گردن زدن در عصر ظهور


گردن زدن در عصر ظهور

۱۳۹۸/۰۹/۲۷


۲۸۴۰ بازدید

ایا این که امام زمان بعد از تشکیل حکومت تمام کافران دنیا را گردن میزند درست است؟؟؟

نه چنین مطلبی صحت ندارد و با سیره پیامبر و اهل بیت هم خوانی ندارد. بلی جنگ هایی بین امام و دشمنان امام زمان روی می دهد که بالتیع عده ای از طرفین در آنها کشته می شوند. در بعضی از روایات مطالبی از کشتار گسترده امام زمان (عج) بیان شده است. که بسیاری از آنها به شخصی به نام محمدبن علی الکوفی می رسد که فردی بدنام و دروغ گو است و تمام علمای رجال بر بی اعتباری روایات او حکم کرده اند. فضل بن شاذان که هم عصر او و از علمای بزرگوار است درباره او می گوید: «رجل کذاب؛ مردی بسیار دروغ گوست. و در جایی دیگر اظهار داشته است: «کدت أقنت علیه؛ نزدیک بود در قنوت نماز لعن و نفرینش کنم» گذشته از اشکالات سندیت این دسته از روایات، از جهت دلالت نیز ناتمام اند و قابل پذیرش نمی باشند؛ زیرا مفاد بسیاری از آن ها با ضروریات مذهب و شریعت در تعارض است و به هیچ عنوان نمی توان آن ها را توجیه کرد.اصولا امام مهدی (علیه السلام) می آید که عدالت را بیاورد و بساط جور و جفا و ستم را برچیند. بنابراین، امکان ندارد که بخواهد از راه ظلم به عدل برسد و یا با ایجاد بدعت، سنت جدش حضرت محمد (صلی الله علیه واله) و امیرالمؤمنین علی (علیه السلام) را زنده کند.
از سویی نیز روایات دیگری شیوه امام مهدی (عج) را بیان کرده اند که خلاف ادعای مطرح شده درباره کشتار گسترده است. چرا که سیره ایشان را مانند سیره پیامبر (ص) معرفی کرده و مردم را شادمان از این واقعه معرفی می کنند. به عنوان نمونه:راوی از امام باقر (علیه السلام) سؤال می کند که حضرت حجت (علیه السلام) پس از ظهور، چه سیره و روشی در حکومت خواهد داشت؟ امام پاسخ می دهد همان طور که رسول خدا (صلی الله علیه واله) پس از بعثت تمام آن چیزهایی را که پیش از ایشان به عنوان دین مطرح بود، مثل یهودیت، نصرانیت و مجوسیت، همه را بی اعتبار اعلام کرد، مهدی (علیه السلام) نیز پس از ظهور آن چه که به نام اسلام بر دنیا حاکم است، اما با اساس اسلام مخالف است، از میان خواهد برد و اسلام واقعی را دوباره بر پا خواهد کرد.
پیامبر اکرم (صلی الله علیه واله) به فرموده ی قرآن با نرمی و عدم خشونت باورها و عقاید پیش از خود را بی اعتبار کرد.

توضیح بیشتر آنکه :
برخی از دشمنان و مخالفان گزارش هایی می دهند که امام زمان (عج) جوی خون راه می اندازد، حدود پنجاه حدیث از این نوع احادیث وجود دارد که جعلی بودن آنها ثابت شده است که اینها توطئه ی شیطان برای قطع ارتباط عاطفی شیعیان با امام شان بوده است. این روایات این طور نشان می دهند که هر کسی که گناهی در خلوت خودش هم انجام داده است باید گردن زده بشود . این طور نیست، امام برای هدایت ،تربیت و رحمت مردم می آید. چشم انداز حکومت حضرت این طور است که با دست امام عقل ها کامل می شود ،ایمان ها شکوفا می شود ،اخلاق های انسانی به نهایت درجه می رسد وعلوم گسترده می شود.عصر ظهور که با حکومت امام زمان (عج) بر جهان همراه است، استمرار سنت و سیره والای پیامبر اکرم (ص) و امامان معصوم خواهد بود. در دولت کریمه حضرت مهدی (ع) مکارم اخلاقی و ارزش های والای انسانی در همه ابعاد تحقق می یابد و این امر میسر نمی شود، مگر این که رهبری این نهضت و دولت در مراتب والای مکارم اخلاقی قرار گرفته باشد. اما این امر به این معنا نیست که نهضت حضرت مهدی تنها با مسالمت به نتیجه می رسد، بلکه نهضت با مقاومت ها، جنگ ها و درگیری هایی مواجه خواهد شد که ثمره آن تلفات جانی و مالی خواهد بود. از طرفی حضرت و کارگزاران ایشان، با آزادیهای ناسالم، همانند آزادی جنسی، آزادی برخوردهای اجتماعی غلط و… خواهند کرد؛ اجرای حدود معطله و حدود و تعزیرات الهی به شکل گسترده و به گونه اعلی این مطلب را می‌نماید. امام صادق(علیه السلام) می‌فرمایند:
هنگامی که حضرت مهدی(عجّل الله تعالی فرجه الشریف) قیام کنند، درسه مورد چنان حکم می‌فرماید که کسی پیش از او آن گونه حکم نکرده است. آن حضرت پیرمرد زناکار را اعدام می‌کند، کسی را که مانع زکات شود، به قتل می‌رساند و وارث برادر را به برادر مقامی می‌دهد. این روایت عام نیست و برای موراد خاص است.
اما اخباری که در آنها کشتار در حجم وسیعی مطرح شده است بر دو قسم است:
الف. قسمتی از این اخبار و روایات به فتنه های پیش از ظهور اختصاص دارد. این اخبار عمدتا ناظر بر اوضاع نابسامان جهان قبل ظهور قائم(ع)است. آنچه از مجموع این روایات به دست می آید، این است که شمار زیادی از انسان ها به سبب جنگ و درگیری که عمدتا میان دنیا طلبان رخ می دهد، یا شیوع بیماری های مرگبار که ظاهرا بر اثر این جنگ ها و یا فقر و فساد است، جان خود را از دست می دهند.
ب. دسته دیگری از روایات به زمان ظهور قائم (ع) مربوط می شود که این نوع روایات نیز بر دو گونه اند:
1. روایاتی که از طریق عامه نقل شده است که بیشتر آنها مشکل سندی دارد، به طوری که بعضی از آنها مرسل و برخی نیز از افرادی مانند کعب الاحبار که در زمان پیامبر (ص) مسلمان نبوده و مورد اعتماد نیستند نقل شده است. عمده این روایات از اسرائیلیات است که با غرض های مختلفی وارد کتب روایی شده اند.[1] عالمی از اهل سنت مانند ابن کثیر راجع به روایات کعب الاحبار می گوید: نوشته های وی از اسرائیلیات است که بیشتر آنها تحریف شده است و ما را نیازی به آن نیست.[2] 2. روایاتی که از طریق اهل بیت نقل شده و در کتاب های شیعه ذکر شده است، نیز بر دو گونه است. برخی صحیح و برخی دیگر از جهت سند یا متن دارای اشکال است و یا با روایاتی دیگر در تعارض می باشد. اکنون برای روشن شدن بحث به بررسی تعدادی از این روایات که در متن سئوال مطرح شده، می پردازیم.
الف. در کتاب غیبه نعمانی ص 234 به روایتی برمی خوریم که علامه مجلسی آن را در کتاب بحار الانوار،[3] نقل کرده است. در این روایت که ابی حمزه ثمالی آن را از امام باقر (ع) نقل می کند، آمده است: کار مهدی جز کشتن چیز دیگری نیست، و از هیچ کس توبه نمی خواهد.
در سند این روایت علاوه بر احمد بن محمد بن سعید که زیدی جارودی است، حسن بن علی بن ابی حمزه بطائنی ذکر شده است که به نقل کشی از محمد بن مسعود، از علی بن حسن بن فضال، او کذاب و ملعون است و دیگران او را لعن و طرد کرده اند. ضمنا یوسف بن کلیب نیز مجهول است.[4] ب. روایت دیگر که در ج 52، ص 353، بحار الانوار آمده و مضمون آن مأمور بودن امام زمان (ع) به کشتن است، نیز به دلیل وجود محمد بن علی کوفی که به ابو سمینه معروف است ضعیف است. جامع الرواة در مورد او چنین می گوید: علامه در خلاصه و نجاشی او را ضعیف و فاسد العقیده توصیف نموده اند. نیز نجاشی گفته است که قمی ها به جهت همین ضعف ها و شهرت او به غلو، وی را از قم اخراج نمودند.[5] ج. روایت ابی الجارود از امام باقر (ع) که در ج 52، ص 291 بحار الانوار آمده، یکی دیگر از این مجموعه روایات مورد بحث می باشد. در این روایت آمده است که امام (عج) آن قدر از مردم می کشد که جز دین محمد باقی نمی ماند.
کشی در مورد ابی الجارود که نام وی زیاد بن منذر است می گوید: وی مذموم است و در مذموم بودن او شکی نیست و نام سرحوب که اسم یکی از شیطان ها است بر او نهاده شده است.[6] د. روایت بشیر نبال از امام باقر (ع) که می فرماید: همچون قصاب که گوسفند را می کشد آنان را می کشد، از دیگر روایات مربوط به کشتار است که در ج 52، ص 357 بحار الانوار آمده، البته این روایت راجع به کشتن مرجئه است و به جهت وجود علی بن حسن تیملی که مجهول است و همچنین موسی بن بکر و بشیر النبال که توثیق نشده اند ضعیف می باشد.[7] هـ. کشتن زخمی ها و فراریان از جمله روایاتی است که در ج 52، ص 353 بحار الانوار نقل شده است. این روایت به دلیل وجود محمد بن علی کوفی در سلسله سند آن ضعیف شمرده شده است. ضمن این که روایت معارض آن نیز نقل شده است که در ادامه به آن خواهیم پرداخت.
و. در ج 52، ص 313 بحار الانوار روایتی نقل شده است که مهدی (ع) نوادگان کسانی که امام حسین (ع) را کشته اند و به عمل آنها راضی بودند را خواهد کشت. سند این روایت منقطع است. افرادی در زنجیره این روایت بوده اند که معلوم نیست چه کسانی هستند.[8] ی. روایت دیگری حاکی از فرار تعدادی از بنی امیه به روم و…، سرانجام کشتن مردان و شکافتن شکم زنان است که در ج 52، ص 389 بحار الانوار عنوان شده است. این روایت علاوه بر ضعف سند از متنی کاملا مضطرب برخوردار است.[9] ص. در کتاب خصال ج2، صفحه 579 که بحار الانوار از آن نقل نموده، سخن از عدم پذیرش جزیه به میان آمده است که به نظر طبرسی خبر غیر مقطوع است.[10] عدم اعتماد به این روایات تنها به اشکال سندی آنها بر نمی گردد؛ چرا که هرگز ضعف حدیث به معنای طرد آن نیست و ضعیف بودن سند یک حدیث به تنهایی نمی تواند دلیل بر رد آن باشد. احادیث ضعیف زیادی چه در فقه و چه در غیر فقه مورد استفاده قرار گرفته و علما بدانها تمسک جسته اند، در حالی که از سند قابل قبولی برخوردار نبوده اند، ولی شواهد و قرائن دیگر به کمک آن احادیث آمده، و به گونه ای آنها را قابل استناد نموده است. شهید ثانی در این مورد می نویسد: برخی عمل کردن به خبر واحد را اجازه داده اند که اینان گروه زیادی هستند، البته با این شرط که خبر ضعیف با شهرت روایی تقویت شده باشد.[11] با توجه به مقدمه ای که گفته شد لازم است بدانیم متن برخی از روایات یاد شده با روایات دیگر در تعارض است و به همین علت تمسک به این روایات دشوار به نظر می آید. برای روشن شدن مطالب مطرح شده در این روایات اعم از اکراه به پذیرش اسلام، مأموریت برای کشتن، کشتن زخمیان و فراریان، مجازات نوادگان قاتلان امام حسین، عدم قبول جزیه، شکافتن شکم زنان، و … به چند نکته اشاره می نماییم.
1. علاوه بر این که مضمون روایات یاد شده در مورد کشتار و به کار بردن زور در دعوت به اسلام با آیاتی از قرآن مانند: “لا اکراه فی الدین”،[12] منافات دارد با روایاتی مانند روایت جابر از امام باقر(ع) نیز در تعارض است. امام در فرازی می فرمایند که مهدی حکم می کند بین اهل تورات با تورات، و بین اهل انجیل با انجیل و بین اهل زبور با زبور، و بین اهل قرآن با قرآن.[13] بنابر این، روایت یاد شده بیان کننده عدم اکراه مردم به پذیرش اسلام و آزادی سایر ادیان در سایه حکومت مهدی منتظر است.
البته راجع به مسئله اکراه دو نظریه وجود دارد. یک دیدگاه معتقد است که مصلحت و منفعت جامعه بشری در یک سان سازی ادیان با ابزارهای مختلف است. و از آن جا که خداوند انسان ها را بر اسلام سرشته است،[14] بسیاری از انسان های پاک نهاد که عداوت و عنادی ندارند به اسلام می گروند. اما اقلیت باقی مانده، معاند و در حال نبرد با حق و حقیقت به شمار می آیند و برداشتن آنان از سر راه کمال و تعالی جامعه جهانی با تکیه بر قوه قهریه امری مجاز و مشروع خواهد بود.
دیدگاه دیگری طرفدار آزادی و اختیار عقیدتی در عصر ظهور است. این دیدگاه با تکیه بر آیات و روایات بر مختار بودن انسان در همه اعمال از جمله اعتقاد و جهان بینی دلایلی می آورد. علاوه بر این، اصولاً اعتقاد را که امری قلبی و پذیرشی درونی است اکراه پذیر نمی داند و در صورت وقوع نیز آن را فاقد ارزش می داند.[15] در مورد دیدگاه نخست که قائل به اکراه است، چند نکته قابل تأمل وجود دارد که به اختصار به آنها اشاره می کنیم.
اول: اگر خداوند رضایت دارد که مردمان در عصر ظهور از راه اکراه به کمال برسند. این کار از طریق معجزه و بدون خون ریزی و برپایی جنگ ها و دادن تلفات نیز ممکن می نمود، حال این که خداوند نخواسته است با آوردن معجزات دهشت بار به یک باره تمام کافران را مجاب گرداند تا از سر ترس اسلام بیاورند. قرآن کریم در این باره می فرماید: “و اگر پروردگار تو می خواست هرکه در زمین است همه یک سره ایمان می آوردند. پس آیا تو مردم را ناگزیر می کنی که ایمان بیاورند.[16]دوم: اگر اکراه عقیدتی صحیح و مجاز بود؛ چرا پیامبر اکرم (ص) یهودیان و مسیحیان مدینه را به پذیرش اسلام مجبور نساخت، در حالی که در اوج اقتدار سیاسی و نظامی بود. پیامبر اکرم نه تنها یهودیان و مسیحیان را مجبور به پذیرش اسلام نکرد، حتی مشرکان مکه را بعد از فتح آن به اسلام ملزم ننمود.[17]بنابر این، در صورت پذیرش روایات قتل غیر مسلمانان، باید آنها را حمل بر کشتن قشر خاصی از غیر مسلمانان دانست که به جای پیروی از حکومت مهدی (ع) و پرداخت جزیه –که در ادامه توضیح آن خواهد آمد- به دشمنی، عناد، ایستادگی رو می آورند و وارد عرصه جنگ و خشونت می گردند.
2. به تصریح قرآن کریم پیامبر اکرم (ص) رحمة للعالمین بوده است، چگونه ممکن است آخرین خلیفه و جانشین او به جای رحمت برای جهانیان نقمت و سبب رنج و محنت گردد؟ روایات فراوانی وجود دارد که راجع به خلق و خوی صفات و سیره عملی حضرت سخن گفته و او را از این جهات مانند پیامبر اکرم (ص) دانسته که با روایات مذکور مخالفت دارد.[18] امام رضا (ع) در توصیف شخصیت امام عصر (عج) می فرماید: “او عالم ترین، شکیباترین، باتقواترین، سخاوت مندترین، شجاع ترین و عابدترین مردمان است”.[19] از آن جمله روایاتی است که به رفتار امام زمان (ع) بر اساس سنت پیامبر و بسط قسط و عدل[20] اشاره دارد، به گونه ای که تمام انسان ها و سایر موجودات در سایه حکومت او در امان آسایش و متنعم خواهند بود.[21] بنابر این نهضت حضرت مهدی را باید امتداد و استمرار حرکت پیامبر دانست که بر اساس سنت و سیره او بنا نهاده شده است، نه مأموریت برای کشتن و نابودی انسان ها، بلکه ماموریت برای حیات بخشیدن به آنان که در قالب دعوت به دین حق و بسط عدالت است. همچنین دولت حضرت مهدی بر محور کرامت و لحاظ عالی ترین حد کرامت های الاهی و انسانی حرکت نموده و تبلور می یابد. در همین زمینه پیامبر می فرماید: “سیرت و سنت او سیرت و سنت من است”.[22] او مانند سایر امامان مظهر کرامت، انس و شفقت است. امام رضا (ع) در توصیف امامان (که شامل امام دوازدهم نیز می شود) می فرماید: “امام، آن همدم و همراه و آن پدر مهربان و برادر مهربان بوده و همانند مادر دلسوز به فرزند خردسال و پناهگاه بندگان در واقعه هولناک است”.[23]3. سیره پیامبر اکرم (ص)- که به اعتقاد شیعه امام زمان نیز بر همان سیره رفتار خواهد نمود – عدم تعرض به مجروحان و فراریان در جنگ است. از برخی روایات استفاده می شود که حضرت مهدی نیز بر این روش رفتار می نماید. از امام صادق (ع) نقل شده است که در جنگ امام مهدی با سفیانی پس از شکست سپاه دشمن امام دستور می دهند که هیچ فراری را تعقیب نکرده و هیچ مجروحی را نکشند.[24]4. در مورد مجازات و کشتن نوادگان قاتلان امام حسین(ع) که به فعل پدران خود رضایت دارند، باید گفت که در حال حاضر حکم مجازات راضی به قتل که هیچ نقشی عملی در قتل نداشته است قصاص نمی باشد. آری رضایت داشتن به قتل حکایت از خبث باطن دارد و در صورت اثبات چنین رضایتی، مجازات او نیز مخالف عدالت نخواهد بود و معاف بودن آنان از مجازات تنها به خاطر رحمت الاهی در مقطعی خاص می باشد. لکن این مسئله که شاید در هیچ یک از مکاتب جهان نظیر و مانند نداشته باشد بر اساس یک واقعیت مهم اجتماعى استوار است و آن این که کسانى که در طرز فکر با دیگرى شبیه اند هر چند در برنامه معینى که او انجام داده شرکت نداشته باشند، اما به طور قطع وارد برنامه هاى مشابه آن در محیط و زمان خود خواهند شد؛ زیرا اعمال انسان همیشه پرتوى از افکار او است و ممکن نیست انسان به مکتبى پاى بند باشد و در عمل او آشکار نشود.[25] در این صورت مجازات کسانی که از شهادت امام حسین ابراز رضایت دارند غیر منتظرانه نخواهد بود. ضمن این که قرآن نمونه روشنی راجع به این مطلب برای ما ارائه می نماید و آن جریان کشتن ناقه صالح است که در واقع به دست یک فرد انجام پذیرفت، لکن خداوند سایرین را به خاطر رضایت، سکوت و تشویق به این امر، مجازات نمود.[26] 5. نکته مهم در بحث این است که تصور برپایی حکومت عدل امام مهدی بدون جنگ و درگیری و خونریزی غیر واقعی به نظر می آید. مطالعه تاریخ بشر به خوبی این واقعیت را آشکار می سازد که موانع رشد و تکامل انسان جز با قدرت بر طرف نمی گردد. تعالیم اخلاقی و اصول تربیتی هر چند تأثیرات ژرف و گسترده ای دارد، لکن این تعالیم در برخی از افراد سلطه طلب، دنیا پرست و استثمارگر که منابع اقتصادی، سیاسی و نظامی جامعه را در دست دارند تاثیر گذار نبوده و یا حداقل تحول آفرین و دگرگون ساز نیست. بنابر این برای پیشرفت و رشد و کمال و تعالی بشر می بایست این موانع به گونه دیگر برطرف شود. در این صورت است که جنگ به عنوان یک ضرورت نه یک اصل و قاعده برای دست یابی به هدف های انسانی مطرح می شود. اسلام نیز مانند سایر ادیان آسمانی دیگر جنگ و جهاد را که یکی از پیامدهای آن از دست رفتن جان برخی انسان ها است به عنوان وسیله ای برای تحقق توحید و عدل و نه به عنوان هدف و آرمان پذیرفته است. قرآن کریم در این زمینه می فرماید: “با آنان نبرد کنید تا دیگر فتنه ای نباشد و همه دین برای خدا گردد”.[39]همان گونه که گفته شد روش امام عمل به سیره پیامبر اکرم (ص) است و فلسفه ظهور و نهضت امام اقامه قسط و عدل می باشد. ابزار عدالت در قرآن کریم به شکلی کاملا روشن بیان شده است. خداوند متعال در آیه 25 سوره حدید از این ابزار سخن می گوید: حربه اولیه تمام پیامبران برای ایجاد قسط و عدل را کار فرهنگی ،یعنی روشنگری به شمار آورده و می فرماید: ما رسولان خود را با دلایل روشن فرستادیم. آن گاه با توجه به قانون عدل، ازکتاب و میزان سخن به میان می آورد: و با آنها کتاب (آسمانى) و میزان (شناسایى حقّ از باطل و قوانین عادلانه) نازل کردیم تا مردم قیام به عدالت کنند.و در مرحله سوم به قدرت سلاح و نیروی نظامی اشاره کرده می فرماید: و آهن را نازل کردیم که در آن نیروى شدید و منافعى براى مردم است [40].
با توضیحی که داده شد روشن می شود یکی از ابزارهای مورد تایید قرآن که پیامبران از آن بهره گرفته اند کاربرد قدرت است که قاعدتا امام زمان(ع) نیز از این ابزار در پیشبرد اهداف و برطرف کردن موانع استفاده خواهد کرد.
6. سخن دیگر این است که در انقلاب مهدی جنگ و کشتارهای کور کورانه بی علت و بی هدف نیست، بلکه وقتی سخن از کشتن به میان می آید گاهی مراد از آن اجرای حدود الاهی است که در قرآن بدان تصریح شده است؛ مانند برخورد با کسانی که در مقابل خدا و رسول او صف آرایی نموده و تلاش می نمایند تا بر روی زمین فساد و تباهی نمایند. خداوند دستور برخورد قاطع با این دسته که مصالح جامعه را به خطر می اندازند داده است و جزای آنان را کشته شدن، بریدن دست و پا و یا تبعید دانسته است.[41]همچنین از جمله کسانی که مستحق عقوبت و کشته شدن هستند و برخی روایات متعرض حال آنان شده اند افرادی می باشند که از دین اسلام برگشته و اصطلاحا مرتد شده و به دشمنان پناهنده می شوند.[42] طبق قوانین دین اسلام مجازات این دسته که به اسلام پشت کرده و اصطلاحا مرتد گردیده به یاری دشمنان اسلام می پیوندند کشته شدن خواهد بود.
در پایان تذکر این نکته لازم است که قرار دادن شمشیر و استفاده از قوه قهریه به عنوان ملاک حاکم خلاف ضرورت دین است. سیره پیامبر نیز خلاف این رویه بوده، لکن رفع موانع موجود در مسیر تبلیغ دین و ایجاد حکومت عدل ضروری است که طبیعتا همراه با جنگ و کشتار نیز خواهد بود و این امر مورد تایید عقل و شرع است. اما چهره سازی مخدوش از امام زمان(ع) و منحصر کردن دعوت وی به ابزارهایی چون جنگ، کشتار و اکراه برای تسلط بر جهان با استناد به روایات آحاد و ضعیف و نادیده انگاشتن سایر روایات معارض که به جنبه های دیگر از صفات و سیره حضرت پرداخته است، کاستن از جایگاه واقعی امام زمان (ع) است و همچنین قرار دادن وی در ردیف فاتحانی است که توانستند با تکیه بر زور و قدرت بر قسمتی از جهان دست یابند، ولی در تسلط بر قلوب انسان ها عاجز ماندند. اصرار بر طرح بیش از اندازه مسئله جنگ و کشتار به عناوین مختلف و نادیده انگاشتن سایر توانایی ها و ابزارهایی که امام از آنها در مسیر دعوت انسان ها به حق و عدالت بهره می گیرد، ظلمی بسیار فاحش به ساحت مقدس امام زمان (ع) و عاجز قلمداد نمودن وی در جذب و همراه کردن انسان ها در نهضت اصلاحی و برپایی دولت کریمه مبتنی بر قسط و عدل است.
[1] رضوانی، علی اصغر، هنگامه ظهور، ص 33، انتشارات مسجد جمکران ،چاپ سوم ،1386 ش.
[2] ابن کثیر، اسماعیل بن عمرو، تفسیر القرآن العظیم، ج 5، ص 171 ، دار الکتب العلمیه ،بیروت 1419 ق.
[3] مجلسی، محمد باقر، بحار الانوار، ج 52، ص 348، مؤسسة الوفاء، بیروت – لبنان، چاپ چهارم، 1404 ق.
[4] مازندرانی، محمد بن اسماعیل، منتهی المقال، ج 2، ص 408، آل البیت ،قم ،چاپ اول.
[5] اردبیلی غروی، محمد بن علی، جامع الرواة، ج 2، ص150، مکتبه محمدی ،قم.
[6] کشی، محمد بن عمر، رجال الکشی، ص 229، مؤسسه نشر دانشگاه، مشهد، 1348 ق.
[7] جامع الرواة، ج 1 ص 124.
[8] منتظری، حسینعلی، موعود ادیان، ص 219، مؤسسه خرد آوا، چاپ چهارم ،1387 ش.
[9] موعود ادیان، ص 224.
[10] طبرسی، فضل بن علی، اعلام الوری، ص 477، دار الکتب الإسلامیة،قم ، چاپ سوم، 1390 ق.
[11] اکبرنژاد، مهدی، بررسی تطبیقی مهدویت در روایات شیعه و اهل سنت، ص 327، نشر دفتر تبلیغات اسلامی حوزه علمیه قم، چاپ اول، 1386 ش.
[12] بقره، 256.
[13] نعمانی، محمد بن ابراهیم ،الغیبة، ص 237، مکتبه صدوق،تهران، 1397 ق.
[14] روم ،30.
[15] آقاجانی قناد، محمد رضا، حقوق اقلیت های دینی در عصر ظهور، مجموعه مقالات سومین همایش بین المللی دکترین مهدویت، ج 1، ص 307، مؤسسه آینده روشن ،قم 1386 ش.
[16] یونس ،99.
[17] حقوق اقلیت های دینی در عصر ظهور، مجموعه مقالات سومین همایش بین المللی دکترین مهدویت، ج 1، ص 310.
[18] صدوق، محمد بن علی، کمال الدین ج2 ص 411، دار الکتب الإسلامیة، قم ، چاپ دوم، 1395 ق.
[19] صدوق، محمد بن علی، من لا یحضره الفقیه، ج 4 ص 418، مؤسسه نشر اسلامی، چاپ سوم، 1413 ق.
[20]صدوق، محمد بن علی، علل الشرایع، ج 1، ص 161، مکتبة داوری،قم، 1386 ق.
[21] بحار الانوار، 51، ص 81، 1404.
[22] حر عاملی، محمد بن حسن، وسایل الشیعة، ج 3، ص 348، انتشارات مکتبة اسلامیة، تهران، 1376 ق.
[23] کلینی، محمد بن یعقوب، کافی، ج1، ص 198، دار الکتب الإسلامیة، تهران ،چاپ چهارم ،1365 ش.
[24] بحار الانوار، ج 52، ص 387.
[25] مکارم شیرازی، ناصر، تفسیر نمونه، ج 9، ص 160.
[26] نهج البلاغه، صبحی صالح، ص 319،کلام 201.
[27] قرا ملکی، محمد حسن، دکترین مهدویت و پلورالیسم، مجموعه آثار دومین همایش دکترین مهدویت، ج1 ص 63، مؤسسه آینده روشن ،قم ،1385 ش.
[28] مجلسی، محمد باقر، بحار الانوار ج 24 ص 41.
[29] قراملکی، محمد حسن، دکترین مهدویت و پلورالیسم ،مجموعه آثار دومین همایش دکترین مهدویت، ج1، ص 65.
[30] بحار الانوار، ج 52، ص 350 ، 373.
[31] مائده ،14و 64؛ اعراف 167.
[32] بحارالأنوار، ج 52، ص 376 و 381.
[33] قرا ملکی، محمد حسن، دکترین مهدویت و پلورالیسم، مجموعه آثار دومین همایش دکترین مهدویت ج1 ص 67.
[34] بقره ،190.
[35] بابایی، احمد علی، برگزیده تفسیر نمونه، ج 1، ص 172، دار الکتب الاسلامیه، تهران، چاپ سیزدهم 1382 ش.
[36] هشام عبد الملک، السیره النبویة، ج 3 ص 284، انتشارات دار الاحیاء التراث العربی، بیروت 1404 ق.
[37] نهج البلاغه، صبحی صالح، ص 373.
[38] وسایل الشیعة، ج 15، ص 64.
[39] بقره ،193.
[40] حدید ،25
[41] مائده ،33.
[42] کافی، ج6، ص174.

ممکن است این مطالب هم برای شما مفید باشد:

دیدگاهتان را ثبت کنید

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد