خانه » همه » مذهبی » دموکراسی و حکومت دینی در عصر غیبت

دموکراسی و حکومت دینی در عصر غیبت


دموکراسی و حکومت دینی در عصر غیبت

۱۳۹۳/۱۱/۰۱


۸۰ بازدید

تا جمعه ظهور. . .

دموکراسی و حکومت دینی در عصر غیبت

به گزارش خبرنگار حوزه مهدویت خبرگزاری شبستان،‌ برنامه زنده “تا جمعه ظهور” با هدف گسترش، تعمیق و ترویج فرهنگ مهدوی و افزایش سطح آگاهی مخاطبان رادیو در حوزه معارف مهدوی و ارتقاء بینش عمومی نسبت به اساسی‌ترین وظایف منتظران و مقابله با باورهای سست، خرافی و برداشت‌های غلط از نشانه‌های ظهور یا معارف مهدوی طراحی شده است که هر جمعه همراه با امواج رادیو معارف میهمان شنوندگان این شبکه رادیویی است.

حجت الاسلام دکتر رحیم لطیفی، استاد مرکز تخصصی مهدویت در این برنامه به موضوع مهدویت حکومت دینی و دموکراسی می پردازد؛

تا جمعه ظهور. . .

دموکراسی و حکومت دینی در عصر غیبت

به گزارش خبرنگار حوزه مهدویت خبرگزاری شبستان،‌ برنامه زنده “تا جمعه ظهور” با هدف گسترش، تعمیق و ترویج فرهنگ مهدوی و افزایش سطح آگاهی مخاطبان رادیو در حوزه معارف مهدوی و ارتقاء بینش عمومی نسبت به اساسی‌ترین وظایف منتظران و مقابله با باورهای سست، خرافی و برداشت‌های غلط از نشانه‌های ظهور یا معارف مهدوی طراحی شده است که هر جمعه همراه با امواج رادیو معارف میهمان شنوندگان این شبکه رادیویی است.

حجت الاسلام دکتر رحیم لطیفی، استاد مرکز تخصصی مهدویت در این برنامه به موضوع مهدویت حکومت دینی و دموکراسی می پردازد؛

حقانیت حکومت ولایت فقیه که زیرمجموعه حکومت ائمه و خداست، هم دلایل نقلی مانند قرآن و روایت و هم دلایل عقلی دارد و برای اثبات این مطلب گفتیم اصل استدلال ما حق حقانیت حکومت را حق پیامبر(ص) و ولی می داند که طی 9 مرحله بیان کردیم.

حکومتی باید در زمین باشد، هر حکومت نوعی تصرف در امور مردم است، هر نوع تصرف یک مبنا و جایگاه مشروعیت می خواهد، مبانی برای حقانیت حکومت غیر از اسلام مردود است، تئوری اسلام براساس نظام هستی شناسی است، حکومت حق خداست که باید در قالب واسطه باشد، این حکومت در قدم اول مختص انبیا است، در قدم دوم مال امامان است و در عصر غیبت حق ولی جانشین و مجتهد جامع شرایط است.

از دیرباز برخی می گفتند، هر انسانی که خصوصیات اندیشه ای و جسمی برجسته داشته باشد، همین مشروعیت و حقانیت می آورد و می تواند حاکم شود، بعضی می گفتند این فرد به کدام نژاد تعلق دارد که برتر است که باید گفت هر دو مبنا براساس عقل قابل قبول نیست. هیچ نژادی بر چیز دیگری برتری ندارد. نه مبنای قانونی دارد و نه راه حل.

نظر اول نیز براساس عقل و نقل قابل قبول نیست؛ چراکه در جامعه انسانی قدرت و توانایی بالا مشروعیت نمی آورد ولی در نگاه دموکراسی آنچه که قابل بحث است، این است که حاکم و فرمانروا بر انسان ها باید کسی باشد که انسان ها به او رای دهند و او را انتخاب کنند. که این مساله هم از لحاظ عقلی مورد ابتلا به چالش است و هم نقلی دچار آسیب است.

اینکه انسان ها حاکم تعیین کنند، براساس چه جایگاهی است. دیدگاه ایدئولوژی الهیات این نظریه را دارد که حق اعمال قدرت مربوط به کسی است که مالک باشد و انسان حق ندارد این قدرت را به کس دیگری دهد، انسان می تواند اموال خود را در اختیار کسی بگذارد ولی نمی تواند دست خود را در اختیار دیگری بگذارد و جان او هدیه از جانب خداست.

وقتی مامون خلافت را به امام رضا(ع) پیشنهاد کرد، امام فرمودند: این حکومت اگر حق مشروع توست. حق واگذاری به غیر را نداری و اگر تو مالکش نیستی، هم حق واگذاری به غیر را نداری.

بنابراین امروز دنیا دنبال سیستم دموکراسی است و وارد مرحله لیبرال دموکراسی شده است. دموکراسی اندیشه ای است که پیروانش معتقدند حکومت و حاکمیت بر بشریت حق کسانی است که مردم آنها را انتخاب کند و این حکومت در برابر حکومت های دیکتاتوری قرار دارد. بر این مبنا که بشریت شایسته استکبار و دیکتاتوری نیست.

ولی باید دید که آیا از درون دموکراسی یک انتخاب آزاد درمی آید؟ در ظاهر بله زیرا حق انتخاب با مردم است و هر کسی که مردم رای دهند، حاکم است ولی از درون دموکراسی استبداد اقلیت بر اکثریت دیده می شود. چون تمامی افراد رای نمی دهند و تعداد کمی نیز به فرد مورد نظر رای می دهند. ضمن اینکه قانون دموکراسی در بطن خود دچار معضلاتی است قوانین خاصی که مشکلات فراوانی دارد.

در دموکراسی به معنای واقعی باید برای هر بند از قانون ها، رای گیری شود که این امکان پذیر نیست. پس در باطن یک نوع دیکتاتوری وجود دارد. اندیشه دموکراسی در غرب مورد قبول نیست. چون شعار حکومت دموکراتیک این است که هر چه مردم بگوید که در ادامه سیاست پوپولیستی و عوام فریبی را به روی کار می آورد.

حکومت های دموکراسی در ادامه دچار عوام فریبی می شوند، بنابراین این حکومت از لحاظ تامین اهداف و منافع انسانی یک حکومت ناتوان است و هم از لحاظ مشورعیت چالش دارد و هم از لحاظ هستی شناسی دچار اختلال است.

از آنجایی که اندیشه دموکراسی در جهان یک رقیب برای اندیشه دینی است، لازم است تا باز هم چالش های این اندیشه بررسی شود، در این راستا این سوال مطرح می شود که نظر اسلام به حکومت دموکراسی چیست؟ زیرا در ایران از دموکراسی در قانون انتخابات استفاده می شود.

ما در حکوت الهی و دینی دموکراسی را به عنوان یک نظام ارزشی و مقدسی که از او مشروعیت و قدرت رهبری و حاکم در بیاید قبول نداریم، اما انتخابات ریاست جمهوری یک مقام اجرایی است و امر اجرایی از شئون مردم است، اما بحث ما روی رهبری و حاکم نظام است که مشروعیتش از جانب مردم تامین نمی شود. بلکه چون حاکم یک تصرف ماورایی دارد، این تصرف از آن خداوند است.

رابطه دموکراسی با حکومت های اسلامی از دیرباز مطرح بوده که آیا خلافت و حکومت در اسلام با دموکراسی رابطه ای دارد؟ نظرهای مختلفی در این باره است. در این راستا دموکراسی قدسی مورد تایید اسلام نیست چرا که اسلام نظام هستی شناسی و عقایدی دارد که مردم مخلوق خدا هستند و خدا حاکم مطلق است. پس انسان حق تصرف در جان دیگری ندارد و فقط خداست که می تواند حاکم تعیین کند.

دموکراسی روشی یعنی آرای مردم را در اموری که مربوط به خودشان می شود، قبول دارد. بعضی از شئونات امام مربوط به امور زندگی مردم می شود. مانند اقتصاد کشور و بیشتر جنبه های اجرایی دارد که اسلام اینجا می گوید که مردم باید انتخاب کنند، پس دموکراسی اینجا به عنوان نظام اکثریت قابل قبول است.

با توجه به اینکه یکی از دستاوردهای ظهور حضرت مهدی(ع) تشکیل حکومت جهانی است. بنابراین باید ایجاد حکومت اسلامی و دینی در دوران غیبت نیز مورد توجه قرار گیرد.

ممکن است این مطالب هم برای شما مفید باشد:

دیدگاهتان را ثبت کنید

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد