اینستاگرام علوم غریبه : zodiac720@

مختصری از زندگانى‌ حضرت امام صادق (علیه‌السلام)

حضرت‌ امام‌ جعفر صادق‌ (علیه‌السلام) رئیس‌ مذهب‌ جعفرى‌ (شیعه) در روز 17ربیع‌ الاول‌ 83 هجرى‌ چشم‌ به‌ جهان‌ گشود.پدرش‌ امام‌ محمد باقر (علیه‌السلام) و مادرش‌ “ام‌ فروه‌” مى‌باشد.کنیه‌ آن‌ حضرت: “ابوعبدالله” و لقبش‌ “صادق‌” است. حضرت‌ صادق‌ تا سن‌ 12 سالگى‌ معاصر جد گرامیش‌ حضرت‌ سجاد بود و مسلما تربیت اولیه‌ او تحت‌ نظر آن‌ بزرگوار صورت‌ گرفته‌ و امام‌ (علیه‌السلام) از خرمن‌ دانش‌ جدش‌ خوشه‌چینى‌ کرده‌ است. پس‌ از رحلت‌ امام‌ چهارم‌ مدت‌ 19 سال نیز در خدمت‌ پدر بزرگوارش‌ امام‌ محمدباقر (علیه‌السلام) زندگى‌ کرد و با این‌ ترتیب‌ 31 سال از دوران‌ عمر خود را درخدمت‌ جد و پدر بزرگوار خود که‌ هر یک‌ از آنان‌ در زمان‌ خویش‌ حجت‌ خدا بودند، و از مبدأ فیض‌ کسب‌ نور مى‌نمودند گذرانید، لذا ایشان در مدت عمر ۶۵ ساله‌ی پر برکت خود در 31 سالگی پس از شهادت پدرش به امامت رسیدند و به مدت ۳۴ سال (۱۱۴ تا ۱۴۸ق) امامت شیعیان را بر عهده داشت. بنابراین‌ صرف‌‌نظر از جنبه‌ الهى‌ و افاضات‌ رحمانى‌ که‌ هر امامى‌ آن‌ را دارا مى‌باشد، بهره‌مندى‌ از محضر پدر و جد بزرگوارش‌ موجب‌ شد که‌ آن‌ حضرت‌ با استعداد ذاتى‌ و شم‌ علمى‌ و ذکاوت‌ بسیار، به‌ حد کمال‌ علم‌ و ادب‌ رسید و در عصر خود بزرگ‌ترین‌ قهرمان‌ علم‌ و دانش‌ گردید. پس‌ از درگذشت‌ پدر بزرگوارش‌ 34 سال نیز دوره‌ امامت‌ او بود که‌ در این‌ مدت‌ “مکتب‌ جعفرى‌” را پایه‌ریزى‌ فرمود و موجب‌ بازسازى‌ و زنده‌ نگه‌داشتن‌ شریعت‌ محمدى‌ (صلّی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلّم) گردید. زندگى‌ پربار امام‌ جعفر صادق‌ (علیه‌السلام) مصادف‌ بود با خلافت‌ پنج‌ نفر از بنی‌امیه‌ (هشام‌ بن‌ عبدالملک‌ – ولید بن‌ یزید – یزید بن‌ ولید – ابراهیم‌ بن‌ ولید – مروان‌ حمار ) که‌ هر یک‌ به‌ نحوى‌ موجب‌ تألم‌ و تأثر و کدورت‌ روح‌ بلند امام‌ معصوم‌ (علیه‌السلام) را فراهم‌ مى‌کرده‌اند، و دو نفر از خلفاى‌ عباسى‌ (سفاح‌ و منصور ) نیز در زمان‌ امام‌ (علیه‌السلام) مسند خلافت‌ را تصاحب‌ کردند و نشان‌ دادند که‌ در بیداد و ستم‌ بر امویان‌ پیشى‌ گرفته‌اند، چنانکه‌ امام‌ صادق‌ (علیه‌السلام) در 10 سال آخر عمر شریفش‌ در ناامنى‌ و ناراحتى‌ بیشترى‌ به سر
مى‌برد.
راه‌های سعادت در کلام امام صادق (علیه‌السلام):
– طَلَبتُ الرَّفعَةَ، فَوَجَدتُهُا فی التَّواضُعِ ؛ برتری و بزرگواری را خواهان شدم، پس آن را در فروتنی یافتم.
– طَلَبتُ رِضَی اللهَ، فَوَجَدتُهُ فی بِرِّ الوالِدَینِ ؛ خشنودی خدای متعال را درخواست نمودم، پس آن را در نیکی به پدر و مادر یافتم.
– طَلَبتُ الرّاحَةَ، فَوَجَدتُها فی الزُّهدِ ؛ آسایش را جستجو نمودم، پس آن را در پارسایی یافتم.
– طَلَبتُ حَلاوَةَ العِبادَةِ، فَوَجَدتُهُا فی تَرکِ المَعصِیَةِ ؛ شیرینی عبادت را جستجو نمودم، پس آن را در ترک گناه یافتم.
– طَلَبتُ رِقَّةَ القَلبِ، فَوَجَدتُهُا فی الجوعِ وَ العَطَشِ ؛ رقت و نرمی قلب را طلب نمودم، پس آن را در گرسنگی و تشنگی (روزه) یافتم.
– طَلَبتُ الجَوازَ عَلیَ الصِّراطِ، فَوَجَدتُهُ فی الصَّدَقَةِ ؛ (آسانی) عبور از صراط را جستجو نمودم، پس آن را در صدقه یافتم.
– طَلَبتُ نورَ الوَجهِ، فَوَجَدتُهُ فی صَلاةِ اللَّیلِ ؛ روشنی و نورانیت رخسار را درخواست نمودم، پس آن را در نماز شب یافتم.
– طَلَبتُ نورَ القَلبِ، فَوَجَدتُهُ فی التَّفَکُّر وَ البُکآءِ ؛ روشنی قلب را طلب کردم، پس آن را در اندیشیدن و گریستن یافتم.
– طَلَبتُ فَراغَ القَلبِ، فَوَجَدتُهُ فی قِلَّةِ المالِ ؛ آسایش قلب را جستجو نمودم، پس آن را در کمی ثروت یافتم.
– طَلَبتُ حُبَّ المَوتِ، فَوَجَدتُهُ فی تَقدیمِ المالِ لِوَجهِ اللهِ ؛ دوست داشتن مرگ را خواهان شدم، پس آن را در پیش فرستادن ثروت (انفاق) برای خشنودی خدای تعالی یافتم.
برگ عیشی به گور خویش فرست *** کس نیارد ز پس، تو پیش فرست
– طَلَبتُ العِبادَةَ فَوَجَدتُهُا فی الوَرَعِ ؛ عبادت را جستجو نمودم، پس آن را در پرهیزکاری یافتم.
– طَلَبتُ الجَنَّةَ، فَوَجَدتُهُا فی السَّخاءِ ؛ بهشت را خواستم، پس آن را در بخشندگی و جوانمردی یافتم.
– طَلَبتُ الذَّلَّةَ، فَوَجَدتُهُا فی الصَّومِ ؛ خواهان نرمی و فروتنی شدم، پس آن را در روزه یافتم.
– طَلَبتُ الغِنی، فَوَجَدتُهُ فی القِناعَةِ ؛ توانگری را جستجو نمودم، پس آن را در قناعت یافتم.
– طَلَبتُ الاُنسَ، فَوَجَدتُهُ فی قَرائَةِ القُرآنِ ؛ آرامش و همدمی را جستجو نمودم، پس آن را در خواندن قرآن یافتم.
– طَلَبتُ السُّرعَةَ فی الدُّخولِ إلیَ الجَنَّةِ، فَوَجَدتُهُا فی العَمَلِ لِللّهِ تَعالی ؛ سرعت در ورود به بهشت را جستجو نمودم، پس آن را در کار خالصانه برای خدای تعالی یافتم.
 
برگرفته از احادیث مستدرک الوسائل، ج 12، ص 173 – 174.

دیدگاهتان را ثبت کنید

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد