اینستاگرام علوم غریبه : zodiac720@

ظاهر و شمایل امیرمومنان علی علیه السلام، معنی انزع البطین

به عنوان مقدمه چند نکته عرض می کنم، سپس به پاسخ سوال جنابعالی می پردازم:
1. در بیان قرآن کریم و روایات اهل بیت علیهم السلام، ظاهر افراد هیچ گاه محور و ملاک حق و حقیقت نبوده، بلکه داشتن ایمان راسخ و راستین و عملی که براساس آن ایمان بر اعضاء و جوارح جاری و ساری می گردد، (تقوا)، ملاک و مناط قرار گرفته است. به عنوان مثال، با آنکه حضرت یوسف علیه السلام، از لحاظ زیبایی، در میان انبیاء و اولیاء مثل و مانند نداشته، اما با بررسی آیات قرآن کریم و روایات اهل بیت علیهم السلام، می بینیم که این زیبایی ظاهری، هیچ گاه محور مباحث درباره ایشان واقع نشده است.
2. یکی از حربه های تبلیغاتی که مورد بهره برداری جبهه باطل در طول تاریخ قرار گرفته است، مطرح کردن مسائل حاشیه ای و فرعی و در بوق و کرنا کردن آن با تبلیغات گسترده است، تا اذهان را از مسیر اصلی خارج کرده و از پرداختن به مسائل اساسی بازدارد. آنچه از نظر تاریخی مسلّم است، اینکه در هیچ متن تاریخی یا روایی از امیرمومنان علیه السلام، به زشتی صورت و شمایل یاد نشده است؛ اما اینکه آیا حضرت زیبا هم بوده اند یا نه، سوالی است که در بخش تفصیلی پاسخ، بدان خواهیم پرداخت. اما مطرح کردن مسائلی حول ظاهر امیرمومنان علیه السلام، موضوعی است که مانند بسیاری از موضوعات دیگر، برای منحرف کردن اذهان از موضوع حقانیت ایشان در جانشینی رسول خدا صلوات الله علیه و آله مورد بهره برداری قرار گرفته است.
اما پاسخ به سوال شما:
از شبهاتی که معاندین و دشمنان امیرالمومنین به خیال خود بر وجود مقدس امیرالمومنین علی علیه السلام وارد کرده اند استناد به روایاتی است که به شکل ظاهری آن حضرت اشاره کرده و به خیال خود برخی ویژگیهای عجیب و نامتناسبی را به آن حضرت نسبت داده اند. به همین منظور لازم است که این مطلب را به طور ریشه ای و دقیق مورد بررسی قرار دهیم تا روشن شود که آن حضرت چه ویژگی ظاهری داشته اند:
بررسی روایات پیرامون سیمای ظاهری امیرالمومنین حضرت على علیه السلام طبق روایات فراوان انبیای الهی و پیامبر خاتم صلی الله علیه و آله و سلم و اهل بیت علیهم السلام از همه لحاظ حتی از نظر شکل و شمایل و هیئت ظاهری از تمامی مردم زمان خودشان برتر بوده اند، بطوری که عاری از هر عیب و نقصی بوده اند. اما بعضی اوقات بعضی یا بخاطر عدم آشنایی با روایات و متون تاریخی و یا از روی غرض ورزی، سعی در تنقیص و به خیال خودشان کوچک نمودن این بزرگواران داشته و دارند که عبارات فوق نیز می تواند از همین دسته مطالب باشد. البته متأسفانه نوشتن و انتشار امثال این مطالب از افراد بی مطالعه، در این گونه سایت ها فراوان است.
برای دریافت حقیقت مطلب در مورد شمایل ظاهری حضرت امیرالمؤمنین صلوات الله و سلامه علیه، برخی روایات و نقلهای تاریخی را از نظر شما می گذرانیم: (برای رعایت اختصار، متون عربی حذف شدند)
ابن سعد در کتاب طبقات می نویسد: قدامة بن عتاب گفت: علی دارای شکمی نیکو و کامل و سینه ای بسیار فراخ بود، ساعد دستش عضلانی بوده و در قسمت مفاصل نازک شده و شکیل بود و ساق پایش عضلانی بوده و در قسمت مفاصل نازک شده و شکیل بود… (الطبقات الکبرى ـ محمد بن سعد بن منیع أبو عبدالله البصری الزهری ـ ج ۳، ص ۲۶، باب: ذکر صفة علی بن أبی طالب علیه السلام، الوفاة: ۲۳۰، ناشر: دار صادر – بیروت -؛ أنساب الأشراف ـ أحمد بن یحیى بن جابر البلاذری، المتوفى: ۲۷۹هـ ـ ج۱، ص ۲۸۳ و ۲۸۴.)
محمد بن یوسف صالحی شامی می نویسد: علی دارای شکمی نیکو و کامل وسینه ای بسیار فراخ بود، ساعد دستش عضلانی بوده و در قسمت مفاصل نازک شده و شکیل بود و ساق پایش عضلانی بود و قد مبارکش از فرد میان قامت مقداری بلند قد تر بود و کتفهایی قوی و عضلانی داشت و محاسنی پرپشت و بلند داشت. (سبل الهدى والرشاد فی سیرة خیر العباد ج۱۱، ص۲۸۷ ـ محمد بن یوسف الصالحی الشامی، الوفاة: ۹۴۲هـ ـ، ناشر: دار الکتب العلمیة – بیروت – ۱۴۱۴هـ، چاپ اول، تحقیق: عادل أحمد عبد الموجود وعلی محمد معوض.)
عبدالملک بن حسین بن عبدالملک الشافعی العاصمی المکی می نویسد: قد مبارک علی علیه السلام از فرد میان قامت مقداری بلند قدتر بود، چشمان مشکی و درشت و صورت زیبایی داشت. (سمط النجوم العوالی فی أنباء الأوائل والتوالی ج۲، ص۵۵۴، ـ عبد الملک بن حسین بن عبد الملک الشافعی العاصمی المکی، الوفاة: ۱۱۱۱هـ ـ، ناشر: دار الکتب العلمیة – بیروت – ۱۴۱۹هـ- ۱۹۹۸م، تحقیق: عادل أحمد عبد الموجود- علی محمد معوض)
لازم به ذکر است که وقتی در مورد کسی کلمه ضخم البطن به کار برده می شود فقط به معنای شکم بزرگ نیست بلکه گاهی به این معناست که شکم ایشان لاغر و نحیف نیست و به استخوانهای کمر نچسبیده بلکه متوازن و زیبا و نیکو و کامل است.
چنانچه إسماعیل بن محمد بن الفضل التیمی الأصبهانی در توصیف شمایل حضرت داود، به این مطلب تصریح می کند:
اینکه گفته اند (حضرت داود) ضخم البطن بوده است، به این معناست که شکم ایشان تو رفته به صورتی که به استخوانهای کمرش چسبیده باشد نبوده بلکه (عضلات ) شکم ایشان متوازن و زیبا و نیکو بوده است. (دلائل النبوة ـ إسماعیل بن محمد بن الفضل التیمی الأصبهانی، متوفی: ۵۳۵ ـ ج ۱ ص ۹۵ ( از مصادر اهل سنت )، ناشر: دار طیبة – الریاض – ۱۴۰۹، چاپ اول، تحقیق: محمد محمد الحداد.)
خوارزمی ـ از علمای اهل سنت ـ در بیان شمایل زیبای حضرت به نقل از محمد بن حبیب می نویسد:
محمد بن حبیب بغدادی صاحب کتاب « المحبر الکبیر» علی علیه السلام را این گونه توصیف می کند: علی چهره ای گندمگون و صورتی زیبا داشت و از استخوان بندی درشتی برخوردار بود و سایر اندام او متناسب و موزون ( خوش اندام ) بود. (المناقب ـ الموفق بن احمد بن محمد المکی الخوارزمی، متوفی ۵۶۸ هـ ـ ص ۴۵، باب: الصفات.)
آنچه تا اینجا نقل شد، از علمای اهل سنت بود.
اما مرحوم اربلی، صاحب کشف الغمة، از علمای شیعه چنین می نویسد: و از جمله روایاتی که درباره صفات ظاهری و شمایل حضرت نقل شده، روایاتی است که دوست عزیز من عزالدین الرسعنی عبدالرزاق بن رزق الله بن أبی بکر بن خلف الحنبلی الموصلی (متوفی ۶۶۰) بنا به درخواست حاکم موصل ملک بدرالدین لؤلؤ الأرمنی الأتابکی (متوفى ۶۵۷) نقل نموده است. حاکم موصل از او خواسته بود روایات صحیحی در مورد فضائل و صفات ظاهری امیرالمؤمنین صلوات الله و سلامه علیه برایش بنویسد وقتی این روایات به دست حاکم موصل رسید، دستور داد آنها را بر ۱۲ شمعدانی که می خواستند برای حرم امیر المؤمنین صلوات الله و سلامه علیه ببرند، نوشتند. من (مرحوم اربلی) نیز آن شمعدانها را که آن روایات بر آنها حک شده بود دیده ام. عزالدین الرسعنی در مورد حضرت می گوید: او فردی چهار شانه ( نه بلند قد و نه کوتاه قد (میان قامت) بود، چشمانی مشکی و درشت داشت، صورتش مانند ماه شب چهارده زیبا بود، (از اندامی) نیکو برخوردار بود، دارای شکمی نیکو و کامل وسینه ای بسیار فراخ بود، انگشتان درشتی داشت گردنى نرم و نازک داشت که مانند جامی نقره ای بود، جلوی سرش کم مو و محاسنش پر پشت بود، استخوانهای سر شانه هایش مانند استخوان سر شانه شیر (غران) و آماده شکار بود، دستانش آنقدر عضلانی بود که بازوان و ساعد دستش از هم تشخیص داده نمی شد و عضلات بازو و ساعدش در هم پیچیده بود، با هر کس دست و پنجه نرم مى کرد او را به خاک مى افکند، ساعد و دستانى درشت داشت هنگام رفتن به میدان جنگ مى دوید، دلى استوار و نیرومند داشت دلیر بود و در برابر حریفان پیروز. (کشف الغمة ـ ابن ابی الفتح اربلی ـ ج۱، ص ۷۵ و ۷۶، باب: صفته علیه السلام؛ حلیة‌ الأبرار ج۲، ص ۳۹۳ و ۳۹۵، الباب الرابع والأربعون فی صفته علیه السلام.)
علامة محمد بن طلحة الشافعی، از علمای اهل سنت، در باب صفات حضرت امیر علیه السلام می نویسد:
آن حضرت سبزه وگندم گون، چشم درشت و میان قامت بود، شکمی نیکو و کامل و محا‌سنى پر پشت داشت، جلوی سرش کم مو بود و موهاى سر و صورتش سپید گشته بود… (مطالب السؤول (از منابع اهل سنت) ـ محمد بن طلحة الشافعی ـ ص۷۰،‌ باب: الفصل الرابع: فی صفته.)
ابن عبدالبر در مقام مدح شمایل ظاهری حضرت می نویسد:
زیباترین روایتی که در مدح علی (علیه السلام) دیده ام این است که او فردی چهار شانه بود و قدش به کوتاهی نزدیک تر بود، چشمانی مشکی و درشت داشت، صورتش مانند ماه شب چهارده زیبا بود، (از اندامی) نیکو برخوردار بود، دارای شکمی نیکو و کامل وسینه ای بسیار فراخ بود، انگشتان درشتی داشت گردنى نرم و نازک داشت که مانند جامی نقره ای بود، جلوی سرش کم مو و محاسن بلندی داشت، سر شانه هایش مانند سر شانه شیر(غران) و آماده شکار جلو آمده بود، دستانش آنقدر عضلانی بود که بازوان و ساعد دستش از هم تشخیص داده نمی شد و عضلات بازو و ساعدش در هم پیچیده بود،، با هر کس دست و پنجه نرم مى کرد او را به خاک مى افکند، ساعد و دستانى درشت داشت هنگام رفتن به میدان جنگ مى دوید، دلى استوار و نیرومند داشت دلیر بود و در برابر حریفان پیروز. (الاستیعاب فی معرفة الأصحاب ـ یوسف بن عبد الله بن محمد بن عبدالبر، متوفی: ۴۶۳ ـ ج ۳، ص۱۱۲۳، ناشر: دار الجیل – بیروت – ۱۴۱۲، چاپ اول، تحقیق: علی محمد البجاوی)
ابن عبدالبر در عبارت بالا در عین مدح هایی که برای حضرت ذکر می کند، می‌گوید: (علی فردی چهار شانه بود و قدش به کوتاهی نزدیک تر بود) نه تنها این جمله با عبارت عزالدین الرسعنی عبد الرزاق بن رزق الله بن أبی بکر بن خلف الحنبلی که مرحوم اربلی از او نقل کرده بود (و به استثنای این تکه از عبارت دقیقا شبیه همین متن بود) و عبارت محمد بن طلحه شافعی که در بالا ذکر شد، سازگاری ندارد، بلکه با عبارت لغویین نیز در ترجمه کلمه (ربعة‌) نمی سازد. علمای لغت در ترجمه واژه (ربعة) گفته اند:
زمخشری می گوید: و رجل ربعة و مربوع و مرتبع، وسیط القامة؛ رجل ربعة و مربوع و مرتبع به معنای مرد متوسط القامة و میان اندام است. (أساس البلاغة ج۱ ص۲۱۷، ـ أبو القاسم محمود بن عمر بن محمد بن عمر الخوارزمی الزمخشری ـ ناشر: دار الفکر، سال چاپ: ۱۳۹۹هـ ۱۹۷۹م)
ابن منظور می گوید: رجل مربوع و مرتبع و مرتبع و ربع و ربعة و ربعة أی مربوع الخلق لا بالطویل و لا بالقصیر؛ رجل مربوع و مرتبع و مرتبع و ربع و ربعة و ربعة به معنای چهارشانه و میان قامت است نه قد بلند و نه کوتاه قد. (لسان العرب ـ محمد بن مکرم بن منظور الأفریقی المصری،‌ متوفی ۷۱۱ ـ، ج۸ ص۱۰۷، ماده:‌ ربع، چاپ اول، ناشر:‌ دار الصادر ـ‌ بیروت ـ چاپ ۱۵ جلدی)
رازی می گوید: رجل ربعة أی مربوع الخلق لا طویل ولا قصیر؛ رجل ربعة به معنای چهارشانه و میان قامت است نه قد بلند و نه کوتاه قد. (مختار الصحاح ـ محمد بن أبی بکر بن عبدالقادر الرازی، متوفی ۷۲۱ ـ، ج۱، ص۹۷، ناشر: مکتبة لبنان ناشرون – بیروت -، سال چاپ: ۱۴۱۵هـ – ۱۹۹۵م، تحقیق: محمود خاطر)
بنابراین به نظر می‌رسد که ابن عبدالبر در عین مدح‌هایی که برای حضرت ذکر می‌آورد، یا عمدی و یا از روی اشتباه، این عبارت (کان ربعة من الرجال إلى القصر) را اضافه کرده است. و گرنه همانطوری که در بالا ذکر شد حضرت کوتاه قد نبوده است؛ بلکه از قامتی کاملا زیبا و متوسط و متناسب با بقیه اندام مبارک، برخوردار بوده است.
از طرفی همانطوری که در بالا ذکر شد، ضخم البطن به معنای شکم متوازن و نیکو است و اگر شخصی با این اوصاف ظاهری که ذکر شد (سینه ای بسیار فراخ، انگشتانی درشت، سر شانه هایی مانند سر شانه شیر (غران) و آماده شکار، بازوان و ساعد دستش از هم تشخیص داده نمی شد، عضلات بازو و ساعدش در هم پیچیده بود و ساعد و دستانى درشت داشت)، شکمش به کمرش چسبیده باشد و مقداری شکم نداشته باشد، متوازن نیست و اینجاست که جای سؤال است. بنابر این در مورد چنین شخصی، شکمی متناسب با اندامش، موجب توازن اندام وی می گردد.
صفت انزع
بعضی از علما در مقام مدح و بیان شمایل ظاهری حضرت، یکی از صفات ایشان را (انزع) دانسته اند نه (اصلع) که این عبارات را از نظر شما می گذرانیم:
ابن منظور در ماده (نزع) می گوید: نزع به معنای خالی بودن دو طرف پیشانی از مو است… و یکی از صفات علی علیه السلام بطین الأنزع است و عرب خالی بودن دو طرف پیشانی را دوست مى دارد، و چنین کسى را به فال نیک مى گیرند و غمم را یعنی کسی که پیشانی و پشت گردنش ( بیش از حد معمول) پر مو باشد،‌ مذمت می کنند و آن را ناخوش دارند و معتقدند کسی که این گونه است، فردی پست و فرومایه است… (لسان العرب ـ محمد بن مکرم بن منظور الأفریقی المصری،‌ متوفی ۷۱۱، ج ۸، ص ۳۵۲، ماده:‌ نزع، چاپ اول، ناشر:‌ دار الصادر ـ‌ بیروت ـ چاپ ۱۵ جلدی)
زبیدی نیز در تاج العروس در ماده ( نزع ) به این مطلب تصریح می کند: نزع به معنای خالی بودن دو طرف پیشانی از مو است… و یکی از صفات علی علیه السلام بطین الأنزع است و عرب خالی بودن دو طرف پیشانی را دوست مى دارد، و چنین کسى را به فال نیک مى گیرند و غمم را یعنی کسی که پیشانی و پشت گردنش ( بیش از حد معمول) پر مو باشد،‌ مذمت می کنند و آن را ناخوش دارند و معتقدند کسی که این گونه است، فردی پست و فرومایه است… (تاج العروس من جواهر القاموس ـ محمد مرتضی الحسینی الزبیدی،‌ متوفی ۱۲۰۵، ج۲۲، ص ۲۴۵، ماده نزع، چاپ ۴۰ جلدی،‌ ناشر:‌ دار الهدایة)
ابن اثیر ذیل ماده (شرص) می گوید: در حدیثی ابن عباس می گوید: شرصه ای (خالی بودن دو طرف پیشانی از مو) را به زیبایی شرصه علی (علیه السلام) ندیدم (دو طرف پیشانی علی علیه السلام که خالی از مو بود بسیار زیبا جلوه می نمود و پیشانی هیچ فردی را به این زیبایی ندیدم) ابن اثیر در ادامه می گوید: شَرصه: به معنای جلحه می باشد و جلحه به معنای خالی بودن دو طرف پیشانی از مو می باشد. سپس ادامه می دهد: هکذا قال الهروی: هروی نیز چنین گفته است؛ (النهایه فی غریب الحدیث و الأثر، ج۲، ص 459، ماده: ‌شرص ـ محمدبن مبارک ابن اثیر جزری، متوفی606، ناشر: مطبوعاتی اسماعیلیان – قم، چاپ چهارم، تحقیق: محمود محمد طناحی)
همانطوری که ملاحظه نمودید تمامی کسانی که عبارت (انزع و یا اصلع) را در صفات حضرت ذکر کردند، هیچ کدام در مقام ذم حضرت امیر علیه السلام نبودند بلکه تمامی این افراد در مقام مدح ایشان بودند و علاوه بر این که (انزع) همان طوری که گذشت صفتی بوده که بسیار مورد علاقه عرب بوده است و عرب صفت اغم را که نقطه مقابل انزع است زشت می شمرده و ذم می دانسته، بنابراین نه تنها این صفت باعث نقیصه ای در شمایل ظاهری حضرت نمی شود، بلکه خود مدح حضرت است.
معنای دیگری از انزع البطین
در روایات و نقلهای تاریخی متعددی که از پیامبر خدا صلی الله علیه و آله و سلم و صحابه و علمای شیعه و سنی به دست ما رسیده است صفت (انزع البطین ـ که یکی از صفات ظاهری حضرت شمرده شده) را (بریده از شرک و سرشار از علم) معنا کرده اند. به عنوان نمونه به ذکر چند مورد در این زمینه بسنده می کنیم:
رسول خدا صلى الله علیه و آله و سلم فرمود: اى على، خداوند تو و خاندانت و شیعیان و دوستان شیعیان تو و دوستدار دوستان شیعیان تو را آمرزیده است، پس مژده باد تو را که انزع البطین هستى، از شرک بریده اى و از علم سرشارى. (مناقب (از منابع اهل سنت) ـ‌ ابن المغازلی ـ ص ۴۰۱؛ عیون أخبارالرضا ج۱،‌ ص۲، ح ۱۸۲،‌ باب فی مناقب علی علیه السلام؛ مسند الرضا ـ داود بن سلیمان الغازی ـ، متوفی۲۰۳، ص ۱۵۶ و ۱۵۷،‌ح ۵۵؛‌ الأمالی ـ شیخ طوسی ـ‌ ص ۲۹۳،‌ ح۵۷۰/ ۱۷، باب غفر الله لشیعة علی علیه السلام)
(در جریان خواستگاری امیر المؤمنین علیه السلام وقتی زنان قریش پیش حضرت زهرا سلام الله علیها از حضرت بدگوئی کردند، پیامبر اکرم صلی الله علیه وآله و سلم به حضرت زهرا سلام الله علیها فرمود:) ای فاطمه… اما در مورد اینکه گفتی او بطین است،‌ وجود علی مملو از علم است و این علم را خداوند در میان امتم به او اختصاص داده است. (بحار ج۴۳، ص ۱۰۰ و ۱۰۱، ح ۱۱، باب فیما قاله رسو الله صلی الله علیه و آله و سلم فی فضائل علی علیه السلام لفاطمه علیها السلام)
عبایة بن ربعی می گوید: فردی نزد ابن عباس آمد و گفت: در مورد انزع البطین علی بن ابی طالب برایم بگو زیرا که مردم در مورد شخصیت او اختلاف نظر دارند؟ ابن عباس فرمود: ای مرد در مورد فردی پرسیدی که به خدا قسم بعد از رسول خدا کسی با فضیلت تر از او بر روی زمین راه نرفته، همانا علی برادر و پسر عمو و وصی و جانشین و خلیفه رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم بر امتش می باشد و او کنده شده از شرک است و مملو و سرشار از علم؛ از رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم شنیدم که فرمود: هرکس می خواهد روز قیامت نجات یابد (و در زمره نجات یافتگان باشد) باید به دامان این انزع یعنی علی علیه السلام چنگ زند (و دست نیاز به طرف او دراز کند). (علل الشرایع ـ شیخ صدوق ـ‌ ج۱، ۱۵۹، ح۳،‌ باب ۱۲۸ – علة الصلع فی رأس أمیر المؤمنین علیه السلام، والعلة التیمن أجلها سمى الأنزع البطین؛ معانی الأخبار ـ شیخ صدوق ـ‌ ص ۶۳، ح ۱۱، باب معانی أسماء محمد وعلى وفاطمة والحسن والحسین والأئمة علیهم السلام).
علامه سبط ابن جوزی از علمای اهل سنت می نویسد:
از آن رو که باطن علی علیه السلام سرشار از علم بود، به ایشان بطین گویند. ایشان می فرمود: اگر کرسی درسی برایم می بود در تفسیر بسم الله الرحمن الرحیم برابر یک بار شتر مطلب می گفتم. و از آنجا که علی علیه السلام از شرک بریده بود، او را انزع گویند. (تذکرة الخواص ( از منابع اهل سنت ) ـ سبط ابن الجوزی ـ ص ۱۶، چاپ مؤسسة اهل البیت علیهم السلام ـ بیروت، لبنان ـ، سال چاپ: ۱۴۰۱ ه.ق،‌ ۱۹۸۱ م).
علامة محمد بن طلحة الشافعی در باب صفات حضرت امیر علیه السلام می نویسد:
راویان گفته، بیننده گان دیده و نویسندگان نوشته اند و بر زبان گویندگان جارى است که از صفات ویژه آن حضرت که بر قامت ایشان پوشیده شده ( الانزع البطین ) است تا آنجا که به صورت نام خاص حضرتش در آمده است. و از جمله چیزهایى که در معناى این دو صفت گوشها را مى نوازد و براى شنونده لذت بخش تر است از بی نیازی شخص فقیر و محتاج، و امنیت براى دل هراسان است آن که: آن حضرت چون تحت تربیت مستقیم پیامبر صلى الله علیه و آله و سلم قرار داشت و از راه و روش او پیروى مى نمود و شبانه روز گوش به فرمان پیامبر صلى الله علیه و آله و سلم بود و جامه پیروى او را به تن داشت و همه کوشش و توجه خود را در پیروى آن حضرت به کار مى برد و خلاصه بنا به گفته شاعر: (اگر می خواهی در مورد شخصیت فردی اطلاع پیدا کنی) از رفیق و همنشین او سؤال کن و از خودش نپرس زیرا که هر همنشینی در اعمال و رفتار به همنشین خود اقتدا می کند (در یک جمله: هر کسى را از همنشینش بشناس) خداوند از انوار نبوت که در آفاق منتشر شده بود، در او تابید و او را جانى پاکیزه بخشید و به خاطر صفایى که نفس پاک او داشت خداوند قابلیت پذیرش همه خویهاى پسندیده و کرامتهاى اخلاقى را به او عطا نمود، و با داشتن نورى چنین از نزدیک شدن به کدورت کفر و ناخالصى و آلودگی به نفاق پاک ماند، و بدان پاکیزگى از ظلمات شرک و آلودگیهاى دروغ و افترا به کلى جدا ماند (فاصله گرفت) و از همین رو نخستین مردی بود که بى تردید به رسول خدا صلى الله علیه و آله و سلم ایمان آورد، و به شکستن بتها و مجسمه ها و پاک کردن مسجد الحرام از بتها و خدایان باطل و نمودهاى شک و گمراهى، مشتاق شد (و از همین رو او را (انزع) یعنى بر کنده از شرک خواندند) …
و نفسش را از ارتکاب گناهان و گرایش به هوسهای نفسانی بازداشت و در این راه مجاهدت نمود و به انجام طاعات و عبادات مشتاق گردید و در این راه مجدانه کوشش نمود و به جمع آوری خوبیها اشتیاق یافت و قامت خود را به لباس نیکی ها آراست و در محراب نیکی ها جای گرفت لذا وقتی که نفس پاکش به واسطه دوری از گناهان و اشتیاق به خوبیها، برتری یافت شایسته ملقب شدن به صفت انزعیت شد و بدان لقب معروف گردید…
و به جهت همراهى مداوم با رسول خدا صلى الله علیه و آله و سلم خداوند پیوسته بر علم او مى افزود تا آنجا که – به نقل ترمذى در کتاب صحیح خود – رسول خدا صلى الله علیه و آله و سلم در حق او فرمود: (من شهر علمم وعلى دروازه آن است). و آن حضرت با علم سرشار خود قضایاى سخت و وقایع مشکل و احکام پیچیده را حل و فصل مى نمود. در هر علمى اثرى از او به چشم مى خورد و در هر حکمتى نظرى از او دیده مى شود…
و چون انواع و اقسام علوم و حکمتى که خداوند به او بخشیده بود، بر همگان آشکار گردید او را (بطین) خواندند، زیرا بطین به کسى مى گویند که شکمى بزرگ و پر داشته باشد، و چون درون آن حضرت سرشار از علم و حکمت بود و انواع و اقسام علم و حکمت حکم غذاى او را داشت به این اعتبار او را بطین یعنى سرشار از علم و حکمت خواندند درست مانند کسى که بخاطر پر شدن شکمش از غذاى جسمانى به او بطین می گویند.
آرى این نام براى حضرت بدین اعتبار است و این همان معنایى است که راویان هدایت یافته به زبان قلم نویسندگان اهدا نموده اند…
بر هیچ فردی پوشیده نیست و بر همگان هویدا است که على علیه السلام حاوى علم بسیار و معرفت فراوان و فهم سرشارى بوده است که برخى از آن علوم را به خاطر مصلحتی که در شناختن آنها بود و فایده زیادی برای دیگران داشت، آشکار ساخت و برخى را پنهان داشت تا جوینده حقیقى و شایسته آن پیدا شود… (مطالب السؤول ( از منابع اهل سنت ) ـ محمد بن طلحة الشافعی ـ ص ۷۰ تا ۷۶،‌ باب: الفصل الرابع: فی صفته).
محمدالإسکافی در قصیده‌ای در مدح امیرالمؤمنین صلوات الله وسلامه علیه می گوید:
حبر علیهم بالذی هو کائن * والیه فی علم الرسالة یرجع أصفاه احمد من خفی علومه * فهو البطین من العلوم الأنزع ؛ (علی) بزرگ امت است که به این بزرگی لایق است * (او فردی است) که در علم نبوی به او رجوع می شود پیامبر او را برگزید و علوم مخفیش را به او اختصاص داد * پس او مملو از علم است و کنده شده از شرک. (مناقب ـ ابن شهر آشوب ـ ج ۱، ص ۳۲۳، باب فصل: فی المسابقة بالعلم).
ابن حماد در قصیده‌ای در مدح امیرالمؤمنین صلوات الله وسلامه علیه می گوید:
بعث النبی براءة مع غیره * فأتاه جبریل یحث و یوضع قال ارتجعها وأعطها أولى الورى * بأدائها وهو البطین الأنزع * فانظر إلی ذی النص من رب العلى * یختص ربی من یشاء ویرفع؛ پیامبر اکرم آیات برائت را به غیر علی داد (ابوبکر) که برای مشرکین بخواند * پس جبرئیل بر او نازل شد و غیر علی (ابوبکر) را از آن جایگاه (ابلاغ آیه به مشرکان) پائین آورد. جبرئیل گفت: ای رسول خدا آیات را برگردان و آنها را به بهترین خلق خدا بده * و اوست که سرشار از علوم است و کنده شده از شرک. نگاه کن به صاحب این فرمان که پروردگار بلند مرتبه است * که هر کس را بخواهد بالا می برد و عزت می بخشد. (مناقب ـ ابن شهر آشوب ـ ج ۱، ص ۳۹۲، باب:‌ فصل: فی الاستنابة والولایة).
شباهت ظاهری ‌امیرالمؤمنین صلوات الله و سلامه علیه به پیامبر‌ اسلام صلی الله علیه و آله وسلم:
احمد بن حنبل می‌نویسد:
احمد بن حنبل به نقل از امیر المؤمنین صلوات الله و سلامه علیه در وصف رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم می‌نویسد: رسول خدا صلی الله علیه (و آله) و سلم میان قامت بود نه قد بلند و نه کوتاه قد، سر و محاسنی بزرگ متناسب با بقیه اندامش داشت دستان و انگشتان و پاهای ایشان قوی و درشت بود… از استخوان بندی درشتی برخوردار بود… (مسند احمد بن‌حنبل (متوفی ۲۴۱ ) ج۱، ص ۹۶، ح۷۴۶، باب: مسند علی بن ابی‌طالب رضی الله عنه، ناشر: مؤسسة قرطبة – مصر؛ حجة الله البالغة ج۱، ص ۸۶۱، ـ الإمام أحمد المعروف بشاه ولی الله ابن عبد الرحیم الدهلوی، متوفی ۱۱۷۶ ـ، ناشر: دار الکتب الحدیثة – مکتبة المثنى ـ القاهرة ـ بغداد، تحقیق: سید سابق).
همو در روایتی دیگر می گوید:
رسول خدا صلی الله علیه (وآله) وسلم سری بزرگ متناسب با بقیه اندامش داشت، چشمانش درشت بود…از محاسنی پرپشت برخوردار بود… دستان وانگشتان و پاهای ایشان قوی ودرشت بود… (مسند أحمد بن حنبل (متوفی۲۴۱)، ج ۱، ص ۱۰۱، ح ۷۹۶، ناشر: مؤسسة قرطبة – مصر).
کان علی إذا نعت النبی صلى الله علیه وسلم قال لم یکن بالطویل الممغط ولا بالقصیرالمتردد وکان ربعة من القوم… أدعج العینین… جلیل المشاش والکتد… شئن الکفین والقدمین…
ابن ابی شیبة استاد محمد بن اسماعیل بخاری، به نقل از ابراهیم بن محمد می نویسد:
امیرالمؤمنین صلوات الله‌وسلامه علیه وقتی پیامبراکرم صلی الله علیه (وآله) وسلم را توصیف می‌کرد، می فرمود: ایشان میان قامت و چهارشانه بود… چشمانی مشکی و درشت داشت… استخوانهای شانه اش قوی و درشت بود… دستان وانگشتان و پاهای ایشان قوی ودرشت بود… (المصنف فی الأحادیث والآثار ج ۶، ص ۳۲۸،‌ ح ۳۱۸۰۵، ـ أبو بکر عبد الله بن محمد بن أبی شیبة الکوفی، متوفی ۲۳۵ ـ، ناشر: مکتبة الرشد – الریاض – ۱۴۰۹، الطبعة: اول، تحقیق: کمال یوسف الحوت؛ الإستذکار ج ۸، ص ۳۳۱، ـ أبوعمر یوسف بن عبد الله بن عبد البر النمری (ابن عبد البر) متوفی۴۶۳ ـ، ناشر: دار الکتب العلمیة ـ بیروت ـ، چاپ: ‌اول، سال چاپ: ۱۴۲۱ هـ. ق، ۲۰۰۰ م، تحقیق: سالم محمد عطاء و محمد علی معوض).
البته در بعضی روایات نقل می کنند که رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم مقداری از فرد میان قامت بلند قد تر بوده‌ است، اما همانطوری که در بالا ذکر شد طبق بعضی نقل ها حضرت امیر علیه السلام نیز همان گونه بوده است.
بنابراین طبق این نقل نیز میان این دو پیشوای اسلام باز هم شباهت وجود دارد:
چهره رسول الله صلی الله علیه (وآله) و سلم مانند ماه شب چهارده می درخشید مقداری از فرد میان قامت بلند تر بوده‌ است و از فرد خیلی بلند قد، کوتاه قد تر بود… گردنی نیکو و نورانی مانند نقره داشت و فردی خوش اندام بود. (الأحادیث الطوال، ج ۱، ص۲۴۵، ح ۲۹، ـ سلیمان بن أحمد بن أیوب أبو القاسم الطبرانی، الوفاة: ۳۶۰ ـ، دار النشر: مکتبة الزهراء – الموصل – ۱۴۰۴ – ۱۹۸۳، الطبعة: الثانیة، تحقیق: حمدی بن عبدالمجید السلفی)

دیدگاهتان را ثبت کنید

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد