سرزمین فدک ارث یا هبه؟

فدک قریه ای در حجاز، و فاصله آن تا مدینه دو یا سه روز راه بود. این قریه از آغاز تاریخ خود سرزمینی یهودی نشین بود. درسال هفتم هجری، خداوند در دل ساکنان آن آتش و رعبی افکند و یهود به قصد امان یافتن از این بیم و هراس، به قولی به نیمه فدک و به روایتی به تمامی آن با رسول خدا(ص) مصالحه کردند.چون فدک به نیروی نظامی فتح نشده بود(فدک در تاریخ: شهید سیدمحمد باقر صدر، ص31) [بر اساس آیات 6و7 سوره الحشر(خدا هر غنیمتی از آنان(بنی نضیر) به رسول خدا رسانید بدون جنگ و شما بر اموال آنان هیچ اسب و شتری نتاختید لکن این خدا است که رسولان خود را بر هر کس که خواهد مسلط می کند که او بر هر چیز قادر است؛ آنچه خدا از اموال اهل دهات به رسول خود برگردانید از آن خدا و رسول او و از آن خویشان رسول و فقیران و مسافر تهی دست است(تفسیر المیزان، ج9، ص412)) به مالکیت خاص رسول خدا(ص) درآمد. آن حضرت نیز بر اساس آیه 38 سوره مبارکه روم(حقوق ارحام و خویشان و مسکینان و در راه ماندگان را ادا کن)و نیز پس از نزول آیه شریفه « وَءَاتِ ذالقربی حقه» یعنی ای پیامبر حق خویشان نزدیکت را به آنها عطا کن(اسراء/26) پس از مدتی آن را به فرزند خویش حضرت زهرا(س) بخشید و فرمود: « فدک از آن تو باشد.»فدک تا روز رحلت نبی اکرم(ص) در اختیار فاطمه(س) بود. پس از درگذشت بنیانگذار اسلام، خلیفه اول آن را از زهرا(س) بازگرفت و از آن پس تا روز شروع خلافت عمر فدک یکی از منابع درآمد عمومی و تأمین بودجه حکومتی محسوب می شد، اما عمر در آغاز خلافت خود، آن را به ورثه رسول خدا(ص) سپرد و تا روزی که عثمان به خلافت دست یافت در تصرف آنان بود. به فرض اگر در تمام دوره خلافت عثمان در اختیار مروان باشد، مسلم است که امیرمؤمنان علی(ع) آ» را از وی باز پس گرفته است.(فدک در تاریخ، ص31) مالکیت فدک: طبق روایات پیامبر(ص) فدک را طبق دستور الهی در زمان حیات خود به فاطمه(س) و فرزندان او بخشید و بنابراین فدک موروثی نبوده است. این سخنی است که بسیاری از مفسران شیعه و اهل سنت آن را پذیرفته اند. جلال الدین سیوطی،‌ یکی از علمای اهل سنت، در تفسیر درالمنثور در ذیل آیه «وَآتِ ذالقربی حقه» به سند خود از ابن سعید خدری روایت کرده که چون این آیه نازل شد رسول خدا(ص) فاطمه را طبید و فدک را به او داد.(زندگانی حضرت فاطمه(س)، سیدهاشم رسولی محلاتی، ص162) از ابن عباس نقل شده هنگامی که آیه 38 سوره مبارکه روم( و آت …) نازل شد پیامبر(ص) فدک را به فاطمه بخشید.(تفسیر نمونه، ج23، ص511) ابن ابی الحدید نیز در شرح نهج البلاغه داستان فدک را به طور مشروح در جلد 16 بیان نموده است.در مورد صحت حدیث:حضرت فاطمه(س) پس از غصب فدک ابتدا به نزد ابوبکر رفت و حق خود را طلب کرد.خلیفه حدیث « نحن معاشر الانبیاء لانورث ذهبا ولافضه و لاعقارا و لادارا، ما ترکنا صدقه؛ ما پیغمبران چیزی پس از خود ارث نمی گذاریم نه طلا و نه نقره و نه زمین و نه خانه، هر چه را می گذاریم صدقه است و متعلق به عموم مسلمانان.» حضرت فاطمه(س) پس از غصب فدک ابتدا به نزد ابوبکر رفت و حق خود را طلب کرد. خلیفه انی حدیث را خواند. حضرت فرمود ولی پیامبر در زمان حیاتش این مزرعه را به من بخشیده است. خلیفه پرسید شاهد داری، حضرت فرمود علی(ع) و ام ایمن را معرفی نمود. خلیفه از پذیرفتن شهادت ام ایمن به دلیل زن بودن و علی(ع) به این دلیل که از منافع خود دفاع می کند، امتناع نمود. فاطمه اطهر با منطق اصل مدعای دروغین آنان را باطل نمود و گفت هیچ گاه پدرم چنین حرفی نزده است زیرا این سخن مخالف با تمامی ادله و آیات عمومی ارث است و از نظر فقهی یک حدیث واحد که راوی آن فقط خود ابوبکر است نمی تواند عموم آیات قرآنی را نفی کند و اگر می گویید در مورد پیغمبران است، با آیات دیگری نیز که در مورد توریث انبیای الهی در قرآن آمده مخالفت دارد.(همان)حضرت علی(ع) به فاطمه(س) فرمودند به خلیفه بگو چگونه سلیمان از داوود ارث برد و یحیی از ذکریا؟ ولی من از پدرم ارث نمی برم.(شجره طوبی، محمدسعید بهمن پور، ص158)دختر رسول خدا پس از این بحث ها خشمگین شد و از ابوبکر دوری گزید و … .(همان)- ابن ابی الحدید تصریح کرده و می گوید: « مشهور آ» است که حدیث انتفای ارث را کسی جز ابوبکر روایت نکرده است»(زندگانی حضرت زهرا(س) ص168)- حدیثی که به تأیید مشهور علمای اهل سنت و جماعت ابوبکر در بیان آن متفرد بوده است.(اسرار و آثار سقیفه نبی ساعده، حشمت الله قنبری، ص130) ابوبکر غیر از فدک، در هیچ مورد دیگری که برخلاف خلافت او نبود به این حدیث عمل نکرد. همان طور که ابن ابی الحدید و دیگران نقل کرده اند شمشیر، استر، عمامه و برخی چیزی های دیگری که پیغمبر داشت به علی(ع9 واگذار نمود و بعدا نیز خود ابوبکر را به همین که اتاق محل زندگی عایشه، سهم الارث عایشه است در آن دفن کردند.(زندگانی حضرت فاطمه(س)، ص169) شیخ مفید از امام باقر(ع9 روایت می کند: «عایشه نزد عثمان آمد و گفت آنچه را که پدرم و عمربن الخطاب به من عطا کردند به من بده. گفت: در کتاب و سنت موقعیتی(در این مورد) برای تو نمی بینم. پدر و عمر دلشان می خواست به تو آنقدر عطا کنندف اما من نمی کنم. عایشه گفت: پس میراث رسول خدا(ص) را به من بده. عثمان گفت: آیا تو و مالک بن اوس النصری نزد من نیامدید و شهادت ندادید که از رسول خدا ارث برده نمی شود و به این وسیله فاطمه را از میراثش محروم کردید و حقش را باطل نمودید؟ امروز میراث پیامبر را از من می خواهی؟(شجره طوبی، بهمن پور، 163) ابن ابی الحدید معتزلی در شرح نهج البلاغه می نویسد که از علی بن فاروقی مدرس غربی بغداد پرسیدم فاطمه راست می گفت؟ گفت آری. گفتم اگر راست می گفت چرا فدک را به او برنگرداندند؟ وی با لبخندی پاسخ داد: اگر آن روز فدک را به او می دادند فردا خلافت شوهر خود را ادعا می کرد.(سیره عملی اهلبیت، حضرت فاطمه(س)، سیدکاظم ارفع، ص85)نتیجه: حرکت فاطمه(س) برای گرفتن فدک قبل از آن که مادی باشد، تلاش در جهت احقاق حق شوهرش بود. جانشینان پیامبر(ص) همان گونه که علی(ع) را از حقش در مورد خلافت محروم نمودند، می خواستند که با گرفتن فدک که منطقه آبادی بود و درآمد آن صرف رسیدگی به مساکین می شد در واقع مردمی را که به گمان آنان با برخورداری از این درآمد از خانواده پیامبر(ص) جانبداری می نمودند،‌ محروم نمایند و به قولی دومین ضربه کاری را به خاندان پیامبر بزنند و در واقع تلاش حضرت زهرا(س) به همان دلیل بود که علی بن فاروق می گفت. او می خواست با گرفتن فدک، اثبات نماید که خلیفه اول به طور خودسر عمل می کند و فقط به فکر منافع خویش است. تا بدین وسیله بتواند در مراحل بعدی حق غصب شده حضرت علی(ع) را بگیرد.

برای مطالعه و آگاهی کامل و تحلیلی از قضیه فدک، به دو کتاب:فدک در تاریخ تألیف شهید سیدمحمد باقر صدر و اسرار و آثار سقیفه بنی ساعده، تألیف حشمت الله قنبری

دیدگاهتان را ثبت کنید

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد