شکست مسلمانان-جنگ احد

هنگامی که لشکر اسلام به کوه احد رسید، پیامبر «عبدالله بن جبیر» را با پنجاه نفر از تیراندازان ماهر، مأمور ساخت در دهانه شکاف کوه قرار گیرند، و به آنها اکیداً توصیه کرد که در هر حال از جای خود تکان نخورند و پشت سر سپاه را حفظ کنند، و فرمود حتّی اگر ما دشمن را تا مکه تعقیب کنیم و یا اگر دشمن ما را شکست داد و ما را تا مدینه مجبور به عقبþنشینی کرد، باز هم از سنگرکاه خود دور نشوید.از آن طرف ابوسفیان، «خالد بن ولید» را با دویست سرباز زبده، مراقب این گردنه کرد و دستور داد در کمین باشید تا وقتی که سربازان اسلام از این درّه کنار بکشند، آنگاه بلافاصله لشکر اسلام را از پشت سر مورد حمله قرار دهید.دو لشکر در مقابل یکدیگر صف آرائی کرده، مهیای جنگ شدند. این دو سپاه هر کدام به نوعی مردان خود را بجنگ تشویق میþکردند.
ابوسفیان، بنام بتþهای کعبه و جلب توجه زنان زیبا، جنگجویان خود را بر سر ذوق و شوق میþآورد!
اما پیامبر اسلام(ص) بنام خدا و مواهب الهی مسلمانان را بجنگ تشویق میþنمود.
پس از شروع جنگ، مسلمانان با یک حمله شدید توانستند، لشکر قریش را در هم بشکنند، آنها پا به فرار گذاشتند، و سربازان اسلام در تعقیب آنها پرداختند.
خالد بن ولید که شکست قریش را قطعی دانست خواست از راه دره خارج شود و مسلمانان را از پشت سر مورد حمله قرار دهد، ولی تیراندازان آنها را مجبور به عقبþنشینی کردند.
این عقبþنشینی قریش باعث شد جمعی از تازه مسلمانان بخیال اینکه دشمن شکست خورده است برای جمعþآوری غنائم یکمرتبه پستهای خود را ترک کنند، و حتی تیراندازانیکه در بالای کوه ایستاده بودند، سنگر خود را ترک گفتند و به میدان جنگ ریختند، و هر قدر عبدالله بن جبیر دستور پیغمبر(ص) را متذکر شد به جز عده کمی که عددشان حدود ده نفر بود، در جایگاه حساس خود نایستادند.
نتیجه مخالفت دستور پیامبر(ص) این شد که «خالد بن ولید» با دویست نفر دیگر که در کمین بودند چون شکاف کوه را از پاسداران خالی دیدند، به سرعت بر سر «عبدالله ابن جبیر» تاختند و او را با یارانش کشتند، و از پشت سر به لشکر اسلام حمله آوردند.
ناگهان مسمانان از هر طرف خود را از زیر شمشیر دشمن دیدند، نظم و هماهنگی آنها از میان رفت، فراریان لشکر قریش همینکه اوضاع را چنین دیدند، برگشتند و مسلمانان را دایرهþوار در میان گرفتند. در همین موقع افسر شجاع اسلام حمزه سیدالشهداء با بعضی دیگر از یاران شجاع پیامبر شربت شهادت نوشیدند، و جز عده معدودی که پروانهþوار اطراف رهبر خود را گرفته بودند بقیه از وحشت پا به فرار گذاشتند.
قصه های قرآن، حضرت آیت الله مکارم شیرازی
به نقل از سایت تبیان

دیدگاهتان را ثبت کنید

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد