اظهار اسلام ظاهری نشانه وسعت دید و محوریت آزادی در اسلام[۳۵] ترس از خدا به دلیل ترس از عدل و قاعده‌مندی در رفتار و رفتار ناشایست خود انسان[۳۶] و خلط بین اقتدار و اقتدارگرایی در سخنان سروش[۳۷] از مهم‌ترین نقدهای قرآنی و دین‌شناختی به نظریه دین و قدرت سروش است.

استناد به روایات ضعیف و برخورد دوگانه با روایات

مخالفین نظریه دین و قدرت، استناد به سست‌ترین روایات[۳۸] بار کردن حکم کلی بر اسلام با چند روایت غیرمستند،[۳۹] برخورد دوگانه با روایات (رد روایات قوی در مواردی مانند اثبات مهدویت و قبول روایات ضعیف در اثبات نظریه دین و قدرت)[۴۰] و تقطیع احادیث و تاویل نادرست آنها[۴۱] را از لغزش‌های دکتر سروش در این نظریه دانسته‌اند.

ضعف پژوهش‌های تاریخی

نقدهای تاریخی متعددی به نظریه دین و قدرت سروش وارد شده است. از جمله این نقدها می‌توان به یکی دانستن تاریخ اسلام با اصل دین (محسوب کردن عمل اقتداری مسلمانان به نام پیامبر اسلام توسط سروش)،[۴۲] شکل‌گیری تصاویر اقتداری از پیامبر و دین در نتیجه مشروعیت‌سازی حکومت‌های موجود مانند بنی‌امیه و بنی‌عباس،[۴۳] کمبود محبت و عشق در اسلام تاریخی (تک بعدی شدن اسلام بر اساس مقتضیات زمان و مکان در رفتار مسلمانان)،[۴۴] کمتر بودن خشونت آشکار در جهان اسلام نسبت به جهان مسیحیت،[۴۵] عدم دمیده شدن روح پیامبر در جهان اسلام و روح عیسی در جهان مسیحیت[۴۶] ارائه تصویر اقتداری از پیامبر در کتب دینی موجود،[۴۷] و اجرای نخستین حکم قتل مرتدین در زمان خلیفه اول درباره خودداری‌کنندگان از پرداخت زکات[۴۸] اشاره کرد.

پیامدهای سیاسی – اجتماعی نظریه دین و قدرت

نظریه دین و قدرت سروش را التهاب‌آفرین و دارای برخی پیامدهای سیاسی و اجتماعی برای جامعه و مسلمانان دانسته‌اند. ایجاد تخصمات مذهبی میان جوانان و ایجاد چالش برای دموکراسی در کشور[۴۹] ایجاد زمینه‌های دین‌گریزی در جامعه[۵۰] تئوریزه کردن گزارش داعشی از اسلام و تقویت اسلام‌هراسی[۵۱] ایجاد ذهنیت اسلام افراطی درباره حکومت ایران در میان جوانان[۵۲] اسلامی دانستن تمامی تکفیرها و خشونت‌ها و ایجاد جدال‌های فرقه‌ای[۵۳] و جدایی کامل نواندیشی دینی(اصلاح معرفت دینی) از روشنفکری دینی(اصلاح اصل دین) در نتیجه این نظریه جدید[۵۴] عواقبی است که به نظر منتقدان نظریه دین و قدرت سروش ممکن است برای اعتقادات دینی مسلمانان و همچنین سیاست کشورهای اسلامی به بار آورد.

پانویس

  1. مرتضوی، «سروش»، ص۱۵۴.
  2. مرتضوی، «سروش»، ص۱۵۵–۱۵۶.
  3. «مبانی روشنفکری دینی در گفتگو با دکتر سروش»، سایت عبدالکریم سروش.
  4. مبانی روشنفکری دینی در گفتگو با دکتر سروش، سایت عبدالکریم سروش.
  5. دین یک قدرت است.
  6. دین یک قدرت است.
  7. دین یک قدرت است.
  8. دین یک قدرت است.
  9. دین یک قدرت است.
  10. دین یک قدرت است.
  11. دین یک قدرت است.
  12. دین یک قدرت است.
  13. دین یک قدرت است.
  14. محمد رسول‌الله؛ پیامبر رحمت یا «عارف مسلح»؟
  15. محمد رسول‌الله؛ پیامبر رحمت یا «عارف مسلح»؟
  16. مهم‌ترین خطای سروش و هم‌فکران او روش شناختی است
  17. چالش اسلام و قدرت
  18. شش نکته‌ی سنجش‌گرانه در باب نظریه‌ی «دین و قدرت» سروش؛ پرسش‌های محمدرضا جلایی‌پور از استاد سروش
  19. محمد رسول‌الله؛ پیامبر رحمت یا «عارف مسلح»؟؛ شش مغالطه در سخنان اخیر سروش درباره دین و قدرت
  20. شش مغالطه در سخنان اخیر سروش درباره دین و قدرت؛ سخنان سروش هم مختلف است و هم متناقض.
  21. نیم رخ دکتر سروش؛ شش نکته‌ی سنجش‌گرانه در باب نظریه‌ی «دین و قدرت» سروش
  22. دین و حکمت؛ پیش‌نقدی به بحث «دین و قدرت» دکتر سروش؛ نقد گفتار دین و قدرت سروش؛ محمد رسول‌الله؛ پیامبر رحمت یا «عارف مسلح»؟
  23. دین و حکمت؛ محمد رسول‌الله؛ پیامبر رحمت یا «عارف مسلح»؟
  24. دین و حکمت؛ محمد رسول‌الله؛ پیامبر رحمت یا «عارف مسلح»؟
  25. چگونگی مواجهه پیامبر اسلام با مخالفان.
  26. چگونگی مواجهه پیامبر اسلام با مخالفان.
  27. چالش اسلام و قدرت.
  28. نیم رخ دکتر سروش.
  29. https://www.mehrnews.com/news/5113113 تناقض‌های سروش و تمسک به روایت‌های جعلی.]
  30. استفاده از قدرت برای مسلمان کردن مردم مشروع نیست.
  31. استفاده از قدرت برای مسلمان کردن مردم مشروع نیست.
  32. سروش عمداً بخشی از آیات و روایات را نمی‌بیند.
  33. پیش‌نقدی به بحث «دین و قدرت» دکتر سروش؛ نقد گفتار دین و قدرت سروش.
  34. نقدی بر نسبت «دین و قدرت» از منظر عبدالکریم سروش.
  35. نقدی بر نسبت «دین و قدرت» از منظر عبدالکریم سروش.
  36. الهیات آشوب.
  37. نقدی بر سخنان اخیر دکتر سروش درباره دین قدرت است.
  38. دین و حکمت؛ چالش اسلام و قدرت؛ اساتید حوزه و دانشگاه دباره نظریه دین و قدرت چه گفتند.
  39. https://www.mehrnews.com/news/5113113 تناقض‌های سروش و تمسک به روایت‌های جعلی.]
  40. یک پرسش از آقای سروش.
  41. نقدی بر نسبت «دین و قدرت» از منظر عبدالکریم سروش.
  42. دین و حکمت؛ چالش اسلام و قدرت؛ چگونگی مواجهه پیامبر اسلام با مخالفان.؛ شش نکته‌ی سنجش‌گرانه در باب نظریه‌ی «دین و قدرت» سروش.
  43. دین و حکمت؛ چالش اسلام و قدرت
  44. محمد رسول‌الله؛ پیامبر رحمت یا «عارف مسلح»؟
  45. شش نکته‌ی سنجش‌گرانه در باب نظریه‌ی «دین و قدرت» سروش
  46. شش نکته‌ی سنجش‌گرانه در باب نظریه‌ی «دین و قدرت» سروش
  47. چالش اسلام و قدرت
  48. چالش اسلام و قدرت
  49. پیامد یک نظریه ورزنشده.
  50. اساتید حوزه و دانشگاه دباره نظریه دین و قدرت چه گفتند.
  51. اساتید حوزه و دانشگاه دباره نظریه دین و قدرت چه گفتند.
  52. پیامد یک نظریه ورزنشده.
  53. چگونگی مواجهه پیامبر اسلام با مخالفان.
  54. چالش اسلام و قدرت

منابع

دیدگاهتان را ثبت کنید

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد