۵ مرحله‌ی به خاطر سپردن اطلاعات توسط مغز

بر طبق آزمایش‌های انجام‌شده، محققان سلول‌های مسئول حافظه را در سه منطقه از مغز شناسایی کردند. این سه منطقه شامل هیپوکامپ، قسمتی از قشر مخ (پریفرانتال کورتکس) و قسمتی از مغز به نام آمیگدال می‌شد. آمیگدال نقش مهمی در درک احساسات و فرآیند پاسخ به ترس‌ها دارد و حافظه‌ی هیجانی و احساسی در این قسمت از مغز ذخیره می‌شود.

روز بعد از انجام این آزمایش‌ها، دانشمندان متوجه شدند که حافظه‌ی موش‌ها از اتفاقات و رخدادها در سلول‌های اینگرام در هیپوکامپ و در قشر پریفرانتال مغز به‌طور هم‌زمان ذخیره می‌شود، اما سلول‌های اینگرام در قشر مخ غیرفعال باقی می‌مانند. زمانی که این سلول‌ها (سلول‌های اینگرام قشر مخ) به‌طور مصنوعی و با تحریک نوری به فعالیت وادار شوند، موجب عکس‌العمل رفتاری خاص (ترس و وحشت) در موش‌ها می‌شوند. اما طی فرآیند طبیعی و عادی یادآوری خاطرات، این سلول‌ها هیچ فعالیتی نداشتند. 
به این طریق دانشمندان دریافتند که اطلاعات مربوط به آن خاطرات و حوادث از ابتدا در قشر پریفرانتال مغز وجود دارد و طی ‌فرآیندی از هیپوکامپ به قشر مخ منتقل نمی‌شود. یافته‌های جدید با نظریه‌ای که قبلا درباره شکل‌گیری حافظه بیان شده بود کاملا مغایرت دارد. نظریه‌ی قبلی بیان می‌کرد که خاطرات به‌تدریج از هیپوکامپ به قشر مخ منتقل می‌شوند؛ اما نتیجه آزمایشات نشان می‌دهد که این خاطرات هم‌زمان در قشر مخ نیز وجود دارند.
ممکن است برای بسیاری از ما این سوال پیش آمده باشد که مغز انسان چگونه قادر به حفظ کردن مطالب و به یاد آوردن خاطرات است. در پاسخ به این سوال باید به بررسی نحوه عملکرد مغز در دریافت، تحلیل و ذخیره کردن اطلاعات بپردازیم.

از نظر علمی، فرایند به خاطر سپردن یک موضوع توسط مغز در پنج مرحله صورت می گیرد که به شرح زیر هستند:

مرحله نخست، دریافت اطلاعات و احساس

نخستین فرآیند حافظه سازی توسط مغز انسان شامل قرار گرفتن در معرض صحنه ها و موقعیت های اطراف است. در حقیقت  مناظر و اصوات مختلف توسط حواس شما تجربه شده و این تجربه توسط سیستم عصبی به مغز ارسال می شوند.

مرحله دوم، رمزگذاری اطلاعات و تجربه‌ها

در واقع با انتقال اطلاعات حسی به مغز، حجم زیادی از اطلاعات پیچیده و دشوار برای پردازش به مغز وارد می شوند که میزان اطلاعات بسیار زیادی را شامل می شود. به همین دلیل مغز ما جنبه های مهم یک رویداد یا تجربه را انتخاب کرده و به طور طبیعی به حوادث غیرمعمول توجه زیادی می کند در حالی که وقایع روزمره رمزگذاری شده بعید است بعداً در حافظه بلند مدت باقی بمانند.

مرحله سوم، ادغام اطلاعات

برای ریشه یابی کردن این خاطرات در مغز، انجام فرایند یکپارچه سازی و ادغام اطلاعات دریافتی که معمولا حجم زیادی دارند، ضروری است. با قرار دادن تجربه رمزگذاری شده در بخش حافظه پایدار و طولانی مدت، این فرآیند سیگنال های بین سلول های عصبی مغز برای یادآوری تجربیات و مطالب به ذهن سپرده شده، را تقویت می کند. 

مرحله چهارم، ذخیره سازی

پس از ادغام شدن اطلاعات در حافظه، این اطلاعات و تجربیات باید در مغز ذخیره شوند تا بتوان در آینده به راحتی به آن ها دسترسی داشت. در حقیقت تمامی این اطلاعات به صورت کامل در حافظه ما ذخیره نمی شوند و این نحوه ذخیره سازی باعث می شود مغز ما در آینده قادر باشد تا حوادث را بازسازی کند. این قابلیت مغز بسیار منحصر به فرد بوده و با کدگذاری و رمزگذاری این اطلاعات می تواند آن ها را با حداکثر دقت بازیابی کند.

مرحله پنجم، بازیابی

هزاران واقعه را می توان به عنوان ردیابی حافظه در مغز ذخیره کرد، اما این موارد غیر قابل حذف نیستند. در حالی که از بیشتر خاطرات  ذخیره شده در مغز هرگز استفاده نخواهند شد، برخی از آنها را می توان با استفاده از نشانه های بازیابی به نمایش گذاشت. آهنگ خاصی که شنیده اید، بوی عطر خاص یا قرار گرفتن در یک موقعیت ویژه، می تواند ردیابی حافظه را تحریک کند. در این شرایط می توان خاطرات مربوط به یک موضوع را به سرعت بازیابی کرد. نکته جالب توجه این است که وقتی ردیابی حافظه برای یک بار فعال شد، احتمال فعالیت دوباره و تکرار آن در آینده وجود دارد.


سیناپرس

دیدگاهتان را ثبت کنید

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد