زن و قتل فرزند

چه کسی گفته که پدر حق کشتن فرزند را دارد؟ هیچ کدام از پدر و مادر حق کشتن فرزند را ندارند. قتل از بزرگترین گناهان و مستوجب مجازات دنیوی و اخروی است . قتل فرزند نیز از این قاعده مستثنی نیست. قتل فرزند مستوجب مجازات است لکن پدر به واسطه قتل فرزند قصاص نمی شود ولی به وسیله حاکم اسلامی مجازات سختی می شود.برای فهم سر این مساله باید نکات متعددی را به خاطر داشت از جمله:1. کشتن انسان بی گناه خواه از بستگان دور یا نزدیک، اعم از فرزند یا سایر بستگان باشد یا بیگانه حرام است و قاتل مستحق مجازات است.
2. تمام مجازات در دنیا نیست .چه بسا جرم آنقدر سنگین است که هر چقدر آن مجرم را عذاب کنند حتی یک درصد کیفر مناسب وی نمی باشد مثل صدام جنایت کار،‌ حتی اگر صد هزار بار او را اعدام کنند، کم است و حال آنکه در دنیا بیش از یک بار نمی شود او را کشت. گاهی نیز بخاطر منع خاصی که در فرد مجرم از نظر مصالح اجتماعی ویا خانوادگی وجود دارد مجازات خاصی تعطیل می شود ومجازات دیگری جایگزین می گردد.
3. پدر و مادر یک سری حقوقی دارند. لیکن این حقوق مجوز قتل فرزند انسان نمی باشد. اما به خاطر نقش های خاصی که دارد احیانا برخی از مجازات ها تخفیف پیدا کند یا تبدیل شود و … ملاک در تشخیص حکمت ها فقط خدای متعال است.
5. در مورد سوال، به نقش اقتصادی ,عاطفی, حمایتی و اجتماعی پدر برای حیات یک خانواده باید توجه داشت. در اینکه پدر قاتل مستحق مجازات است هیچ بحثی نیست اما مجازات او نباید مصیبت مضاعفی بر دیگر اعضای خانواده تحمیل کند. اگر چه ممکن است قصاص پدر به طور موقت باعث تسلی خاطر برخی افراد خانواده گردد ولی بی شک تاثیرات منفی عدم وجود پدر خود مصیبت بزرگی برای خانواده است.با قصاص پدر خانواده نیز مجازات شده و بار دیگر بر مصائب آنها افزوده می شود.
6. ویژگی پدر آن است که در انعقاد نطفه فرزند و هستی بخشی به فرزند نقش اساسی دارد لذا از پدر به عنوان «ولی» فرزند و صاحب فرزند تعبیر می شود. از این رو تخفیف مجازات او در دنیا بی دلیل نیست.ازسوی دیگر در احکام اسلامی به جهت حق ولایت پدر بر پسر از یک طرف، مسئولیت هایی را برای پدر مقرر و معین نموده (مانند سرپرستی و نفقه و برآوردن نیازهای فرزند در زندگی و نقشی که پدر خانواده دارد) از طرف دیگر احکام خاصی را برای پدر قرار داده است که از جمله عدم قصاص و حق برداشت پدر از مال فرزند میباشد.در مورد قصاص، حکم اولیه اسلام بر قصاص میباشد، براساس فلسفه خاصی که در آن وجود دارد. برای رعایت همین فلسفه باید تا جایی که امکان دارد، استثنا نشود اما در مورد پدر به جهت حق ولایت استثنا شده است. اما در مورد قصاص مادر و این که چرا مادر (با عنایت به حقوق و رابطه عاطفی بیشتر وی) از قصاص در مقابل قتل فرزند معاف نشده، میتوان گفت: با توجه به فلسفه قصاص و لزوم پیش گیری از وقوع قتل عمد در جامعه، این استثنا فقط در مورد پدر که جایگاه خاصی در مجموعه خانواده و جامعه دارد، پذیرفته شده است، ولی در مورد مادر با توجه به این که قتل عمد فرزند توسط مادر بسیار کمیاب میباشد، استثنا نمودن او از حکم قصاص ضرورتی نداشته است. (در صورت وقوع باید در عمد و اختیار مادر تردید کرد که در این صورت قصاص نخواهد شد، چون اختیار یکی از شرایط قصاص است یا باید او را فاقد هرگونه عاطفه و احساسات مادری دانست که در این صورت نیز قصاص او مانع ندارد.)
برای اگاهی بیشترر. ک: قدرت الله خسرو شاهی فلسفه قصاص دراسلام
اما در مورد اولیای دم باید گفت اولیای دم که قصاص و عفو در اختیار آنهاست همان ورثه مقتولند، مگر شوهر یا زن که در قصاص و عفو و اجرا اختیاری ندارند.
به این ترتیب برای تعیین و مشخص نمودن آن­ها باید به قواعد و مقررات قانون مدنی در باب ارث مراجعه کرد. برابر ماده 861 ق.م موجبات ارث دو امر است. سبب و نسب. از لحاظ سبب زن و شوهر است و علی­رغم این­که مطابق قانون جزء ورثه هستند؛ اما اولیای دم محسوب نمی­شوند و در این خصوص استثنا شده­اند.
از لحاظ نسب نیز مطابق ماده 862 ق.م اشخاصی که به موجب نسب ارث می­برند سه طبقه اند:
1. پدر و مادر و فرزندان و فرزند فرزندان
2. اجداد و برادر و خواهر و فرزندان آن­ها
3. دایی و عمه و خاله و عمو و فرزندان آن­ها
و مطابق ماده 863 قانون مذکور، وارثین طبقه بعد زمانی ارث می­برند که از وارثین طبقه قبل کسی نباشد. بنابراین برای تشخیص ولی دم نیز همان ترتیبی که از لحاظ طبقات مختلفه وراثت و قرابت در قانون مدنی مطرح است باید رعایت گردد.
بنابراین جنسیت در این مورد شرط نیست؛ لذا دختر و مادر از اولیای دم محسوب می­شوند و حق قصاص دارند.

دیدگاهتان را ثبت کنید

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد